تبلیغات

شمشیر و اجبار یا آزادی و اختیار، گسترش اسلام در کوردستان

Article Image

شمشیر و اجبار یا آزادی و اختیار، گسترش اسلام در کوردستان

نویسنده: دانا مهرنوس

کسانی که تفکرات باستان گرایی دارند برآنند که مسلمانان شمشیر بر گردن کُردها گذاشتند تا شهادتین گفته و دین آبا و اجدادی خویش را ترک گویند، آنان نیز به اجبار اسلام را پذیرفتند. اما از سوی دیگر برای آنکه بگویند کُردها سر سازگاری با اسلام نداشته اند می گویند آنان حدود ۸۰۰ سال بر دین خویش ماندند و اسلام را نپذیرفتند.

کسانی که اینگونه می اندیشند تنها منبع آنان اوهام و تحقیقات کینه توزان معاصر است. اگر به دقت به منابع تاریخ رجوع کنند خواهند دید هدف اولیه مسلمانان براندازی حکومتهای ظالم ساسانی و رومی بود تا در نبود آن حکومتها، جامعه طبقاتی رخت بربسته و علم آموزی و سواد از انحصار طبقه ای خاص خارج شود تا تمامی اقوام با هر نوع کار و پیشه ای بتوانند راه و روش زندگانی خویش را خود انتخاب کنند.

اگر هدف آنان در همان ابتدا اجبار به اسلام بود قانون اخذ جزیه را جاری نمی کردند. معنای جزیه آن بود که کسانی که بر دین خود می مانند باید جزیه بدهند و کسانی که مسلمان می شوند باید زکات بدهند. کُردها با قبول پرداخت جزیه بر آیین خویش ماندند.

 آنانی که می گویند کُردها با زور شمشیر مسلمان شده اند هیچ گاه به قانون اخذ جزیه توجه نکرده و یا اینکه در پی اهداف خویش عمدا آن را بیان نمی کنند.

«هرگاه غیر مسلمان جزیه را پرداخت نمود، بر دولت اسلامی واجب است که امنیت او را تأمین کند و از او حمایت نماید، هنگامی که مورد تجاوز قرار گرفت به دفاع از او برخیزد، آزادی دینی به او عطا کند، مانند یک شهروند مسلمان با عدل و مساوات با او رفتار کند. افراد تحت الحمایه مسلمانان در اصطلاح (اهل ذمه) نام دارند، چون تمام حقوق یک شهروند اسلامی به مقتضی عهد و ذمه خدا و رسول خدا برای آنان ثابت و واجب است.»(۶۱)

طباره می نویسد: «از دلایل ناچیز بودن جزیه ای که مسلمانان از تبعه غیر مسلمان می گرفتند، در مقابل تعهدی که به آنها می سپردند، اعتراف و اقرار دانشمند و علامه معروف دریبر است که در کتاب خود به نام مبارزه در بین علم ودین چنین می گوید: بیگمان آنچه مسلمانان از افراد تحت الحمایه خود می گرفتند چیز بسیار کم و بی ارزشی بود، که به هیچ وجه با آنچه که قبلا به حکومت های محلی خود می دادند قابل مقایسه نبود.»(۶۲)

همچنانکه هم اکنون تمامی دولتها به دلایلی مالیات می گیرند. در آن دوره نیز این مالیات برای حق و حقوقی بود که مردمان مناطق، در قبال حمایت مسلمین از آنها، پرداخت می کردند و بر اساس آن، آنها نیز حتی از جنگ معاف بودند.

اما اگر اعراب مسلمان در توانایی دفاع از غیر مسلمانان شکی در خود راه می دادند تمام مالیات را که از آنها گرفته بودند به آنها استرداد می کردند. و این در تاریخ مسطور است:

قاضی ابویوسف متوفی ۱۸۲هجری می نویسد: در شام چون خبر رسید که رومیان با تمامی قوا قصد یورش دارند، ابو عبیده جراح فرمانده مسلمانان به تمامی والیان شهرها این گونه نوشت:

به مردم بگویید ما تمامی مالیاتی را که گرفته ایم به شما برمی گردانیم چرا که خبر رسیده رومیان برای جنگی بزرگ آماده گشته اند، و چون ما عهد بسته ایم که از شما دفاع کنیم اما چون بر اساس اخبار رسیده از لشکر فراوان رومیان، این توانایی را در خود نمی یابیم، تمامی آنچه را که گرفته ایم به شما استرداد می کنیم. بر این اساس آنان تمامی اموال را به مسیحیان برگرداندند.

مسیحیان نیز گفتند: خداوند شما را به سوی ما برگرداند و نیز بر آنها پیروز گرداند. چرا که اگر آنان(هم وطنان رومی آنها= ارتش هراکلیوس) بودند هیچ چیزی را به ما برنمی گرداندند و مابقی آنچه را که نزد ما بود نیز می بردند.(۶۳)

علت نقض عهد شهرها در دوره فتوحات نیز وجود یزدگرد پادشاه ساسانی و تحریکات وی بود که از شهری به شهر دیگر می گریخت.

قطعاً از دست دادن پادشاهی برای یزدگرد بسیار دشوار بود و او برای تحکیم و بدست آوردن دوباره قدرت تمام تلاش خود را به کار می بست، همچنانکه طبری اشاره کرده است، حتی «هنگامی که در مرو بود با نامه نگاری کسانی چون هرمزان و مردم فارس، فیروزان و اهل جبال را برانگیخت که پیمان شکستند و مناطقی که هنوز فتح نشده بود را نیز تحریک کرد آنان نیز به اطاعت او در آمدند.» (۶۴)

دینوری می نویسد: «در سال بیست و نُه اهل استخر از اطاعت مسلمین سر پیچیدند و یزدگرد با جمعی از اعاجم به آنجا آمد.» (۶۵)

حتی عمر بن خطاب ده نفر از صالحان سپاه بصره را خواست تا علت نقض عهد و فتح دوباره مناطق را بداند، عُمَر خود علت نقض صلح را در این می دانست که شاید بر اهالی ظلم شود، اما نمایندگان در جواب گفتند که مردمان بر همان گونه رفتار می شوند که تو می خواهی و جز وفا و نیک رفتاری چیزی نمی دانیم. آنان علت نقض صلح را وجود و زنده بودن یزدگرد در ایران دانستند. (۶۶)

بنابراین تحریکات یزدگرد و گسیل لشکریانی به سوی مناطق مختلف، به نقض عهد و جنگ هایی می انجامید، اما جنگی که به سرعت به صلح منجر می شد.

سابقه اسلامِ کُردها

اینکه کُردها چه زمانی آیین اسلام را پذیرفته اند سؤالیست که ذهن همگان را به خود مشغول کرده است. همانطور که در مقاله «جابان الکُردی» توضیح داده شد منابع تاریخی معتبر در میان کُردها به صحابه ای چون جابان الکُردی(رض) اشاره کرده اند که پسر او نامش میمون با کنیه ابوبصیر یا ابونصیر بوده است. از جمله کسانی که به جابان والد میمون ابوبصیر اشاره کـرده اند عبارتند از: ابونعیم اصفهانی، ابن اثیر، ابن حجر و الالوسی. و از جمله محققان معاصر نیز کسانی چون محمد امین زکی بگ و حسن محمود محمد کریم به او اشاره کرده اند. و نیز از جمله کسانی کـه به مـیـمون بن جابان الـکُـردی اشاره کـــرده، عبارتند از: احمد بن حنبل، بخاری، ابویعلی، ابن حبان، بیهقی، خطیب بغدادی، ابن اثیر، ابن تیمیه، ذهبی، ابن حجر و سیوطی.(۶۷)

بنابراین آشنایی کُردها با اسلام به دوره قبل از فتوحات و زمان رسول الله (ص) بر می گردد.

از نشانه های مسلمان شدن کُردها پیوستن آنها به خوارج بود که مسعودی در مروج الذهب به کُردهای خوارج اشاره کرده است.(۶۸) و نیز اینکه کسانی در شهرزور توسط زید بن علی(متوفی ۱۲۲هجری) مسلمان شده اند.(۶۹) مقدسی متوفی ۳۸۱هجری در مورد اهل جبال می نویسد اهل جبال در دوستی معاویه افراط می کنند.(۷۰) تمامی اینها نشانه اسلام آوردن کُردها به مرور زمان بوده است.

 در زمان روی کارآمدن عباسیان کُردها در جولمرگ به کسانی از امویان در مقابل عباسیان پناه دادند.(۷۱) و حتی برای اعاده حکومت آنها بر ضد عباسیان قیام کردند(۷۲) اگر چه قیام آنها به هیچ گونه جنگی منجر نشد لکن نشان از پشتیبانی از حکومت بنی امیه داشته است، از جمله اینکه منابع به کُرد بودن مادر آخرین خلیفه اموی اشاره کرده اند.(۷۳) محدثین نیز در اسناد خود به موثقینی اشاره کرده اند که کُرد بوده اند. از جمله مهدی بن میمون که ذهبی درباره او می نویسد: امام، حافظ، ثقه و یکی از معمرین می باشد او کُرد بوده و در سال ۱۷۲ق وفات کرده است.(۷۴)

کُردها بعد از اسلام آوردن توانستند به رشد و شکوفایی قابل ملاحظه ای دست یابند. آنان در سایه اسلام توانستند قضاه، حکام، فقها، محدثین، مورخین و مفسرینی را تربیت کرده و به جامعه خدمات ارزشمندی کنند که قبل از اسلام، کُردها هیچ گاه به چنین مقام هایی دست پیدا نکرده بودند اما با عمومی شدن علم و دانش بعد از سقوط ساسانیان و نظام طبقاتی آنان که سواد را منحصر به طبقه ای از جامعه کرده بودند توانستند با نشان دادن خود در تمام زمینه ها نام کُرد را در سایه اسلام جاودان گردانند.

علل پیروزی و گسترش اسلام

عَفیف طَبَّارَه به نقل از گوستاولوبون در کتاب تمدن غرب می نویسد: «وقتی در مورد فتوحات عرب و عوامل پیروزی های ایشان به بحث و بررسی می پردازیم، خواننده به خوبی متوجه می شود، که عامل انتشار و گسترش قرآن قدرت و زور نبوده است. به حقیقت عرب ها ملت های مغلوب را در رعایت اصول و شعایر دینشان آزاد می گذاشتند. اگر بعضی اوقات برخی از قبایل و شعوب نصرانی به تمامی به اسلام روی می آوردند و اسلام را به جای مسیحیت انتخاب می نمودند، و زبان و لغت عربی را به عنوان زبان رسمی خود بر می گزیدند، همه به خاطر این بود که عرب های فاتح و پیروز، به عدالت و مساوات متصف بودند، که مردم نظیر آنها را ندیده بودند، به خاطر این بود که اصول و مبادی اسلام به اندازه ای سهل و ساده و قابل فهم بود،که هیچ دین دیگری دارای چنین امتیازی نبود.»(۷۵)

اشپولر می نویسد: «تقریباً تمام ایرانیان بدون اعمال زور و فشار خارجی معتنابهی از طرف فاتحان، در مدت قرون اندکی به اسلام گرویدند.» (۷۶) «جنگ های متمادی سنوات گذشته با سقوط اخلاقی داخلی ناشی از آنها، کار را به جایی رسانیده بود که حتی پاره ای از ایرانیان در همان آغاز به اسلام گرویدند.»(۷۷) «کارگران زردشتی نیز که (با آتش و آب و خاک سروکار داشتند) به عنوان نجس مورد تحقیر واقع می گشتند آزادی خود را از این فشار روحی، در قبول اسلام می دیدند.»(۷۸)

«تصلب و قشری نگری مذهب رسمی همراه با رسوم و آیین های خشک و خسته کننده که از احکام رنج آور و بیهوده سرشار شده، و تأثیر خود را از دست داده بود، از دیگر دلایل گرایش به اسلام قلمداد شده است که خلاصگی و سادگی آیین و بی اعتبار کردن خون، نژاد، و امتیازات پدران از ویژگی های بارز احکام فقهی آن بود.»(۷۹)

«روحانیان زردشتی با دخالتی که در امور عرفی می کردند آن امور را جنبه مقدس و رنگ دیانتی می بخشیدند. این طایفه در کلیه مواردی که زندگانی افراد پیش می آمد، حق مداخله داشتند و می توان گفت هر فردی من المهد الی الحد در تحت نظارت و سرپرستی روحانیون بود.»(۸۰) تا جایی که دکتر شعبانی می نویسد: «خصوصاً با رسمیت یافتن دین زردشتی در کشور، که آنها را از حمایت دولت نیز برخوردار ساخت، این نفوذ وقدرت چند برابر شد و مغان حاکم بر جان و مال وناموس مردم گردیدند.» (۸۱)

دکتر مفتخری به نقل از هانری ماسه می نویسد: «سهولت مراسم مذهبی در اسلام را در مقایسه با مراسم دشوار و پیچیده زرتشت، از عوامل مؤثر در پذیرش اسلام، خصوصاً در شهرها بوده است.»(۸۲) حتی بومیان ایرانی در ابتدا مجاز بودند نماز را به زبان محلی خود اقامه کنند. در تاریخ بخارا در این باره می خوانیم: «و مردمان بخارا به اول اسلام، در نمازو قرآن به پارسی خواندندی و عربی نتوانستندی آموختن.»(۸۳)

عفیف طباره به نقل از «میشود» در کتاب وی به نام تاریخ جنگ های صلیبی، می نویسد: «بیگمان اسلامی که به جهاد دستور داده است با پیروان سایر ادیان بسیار با گذشت و مهربان است، و علما و روحانیون و راهبان و خدمه آنان را از پرداخت جزیه و هرگونه حقوقات دولتی معاف نموده است، مخصوصاً بر تحریم کشتن راهبان که مشغول عبادت هستند تأکید کرده است، وقتی عمر بن خطاب بیت المقدس را فتح نمود، کوچکترین گزندی را به مسیحیان نرساند، در حالی که صلیبی ها وقتی داخل بیت المقدس شدند مسلمانان را سر بریدند و یهودیان را در آتش سوزاندند.»(۸۴) طباره در ادامه می نویسد: «روبرتسون در کتاب خود به نام تاریخ شارلکن می گوید: تنها مسلمانانند که توانسته اند در بین جهاد و گذشت و رحم نسبت به پیروان سایر ادیانی که مغلوب واقع شدند، هماهنگی و توافق حاصل نمایند و این صفات را با هم جمع کنند چون وقتی که مسلمانان بر ملتی غالب می شدند آنان را در رعایت و برگزاری شعایر دینی خویش آزاد می گذاشتند.»(۸۵) «به طور کلی پرداخت مبلغ معین مالیات سالانه (اعم از جزیه و خراج)، عدم برپایی شورش علیه مسلمانان، راهنمایی ایشان در جنگ، نریختن خون مسلمانان، ناسزایی گوی نکردن به آنان از جمله تعهداتی بود که اهل ذمه باید رعایت می کردند و مسلمین نیز در عوض، ضمن امان دادن به جان ها و دین ها، عدم تعرض به مال و فرزندان، نریختن خون ایشان، ویران نکردن آتشکده ها، طمع نبردن یه زر و سیم آنها، آزاد گذاردن آنها در نقل مکان به هر جا که می خواستند و مهمتر از همه محافظت از ایشان را متعهد می شدند.»(۸۶)

ویران نکردن آتشکده ها در پیمان نامه هایی چون عهدنامه آذربایجان(۸۷) و عهدنامه ری و قومس(۸۸)  دیده می شود. حتی سهولت پیمان ها تا جایی بود که اهل شیز که یکی از بزرگترین آتشکده های زرتشتیان در آنجا بود از رقصیدن در عیدهایشان منع نشدند.(۸۹) حتی اشاره به وجود آتشکده های فراوان از سوی مورخان(۹۰)، قرنها بعد از فتوحات اعراب مسلمان، نشان از وفای به عهد اعراب در پایبندی به عهدنامه ها بود.

به امید روزی که محققین و سالنگاران خرافات و اوهام را از تاریخ ملت کُرد زدوده و با دوری از تعصبات، آنچه را که به حقیقت نزدیک تر است بیان کنند.

دانا مهرنوس

پاوه – دوریسان

۱۳۹۷

تبلیغات

بزودی

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار