تبلیغات

تکفیر بی رویه و مبانی فقهی

Article Image

b_300_300_16777215_10_images_BC18493G001.jpg

اساس نیوز ،محمد بن علوی المالکی : مطلب ذیل برداشتی از کتاب هشدار در خصوص تکفیرهای بی رویه اثر محمد بن علوی المالکی است .

نویسنده در این کتاب که بوسیله مرکز تخصصی ترجمان دینی ترجمه شده است به بررسی ابعاد منفی تکفیر و ابعاد خشونت آمیز رواج آن در جامعه می پردازد .

  ما امروز گرفتار جماعتی شده ایم که متخصص تکفیر مردم و صدور احکام و القاب ناشایست می باشند. القابی که هرگز شایسته نیست به مسلمانی که گواهی به یگانگی خدا و نبوت پیامبر می دهد،نسبت داده شود. این افراد مخالفان خود را خرافه پرست ، حقه باز، شعبده باز، بدعت گذار و سر انجام مشرک و کافر می خوانند.

از این رو ، اندیشمندان خردمندی که از دین و احوال جامعه و شرایط زمان ( که نه تنها به اصل دین زیانی نمی رساند بلکه اگر آدمی به درستی و در پرتو کتاب سنت آنها را بفهمد در می یابد که تحت تسلط دین قرار دارند ) آگاهند ،متوجه این فتنه شده اند.

  این اندیشمندان دریافته اند که دشمنان اسلام با سوءاستفاده از این فتنه، در پی درگیر کردن مسلمانان با یکدیگرند و به ادای وظیفه ی نصیحت و هشدار پرداخته اند. خدا جزای خیرشان دهد و آنان را مایه اتحاد مسلمانان و ریشه کن کردن اختلافات گرداند.

مساُله ی تکفیر همانند آن دسته از متون دینی است که در آنها هشدار و تهدیدی وجود دارد. برای نمونه خدای متعال می فرماید:

إِنَّ الَّذينَ يَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامي‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْکُلُونَ في‏ بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعيراً( نساء:10 )

کسانی که اموال یتیمان را به ستم می خورند ، در حقیقت شکم خویش را پر از آتش می کنند و به زودی در آتش سوزانی خواهند سوخت.

 این آیه و دیگر متونی که متضمن وعید تهدید است ، همگی در جای خود درست است، ولی نمی تئپوانیم فلان شخص معینی را که مسلمان و از اهل قبله است ، مشمول حکم و عید بدانیم و بگوییم حتماٌ در آتش خواهد سوخت. زیرا ممکن است این تهدید به دلیل فقدان شرط یا وجود یک مانع ، شامل حال او نشود.

    مثلاٌ شاید تحریم یاد شده به گوشش نرسیده و از آن خبر نداشته باشد یا شاید از کار حرامی که مستوجب و عید و آتش است ، توبه کند یا کار های نیک و بزرگی انجام داده باشد که کیفر آن کار حرام را بزداید یا دچار مصائب و بلاهایی شود که کفاره گناهانش باشد یا کسی که شفاعتش پذیرفته است ، در حق او شفاعت کند.

   سید صدیق حسن خان در (( الروضه الندیه )) از قول علامه شوکانی در السیل الجرار چین آورده است:

  " بدان مسلمانی که به خدا و قیامت ایمان دارد ، هرگز نباید یک مسلمان را به خروج از دین اسلام و داخل شدن در سلک کفار نسبت دهد ; مگر با وجود برهانی که از روز روشن تر باشد. زیرا در روایات صحیحی که از طریق جماعت صحابه روایت شده ، آمده است که هر کس برادرش را کافر ،( کفر و گناه ) خطاب کند، به یکی از آن دو باز می گردد. این حدیث صحیح بخاری نیز آمده است."

در نقل دیگری در صحیح بخاری و مسلم و برخی کتاب های دیگر آمده است:(( هر کس به ناروا دیگری را کافر یا دشمن خدا بخواند ، ] آن نسبت [ به خودش باز می گردد.))

و در عبارت صحیح بخاری آمده است:(( ...]در ان صورت[  یکی از آن دو کافر می شوند )).

چنان که می بینیم ، در این احادیث و مانند آن زیاده روی در تکفیر به شدت منع و نهی شده است. خدای متعال نیز فرموده است:

مَنْ کَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إيمانِهِ إِلاَّ مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإيمانِ وَ لکِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ ( نحل 106 )

آنها که در دل را به روی کفر گشوده اند ] غضب خدا بر آنهاست ، نه کسانی که مجبور به اظهار کفر شده اند [.

پ س در اینجا گشودن در دل به روی کفر و دلگرم شدن و پذیرفتن آن ، ملاک است و صرف خطور عقاید شرک آمیز در خاطر انسان، به خصوص اگر شخص نداند که با طریقت اسلام مغایر است ، هیچ اعتباری ندارد.

  همین طور اعمال کفر آمیزی که با هدف خروج از دایره مسلمانی صورت نمی گیرد ، اعتبار ندارد و نیز الفاظی که مسلمان بر زبان می آورد و دلالت بر کفر دارد ، ولی گوینده ی آن ، به مضمون سخن اعتقاد ندارد ، معتبر نیست.

   یکی از نشانه های رشد و کمال پختگی این است که وقتی با کسی در مسئله ای اختلاف نظر دارید ، این اختلاف باعث نشود تا کینه او را به دل بگیرید یا زبان بد گویی و تهمت باز کنید .

    این از کناهان است که یک نویسنده ی مغرض یا خواننده یا شنونده ی غرض ورز ، به مطالعه در احوال بزرگان بپردازد و کتاب ها و سخنان شان را بخواند و بشنود و فقط در خطاها و مواردی که دچار لغزش و اشتباه شده اند ، درنگ کند; اما به نکات مثبت و خدماتی که عرضه کرده اند ، هرگز توجه نکند.

   چنین کسانی همچون همسایه بدی هستند که وقتی چیز خوبی از همسایه می بینند پنهان می کنند و هر گاه چیز بدی مشاهده کردند ، آن را جار می زنند. در پی خطاهای دیگران بودن و تحریف گفته های دیگران رسوا کردن  و بد گویی از افراد، هیچ سودی در پی ندارد و هیچ مشکلی را حل نمی کند. به خدا پناه می بریم از جماعتی که هوس ، پیشوا و شیطان ، راهبر آنان است و تعصب و بزه کازپری را مرکب خود ساخته اند.از گروهی که در پی عیوب و لغزش های مردم درست و بی کناهند ،به خدا پناه می بریم.

اقوال سلف و برخی از علما درباره تکفیر

ابویعلی و نیز طبرانی در المعجم الکبیر که مردی از جابر(ص) پرسید: آیا کسی از اهل قبله را مشرک می خواندید؟جابر این سوال بر آشفت و گفت: پناه بر خدا!

دوباره پرسید : آیا کسی از آنان را کافر می شمرید؟ گفت : نه. ابویعلی از یزید رقاشی نقل کرده است که به انس بن مالک گفت:ای ابوحمزه! عده ای از مردم شهادت به کفر و شرک ما می دهند. گفت: آنان بدترین مردم و آفریده ها هستند.

امام احمد بن حنبل گفته است:(( واجب کردن یا حرام دانستن کاری، پاداش یا کیفر دادن و کافر و فاسق شمردن، همه از شئون خدا و رسول است و هیچ کس در این امر ، حق صدور حکم ندارد.

مردم فقط وظیفه دارند چیز هایی که خدا و رسول واجب فرموده اند ، واجب بدانند و آنچه حرام شمرده اند ، حرام بدانند و هر چه خدا و رسول او فرموده اند ، تصدیق کنند.

طحاوی(رح)گفته است:(( آنان اهل قبله اند و تا زمانی که کفر و شرک و نفاقی از آنان ظاهر نشده،آنان را کافر و مشرک و منافق نمی شماریم و عقاید پنهان در دل های شان را به خدا وا می گذاریم.زیرا ما ماموریم که بر ظاهر حکم کنیم و از گمان و پیروی از چیزی که به آن علم نداریم ، نهی شده ایم.

غزالی (ره) فرموده است:(( محصل علم دین ، تا می تواند و امکان دارد باید از تکفیر بپرهیزد; زیرا مباح دانستن خون و مال کسانی که به سوی قبله نماز می گذارند و اهل (( لا اله الا الله محمد رسول الله )) هستند خطاست.خطای زنده نگاه داشتن هزار کافر ، به مراتب کمتر است از آنکه به اندازه حجانتی از مسلمان خون ریخته شود.

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار