تبلیغات

نقش زن در گرمی کانون خانواده

Article Image
نقش زن در گرمی کانون خانواده  

اشاره: آنچه می‌آید گزیده‌ای است از سخنان بانو دکتر شیرین بیانی، استاد تاریخ دانشگاه تهران که از کتاب خواندنی «گردونه‌ روزگار» اخذ و اقتباس شده است؛ «گردونه روزگار»، شرح و تفسیر زندگی، سوانح و تلاش‌های یک استاد تاریخ است که از گفت و شنود استاد کریم فیضی با این بانوی پرافتخار حاصل آمده است.

هرچه در کل جهان می‌گذرد، از مسائل عقلانی، احساسی و حتیٰ غریزی یا بهتر بگویم همهٔ مسائل مادی و معنوی، در جامعهٔ کوچکی که «خانواده» نام دارد نیز در جریان است؛ عشق و نفرت، محبت و کینه، حسادت و همدلی، اتحاد و تفرقه و خلاصه صلح و جنگ همه و همه در جامعه و خانواده در جریان هستند و این زن است که می‌تواند به‌جای نفرت، عشق؛ به‌جای حسادت، همدلی؛ به‌جای تفرقه، اتحاد و سرانجام به‌جای جنگ، صلح را در کانون خانواده برقرار کند.

اگر چنین شد و هر خانه خوب اداره گردید و صلح و آشتی در آن برقرار گشت، جهان مینیاتورِ خانواده، تبدیل به یک «مدینهٔ فاضلهٔ مینیاتور» می‌شود و هنگامی که همهٔ خانه‌ها را کنار هم بگذاریم، سراسر گیتی تا حدی تبدیل به یک «آرمان شهر بزرگ» می‌شود.

زن می‌تواند بهشت را از آسمان به زمین بکشد، همانطور که می‌تواند خانواده را به یک جهنم تبدیل کند، به تعبیر سعدی علیه‌ الرحمه:

سفر عید باشد بر آن کدخدای /∗/ که بانوی زشتش بود در سرای

درِ خرَّمی بر سرایی ببند /∗/ که بانگ زن از وی برآید بلند

اگر یک زن صبح هنگام که کارِ خانه را شروع می‌کند به همسر و فرزندان خوب رسیدگی کند، وسایل آرامش و آسایش آنان را چه از نظر روحی و چه از نظر جسمی، به‌گونهٔ صحیح و درست فراهم آورد، محیط امن و آرام و محبت‌آمیزی در خانه‌ ایجاد نماید، افراد خانواده را با مواد سالم، تغذیهٔ سالم کند، آنان را به ورزش وادارد و با تنی سالم و روحیه‌ای شاد از درِ خانه به بیرون فرستد، تصور نمی‌کنید که بهشت را از آسمان به درون خانه و به تبع درون جامعه آورده است؟

مهترین وسیلهٔ زن برای رسیدن به این هدف خطیر سه چیز است:

۱. شناخت خود؛

۲. اعتماد به نفس؛

۳. ارتقای سطح فرهنگ.

اگر زن خویشتنِ خویش را بشناسد و از جایگاه مهم خودش در جهان هستی آگاهی یابد و دریابد که وی مأمور حفظ بقای نسل است، اعتماد به نفس هم در او ایجاد ‌شود و در پی ارتقای سطح دانش و فرهنگ خود بر آید، مسأله حل شدنی است.

این زن است که در مقام یک مادر باید به فرزند جوانی که او را زن می‌دهد، آموزش‌های لازم را یاد دهد وگرنه آن مرد بسیاری از چیزها را از جمله اینکه چگونه با همسر و فرزندان و خویشاوندان جدید رفتار کند، نخواهد دانست. زن است که در غیاب مرد می‌تواند نزاکت و نظافت را به افراد خانواده بیاموزد و به فرزندان تعلیم دهد که انسان نیکویی باشند و برای خود و جامعه مفید واقع شوند.

آری! زن باید با مطالعه، تفحص، تجربه اندوزی، به کارگرفتن شَمّ عاطفی و افروختن چراغ عقل و تدبیر وارد معرکهٔ زندگی گردد.

زن باید دانش خود را هر روز افزون سازد. جسم و بدن خود را با تغذیهٔ درست و ورزش، قوی و سالم نگاه دارد. برنامه‌ریزی دقیق داشته باشد تا فرصتی دست و پا کند و به کارهای اجتماعی بپردازد.

برای یک زن خواندن کتاب، تقویت زبان مادری و یک زبان خارجی، ضروری است. این روزها ندانستن زبان خارجی، داشتن سواد را ناقص می‌کند.

کم نیستند زنانی که پس از بزرگ کردن و حتیٰ به دانشگاه فرستادن فرزندان خود، وارد دانشگاه شده‌اند و با بهترین معدل مدرک گرفته‌اند!

آری! وقتی که زن روان خویش را با دانش و آگاهی و جسم خود را با ورزش، پرورش داد و به شناخت و اعتماد به نفس دست یافت، آنگاه به جایگاه بلند و مقام شایستهٔ خود دست می‌یابد و می‌تواند خانه‌ای بهشت آسا بنا کند و فرزندانی پرثمر تحویل جامعه دهد و فرزندان نیز با الگوگیری از مادر خانه‌های خود را ترتیبی آن‌چنانی دهند. آن‌گاه سراسر جهان بهشت‌آسا خواهد شد. حداقل می‌توانیم آرزو کنیم که چنین شود.

زن باید به پسر خود بیاموزد و عمیقاً به او تفهیم نماید که مقام و موقع زن را در جامعه ارج نهد و به آن احترام گذارد.

زن باید باوری استوار و عمیق داشته باشد که هنگامی که تنها کار او خانه‌داری است، به کار مفیدی اشتغال دارد؛ او نباید خود و وقت خود را عاطل و باطل تصور کند.

زن باید به دختر و پسر خود بیاموزد که سه اصل، رکن سازندهٔ یک زندگی مشترک هستند:

۱. مهر و محبت متقابل؛ زیرا محبت یک‌طرفه اصلا کارگشا نیست؛ چنانکه بابا طاهر عریان می‌گوید:

چه خوش بی، مهربونی هر دو سر بی /∗/ که یک سر مهربونی، دردسر بی؛

۲. احترام متقابل؛

۳. قبول آزادیهای فردی طرفین؛ این اصل سوم در استحکام کانون خانواده خیلی مهم است؛ زیرا زن یا شوهر اگر در خانه و زندگی، آزادی از او سلب شده است، بسیار ناراحت و خشمگین می‌شود و در دراز مدت خطرآفرین است.

زن و کارهای بیرون منزل

زن هنگامی باید در بیرون از خانه کار کند که بتواند آن‌چنان وقت خود را تنظیم کند که در ادارهٔ خانه و زندگی هیچگونه خللی وارد نشود. اگر زنی قدرت روحی و جسمی مضاعف ندارد که بتواند پس از تنظیم صحیح کارهای خانه، بر سر کار برود، درست آن است که نرود!

برای اینکه زن و سایر افراد خانه خسته از کار برمی‌گردند و هنگام بازگشت، بسیاری چیزها سر جای خودش نیست؛ بدین معنا که حوایج زندگی روزمره برآورده نشده است. آن وقت عصبانیت بر خستگی افزوده می‌شود و اینجاست که دعوا و مرافعه پیش می‌آید و قهر و بدخلقی جو خانه را فرا می‌گیرد، سرانجام فرزندان نیز تحت تأثیر این خشونت‌ها قرار می‌گیرند و این تلخکامی‌ها به گسستگی خانوادگی می‌انجامد.

خلاصه آنکه:

زن دوشادوش مرد نقش اساسی را در جامعه ایفا می‌کند. او بال دوم و بهتر بگوییم پای دوم جامعه است. اگر سالم و قوی و امین نباشد، خانواده و جامعه لنگان می‌شوند؛ زیرا زن هم همسر است و هم مادر و رکن اصلی خانواده اوست. یا بهتر گفته شود: «زن انسان‌ساز است.»

اگر زن می‌خواهد جایگاه اصلی و واقعی خود را در اجتماع بیابد، باید خود انسانی شریف، نجیب، آگاه و هوشیار باشد و این مقام و موقع به دست نمی‌آید مگر با خویشتن‌سازی و افزایش آگاهی و فرهنگ؛ یعنی پیوسته بیاموزد تا بتواند آموزش دهد.

آری! زنِ دانای توانا می‌تواند جامعهٔ خود را آنگونه بسازد که شایستهٔ نام جامعهٔ انسانی باشد و در این باب، زندگی زنان موفق را مطالعه کند و به نیایش و دعا از خداوند توفیق و مدد بخواهد، چه، به فرموده‌ی مولوی:

«این‌قدر گفتیم لیک اندر پسیچ /∗/ بی‌عنایات خدا هیچیم هیچ»

ام سعدیه رفیعی ( گلستان، گالیکش )

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار