تبلیغات

«فقه گفت‌وگو» کو؟

Article Image
«فقه گفت‌وگو» کو؟

اگر به زبان دینی، شایسته است که «مؤمن «دقیق النظر» (ریزبین) باشد؛ جز به استواری سخن نگوید؛ بر ظن و گمانهزنیهای بیوجه خود دامن نزند؛ در جبهه‌گیریها جانب پارسایی (تقوا) و بیطرفی (انصاف) را فرو نگذارد؛ «گوش» باشد، بیش از آنکه «زبان» باشد و برای فهم و عمل به بهترینها مجاهدت کند؛ کلامش متین، نرم و دلیلمند باشد؛ با هر تصمیم تفکّر‌ نماید و در عاقبت هر عمل اندیشه کند؛ ژرفاندیش باشد و ظواهر امور فریبش ندهد. از ریشهیابی (تفقّه‌) در امور بازنایستد؛ دانشهای اکتسابی (علم المسموع) را بیبهره از دانشهای طبیعی و سرشتین (علم المطبوع) فرانگیرد؛ برّرسی‌ گفته (ما قال) را بر گوینده (من قال) برتری ندهد؛ حق را از اهل باطل پذیرفته و باطل را از اهل حق نپذیرد و به باطل، لباس حق نپوشاند و در نهایت، آشکارا، حق را آشکار کند، آنگاه لازم نیست این آموزهها ترجمانی فقاهتی داشته باشد؟ آیا لوازمِ فقهی این آموزههای دینی، این «بایدها» و «نبایدها» وجود دارد؟

اگر ساختار پرداخت ما به موضوعات فقهی متقارن و بهروز بود آنگاه انتظار میرفت چیزی بیش از چند برابر احکام فقهی موضوعاتی همچون «ارث» و «مطهرات» درباره «گفتوگو» و «سخنگفتن» میداشتیم. «چند برابر» را از این جهت میگویم که برای نمونه در آیه شریفه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا»﴿احزاب/٧٠﴾ امرِ روشنِ صریحی درباره‌ی «سداد گفتار» وجود دارد. یا در آیاتی دیگر، «مُرجفین» به معنای افرادی با قول لرزان مورد ملامت قرار گرفته اند. «بیان» همچون فکر و نیت، از مقوله افعال باطنی نیست تا موضوعِ احکام فقهی نباشد و از اینرو میتوان به صراحت گفت که به نظر میرسد بسط فقهی درباره مقولات همچون «گفتوگو» و «بیان» یا از اساس صورت نگرفته یا به قاعده نیست.

«تفکر نقادانه» مُبیّن‌ و مروّج‌ امروزین معیارهای روششناختی و استانداردهای تفکر سنجش‌گرانه است. تفکر نقادانه دربردارنده شماری آمادگیها، دانشها و مهارتها ست که شخص را در بررسی ریزبینانه‌ی باورها، گفتهها و شنیدهها ورزیده میکند. چنین فردی سنجیدهتر فکر میکند و برای نمونه، مهارت درخوری در بررسی ادّعاها، کشفِ پیش‌فرض‌ها و شفّاف‌سازی مفاهیم دارد. تفکر نقادانه مهارتهای شخص را در توجه به مواردی از قبیل وضوح، درستی، دقت، عمق، ربط داشتن، اهمیت موضوع و... برمیانگیزد تا فرد این استانداردها و سنجهها را درباره چگونگی اندیشیدنش بهکار گیرد. منبع معرفت شناختی تولید و بسط تفکر نقادانه عقلیتجربی است و از این‌رو از نظر نگارنده اگر دانشهای عقلی و تجربی در عقل فقاهتی اعتبار و حجّیّتی‌ دارند، آنگاه میتوان دستکم به عنوان یک چارچوبه‌ی اولیه از آنها به عنوان گامی به سوی تدوین «فقه سخنگفتن و فقه گفتوگو» به معنای احکامِ سخنگفتنِ سنجیده و نسنجیده استفاده کرد. در نظر نگارنده حکم نهایی در این موضوع وابسته به بررسی این سه ارتباط مطرح شده است.

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار