تبلیغات

اسلام و مکارم اخلاق

Article Image
اسلام و مکارم اخلاق

در مقاله‌ی پیشین یادآوری کرده بودم که اسلام دین رواداری و تغییر و تحوّل‌ است؛ در این مقاله‌ که در تاریخ ٢٠١٧/٩/٢٢ در نشریه‌ی اتّحاد‌ سوسیالیستی چاپ شده است، تلاش کرده‌ام تا مظاهر رواداری و تحول در اصول و فروع دین اسلام را توضیح دهم. اکنون هم می‌خواهم به یک بخش اساسی از محتوای دعوت اسلامی بپردازم؛ موضوع روابط و معاملات و کردار و رفتارهایی که باید در میان افراد مذاهب و مشارب گوناگون و جامعه حاکم باشد. هرگونه خللی در این مجموعه روابط و صفات می‌تواند سیر حرکت جوامع را با مشکل مواجه کند و مانع ادامه‌ی مسیر ‌شود و در مقابل توجه به آن مناسبات خوبی را بر مبنای صلح و ثبات بر جامعه حاکم می‌کند. جوامع با چنین تفکراتی به ثبات می‌رسند و در آرامش و شکوفایی به سر می‌برند. این روابط و معاملات و رفتارها در اخلاق هویدا است همان اخلاقی که اسلام به نیکی‌ها و زیبایی‌هایش دعوت می‌کند.  

جوامع بشری در طول تاریخ مظاهری از فروپاشی اخلاقی را تجربه کرده‌اند؛ در برخی از دوره‌ها انسان‌ها به خاطر برخورداری از اخلاق نیک زندگی باشکوهی داشته‌اند همان‌گونه که امیرالشعراء احمد شوقی می‌گوید:

إنما الأمم الأخلاق ما بقيت / فإن هم ذهبت أخلاقهم ذهبوا

زندگی امت‌ها در اخلاق خلاصه می‌شوند و اگر اخلاق از میان برود آنها هم نابود می‌شوند.

از آن‌جایی که اسلام برای همه‌ی انسان‌ها آمده است تمام صفا‌ت اخلاقی زیبایی را که در میان امّت‌‌های گذشته به صورت پراکنده وجود داشت در خود جمع کرده است و به اخلاق ناشایست در تمام زمینه‌ها پایان داده است. بنابراین بالاترین معانی و مفاهیم اخلاقی ایمان به خدای عز‌ و جل است. رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– می‌فرماید:

«الايمان بضع وسبعون شعبة وافضلها قوله لا اله الا الله وادناها إماطة الأذى عن الطريق»

«ایمان هفتاد و چند شعبه است که بالاترین آن لا اله الا الله و پایین‌ترین آن برداشتن خاشاکی از سر راه است.»

 در ادامه می‌فرماید: حیا یکی از شعبه‌های ایمان است. هم‌چنین فرموده است:

«اكمل المؤمنين ايمانا احسنهم خلقا» کامل‌ترین مؤمنان به لحاظ ایمان کسانی هستند که اخلاق زیباتری دارند. 

اسلام اخلاق نیک و صفات پسندیده را با خود به ارمغان آورد و تلاش کرد آن را در پیروان خود و در رأس آنان سلف صالح نهادینه کند. اسلام الگو و اسوه‌ی مسلمانان را به آنان معرفی کرد و در آیه‌ی سوم سوره‌ی قلم این چنین از او یاد کرده است:

«وانك لعلى خلق عظيم» و تو دارای اخلاق بسیار بزرگوارانه‌ای هستی.‌

اخلاق رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– به گفته‌ی عائشه ام‌المؤمنین کاملاً‌ قرآنی بود. در این زمان که امّت‌ اسلامی و تمام انسانیّت‌ از بحران اخلاقی رنج می‌برد چقدر نیازمند الگو گرفتن از اخلاق نبوی هستیم. امروزه مسأله‌ی اخلاق به یک بحران تبدیل شده است که جوامع اسلامی و غیر اسلامی را درنوریده است. امروزه اعتماد در میان مردم رخت بر بسته است و عدم صداقت در سیاست و نهادهای حکومتی به وضوح به چشم می‌خورد و اخلاق این رهاورد زیبای اسلام را به حاشیه رانده است. وضعیت امّت‌ اسلامی نیز همانند جوامع غیر اسلامی آشفته است و انسان‌ها از بحران‌های روحی و روانی رنج می‌برند. اضطراب و آشفتگی در جای جای جهان هستی به چشم می‌خورد و امنیت و ثبات جوامع را نشانه رفته است. یقیناً‌ پدیده‌ی شوم تروریسم که جهانیان را در معرض خطر قرار داده است از نتایج این بی‌بند و باری اخلاقی است.

درباره‌ی مسلمانان باید بگوییم که این قوم نخستین کسانی هستند که در شرایط فعلی به بازسازی اخلاقی و آراسته شدن به اخلاق زیبای رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– نیاز دارند؛ به الگو برداری از شیوه‌ی سلف صالح نیازمند هستند. خدای متعال به ما امر کرده است اخلاق رسول خدا را الگوی خود قرار دهیم:

«لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّـهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّـهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّـهَ كَثِيرًا» [احزاب:21]

«به راستی که برای شما و برای کسی که به خداوند و روز بازپسین امید [و ایمان‌] دارد و خداوند را بسیار یاد می‌کند، در پیامبر خدا سرمشق نیکویی هست.‌»

ما مسلمانان سخت نیازمند آنیم تا با اخلاق خود الگو و نمونه‌ی عملی اسلام و مسلمانی باشیم همان گونه که پیشتر با زبان شهادت مسلمانی داده‌ایم. اسلام دعوتی است اخلاقی و بر اساس حسن خلق. اسلام بر حسن خلق بنا شده است تا جایی که رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– ماحصل دعوت خود را در اخلاق خلاصه کرده است: «انما بعثت لأتمم مكارم الأخلاق» «من تنها برای اصلاح و تکمیل زیبایی‌های اخلاق برانگیخته شده‌ام.»

حُسن‌خلق در گفتار و کردار پیامبر اسلام –صلّی‌الله علیه و سلّم– مشاهده می‌شود. وقتی نواس بن سعمان از نیکی سؤال کرد، رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– به او پاسخ داد: «البر حسن الخلق و الاتم ما حاك في صدرك و كرهت ان يطلع عليه النّاس» «نیکی حسن‌خلق است و گناه چیزی است که در دلت اثر کند و دوست نداشته باشی مردم از آن اطلاع یابند. خداوند متعال نیز بِرّ و نیکی را در اعتقادات و انجام دستورات لازم خلاصه کرده است.»

اگر آیه‌ی «ليس البر ان تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب ..الخ» را با حدیث نبوی «البر حسن الخلق» جمع کنیم خواهیم فهمید که حسن خلق مفهوم گسترده‌ای دارد و رفتار با خدا و رسول خدا و مردم را شامل می‌شود. اخلاق با خدا یعنی پیروی از اوامر الهی، انجام واجبات و دوری از نواهی. اخلاق با مردم یعنی خوش‌رفتاری و خوش‌رویی با مردم و مدارا کردن با نیک و بد آنان. در خصوص نرمش و مهربانی با مردم گفتنی است که خدای متعال موسی و برادرش هارون را به سوی فرعون فرستاد و به آن امر کرد تا با او به نرمی سخن بگویند: «فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَىٰ» [طه:44] «و با او سخنی نرم بگویید، باشد که پند گیرد یا خشوع و خشیت‌ یابد.»

خوش‌اخلاقی با مردم یعنی مؤمن با دست و زبان، کسی را نیازارد، اهل بخشش و کرم باشد و با مردم با خوش‌رویی برخورد کند.

رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– وقتی با کسی برخورد می‌کرد و با او دست می‌داد تا زمانی که آن شخص دستش را نکشیده بود هم‌چنان نگه می‌داشت. روی خود را از شخص برنمی‌گرداند تا زمانی که آن شخص روی خود را برگرداند. او مردم را به اخلاق نیک دعوت می‌کرد. ابوذر از ایشان روایت می‌کند:

«اتق الله حيت ما كنت و اتبع السيئة الحسنة تمحها وخالق الناس بخلق حسن»

«هر کجا باشی از خدا پروا داشته باش و به دنبال بدی نیکی انجام ده تا آن را محو کند و با مردم با اخلاق نیک برخورد کن.»

هم‌چنین فرموده است: «سنگین‌ترین چیز در ترازوی مؤمن اخلاق نیک است. خداوند از فاحش و بدزبان بیزار است و اخلاق نیک را دوست دارد.»

درباره‌ی اخلاق نیکو احادیث فراوانی روایت شده است که در ادامه به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد:

«إن من أحبكم الي وأقربكم مني مجلسا يوم القيامة أحسنكم أخلاقا وإن أبغضكم إلي وأبعدكم مني الثرثارون والمتشدقون والمتقهقهون»

«محبوب‌ترین شما در نزد من و نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت کسی که اخلاقش زیباتر باشد. بدترین افراد امّت‌ من پُرگویان و کسانی هستند که بی‌پروا زبان می‌گشایند و زیاده‌گویی می‌کنند.»

بیشترین چیزی که مردم را وارد بهشت می‌کند تقوا و خوش‌اخلاقی است. از ایشان سوأل شد چه چیزی بیش از همه مردم را به دوزخ می‌کشاند فرمود: «شرمگاه و زشتی.»

با توجه به گستردگی موضوع و نیاز به کتاب و مقاله، برای کسانی که به مطالعه‌ی بیشتر در این زمینه علاقه دارند پیشنهاد می‌شود کتاب «اخلاق سلف» نوشته‌ی «محمد مصری» را مطالعه کنند. در این کتاب توضیح داده است که اخلاق سلف صالح همان چیزی است که رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– یارانش را بر اساس آن تربیت کرده است. نویسنده می‌افزاید: «اخلاق مسایل زیادی را شامل می‌شود از جمله اخلاص، راستی، تواضع و فروتنی، عدالت، بخشش، شرم و حیاء و زهد و پارسایی و...» اما معصیت و گناه مخالف حسن خلق و عبادت است و رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– در این باره می‌فرماید: «هر گاه بنده گناهی مرتکب شود در قلب او نقطه‌ی سیاهی ایجاد می‌شود و چنان‌چه استغفار و توبه کند صیقلی می‌یابد. هر گاه دوباره به سوی گناه بازگشت کند سیاهی به قلب باز می‌گردد و سراسر آن را در بر می‌گیرد و این همان «ران» است که خدای متعال در سوره‌ی مطفیین به آن اشاره کرده است:

«كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُون»[مطففین:14] «چنین نیست، بلکه آنچه کرده‌اند بر دل‌هایشان زنگار نهاده است.»‌

با توجه به آن‌چه گذشت روشن می‌شود که حسن خلق همراه ایمان است؛ به همین خاطر فقهای مذاهب گوناگون از قدیم و جدید اتّفاق‌نظر داشته‌اند که ایمان کم و زیاد می‌شود؛ با عبادت قوی و با معصیت ضعیف می‌شود.

به نظرم بر حاکمان امت اسلامی و سیاست‌مداران و علما واجب است که در تأسّی‌ به اخلاق سلف پیشتاز باشند تا برای نسل‌های آینده الگو و اسوه باشند. به عنوان مثال رهبر فدرال مرحوم عبد الرحیم بو عبید سیاست را اخلاقی می‌دانست به طوری که روش مفید فعالیت سیاسی در مراکش را به خوبی فرا گرفته بود و به باور من مراد از سخن او این است که انسان باید بر اصل صداقت و راستی و اخلاص و عمل بر دوام باشد. در طول زندگی از اصلی که به آن معتقد بود دفاع کرد و حزب او نیز از ایجاد صحنه‌ی سیاسی حمایت کرد. بدون شک صحنه‌‌ی سیاسی مراکش را کسانی رقم زدند که سیاست را دست‌کم گرفتند. آنان نماد بحران، جمود و عناصر فساد بودند و باور داشتند که سیاست فاقد اخلاق است. به همین خاطر سیاست تنها زمانی مصداقیت‌ خود را به دست خواهد آورد که از نمادهای بحران و عناصر فساد و جمود رهایی یابد. 

«يخادعون الله ورسوله والله خادعهم... ولا يحيق المكر السيئ الا باهله... ولو يعلم الله فيهم خيرا لأسمعهم ولو سمعوا لولوا معرضين.

به خدا و رسولش نیرنگ می‌زنند و خدا نیز به آنان نیرنگ می‌زند... بدسگالی جز به صاحب آن باز نمی‌گردد... اگر خداوند خیری از آنان سراغ داشت آنان را می‌شنواند. اگر بشنوند سر باز می‌زنند و باز می‌گردند.»

در خصوص اخلاق پیامبر اسلام –صلّی‌الله علیه و سلّم– که خداوند در سوره‌ی قلم با عبارت «خلق عظیم» از آن یاد کرده است، مفسّران‌ قرآن اجماع دارند با این‌که‌ هر کس بر اساس فهم خود از تفسیر قرآن این عبارت را فهمیده است اما همه به یک معنی باز می‌گردد. در مختصر تفسیر طبری آمده است: آیه‌ی «إنک لعلی خلق عظیم» یعنی رسول خدا از ادب والایی برخوردار است. این ادب قرآن است که خدای متعال به وسیله‌ی آن و در سایه‌ی اسلام پیامبرش را ادب کرده است. ابن کثیر در بخش چهارم از تفسیر قرآن از قول ابن عباس می‌نویسد: «خلق عظیم» یعنی اسلام. مجاهد و ابو مالک و ضحّاک‌ و دیگران هم گفته‌اند: وقتی از عایشه صدیقه درباره‌ی اخلاق رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– می‌پرسیدند پاسخ می‌داد که اخلاق او عین قرآن بود. معنای این سخن آن است که امر و نهی قرآن به طبع و سرشت او تبدیل شده بود؛ آنجا که امری بود اطاعت می‌کرد و اگر نهی‌ای بود آن را ترک می‌نمود. آری این همان اخلاق والایی بود که خداوند به او بخشیده بود؛ اخلاقی شامل شرم و حیا و بخشش و دلاوری و علم و دانش و هر صفت زیبایی که تصوّر‌ شود. در صحیحین از براء بن عازب آمده است که می‌گوید: رسول خدا بهترین مردم و خوش‌اخلاق‌ترین آنان بود؛ نه بلند قد بود و نه کوتاه؛ هیچ گاه از او نشنیدیم که به کسی کلمه‌ی اوف بگوید و هیچ گاه کسی را نزد. از کسی انتقام نگرفت مگر زمانی که در راه خدا جهاد می‌کرد و حرمتی هتک می‌شد. هر گاه میان دو چیز مخیّر‌ می‌شد حتما آسان‌ترین را انتخاب می‌کرد. رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– در مجموع جامع اخلاق زیبا بود و کسی در این زمینه‌ به مقام او نمی‌رسد. صفات اخلاقی او فراتر از آن است که در این مختصر بگنجد.

اما استاد محمد علی صابونی در جلد سوم صفوة التفاسیر در تفسیر آیه‌ی «وإنك لعلى خلق عظيم» می‌نویسد: یعنی ای محمد تو ادب والا و اخلاق زیبایی داری؛ خدای متعال فضایل و کمالات را در تو تمام کرده است. هیچ انسانی نمی‌تواند به متنهای اخلاقت پی ببرد و تنها خداوند متعال شایسته‌ی توصیف آن است. علم و دانش، بردباری، شرم و حیا، عبادت، بخشش، صبر و شکر، زهد و تواضع، رحمت و مهربانی، دلسوزی و خوش‌رفتاری و... این‌ها همان صفاتی است که قرآن برای ساختن امت جهانی به آن فرا می‌خواند تا حقوق مردم در مصالح احزاب و حکومت‌ها و مناطق پایمال نشود. پایبندی به این صفات باعث کاهش فساد انسان می‌شود. به همین خاطر رسالت محمدی برای همه‌ی بشریت آمده است و دین اسلام دین واحدی است که باید همگان از آن تبعیت کنند:

«وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ»[آل عمران:85]

«و هر کس که دینی غیر از اسلام برگزیند، هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در آخرت از زیانکاران است‌.»

پس از اسلام دیگر نمی‌توان ادیان را به آیین‌های منطقه‌ای یا قومی با شاخصه‌های فرهنگی جداگانه تبدیل کرد؛ این همان فسادی است که در دوران معاصر بشریت را در خود فرو برده است. بهترین دلیل این مدّعا‌ ‌رخدادهای ناگواری است که در میانمار می‌گذرد؛ مسلمانان به روش‌های ناانسانی قتل عام می‌شوند؛ سازمان ملل و به ویژه جهان اسلام نتوانسته‌اند در جلوگیری از این جنایات هیچ حرکتی انجام دهند. ملت فلسطین نمونه‌ی دیگر آن است که سال‌هاست در معرض حملات صهیونیست‌ها قرار گرفته است. اگر اسلام دین واحدی است که هیچ دینی پس از آن یا همانند آن وجود ندارد پس قرآن کریم یقیناً‌ کلام خداست که بر رسولش نازل شده است و تمام بشریت را مورد خطاب قرار می‌دهد. اگر در جایی خطاب به پیامبر است خطاب به همه‌ی مردم است اما بیشتر مردم ناآگاهند. به همین خاطر اگر جهان در بحران اخلاقی غوطه‌ور است علت آن جهل و ناآگاهی است. امت اسلامی در زمان حاضر نیازمند آن است که به ریسمان الهی چنگ زند و به اخلاق رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– و ابراهیم پدر پیامبران و روش سایر انبیای الهی اقتدا کند:

«أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّـهُ ۖ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ»[انعام:90].

«اینان کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده است، پس به هدایت آنان اقتداء کن.»

لازم به ذکر است که نخستین چیزی که خداوند بر مسلمانان واجب کرده است خواندن است: «اقرأ باسم ربك الذي خلق» این نخستین آیه‌ای است که بر رسول خدا نازل شد. واپسین آیه و پایان‌بخش وحی الهی آیه‌ای است که پس از تحریم ربا آمده است: «اتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ» [بقره:281]

«و از روزی بترسید که در آن به سوی خداوند بازگردانده می‌شوید، سپس به هرکس جزای هر کاری که کرده است به تمامی داده شود، و بر آنان ستم نرود.»

اما از شیخ الاسلام ابن تیمیه درباره‌ی سوره قلم آمده است: این سوره، سوره‌ی اخلاق است؛ اخلاق چکیده‌ی دینی است که خداوند پیامبرش را برای تبلیغ آن برانگیخته است. «ن» قسمی از جانب خدای متعال است؛ قلم ابزار نوشتن کلامی است که امر و نهی و علم شامل و اراده را در بردارد. قسم‌ها با قلم تقدیر رخ می‌دهد و با آن نوشته شده است. این قسم‌ها دو موضوع مهم را در بر دارند و با آن متناسب هستند:

نخست: خبر از حوادثی می‌دهد که هنوز تحقّق‌ نیافته‌ است؛ هر کس پیش از وقوع حادثه‌ای از آن خبر دهد نشان می‌دهد که پس از وقوع، از ماهیت آن آگاه‌تر است. پس چنین خبری محکم‌تر و صادق‌تر است.

دوم: تحقّق‌ یک رخداد در کتاب و تقدیر به معنی تحقّق‌ آن در سخن و علم است در حالی که عکس آن ممکن نیست.

در سوره‌ی قلم در جواب قسم به سه موضوع اشاره شده است:

«ما أنت بنعمة ربك بمجنون» تو به لطف پروردگارت دیوانه نیستی.‌

«وإن لك لأجرا غير ممنون» و تو را پاداشی ناکاسته [بی‌منت‌] است.‌

«وإنك لعلى خلق عظيم» و تو دارای اخلاق بسیار بزرگوارانه‌ای هستی‌.

نسل‌ها این صفات زیبای اخلاقی را یکی پس از دیگری از هم به ارث برده‌اند تا به ما رسیده است. در زمان بحران اخلاقی، ما به این صفات زیبا شدیدا نیازمندیم. مسلمانان باید دل‌هایشان را به هم نزدیک کنند و و صفات اخلاقی مورد نظر قرآن را در خود عملی سازند تا مردم در آشنایی با آنان با اخلاق اسلام آشنا شوند.

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار