تبلیغات

متن کامل روایت «فرأیتماه کاذبا آثما غادرا» بهمراه ترجمه و شرح آن

Article Image

دلیل انتشار این مطلب چیست؟

بسیاری از کاربران با ذکر حدیث زیر به انتقاد ازصحابه می پردازند این منتقدین افراد بی اطلاعی هستند که دسترسی به منابع اهل سنت ندارند و بعضا قادر به درک مسائل از منابع نیستند، سطح دانش و اطلاعات این افراد صرفا قطع و بریدی است که دیگران در اختیار آنها قرار می دهند و اسباب تعصب شان را فراهم می سازند.

چنانچه اشاره گردید، برخی عادت دارند که روایات را قیچی وقطع وبرید کنند ویحرفون الکلم عن مواضعه بکنند، وآن چنان که عادت همیشگی آن ها است، ازروایات قیچی شده به نفع خود بهره برداری کنند وسخنشان را به کرسی بنشانند. 

لذا ما بر آن شدیم که در میان مقوله های غیر واقعی، سخن راستین را منتشر نمائیم تا به وظیفه اسلامی و شرعی خود عمل کرده باشیم. 

ما در ابتدا روایت را می آوریم سپس به ترجمه و توضیح آن می پردازیم.

متن روایت:

عن ‏ ‏الزهری ‏ ‏أنّ ‏ ‏مالک بن أوس ‏‏حدثه قال:

أرسل إلی ‏ ‏عمر بن الخطاب ‏ ‏فجئته حین تعالی النهار قال فوجدته فی بیته جالسا علی سریر ‏ ‏مفضیا ‏ ‏إلی ‏ ‏رماله ‏ ‏متکئا علی وسادة من ‏ ‏أدم ‏، ‏فقال لی : ‏یا ‏ ‏مال ‏، ‏إنه قد ‏ ‏دف ‏ ‏أهل أبیات من قومک وقد أمرت فیهم ‏ ‏برضخ ‏ ‏فخذه فاقسمه بینهم قال قلت لو أمرت بهذا غیری قال خذه ‏ ‏یا ‏ ‏مال ‏ ‏قال فجاء ‏ ‏یرفا ‏ ‏، فقال: هل لک یا أمیر المؤمنین فی ‏عثمان ‏ ‏وعبد الرحمن بن عوف ‏ ‏والزبیر ‏ ‏وسعد ‏ ‏فقال ‏عمر: ‏نعم فأذن لهم فدخلوا ثم جاء فقال: هل لک فی ‏‏عباس ‏ ‏وعلی ‏ ‏، قال: نعم ، فأذن لهما فقال عباس: یا أمیر المؤمنین اقض بینی وبین هذا الکاذب الآثم الغادر الخائن ، فقال القوم أجل یا أمیر المؤمنین فاقض بینهم وأرحهم ‏ ، ‏فقال ‏‏مالک بن أوس: ‏یخیل إلی أنهم قد کانوا قدموهم لذلک.

فقال ‏عمر ‏: اتئد ‏أنشدکم بالله الذی بإذنه تقوم السماء والأرض أتعلمون أن رسول الله ‏ ‏صلی الله علیه وسلم ‏ ‏قال ‏ ‏لا نورث ما ترکنا صدقة قالوا نعم ثم أقبل علی ‏ ‏العباس ‏ ‏وعلی ‏‏فقال: أنشدکما بالله الذی بإذنه تقوم السماء والأرض أتعلمان أنّ رسول الله ‏ ‏صلی الله علیه وسلم ‏قال: لا نورث ما ترکناه صدقة ، قالا: نعم ، فقال عمر: ‏إنّ الله جل وعز کان خص رسوله ‏ ‏صلی الله علیه وسلم ‏بخاصة لم یخصص بها أحدا غیره قال ‏{‏ما ‏ ‏أفاء ‏ ‏الله علی رسوله من أهل القری فلله وللرسول} ‏ما أدری هل قرأ الآیة التی قبلها أم لا ‏ ‏، قال: فقسم رسول الله ‏ ‏صلی الله علیه وسلم ‏ ‏بینکم أموال ‏ ‏بنی النضیر ‏ ‏، فوالله ما ‏ ‏استأثر ‏ ‏علیکم ولا أخذها دونکم حتی بقی هذا المال فکان رسول الله ‏ ‏صلی الله علیه وسلم ‏ ‏یأخذ منه نفقة سنة ثم یجعل ما بقی ‏ ‏أسوة المال ‏ ‏ثم قال أنشدکم بالله الذی بإذنه تقوم السماء والأرض أتعلمون ذلک قالوا نعم ثم نشد ‏ ‏عباسا ‏ ‏وعلیا ‏ ‏بمثل ما نشد به القوم أتعلمان ذلک قالا نعم قال فلما توفی رسول الله ‏ ‏صلی الله علیه وسلم ‏ ‏قال ‏‏أبو بکر ‏: ‏أنا ولی رسول الله ‏ ‏صلی الله علیه وسلم ‏، ‏فجئتما تطلب میراثک من ابن أخیک ویطلب هذا میراث امرأته من أبیها ، فقال‏ ‏أبو بکر: ‏قال رسول الله ‏ ‏صلی الله علیه وسلم ‏ (‏ما نورث ما ترکناه صدقة) فرأیتماه کاذباً آثماً غادراً خائناً والله یعلم إنه لصادق بار راشد تابع للحق ، ثم توفی ‏‏أبو بکر ‏‏وأنا ولی رسول الله ‏ ‏صلی الله علیه وسلم ‏‏وولی ‏‏أبی بکر ‏‏فرأیتمانی کاذباً آثماً غادراً خائناً والله یعلم إنی لصادق بار راشد تابع للحق ، فولیتها ثم جئتنی أنت وهذا وأنتما جمیع وأمرکما واحد، فقلتما ادفعها إلینا ، فقلت: إن شئتم دفعتها إلیکما علی أن علیکما عهد الله أن تعملا فیها بالذی کان یعمل رسول الله ‏ ‏صلی الله علیه وسلم ‏فأخذتماها بذلک ، قال: أکذلک؟ قالا: نعم ، قال: ثم جئتمانی لأقضی بینکما ، ولا والله لا أقضی بینکما بغیر ذلک حتی تقوم الساعة فإن عجزتما عنها فرداها إلی”

ترجمه :

امام مسلم در صحیح خود از زهری روایت نموده که مالک بن اوس برایش گفت: امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی الله عنه مرا احضار نمود، چون روز بر آمد خدمت ایشان رسیدم، و عمر فاروق رضی الله عنه بر تختی در خانه‌اش نشسته و بر بالشی از پوست تکیه داده بود،…

عمر برایم گفت: ای مالک! عده‌ای چند از قوم تو اینجا آمده بودند و من برای آن‌ها از بيت المال مستمری تخصیص داده‌ام، و تو این مال را برگیر و بین آنان تقسیم کن. مالک گفت: گفتم: کاش فردی دیگر را به این کار مأمور نمائید.
عمر فرمود: مال را برگیر.
در این هنگام یرفأ  آمده و گفت: ای امیرالمؤمنین! آیا عثمان، عبدالرحمن بن عوف، زبیر و سعد را اجازه می‌دهید که وارد شوند؟.
عمر فرمود: بلی، و آن‌ها وارد شدند.
یرفأ دوباره آمده و گفت: ای امیرالمؤمنین! آیا اجازه می‌دهید که عباس و علی وارد شوند؟.
فرمود: بلی، و آن ‌دو نیز داخل شدند.
عباس گفت: ای امیرالمؤمنین! بین من و بین این دروغ‌گوی گنهکار خائن به حق فیصله کن. سایر حاضرین در مجلس نیز گفتند: بلی، ای امیرالمؤمنین بین آنها فیصله کن و راحت‌شان گردان.
مالک بن اوس گفت: گمان می‌کنم بقیه‌ی حضار نیز بخاطر این مسأله آمده بودند.
عمر گفت: شما را به خدای سوگند می‌دهم که آسمان‌ها و زمین به اجازه‌‌ی او استوار¬اند، آیا شما می‌دانید که رسول الله فرمودند: از ما (جماعت پیامبران) کسی میراث نمی برد، مالی که از ما باقی بماند صدقه است؟!
گفتند: بلی، ما این حدیث را از ایشان شنیده‌ایم.
سپس امیرالمؤمنین رو به عباس و علی نمود و گفت: شما را به خدای که آسمان‌ها و زمین به اجازه‌ی او برپا اند سوگند می‌‌دهم آیا شما از این حدیث اطلاع ندارید که رسول الله فرمودند: از ما (جماعت پیامبران) میراث برده نمی‌شود هر چه بگذاریم صدقه است؟!
هردو (عباس و علی) گفتند: بلی، (ما این حدیث را شنیده ایم).
عمر فرمود: الله بزرگ پیامبرش را به برخی ویژگی‌ها نوازش داد که کسی دیگر را با ایشان شریک نساخته، و خداوند فرموده است: ﴿مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ﴾ [حشر: 7] «آنچه را خداوند از اهل این آبادیها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول است». راوی می گوید: درست بخاطر ندارم که آیا عمر آیه‌ی قبلی را نیز تلاوت نمود یا خیر؟.
عمر ادامه داد: پس پیامبر اموال بنی نضیر را بین شما تقسیم نمود. سوگند به الله ایشان تنها آن اموال را برای خود تخصیص نداد، بلکه در سالهای بعدی نیز صرف به اندازه‌ی خرج سالانه‌ی فامیلش از آنجا غله بر می‌داشت و بقیه را برای بیت‌المال و عموم مسلمانها قرار می‌داد. سپس عمر گفت: شما را به الله که آسمان‌ها و زمین به اذن او ایستاده است سوگند می‌دهم آیا از این موضوع با خبر هستید؟.
هر دو (عباس و علی) گفتند: بلی. عمر گفت: چون رسول الله وفات یافتند، ابوبکر گفت: من خلیفه‌ی پیامبر هستم، و شما دو نفر نزد ابوبکر آمدید. و تو ای عباس! ارث خود از برادر زاده‌ات را می خواستی، و این (علی) میراث زنِ خود از مال پدرش را طلب می‌کرد، ابوبکر به شما گفت: رسول الله فرموده اند: «ما نورث ما ترکناه صدقة» از ما میراث برده نمی‌شود، آنچه ما بگذاریم صدقه است.
شما گمان کردید که او دروغگو، گنهکار و خائن است، و خدا می‌داند که ابوبکر صادق، نیکوکار، هدایت یافته و پیرو حق بوده است.
و چون ابوبکر وفات نمود، من جانشین رسول الله و خلیفه‌ی ابوبکر شدم، و شما فکر می کنید من دروغگو، گنهکار و خائن هستم، و خدا می داند که من صادق، نیکوکار، هدایت یافته و تابع حق می‌باشم. و من سرپرستی آن اموال را به دوش گرفتم، سپس تو و این (عباس و علی) نزدم آمدید، و با هم به توافق رسیده بودید، هردو نفر گفتید: اموال (زمین‌ها) را به ما بسپار، من برای تان گفتم: اگر می‌خواهید من آن اموال را به شما بسپارم، به شرطی که همان طوری که رسول الله در آن تصرف می‌نمودند شما نیز همانطور تصرف کنید، و شما دو نفر نیز بر همین شرط آن زمین‌ها را از من تحویل گرفتید!.
عمر گفت: آیا سخنم درست است؟ هر دو گفتند: بلی، درست است. گفت: سپس حالا آمدید تا بین شما فیصله کنم .نه، سوگند به الله تا برپائی قیامت فیصله‌ی دیگری در بین شما نخواهم کرد، اگر از سرپرستی آن زمین بر اساس روش رسول الله و شرطی که با من گذاشته اید عاجز شدید، دوباره آن را به من باز گردانید و من خود، طبق سنت رسول الله مسئولیت آن را به دوش می‌گیرم.

حالا برخی ها (با دیدن این حدیث) شبهه تراشی کرده اند که: از روایت دانسته می‌شود که علی ؛ ابوبکر و عمر را دروغگو و خائن می‌دانست!.

پاسخ:    
این گفته که علی ابوبکر و عمر را دروغگو، گنهکار و خائن می‌دانست گفته‌ی آشکارا باطل و فاسد می‌باشد، به دلائل ذیل:
نخست- اگر این کلام را بر ظاهرش حمل کنیم، این سخنی متقدم است (قبلا گفته شده) و حکم علی بر افضلیت ابوبکر و عمر متأخر است، و هرگاه جمع نمودن بین دو قول یک مجتهد متعذر بود، همان قول اخیرش درست است؛ زیرا جایز نیست گفته‌ی را به فردی نسبت دهیم که با اسناد صحیح ثابت شده از آن گفته‌ی خویش بر گشته است.
و قابل یادآوری است که فردی به دلایل زیاد قول سابقش را ترک کرده و گفته‌ی جدیدی را اختیار می‌نماید، از جمله: بر دلائلی که قبلا نمی‌‌دانسته مطلع شده است، یا فساد علت حکم برایش واضح گشته، یا آشکار شدن وجه قوی‌تر در استنباط از وجه قبلی.پس دانسته شد که استدلال بر این اثر بداهةً باطل می‌باشد. والحمد لله رب العالمین.

دوم- ما قبول نداریم این کلام حمل بر ظاهر باشد؛ بلکه این سخن مبالغه در عتاب و زجر است، مانند فردی که خیرخواهی دوستش را نادیده می‌گیرد و چون متوجه می‌شود که با نادیده گرفتن نصایح دوست خود زیانی بس بزرگ به او رسیده و سخت نادم می‌شود، دوستش به او بگوید: آیا ترا نصیحت نکردم؟، اما سخنم را نپذیرفتی و مرا دروغگو پنداشتی که خیرخواه تو نیستم، و مرا احمق تصور کردی که مسایل را درک کرده نمی‌توانم. و آن شخص این نسبت‌های بد را به خود می‌دهد تا طرف مقابل را زجر و توبیخ نموده باشد، و الا از نافرمانی یک دوست از دوست دیگر لازم نمی‌آید که این گمان را در حق او داشته باشد.
بیشتر علماء الفاظ این حدیث را بر این توجیه حمل نموده اند؛ زیرا این محمل قوی بوده و هیچ تکلفی در آن به چشم نمیخورد.

شرح حدیث:

عمر از دعوای عباس و علی و از روش آن دو درباره مسئله فدک و از رفتار عباس و علی عصبانی شدند و انسان در حالت غضب حرفهای میزند و کارهای می کند که در حالت عادی نه نمی گوید و نه می کند!

موسی علیه السلام در حالت غضب، کلام الله را بر زمین کوبید و مو و ریش یک پیغمبر دیگر را به ناحق کشید و او را به زمین زد!

عمر عین حرفهای عباس را که خطاب به علی گفته بود، تکرار کرد که نوعی کنایه است که شما از اول درباره این مال، از این حرفها میزدید! در مورد من و ابوبکر هم میگفتید! عصبانیت عمر از این بود که حالا که مسئولیت فدک را به شما دادم چرا دعوایتان پایان نمی یاید!

توجه کنید که عباس و علی این الفاظ را به عمر نگفتند! بلکه حرف های عمر را در مجموع تایید کردند یعنی قبول کردند که نظر عمر از اول هم درباره فدک درست بود.

این اصطلاحات زبان است.

و انگهی اگر واقعاً آنها عمر را دروغگو، گناهکار، پیمان شکن و خائن میدانستند پس چرا برای قضاوت، به پیش او آمدند؟

چرا فعل ماضی را به حال ترجمه کردید؟؟

ما پنهان نمی کنیم که در یک مرحله ؛در ابتداء؛ فاطمه و علی و عباس با ابوبکر درباره فدک مجادله کردند واستدلال ابوبکر را نپذیرفتند اما خیلی زود به اشتباه خود پی بردند و دیدند ابوبکر و بعد از او عمر، دارند به روش پیامبر صلی الله علیه وسلم حکومت می کنند.

و عمر، هنگامیکه اهل بیت گفتند: ما فدک را به روش رسول الله تقسیم می کنیم، مال را به آنها داد و دیگر از عمر چه می خواهید؟

اما اهل البیت باز خودشان آمدند که باز اختلاف داریم بین ما قضاوت کن!!

اصلاً عمر کلمات را از عباس عاریت گرفته بود عباس هم صریحاً به علی گفت دروغگو، گناهکار، پیمان شکن و خائن.

حالا ما این کلمات را دلیل بگیریم که عباس عموی علی بود و علی عباس را آزار داد و پیامبر فرمود که عمو جای پدر است آیا پس نتیجه بگیریم که علی با آزار عباس مردی را که بمنزله پدرش بود را آزار داده و پس یعنی رسول الله را

آزار داده؟!

منابع :

سایتهای اهل سنت و جماعت و سایت فتوای اهل سنت و جماعت با دخل و تصرف

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار