تبلیغات

زبان و فرهنگ بلوچی از دیدگاه حضرت شیخ الحدیث رحمه الله

Article Image

ارسال شده توسط عبدالرحمن از بلوچستان

امروز می‌خواهم دربارهٔ مردی بنگارم که نمونه‌ای کامل بود؛ هرگاه خواستم قلم به دست بگیرم و بنویسم، اشک مجالم نمی‌داد، عزیزی از من خواست که شما با ایشان در تحقیقاتی که دربارهٔ گُشت انجام شده، بسیار مراوده داشته‌اید و از من خواست چند سطری بنویسم، اما هرچه فکر کردم جرأت این را نداشتم که حقیری چون من در مورد عالم و محدثی توانا دست به قلم ببرد؛ حتیٰ ماهها با خودم کلنجار رفتم اما …

امروز که به اولین سالگرد درگذشت ایشان رسیده‌ایم، از نگاهی متفاوت به ایشان می‌نگرم.

شاید روزها در سفرهایی که داشتیم و فرصتهایی که در اتاق کوچک ایشان گیر می‌آمد، چندین ساعت و گاهی تا پاسی از شب نزد ایشان زانوی تلمذ می‌زدم و از دریای بیکرانش بهره می‌بردم. در هر مورد که از ایشان سؤال می‌کردم، او را دایرهالمعارف کاملی می‌یافتم. چه روزها و ساعاتی که دنبال فرصتی می‌گشتم تا فراغتی گیر آید و پیگیر دنبالهٔ بحث باشم وبارها شده بود که از قبل با ایشان هماهنگ می‌شدم، اما مهمانخانهٔ او می‌فهماند که امروز یا امشب فرصتی وجود ندارد و من برای وقتی دیگر لحظه‌شماری می‌کردم. گاهی هم پیش می‌آمد که ایشان خود تماس گرفته و مرا به ادامهٔ بحث دعوت می‌نمود.

یکی از دغدغه‌ها و دل‌مشغولی‌های ایشان، زبان بلوچی بود؛ وقتی از زبان غنی بلوچی سؤال می‌شد، گویا در جلویتان فرهنگ لغتی باز شده که ریشه و دستور آن را با زبانی ساده بیان می‌کند و گاه‌گاهی با تسلط به زبانهایی که داشت، بلوچی را با آنها مقایسه می کرد. همیشه سفارشش این بود که چون زبان بلوچی به زبانهای عربی و فارسی نزدیکتر است، بهتر است از این زبانها کمک گرفته شود تا زبانهای دیگر. یکی دیگر از تأکیدات ایشان حفظ امانتداری بود.

از تاریخ بلوچستان و منطقه که پرسیده می‌شد، انگار مؤرخی تمام و کمال در کنارت نشسته است و دارد با زبانی ساده به تحلیل و بررسی امور تاریخی آن می‌پردازد.

اگر از آداب و رسوم منطقه می‌پرسیدم، فرهنگی غنی از بلوچستان را بازگو می‌نمود.

اگر از نسب‌نامه‌ای از ایشان می‌پرسیدید، همهٔ طوایف را بررسی می‌کرد و پاسخ می‌داد.

گاهی من نسب‌نامه‌ای را که قبلاً تهیه کرده بودم، نشانش می‌دادم، آن را بررسی کرده، اشتباههایش را یادآوری می‌نمود و به سادگی به بیان ارتباط طوایف می‌پرداخت. اکثر طوایف گُشت را با دیگر طوایف ربط می‌داد.

اگر از سرداران، خوانین و علما سؤالی سخن به میان می‌آمد، صفات برجستهٔ‌شان را بیان می‌داشت و از خدمات آنان راجع به اسلام، قوم بلوچ و کشور ایران قدردانی می‌کرد و همیشه توصیهٔ استادش مولانا بنوری را گوشزد می‌کرد که به من گفته بود: همیشه خوبی‌ها را بیان کن که ما کاری به بدیهای دیگران نداریم.

در سخنانش همیشه از قرآن و گفتارهای رسول اکرم صلى الله علیه وسلم، علمای اسلام و بزرگان بلوچ استناد می‌کرد.

گاهی پیش می‌آمد که در کلاس درس حدیث ایشان حاضر شوم و از دریای بیکران ایشان بهره‌ها ببرم. درس حدیث ایشان دریای بیکرانی بود که طلاب محترم استفاده و فیض می‌بردند؛ گاه کلمه‌ای در متن حدیث می‌آمد و معادل بلوچیش را از حاضرین می‌پرسید، اگر کسی یاد نداشت، ریشه و کاربرد آن را بیان می‌کرد و اگر به صفتی در عرب می‌رسید، می‌فرمود: در بلوچ هم این صفت با این نام رواج دارد و توضیح مختصری دربارهٔ آن ارائه می‌فرمود. گاه شجرهٔ طلاب بلوچ را برایشان بیان می‌نمود و به صله رحمی سفارش می‌نمود و به همگان می‌فهماند که در فرهنگ و زبان قوم بلوچ چنین خصلتهای خوبی وجود دارد.

تبلیغات

بزودی

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار