تبلیغات

به بهانهٔ جلسهٔ بررسی زندگانی مولانا محمّد انور ملازهی و مولانا محمّد علم حسین‌بر

Article Image
به بهانهٔ جلسهٔ بررسی زندگانی مولانا محمّد انور ملازهی و مولانا محمّد علم حسین‌بر

از شوال ١۴٣٧ تا شوال امسال (١۴٣٨) را می‌توانم عام الحزن نام گذارم. پارسال در آغاز ثبت‌نام مدرسه بود که خبر درگذشت دوست عزیزم حافظ حفیظ‌الله حسین‌بر مرا سخت غافلگیر و اندوهگین کرد. دوست عزیزی که با او خاطره‌ها داشتم، با هم پنجشنبه جمعه‌ها در جماعت تبلیغ تشکیل می‌شدیم. دوستی‌مان در ماههای مبارک رمضان و شبهای پربرکتش که نماز تراویح‌مان می‌داد، بیشتر رنگ صمیمیت می‌داد.

هنوز غم این دوست از دست رفته‌ام، بر من سنگینی می‌نمود که درگذشت جد مادری‌ام، حضرت مولانا محمّد انور سیدزاده و همراهانش نزدیک بود قلبم را در جا متوقف کند اگر آیهٔ مبارکهٔ ﴿قُلْ لَنْ یُصِیْبَنَا إِلَّا مَا کَتَبَ اللهُ لَنَا﴾ به یاری‌ام نشتافته بود. آن روز تمام شیشه‌های شادی من در هم شکسته شد و با قلبی اندوهگین عزیزترین عزیزانم را تحفهٔ خاک کردم.

در جلسهٔ بررسی زندگانی اساتید از دست رفتهٔ عین العلوم، بی‌انصافی است که از زحمات مولانا محمّد انور سیدزاده که زمانی استاد برجستهٔ این مدرسه بود، قدردانی نشود. مرحوم مولانا سیدزاده در عین العلوم گشت اصلاحات خوبی آورد و بسی نابسامانی‌ها را سامان بخشید و به امور مدرسه نظم خاصی داد. اما بنابر نیازی که پدر بزرگوارشان حضرت صاحب به ایشان داشت، مدت زیادی در اینجا نماند و بنا به درخواست پدر به حق‌آباد رفت.

وی عالمی بسیار شیرین‌سخن، خوش‌مجلس و حشّاش و بشّاش بود. محال بود کسی با وی بنشیند و از خاطرات و نکاتی که بیان می‌کرد، لذت نبرد. حضرت شیخ الحدیث همیشه از وی به عنوان بازویی توانا یاد می‌کرد که در بسیاری مسائل، حلال مشکلات مردم بود.

اندوه از دست دادنِ این شخصیت فرزانه، فراموش نشده و فراموش ناشدنی است که خبر وفات ناگهانی مرحوم مولانا محمّد علم حسین‌بر بسان صاعقه‌ای بر سرمان فرود آمد و همگی‌مان را شوکه‌زده کرد. مهربان‌استادی که در تواضع، گویا گوی سبقت را از همگان ربوده بود. بارها خواسته بودم پیش‌سلامش شوم، اما نگذاشته بود. لباسهای ساده‌اش حکایت از ایمانی داشت که رسول خدا صلى الله علیه وسلم می‌فرماید: «البَذَاذَهُ مِنَ الإِیْمَانِ». درس را چنان توضیح می‌داد که غبی‌ترین دانش‌آموز هم بایستی آن را بفهمد. در دفتر اساتید با هم همسایه بودیم و از نزدیک از نظریاتش استفاده می‌کردم. در ثبت‌نام طلاب دقت خاصی داشت و تمام شماره‌فرمها را از حافظه‌اش می‌نوشت.

بزرگترین درسی که به ما داد، درس اخلاق بود. گمنام زیست. هیچگاه محبت مال و جاه و شهرت و آوازه او را اسیر خود نکرد. یکی از پایبندترین اساتید به درس و مدرسه بود. امام مسجد صدیقیه بود و گهگاهی بعد از نماز صبح به تفسیر قرآن مجید می‌پرداخت. کمتر سخنرانی می‌کرد، اما همان سخنرانی‌هایش را که به یاد دارم، بسیار متین و آرام سخن می‌گفت و مطالب را خوب برای مردم تشریح می‌کرد. نماز که می‌داد، قرآن را شمرده شمرده می‌خواند و هیچ عجله‌ای برای زود تمام کردن نماز نداشت. همیشه سر به زیر بود که خداوند او را چنین سربلند پیش خود خواند.

اما سخن گفتن از استادِ مهربانِ دیگر بسی دشوارتر می‌نماید که غمش تازه‌تر است و اندوه از دست دادنش بیشتر. حضرت مولانا محمّد انور ملازهی به معنای واقعی عالم، عامل و مخلص بود؛ ولا نزکی أحداً على الله.

با جسم نحیفی که داشت، چه سختی‌هایی که به جان خرید، اما شکار بی‌صبری‌ها نشد. عالمی بس متواضع، متبسم، دعوتگر، استادی مشفق و دلسوز نسبت به طلاب، سخنرانی متبحر و چیره‌دست که در سخنرانی‌هایش همیشه از مسائل اخلاقی و اتباع سنت می‌گفت، مردان را نسبت به به‌جاآوری حقوق زنان و زنان را نسبت به حقوق مردان متذکر می‌شد. بر آن بود که ما نسبت به تعلیم و تعلم زنان کوتاهی کرده‌ایم و اگر دلخوری‌هایی از طرف آنان به ما می‌رسد، به سبب غفلت ما نسبت به آموزش آنهاست که مسائل دینی را برایشان بازگو نمی‌کنیم یا آنها را به مجالس وعظ و ارشاد رهنمون نمی‌شویم.

دعاهایش جانسوز بود که سخت‌ترین دلها را هم به گریه وامی‌داشت. با الحاح و زاری از خداوند می‌خواست و مصداق «وَأَنْتُمْ مُوقِنُونَ بِالإِجَابَه» بود.

محبت شدیدی با علما داشت؛ بالأخص با حضرت شیخ الحدیث مولانا حسین‌پور، که همیشه از این حقیر جویای احوالش می‌شد و گاه‌گاهی که برای یکی از افراد خانواده‌اش مشکلی پیش می‌آمد، با بنده تماس می‌گرفت که سلام و پیامم را به حضرت برسان و تقاضای دعا بکن.

بارزترین مشخصهٔ مولانا ملازهی صفت دعوتگری ایشان بود که در همه جا و هر مجلسی زبانش به فراخوانی به قرآن و سنت گشوده بود. بر اتباع سنت بسیار تأکید می‌کرد و نسل جوان را بسیار بِدان دعوت می‌داد و هر جا جوانی را می‌دید که ریش دارد، می‌گفت: این دوست من است.

درس مشکاه و مسلم وی پر از خاطره‌هاست و إن شاء الله این خاطره‌ها از یادمان نخواهد رفت.

خداوند همهٔ این عزیزان از دست رفته را در صف انبیا، اولیا و صلحای امت محشور گرداند و ما را بعد از آنان پریشان نکند و از فتنه‌ها در پناه خود نگه دارد.

زبیر حسین‌پور

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار