تبلیغات

رفتار اهل علم با شاگردان‌‌شان

Article Image

الحمد لله رب العالمين، والصلاة والسلام على أشرف الأنبياء والمرسلين، نبينا محمد وآله وأصحابه أجمعين.

ثمره علم، عمل به آن است و عملِ هر فرد به آموخته‌هایش را می‌توان از اسباب ثبات علم و مانع از بین رفتن آن دانست.

امام وکیع بن جراح ـ رحمه الله ـ  فرمود: اگر می‌خواهی حدیثی را حفظ کنی، به آن عمل کن.

محدث ابراهیم بن اسماعیل ـ رحمه الله ـ  گفته است: ما برای حفظ حدیث از عمل کردن به آن بهره می‌جستیم.

 هر کس به علمش عمل کند، علمش به او فایده می‌رساند. امام رودباری ـ رحمه الله ـ  می‌فرماید: هر کس به قصد عمل به علم، بیرون شود، علمِ کم هم به او فایده می‌رساند.

اینک به ذکر چند نمونه از رفتار بزرگان دین با شاگردانشان می پردازیم:

با طلاب همانند فرزندان خود رفتار کردن؛

خداوند به برخی از اهل علم احسان نموده و به آنها خصلت و اخلاقی عطا کرده که قبل از اینکه برای طلاب خود معلم و استاد باشند، پدر هستند. و این داده‌ی خداوندی است که به هر کس که بخواهد عطا می‌نماید. و کسی که دارای چنین خصلت‌هایی باشد، طلابش او را دوست دارند و بیشتر سخنانش را می‌پذیرند و در سیرت و زندگی اهل علم مواردی بیان شده که استاد با طلبه‌ی خود همانند فرزند خویش برخورد می‌کرد.

شیخ عبدالجبار بصری ـ رحمه الله ـ  شاگرد شیخ ابراهیم بن جدید ـ رحمه الله ـ  بود. استاد نسبت به شاگردش توجه زیادی داشت و تمام حالات و شئونات زندگی او را زیر نظر داشته و با او همانند فرزند صلبی‌اش رفتار می‌کرد، حتی بخشی از مال و کتاب‌هایش را برای او وصیت نمود.

یکی از شاگردان شیخ عبدالله بن محمد قرعاوی ـ رحمه الله ـ  در مورد رفتار استادش می‌گوید: با همه طلاب همانند فرزندانش برخورد می‌کرد و با همه مهربان بود؛ من به چشم خودم بارها دیدم که بر سر سفره می‌نشست و گوشت‌ها را تکه تکه می‌نمود و بین آنها تقسیم می‌کرد و شب بعد از اینکه طلاب می‌خوابیدند، بلند می‌شد و بین طلاب دور می‌زد تا از حضور همه مطمئن شود و اگر طلبه‌ای رواندازش کناری افتاده بود آن را بر رویش می‌انداخت و آنگاه می‌رفت و می‌خوابید.

شیخ محمد بن ابراهیم ـ رحمه الله ـ  شاگردش حسن عبداللطیف ـ رحمه الله ـ  را چون طلبه ای فقیر و یتیم و تنگدست بود، خیلی دوست می‌داشت و هزینه خوراک و پوشاک و دیگر نیازهای او را پرداخت می‌نمود و چنان به او اعتماد داشت که او را از نامه‌ها و کتاب‌هایی که برایش می‌آمد، خبردار می‌کرد و او را بر سایر طلاب ترجیح می‌داد.

امام ابوحنیفه ـ رحمه الله ـ  با طلابش زیاد می‌نشست و آنها را مورد اکرام خصوصی قرار می‌داد و احترام زیادی برای آن‌ها قائل بود.

 قاضی امام ابویوسف شاگرد امام ابوحنیفه ـ رحمهما الله ـ وقتی قصد علم آموزی کرد، پدرش فقیر بود. امام ابوحنیفه ـ رحمه الله ـ  ماهیانه دویست درهم به عنوان هزینه تحصیلی به او کمک می‌کرد.

 حافظ عراقی ـ رحمه الله ـ  در مورد استادش عبدالرحیم اسنوی ـ رحمه الله ـ  می‌گوید: او حق زیادی به گردن طلاب دارد، به صورت مخفیانه به آنها کمک می‌کرد و فقط خدا و کسانی که در زیردست او بودند از این کارش آگاه بودند.

در مورد یکی دیگر از بزرگان نقل شده که به شاگردانش زیاد توجه می‌نمود و تلاش می‌کرد تا مشکلات را از سر راه آنها بردارد و حتی برای طلاب غریب، خانه مجانی آماده می‌کرد و امکانات و اسباب و اثاث زندگی را برایشان مهیا می‌نمود.

 امام ابراهیم بن عبدالواحد ـ رحمه الله ـ  با مردم محبت زیادی داشت و با افراد غریب و مسکین با نرمی برخورد می‌نمود و طلاب زیادی از اقوام کُرد و عرب و عجم داشت، همیشه جویای احوال آنها می‌شد و در مورد آنها پرس و جو می‌کرد.

شیخ عبدالله بن عبدالعزیز ـ رحمه الله ـ  طلابش را زیاد گرامی می‌داشت و نسبت به آن‌ها مهربان بود و اگر یکی از آنها غیبت می‌کرد، جویای احوال او می‌شد.

شیخ حمد بن فارس ـ رحمه الله ـ  با طلاب فقیر همدردی می‌کرد و از بیت المال برای آنها مقداری کمک می‌نمود.

جویای حالات آنها شدن و عیادت آن‌ها به هنگام مریضی؛

امام بقی بن مخلد ـ رحمه الله ـ  برای استماع حدیث و شاگردی نزد امام احمد ـ رحمه الله ـ  رفت. می‌فرماید: زمانی مریض شده بودم، وقتی امام مرا در مجلس خود ندیده بود جویای احوالم شده بود و هنگامی که از مریضی‌ام مطلع شد، همراه تنی چند به عیادتم آمد. 

شیخ نصربن فتیان بن مطر نهروانی ـ رحمه الله ـ  نیز هرگاه یکی از شاگردانش مریض می‌شد به عیادت او می‌رفت.

هرگاه یکی از شاگردان شیخ صالح بن علی غصون ـ رحمه الله ـ  در کلاس درس حاضر نمی‌شد، جویای احوالش می‌شد و آنقدر در پی احوال گیری او بود تا مطمئن می شد او بنا بر دلیل خیری نتوانسته در حلقه درس حاضر شود.

خنده رویی با طلاب:

 امام طبری ـ رحمه الله ـ  با شاگردانش برای تفریح به صحرا می‌رفت و با آنها غذا می‌خورد و شوخی می‌کرد.

نصیحت طلاب؛

حسن بن هیثم بزاز  ـ رحمه الله ـ  می‌گوید: به امام احمد  ـ رحمه الله ـ  گفتم: من می‌خواهم علم بیاموزم و مادرم نمی‌گذارد و می‌خواهد به تجارت بپردازم. امام فرمود: با مادرت مدارا و او را راضی کن و کسب علم را رها نکن.

امام شافعی ـ رحمه الله ـ  برای کسب علم نزد امام مالک ـ رحمه الله ـ  رفت، وقتی مقداری خواند، امام از زیرکی و هوش و کمال فهم وی متعجب شد. به او گفت: می‌بینم که خداوند نوری در قلبت انداخته، آن را با معصیت و گناه خاموش نکن.

 امام ابن قیم ـ رحمه الله ـ  می‌گوید: وقتی شبهات وایرادت متعددی نزد امام ابن تیمیه ـ رحمه الله ـ  بیان کردم ایشان فرمودند: قلبت را محلی برای شبهات و ایرادات نکن، تا مثل اسفنج شود که تمام آب را می‌مکد و چیزی از آن نمی‌ریزد. بلکه آن را همانند یک بطری داشته باش که  که شبهات به ظاهر آن اصابت می‌کنند اما باقی نمی مانند و آب آن پاک و زلال دیده می شود و نجاست را دفع می نماید. اگر تو هر شبهه ای را در قلبت جای دهی، مأوایی برای شبهات و ایرادات می گردد. ابن قیم ـ رحمه الله ـ  می گوید: گمان نکنم از هیچ نصیحتی به اندازه این نصیحت بهره برده باشم. روزی در مورد امور مباح برایم گفت: گرچه ترک مباح شرطی برای نجات نیست (ضروری نیست) اما از کسب مقامات عالی تو را باز می دارد.

 حافظ ابن حجر ـ رحمه الله ـ  شاگردش امام بقاعی را دید که در حال مطالعه کتابی با موضوع ادبیات عرب است. به او گفت: شب شد. منظورش این بود که عمر کوتاه هست و کتاب‌های مهمتری غیر از این هست که باید مطالعه شوند.

 شیخ صالح بن عبدالعزیز ـ رحمه الله ـ  از شیخ محمود شاکر ـ رحمه الله ـ  خواست تا کتابی درباره لغت برایش معرفی کند تا آن را بخواند. شیخ محمود ـ رحمه الله ـ  پاسخ داد: کتاب «لسان العرب» را بخوان. او گفت: لسان العرب بیست جلد است؛ کتابی دیگر را معرفی کن. شیخ محمود شاکر در جواب گفت: اگر خواندن بیست جلد کتاب برایت سخت است، کاری دیگر غیر از آموختن علم برای خودت دست و پا کن. شیخ صالح ـ رحمه الله ـ  می‌گوید: دو مرتبه لسان العرب را نزد شیخ محمد سید خواندم و بار سوم که می‌خواندیم شیخ وفات کرد و نتوانستیم آن را کامل بخوانیم.

 شیخ عمر بن محمد سبیل ـ رحمه الله ـ  هرگاه می‌دید طلبه ای دچار کوتاهی یا سستی شده او را صدا می زد و  به کتابخانه می برد و با او می نشست و صحبت می نمود و او را نصیحت می کرد.

ترجمه : عصمت الله تیموری

تبلیغات

بزودی

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار