تبلیغات

سرگذشت زنی که شوهرش داعشی بود

Article Image

b_300_300_16777215_10_images_10305729005555.jpg

اساس نیوز: این مطلب سرگذشت زنی است که در راه فرار از سوریه با یک داعشی ازدواج کرد و اکنون در یک اردوگاه زندگی می کند:

اساس نیوز /  "tr.sputnik" : در مناطق شمالی سوریه در رقه و دیرالزور , آن عده از شبه نظامیان داعش که با دادن تلفات سنگین در مقابل نیروهای دموکراتیک سوریه مجبور به عقب نشینی شده اند , به همراه خانواده های خود به نیروهای دموکراتیک سوریه تسلیم می شوند .

شبه نظامیانی که در صف داعش جنگیده اند , وقتی که به نیروهای دموکراتیک سوریه که به همراه نیروهای آمریکایی و از جمله یگان های مدافع خلق (YPG) مشغول عملیات علیه داعش هستند تسلیم می شوند , اگر همسران این داعشی های تسلیم شده بی گناه شناخته شوند آزاد می شوند.

اگر همسران و فرزندان آزاد شده شبه نظامیان داعشی جایی برای رفتن نداشته باشند در اردوگاه چادری که توسط نیروهای دموکراتیک سوریه در روستای عین عیسی ایجاد شده , ساکن می شوند.

b_400_400_16777215_10_images_10305728165555555.jpg

خبرنگار خبرگزاری اسپوتنیک ضمن بازدید از اردوگاه عین عیسی با خانواده های شبه نظامیان داعشی گفتگو نمود.

در این اردوگاه خانواده 18 شبه نظامی داعشی بسر می برند . در بین این زنان شهروندان ترکیه , فرانسه , انگلیس , تونس و مصر نیز وجود دارند . منتها بسیاری از این زنان به دلیل ترس از صحبت کردن , حاضر به گفتگو با خبرنگار اسپوتنیک نشده اند .

"به هنگام فرار از رقه به ترکیه , مجبور به ازدواج شدم"

خانم " میر حثمه " مستقر در اردوگاه که سی ساله است همسر بلال بن مقداد شبه نظامی داعشی مراکشی الاصل تبعه فرانسه می باشد در مورد زندگی خود در رقه , نحوه پیوستن همسرش به داعش و جریانات پس از تسلیم شدن را شرح داد.

حثمه تعریف کرد که وقتی می خواسته از طریق رقه به نزد خانواده اش در ترکیه برود مجبورا در شهر ماندگار شده است :

" در دمشق ساکن بودم . شوهر اولم عضو گروه ارتش آزاد سوریه بود . او در حمله هوایی ارتش سوریه کشته شد. پدر و مادرم به هنگام آغاز جنگ به ترکیه گریخته بودند . وقتی شوهرم مرد خانواده ام پول فرستاد تا از طریق رقه به ترکیه فرار کنم . برای فرار به ترکیه به شهر رقه رفتم . در آنجا یک خانم که دوستم بود پیشنهاد داد تا وقتی که به ترکیه بروم در خانه آنها بمانم و من هم چون از اوضاع رقه اطلاع چندانی نداشتم قبول کردم."

" ترکیه , کشور کفر است نباید آنجا بروی"

" حثمه " در ادامه توضیح داد که شبه نظامیان داعش با گفتن این که " ترکیه , کشور کفر است " به او اجازه رفتن نداده اند:

" برای رفتن به ترکیه می خواستم به تل ابید بروم اما شبه نظامیان داعش اجازه ندادند . گفتند: یک خانم نباید به تنهایی بگردد , ترکیه کشور کفر است نباید آنجا بروی .

وقتی اجازه ندادند من هم مجبورا در رقه ماندم و یک خانه اجاره کردم . با یکی از همسایگان در نزدیکی خانه ای که اجاره کرده بودم آشنا شدم.

نام او " بلال بن علی مقداد" بود. او در صف داعش از اسم کد " ابوعمر" استفاده می کرد . مراکشی الاصل بود اما تابعیت فرانسه را داشت .

گفت که قبلا عضو داعش بوده اما از این گروه جدا شده است و به من پیشنهاد ازدواج داد . مرا قانع کرد که بعد از ازدواج می توانیم به مراکش برویم. چون تنها بودم مجبورا ازدواج کردم.

" شبه نظامی داعش در کسوت قاچاقچی انسان"

خانم " حثمه " تعریف می کند که پس از ازدواج برای فرار از رقه با قاچاقچیان انسان صحبت کرده اند اما چون مبلغ مورد درخواست قاچاقچیان را نداشته اند از فرار صرفنظر کرده و به ماندن در رقه ادامه داده اند:

" خواستیم به مراکش فرار کنیم اما قاچاقچیان انسان از ما ده هزار دلار پول خواستند . چون پول نداشتیم نتوانستیم برویم. بعدش هم فرزندمان به دنیا آمد و دیگر هرگز نتوانستیم جایی برویم . بعدها فهمیدم که بعضی از قاچاقچیان انسان در اصل قاچاقچی نیستند و شبه نظامیان داعش هستند. اگر ما از رقه فرار می کردیم آن شبه نظامیان قاچاقچی نما به دلیل ترک خاک دولت اسلامی , گردن ما را می زدند."

حثمه با بیان اینکه شوهرش با ترغیب پسر عمویش به عضویت داعش درآمده است گفت:

شوهرم از داعش جدا شده بود اما داعش درپی جذب مجدد او به صف خودش بود. پسرعموی شوهرم هم داعشی بود . به شوهرم ویدئوهای سر بریدن انسان ها را می فرستاد . او تلاش می کرد تا شوهرم را به صف داعش بازگرداند . شوهرم با فریب  او عضو داعش شده بود."

"خلبان اردنی را آتش زدیم لیکن خیلی پشیمانم"

زن جوان که شکنجه های غیرانسانی و روش های قتل داعش را از زبان شوهرش شنیده , چنین ادامه داد:

" شوهرم به من گفت که خلبان اردنی را ما آتش زدیم لیکن خیلی پشیمانم. اقدامات داعش را قبول نداشت . می گفت که انسان , انسان را نمی تواند بسوزاند ,  فقط خدای بزرگ می تواند انسان را بسوزاند . پس از آن اتفاق او از داعش دلسرد شده بود."

" می توانی از گروه جدا شوی اما نباید دولت اسلامی را ترک کنی"

خانم حثمه با بیان این که داعش با کسانی که از این گروه جدا می شدند کمی مسامحه می کرد اما به غیرنظامیان و کسانی که زمانی در صف این گروه بوده اند اجازه ترک سرزمین های به اصطلاح دولت اسلامی را نمی داد , ادامه داد :

" پس از به آتش کشیده شدن خلبان اردنی , شوهرم به سخنگوی داعش نامه ای ارسال کرده و خواستار خروج از این گروه و اعاده پاسپورت خود از طرف آنها شده بود . اما عدنانی , سخنگوی داعش جواب داده است که می تواند از گروه جدا شود اما نمی تواند سرزمین دولت اسلامی را ترک کند . اجازه نداد از رقه خارج شود."

"گفتیم با ما کاری نخواهند داشت و تسلیم نیروهای دموکراتیک سوریه شدیم "

حثمه , چگونگی پیشروی نیروهای دموکراتیک سوریه به رقه را چنین شرح داد:

" ما نمی توانستیم از رقه خارج شویم لیکن وقتی نیروهای دموکراتیک سوریه به شهر نزدیک تر شدند برای فرار راه باز شد . وقتی نیروهای دموکراتیک سوریه به رقه نزدیک شدند ما نیز به روستای جیزره رفتیم تا بتوانیم تسلیم آن نیروها بشویم . دیگران به ما می گفتند که  ‘ شما بروید تسلیم بشوید بخاطر اینکه شوهرت از داعش جدا شده , با شما کاری نخواهند داشت  ‘  ما نیز پرچم های سفید بدست گرفتیم و در نقطه کنترل هاولهوا در نزدیکی رقه خود را تسلیم نیروهای دموکراتیک سوریه کردیم. این نیروها ما را به کوبانی بردند . سه روز در آنجا بودیم . شبه نظامیان داعشی مالزیایی و خانواده های آنها نیز در آنجا بودند. در آنجا زنان و مردان را جدا کردند . شبه نظامیان داعشی را در زندانی در کوبانی محبوس کردند. ما زنان را هم در کمپ عین عیسی در اینجا ساکن کردند . یک ماه است که در اینجا هستم".

خانم حثمه همچنین تعریف کرد که شوهرش به دلیل مصرف سیگار از طرف داعش زندانی شده است . وی این جریان را چنین شرح داد:

" شوهرم را به مدت یک ماه زندانی کردند . وقتی پیش امیر داعش رفتم گفت که ‘ تو زن هستی , صحبت کردن تو با ما ممنوع و گناه است ‘ . شوهرم به دلیل پیوستن به داعش , تابعیت فرانسوی او نیز سلب شده بود . طبق آخرین خبری که از شوهرم گرفته ام او اکنون در حسکه زندانی است . اگر شوهرم را از دست بدهم خواهم مرد , بدون او نمی توانم زندگی کنم".

25/575

منبع:"tr.sputnik"

ترجمه سرویس بین الملل اساس نیوز / هلاکوئی

تبلیغات

بزودی

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار