تبلیغات

معنا جویی درد های زندگی

Article Image

۰⛔️معناجویی دردهای زندگی:

تعریف ما از یک زندگی خوب و آرام کاملا اشتباه است زیرا آن زندگی خوب را به معنای یک زندگی بدون درد و توام با شادی میدانیم در صورتیکه این تفکر و هدفی غیرمنطقی است ؛ کاملا مشهود است که همه ما به گونه ای با مخدرهای فراوان زندگی مانند عشق ، کار ، دارو ، سکس ، دین ، باورهای غیرمنطقی درباره خدا ، جشن ، مشروب و مواد مخدر و… در حال فرار از مواجهه شدت با درد های زندگی هستیم زیرا هنوز نپذیرفتیم که درد گوشه ای رنج آور از زندگی برای ترقیمان است ؛ این ترقی نیز تنها زمانی به وجود می آید که ما معنا و پیام دردهایمان را بشناسیم و با آن مواجه شویم وگرنه اگر بخواهیم از آن فرار کنیم همواره اسیرش خواهیم بود مانند فردی که گمان کرده است کسی که پشت سرش میدود دنبال او است و اینگونه خود را خسته می کند تا از او بگریزد اما وقتی که با او مواجه شود می بیند که این تنها تفکر خیالی خود بوده است که خود را خسته کرده است.

در روانشناسی فردی آدلر می گوید که احساس حقارت است که باعث به موفقیت رسیدن می شود و این احساس حقارت است که ارزش وجود موفقیت را به ما نشان می دهد.در یک کلام اگر ما نخست معنای وجود درد در زندگیمان و سپس پیام دردی که در زندگیمان وجود دارد را مطلع شویم بهتر میتوانیم به پیشرفت های بزرگی در زندگی برسیم ؛ این دردها میتواند آزمایشی برای خودمان باشد نه برای خدا ، آزمایشی برای قویتر شدن در اینجاست که نیچه میگوید آن دردی که مرا از پای در نیاورد و نکشد مرا قویتر میکند.این یک جمله نیچه شاید یک نظریه روانشناسی را در بر داشته باشد و حقیقت این است که انسان دردکشیده بیشتر قدر لحظه های زندگیش را میداند مانند فردی که از سرماخوردگی مدتی درمانده شده آن موقع است که قدر سلامتی خود را بیشتر میداند اما افسوس که پس از بهبودی روی داشته هایش مراقبه و تمرکز نمی کند و تمام زندگیش را برای رسیدن به نداشته هایش تباه میکند.

مثال های زیادی را می توان درباره این موضوع زد مثل اینکه فردی مثل برایان تریسی یا افرادی مانند او که به وضع مالی خوب رسیده اند گذشته ای تلخ از فقر یا گسست خانواده داشته اند که این مشکل موتور محرک فعالیت های ذهنی و عملی آنها شد تا به ثروت برسند زیرا وقتی فقر مشکل شماره یک زندگیشان شد همین موضوع نیز انباشتن انرژی های تلاشگر برای جبرانش را هدف نخست زندگی خود قرار داد یا خیلی از مثال های دیگری است که نشان می دهد پشت هر موفقیتی یک احساس حقارت بوده است مانند

۱️⃣فردی که وجود جسم ضعیفش باعث شده بدنساز خوبی شود

۲️⃣تصادف و قطع عضو باعث شده که آن فرد خود را از درگیری اجتماعی کنده و وقتش را بیشتر صرف مطالعه و درون شناسی کند و نویسنده یا دانشمند خوبی شود مانند پروفسور هاوکینگ

۳️⃣معتادی که پس از ترک اعتیاد باعث شده قدر لحظات زندگیش در سلامتی را بیشتر بداند و هر لحظه نفس کشیدن در سلامتی را شکر بگوید

۴️⃣فردی که مورد تجاوز اجباری قرار گرفته است باعث شده تا نسبت به این موضوع تحقیقات زیادی انجام دهد برای اینکه بیشتر از حقوق افراد  در معرض تجاوز دفاع کند

و….                                                                                                                                                                                                                                               حسن زاده روان تحلیل گر   طرحواره درمانگر

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار