تبلیغات

به یاد کرمانشاه

Article Image

گذر کن 

گذر کن از کوچه های شهر غمم

شهر تنهایی و غربت 

شهر ناله ها در آوارها

جاده هایش بوی غبار می دهند ,

غباری که نشان از فراموش شدن و به حال خویش رها شدن را گویاست.

مدتیست که آسمانش گرفته و انگار خیال آبی شدن ندارد و اهالی اش چون آسمان دلگیرو می بارد از چشم هر دو تا شان باران فراوان .

انگار فقط آسمان فراموشمان نکرده و همچنان می خواهد از دلمان غبار غم را بشوید.

تنها چیزی که در آن هویداست نگاه نگران چشم های کودکانیست که درخشش اش نشان از امید را در دل هر رهگذر تداعی می کند ._

گذر کن 

از آنجا که صدایی نمی آید با آوای زیبایت شعر آشنایی را بخوان و سکوت را بشکن .

گذر کن از کوچه های پر از آوار و ظلمت شهر من و چون نوری در آن باش که تاریکی ها را می زداید.

گذر کن و همدم و مونسی باش برای کودکان غریب شهر من.

بگو در غربت هم می توان چون آشنایی زندگی کرد و آشیان ساخت.

بگو آسمان دیار غربت را هم می توان آبی ساخت…..

بگو می توان با لبخندی غم ها و درد ها را از یاد برد و آن رابه فراموشی سپرد.

نگاه بهتری به زندگی کرد و آن را سبز دید و جبرانش نمود .

 

          کرمانشاه را به خاطر بسپار            

 خ .شیخ جامی 

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار