تبلیغات

حرمت تکفیر اهل قبله

Article Image

b_300_300_16777215_10_images_ahleghebleh.jpg

اساس نیوز ،ابوطاها جمالزائی :فتنه تکفیر یکی از دردناک ترین مصائب کنونی جهان اسلام است.

سالهاست که عده ای به نام اسلام،خون مسلمانان زیادی را می ریزند و موجی از هراس و وحشت از اسلام را در دل های غیر مسلمان به وجود آورده اند.

حرمت تکفیر اهل قبله از منظر قرآن کریم

خداوند متعال در قرآن مجید می فرمایند:یاایهاالذین امنو ادخلو بالسلم کافه ولا تتبعوا خطوات الشیطان انه لکم عدو مبین.ای کسانی که ایمان آورده اید همگی در سلم و صلاح داخل شوید و از گام های شیطان پیروی نکنید که همانا او دشمنی آشکار برای شماست.(1)

    این آیه شریفه قرآنی،صراحتا همه کسانی را که ایمان آورده و مسلمان و اهل قبله شده اند اهل سلم وصلاح و مستحق برخورداری از آرامش و امنیت دانسته است و کاری به مکنونات قلبی آن ها نداشته است. برای جلوگیری از خروج از این سلامت و صلح وآرامش اهل قبله یادآوری نموده  است که از گام های شیطان پیروی نکنند واسیر تحریکات او نشوند و.

    به استناد برداشت از این آیه شریفه می توان گفت که همه مسلمین مادامی که عملی خلاف صریح اسلام و ضروریات آن از آنها سر نزده باید در صلح وآرامش و صفا و سلم به سر برند و هیچ کس حق ندارد آن ها را با تکفیر از جامعه صلح وسلم اسلامی بیرون کند و چه بسا خطاب آیه شریفه در مورد پیروی نکردن از گام های شیطان افرادی باشد که خود مسلم هستند و در کافه مومنان داخلندولی به هر علت و هدفی سعی در خارج کردن جامعه اسلامی از سلم و سوق دادن آن به جنگ و خشونت و بی رحمی را دارند .

   با استفاده از این آیه می توان گفت صلح و آرامش و سلمیت در جامعه فقط در پرتو ایمان به خدا مقدور است و طبق نظر مفسر عالی قدر:(این دعوت عمومی است و همه مومنان را بدون استثنا و از هر زبان و نژاد و منطقه و قشر اجتماعی به صلح و صفا دعوت می نماید.

   اینجاست که فقط قبول کلیت اسلام و نه تفاوت در جزییات عقاید هر مسلمان می تواند عامل اتحاد اسلامی و شکل گیری حکومت واحد جهانی اسلامی گردد و وحدت بین فرق مسلمان را از منظری جدید و اعتقاد به خدا و رسول او با وجود اختلافات جزیی دیگر و داخل بودن همگی در سلم اسلامی مطرح می نماید و باعث می شود که با عبادت و بندگی خداوند و قبول رسالت پیامبر آخرینش،اختلافات جزیی فرقه های اسلامی از اهمیت بیافتد و یا از میان برود و مسلمین به سلم یا صلح و آرامش واقعی در پرتو لطف خداوند دست یابند.

تکفیر از دیدگاه محدثین

امام بخاری در باب المغازی حدیثی از حضرت عبدالله بن عمر(رض)چنین نقل می کند:رسول اکرم(ص)حضرت خالد را به طرف قبیله جذیمه اعزام کردند،خالدآن را به اسلام دعوت کرد،آنها دعوت اسلام را پذیرفتند. ولی به دلایلی مسلمان بودن خو د را بر زبان نیاوردند و به جای اسلمنا(مسلمان شدیم)واژه صبنانا(از  دین پدری خارج شدیم)را به کار بردند.

  حضرت خالد عده ای از آنها را به قتل رساند و عده ای را دستگیر و میان مجاهدین تقسیم کرد و بعد دستور داد هر کس اسیر خود را باید به قتل برساند.عبدالله بن عمر(رض) می گوید:من و همراهانم اسیران خود را نکشتیم وقتی حضرت رسول اکرم(ص) از ماجرا مطلع شدند دست های مبارک خود را بلند کردند و گفتند:اللهم انی ابرا الیک مما ضع خالد. پروردگارا از آنچه که خالد انجام داده است من به در بار تو عذر خواهی می کنم.(2)

افراد قبیله خدیمه با وصف این که مسلمان بودن خود را بر زبان نیاورده بودند اما حضرت رسول الله(ص) از کشته شدن آنها اظهار نگرانی نموده و رفتار حضرت خالد را نکوهش کردند.

   هم چنین در حدیث آمده است:حضرت علی (رض)مقداری طلای ناخالص از یمن برای رسول اکرم(ص)به مدینه منوره فرستادند و حضرت رسول اکرم(ص)در حال تقسیم آن ها بود که یکی از حاضرین به عنوان اعتراض گفت:(اتق الله یا رسول الله)ای پیامبر خدا در توزیع عدالت را رعایت کن.

    حضرت فرمودند:(الست احق اهل الارض ان یتق الله)آیا شایسته ترین فرد روی زمین نیستم که بیش از دیگران عدالت را رعایت می کنم.خالد گفت:یا رسول الله اجازه بده تا گردن او را بزنم،حضرت فرمودند:اجازه ندارید شاید او اهل نماز باشد.خالد گفت:بسیاری اهل نماز بر زبان می گویند آنچه را که قلبا بدان باور ندارند،حضرت فرمودند:من مامور نیستم دل های مردم را بشکافم و شکم آنها را پاره کنم.(3)

تکفیر از نگاه امام اعظم ابو حنیفه

حضرت امام ابو حنیفه(رح)در کتاب معروفش فقه اکبر و شرح فقه اکبر می فرمایند:(ولا نکفر بذنب مسلما من الذنوب و ان کانت کبیره و لا نزیل اسم الایمان عنه و نتمیه مومنا حقیقه).(4)

یعنی هیچ اهل قبله و مسلمانی را به خاطر ارتکاب گناه کافر نمی دانیم و اسم ایمان را از وی سلب نمی کنیم و او را مومن واقعی می دانیم.

   از قرآن و حدیث ثابت است هر کس خود را مسلمان می نامد:نسبت دادن کفر به او جایز نیست.مطلب روشن این سخن آن است،مادام که قول یا عملی که علامت قطعی کفر است از وی صادر نشود و انجام نگیرد.ادعای مسلمان بودن او پذیرفته می شود و مانند مسلمانان با وی رفتار می شود.کیفیات قلبی و درونی او وهم چنین منافق و مخلص بودن او به ذات حق موکول می گردد.(لا یغرب عنه شی)هیچ چیزی از حضرت پنهان نیست.

حضرت مولانا مفتی محمد شفیع در این خصوص می گوید:

کلمه را بگویید و اهل قبله را مسلمان بدانید این که در قلب و باطن او چه نهفته است؟تفتیش آن جزء وظایف انسان ها نیست .این موضوع را به خداوند موکول کنید.

1-بقره/208                                                              3-صحیح البخاری/1602

2-صحیح البخاری باب المغازی/1599                              4-شرح فقه اکبر/177

ابو طاها جمالزایی

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار