تبلیغات

خلاصه تفسیر سوره کهف (شب شانزدهم رمضان ۱۴۳۹)

Article Image
به اشتراک بزارید!

سوره کهف حصه سوم قرآن است که با «الْحَمْدُ للّهِ» آغاز می شود. مناسبت با ماقبل همین است که این حصه سوم قرآن است و  بیان می شود که بر تخت شاهی ذات الله متعال است (الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى) یعنی اختیارات و تصرفات تمام امور عالم را الله به ذاتهی و به نفسهی در اختیار خود قرار داده و به هیچ یک از مخلوق از انبیاء و اولیاء امور عالم را نداده است و فقط اوست حکم می کند و اوست فرمانروا و حاکم مطلق.

(لَا یُسْأَلُ عَمَّا یَفْعَلُ) کسی جرأت ندارد که از خداوند سوال کند که چرا اینکار را کرد؟

همه باید تسلیم حکم خدا باشند و مطیع و فرمانبردار مطلق و کامل الله تعالی باشند.

سوره کهف شأن نزولش به طور خلاصه در چند جمله این است که مشرکین مکه رفتند نزد علمای اهل کتاب که شما درباره این نبی آخرالزمان و این شخصی که دعوای پیغمبری کرده و چون شما اهل کتاب هستید چیزهایی بگویید که ما از او بپرسیم و بفهمیم که آیا او پیغمبر است یا خیر؟

علمای اهل کتاب گفتند که شما ۳ سال از این شخص بکنید اگر ۲ سوال را پاسخ داد و یکی را پاسخ نداد بدانید که او پیغمبر است.

اول اینکه از او بپرسید: که در زمان گذشته تعداد چند جوان از پسرای وزرا ، وکلا و شخصیت های بزرگ آن زمان مفقود شدن از آنها چه خبری دارد؟

سوال دوم: از او بپرسید شخصی که مشرق و مغرب را فتح کرد آن که بود و از او چه خبر و اطلاعی دارد؟

سوال سوم: از او بپرسید که حقیقت روح چیست؟

آنگاه مشرکین آمدند و از رسول الله صلی الله علیه و سلم این سوالات را پرسیدند.

رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: فردا بیاید تا اینها را جواب دهم.

حضرت بر این اساس گفت که الله تعالی در این زمان جواب آنها را برای من وحی می کند و می فرستد و من بعد جواب آنها را می دهم.

اما آن حضرت صلی الله علیه و سلم فراموش کرد که کلمه «ان شاءالله» را در گفتن اینکه فردا بیاید جواب را می گویم بگوید به سبب این تا ۱۵ روز وحی نیامد و غوغا شروع شد و مشرکین گفتند: دیدید اینکه می گوید من پیغمبر هستم و فردا جواب می دهم خبری از او  نشد.

آنها شهر را به آشوب کشاندند و سر و صدا کردند و گفتند: او پیغمبر نیست و جواب نتوانست دهد.

بعد از ۱۵ روز الله تعالی آیات سوره کهف را نازل کرد و جواب سوالات را داد و جواب آخرین سوال در سوره بنی اسرائیل آمد.

الله تعالی به پیغمبر فرمود: (وَلَا تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فَاعِلٌ ذَلِکَ غَداً (۲۳) إِلَّا أَن یَشَاءَ اللَّهُ) ای محمد صلی الله علیه و سلم برای هیچ چیزی نگو که فردا این کار را من انجام می دهم مگر اینکه «ان شاءالله» بگویید  و به این دلیل تاخیر در وحی آمد.

الله در اینجا پیغمبر خود را تذکر داد. لذا پیغمبر در امر خیلی کوچک و معمولی اگر خلاف اولا از او فعلی سر زد شود مورد تذکر قرار می گیرد.

جواب سوال اول: إِنَّهُمْ فِتْیَهٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى (۱۳) وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَن نَّدْعُوَ مِن دُونِهِ إِلَهاً لَقَدْ قُلْنَا إِذاً شَطَطاً (۱۴) آن افرادی که در ماضی و گذشته مفقود الاثر شدند آنها کسانی بودند که نزد دقیانوس پادشاه ظالم آن وقت اظهار شدند و آنها بت و معبود باطل را نمی پرستیدند آن پادشاه به آنها گفت: بت بپرستید آنها گفتند: ما بت نمی پرستیم وقتی جلوی پادشاه ایستادند گفتند: رب ما پروردگار آسمان و زمین است صدا نمی کنیم غیر از او اله دیگری را، تنها او را صدا می زنیم و سجده می کنیم و تنها او را می خوانیم و تعظیم می کنیم و بس.

آنها این را که گفتند آن پادشاه گفت: شما جوان هستید و نمی دانید من شما را فرصت می دهم بروید فکر کنید و بعد مذهب من را بپذیرید.

آنگاه آنها بلند شدند (وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا یَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْکَهْفِ) الله فرمود: جوانان وقتی شما مذهب او را نمی پذیرید اینجا نمی توانید زندگی کنید بروید جایی دیگر و مذهب خود را نگه دارید.

آنگاه آنها هجرت کردند و رفتند در غاری در راه که می رفتند با چوپانی روبرو شدند و چوپان از آنها احوال پرسی کرد و او هم مذهب آنها بود و گفت من با شما می آیم و چوپان سگی داشت سگ هم همراه آنها شد.

داخل غار رفتند و گفتند: استراحت کنیم ، سر خود را گذاشتند و به خواب رفتند.

 فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ فِی الْکَهْفِ سِنِینَ عَدَداً [الکهف : ۱۱] الله می فرماید: خواب سنگینی بر آنها برای چند مدت آوردم.

وَلَبِثُوا فِی کَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِئَهٍ سِنِینَ وَازْدَادُوا تِسْعاً [الکهف : ۲۵] من اینها را در عالم خواب سیصد و اندی سال گذاشتم و بعد از این مدت آنها را بیدار کردم.

یکی از آنها بلند شد و گفت: (قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ کَمْ لَبِثْتُمْ قَالُوا لَبِثْنَا یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالُوا رَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَکُم بِوَرِقِکُمْ هَذِهِ) چقدر ما خواب بودیم؟ سه نفر از آنها گفت: یک روز ما اینجا بودیم ، گروه دوم گفتند: خیر آن موقع که به خواب رفتیم آفتاب بلند بود ممکن است نصف روز خواب رفته باشیم، گروه سوم نگاه کردند لباس های خود و اطرف و دوربر را گفتند: خیر این یک روز یا نصف روز نیست ، معلوم نیست الله اعلم.

آنها گرسنه بودند و یکی را سکه دادند و گفتند: برود شهر چیزی بخرد و به او گفتند حواست باشد نذورات غیر الله  و چیز غیر الله نخری و با کسی صحبت نکن تا که ما را پیدا نکنند.

آنگاه او رفت در بازار و هنگام خرید سکه خود را در آورد و به فروشنده داد و  فروشنده دید که سکه قدیمی است و گفت این از کجا؟ این سکه مال پادشاه دقیانوس است تا اینکه بازاریان جمع شدند و به ملاقات آنها رفتند ، پادشاه وقت مسلمان بود و همه منکر قیامت بودند و می گفتند بعد از موت حیاتی نیست.

این دلیل شد برای حاکم وقت که خداوند مردگان را هم زنده می کند و این جوانان خواب بودند و بعد از ۳۰۰ و اندی سال آنها را بیدار کرد و معلوم شد که خداوند مردگان را هم زنده می کند.

الله تعالی هنگام خواب آنها را (وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْیَمِینِ وَذَاتَ الشِّمَالِ) از این بغل به آن بغل می چرخاند که جسد آنها خراب نشود و زخم بستر نگیرند و روح در آنها بود اما روح تمیز نبود.

آنها چون اولیاء الله بودند ندانستند که چند مدت خواب بودند با این سرما ، گرما ، طوفان ، باد و باران و این حالات که آمدند و بر آنان چیزی معلوم نمی شد.

قرآن ثابت کرد که انسان از این دنیا برود از حال دنیا خبر ندارد.

وَیَسْأَلُونَکَ عَن ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَیْکُم مِّنْهُ ذِکْراً [الکهف : ۸۳] جواب سوال دوم: کسی که مشرق و مغرب را فتح کرده است ذی القرنین است .

جواب سوال سوم: وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَمَا أُوتِیتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلاً [الإسراء : ۸۵] سوال می کنند از روح بگو که روح مخلوقی است به حکم الله پیدا شده و شما از آن علمی ندارید مگر به مقدار کمی.

در اینجا مراد از روح همین نفس و روح حیات انسانی است. تا اینکه مشرکین  بعد از این جواب ها حاضر نبودند که بپذیرند.

???????????? ترجمه و تفسیر: شیخ القرآن مولانا محمد عثمان حفظه الله تعالی

????????????

 الخلیل آنلاین :

www.alkhalilonline.com

کانال تلگرام الخلیل آنلاین و شیخ القرآن مولانا محمد عثمان :

http://t.me/alkhalillonline

 http://t.me/molana_mohammadosman

تبلیغات

بزودی

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار