تبلیغات

مدینه شهر دلدادگی

Article Image
مدینه شهر دلدادگی

از یکی از مسافران مدینه پرسیدم: مدینه را چطور یافتی؟

موقع جواب دادن حالتش را دگرگون دیدم، رو به من کرد و گفت: از کجایش برایت بگویم؟ مدینه غیرقابل وصف است پس از ورود به شهر مدینه نفس‌ها در سینه حبس شده، اشک در چشم‌ها حلقه زده بود و بغض گلویمان را سخت می‌فشرد! گویا گمشده‌ی خود را که ندیده بودیم، امروز پیدا کردیم. لحظه به لحظه به مسجد النبی صلى الله علیه وسلم نزدیک می‌شدیم و گلدسته‌ها از دور نمایان بود.

اتوبوس ایستاد و همه در حال پیاده شدن بودند؛ پایم را چون بر زمین گذاشتم، چشمم به مسجدالنبی افتاد، از شوق دیوانه‌وار به سوی مسجد می‌دویدم. اشک‌هایم به شدت سرازیر شده بود و غیرقابل کنترل و قلبم بسیار می‌تپید، می‌خواستم از شوق فریاد بکشم تا این دلتنگی از دوری پیامبر صلى الله علیه وسلم را به گوش همه دنیا برسانم که این‌جا محل تجمیع قلوب هست! اینجاست که دلتنگی‌ها تمام می‌شود، قلبم دیگر توان ماندن در مکانش را نداشت و می‌خواست از شدت شوق بترکد.

خودم را به ”باب السلام“ رساندم تا به پیامبر عزیزم صلى الله علیه وسلم، کسی که شب‌ها از فراقش گریستم، کسی که مجاهدت‌ها و جان فشانی‌هایش خواب را در نیمه‌های شب از چشمانم می‌ربود، کسی که وقتی از سختی‌هایی -که برای دین متحمل شده بود- می‌خواندم و می‌شنیدم، ناخودآگاه دلم برایش تنگ می‌شد. با خودم می‌گفتم بالأخره رسیدی، به کسی رسیدی که از همه دارایی و فرزند و همسرت باارزش‌تر است، به کسی رسیدی که برای همه جهانیان رحمت و مهربانی و عطوفت به همراه دارد.

همراه با جمعیت زیادی که برای عرض سلام آمده بودند به جلو می‌رفتیم، ناگاه چشمم به این متن افتاد: ”هنا السلام علیٰ رسول الله“، با همه وجودم به عزیزم سلام گفتم؛ آن هم با چشمانی اشکبار و قلبی متألم از فراقش. همچنین به سیدنا ابوبکر و عمر -رضی الله عنهما-، دو یار با وفای پیامبر صلى الله علیه وسلم که در هیچ حالی او را تنها نگذاشتند، نیز سلام گفتم. بعد از خارج شدن از روضه شریف گویا سبکبال شده بودم، گویا تمام غم‌های دنیا از دوشم برداشته شده بود. وارد مسجد که شدم هر جایش خاطره انگیز بود. هر ستونش حرفی برای گفتن داشت و به طرف منبر و محراب پیامبر صلى الله علیه وسلم حرکت کردم، بین منبر و محراب که قرار گرفتم به حال صحابه غبطه خوردم؛ «خوشا به سعادت آنان که نماز و سخنان پیامبر صلى الله علیه وسلم را از محراب و منبر شنیدند.»

مدینه شهر زیبایی است، مردمانی مهربان که خاطره‌سازند و نمادی از پدرانشان که انصار بودند، هستند؛ همچون پدرانشان مشغول به مهمان‌نوازی و خدمت به زائران مسجد پیامبر صلى الله علیه وسلم هستند. به راستی که مدینه قطعه‌ای از بهشت و مأمن و ملجأ دوستداران پیامبر صلى الله علیه وسلم است.

برادرعزیزم! زمانی که از مدینه برگشتم باز هم قلبم تمنای مدینه را دارد و هر روز و هر ساعتم در مسجدالنبی صلى الله علیه وسلم می‌گردد...

محمدصالح رحمت‌پور- تایباد

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار