تبلیغات

نبی رحمت – ندای سنت

Article Image
نبی رحمت – ندای سنتهمایش سیره‌ی نبوی در زاهدان برگزار شدچه کسی در برابر انواع مصیبتها و آزمایش ها صبر کرده است؟روش برخورد و رفتار پیامبر صلی الله علیه وسلم با مخالفانترک سنت یعنی ذلت،محبوبیت در اتباع ازسنتپیام پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به دخترانفلسفهٔ تعدُّد همسران پیامبر (صلی الله علیه وسلم)اوصاف رسول الله صلی الله علیه وسلم از زبان سیدنا علی بن ابی طالب رضی الله عنهبرخوردهای حکیمانه پیامبر رحمت با مخالفانشرسول الله صلی الله علیه و آله وسلم نمونه برتر و الگوی کامل عملی برای انسانیت است .تصویری از سیمای پیامبر- صلی الله علیه وسلم- از زبان یاران

http://www.nedayesunnat.com پایگاه اطلاع رسانی اهل سنت- دارالعلوم زنگیان سراوان Fri, 21 Jul 2017 22:20:03 +0430 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=4.8 http://www.nedayesunnat.com/%d9%87%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b3%db%8c%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%86%d8%a8%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%af.html http://www.nedayesunnat.com/%d9%87%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b3%db%8c%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%86%d8%a8%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%af.html#respond Tue, 27 Dec 2016 14:19:00 +0000 http://www.nedayesunnat.com/?p=3720 همایش سیره‌ی نبوی در زاهدان برگزار شد

پنجمین همایش سیره‌ی نبوی با موضوع «راهکارهای سیره‌ی نبوی برای برون‌رفت از چالش‌های معاصر» بعدازظهر شنبه (۴ دی‌ماه ۱۳۹۵/ ۲۴ ربیع‌الاول ۱۴۳۸) در مسجد جامع عثمانی زاهدان برگزار شد.

به گزارش ندای سنت به نقل از “سنی‌آنلاین ” ، در این همایش که به همت انجمن سیره‌ی نبوی و به میزبانی مدرسه‌ی علوم دینی فاروقیه‌ی زاهدان برگزار شد، علمای برجسته‌ای همچون شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید، مولانا مفتی محمدقاسم قاسمی و مولوی بهزاد فقهی، از دعوتگران خطه‌ی خراسان‌زمین، اساتید و طلاب مدارس دینی و اقشار مختلف مردم حضور داشتند.

بخش اول برنامه‌های پنجمین همایش سیره‌ی نبوی، بعد از ظهر شنبه با تلاوت آیاتی از کلام وحی آغاز شد. سپس نفرات برتر مسابقات مقاله‌نویسی به زبان‌های فارسی و عربی مقالات خود را قرائت کردند.

در ادامه‌ی همایش و بعد از ادای نماز عصر، مولوی عبیدالله براهویی، از اساتید مدرسه‌ی دینی بدرالعلوم زاهدان، با درس‌گفتاری با موضوع «روش‌های مطالعه و تدریس سیره‌ی نبوی» ارائه کرد.

بعد از نماز مغرب، برنامه‌های این همایش معنوی با تلاوت زیبای قاری «سهیل احمد» از قاریان مشهور کشور پاکستان ادامه یافت. در ادامه و پس ‌از اجرای سروده‌ای در نعت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم، مولوی بهزاد فقهی، از علما و دعوت‌گران برجسته‌ی استان خراسان رضوی به ایراد سخن پرداخت.

مولوی فقهی روز تولد پیامبر را بزرگ‌ترین و مبارک‌ترین روز برشمرد و خاطرنشان کرد: محبت عاطفی با پیامبر کافی‌ نیست، بلکه باید علاوه بر این، محبت عقلانی و معنوی نیز با ایشان داشته باشیم تا ما را وادار به عمل کند.

وی در ادامه با بیان این‌که «پیامبر اکرم به‌دور از سیاست‌زدگی و عصبیت‌های قومی و قبیله‌ای با پیام احیای روح‌های مرده به میدان آمد»، به این نکته اشاره نمود که آن‌حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم قبل از هر کاری با دعوت‌های انفرادی و سرّی اقدام به انسان‌سازی کرد.

 مولوی بهزاد اهمیت اخلاق اسلامی در دعوت را مورد تاکید قرار داد و گفت: در صدر اسلام اخلاق سیاسی، تجاری، جهادی و معاشرتی مسلمانان سبب ترویج دین اسلام می‌شد.

مولوی فقهی علاوه کرد: رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم در مکه مکرمه تبلیغ دین را از منزل و در مدینه منوره از مسجد آغاز کرد.

سخنران دیگر این همایش، ریاست دارالافتای دارالعلوم زاهدان، مفتی محمدقاسم قاسمی بود. ایشان در سخنان‌شان به فضای حاکم زمان پیامبر اشاره نمود و گفت: رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم در شرایطی مبعوث شدند که جهان در آستانه‌ی خودکشی دسته‌جمعی قرار داشت.

مفتی قاسمی افزود: رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم دل‌ها و خاستگاه تمام گرایش‌ها را نشانه گرفته و قلب‌ها را مورد خطاب قرار داد. رسول‌الله به‌جای مبارزه با معلول و پدیده، با علت‌ها مبارزه کرد.

رئیس دارالافتای دارالعلوم زاهدان به شیوه‌ی دعوت پیامبر اکرم اشاره کرد و گفت: رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم وجدان‌های خوابیده و مرده را بیدار و زنده کرد و طوری پلیس درون را در وجود انسان‌ها و ‌تجسم آخرت را در مقابل آنان قرار داد که جرأت گناه را از انسان می‌گرفت.

سردبیر فصلنامه‌ی ندای اسلام در سخنانش جاهلیت امروزی را با جاهلیت زمان بعثت پیامبر همسان دانست و گفت: جاهلیت عصر حاضر عیناً همان جاهلیت زمان رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم است و تنها با روش آن‌حضرت تمام جاهلیت‌ها برطرف می‌شوند. در شرایط بحرانی امروز جهان، جای مصلحانی خالی است که برای جهانیان دلسوز باشند و جهانی فکر کنند.

مفتی قاسمی در پایان شرکت‌کنندگان در همایش را چنین توصیه کرد: همه ما باید دو تصمیم مهم بگیریم؛ یکی اینکه بر سیرت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم عامل باشیم و دیگر این‌‌که بین خود و خدای‌مان عدل کنیم؛ یعنی شرک نکنیم و دستورات پروردگار را در زندگی بیاوریم.

در ادامه‌ی همایش سیرهی نبوی از بین ۱۷۰ مقاله‌ی ارسالی به دبیرخانه‌ی همایش، از نویسندگان ۳۶ مقاله برتر با اعطای لوح تقدیر و جوایز‌ تجلیل شد.

 پایان‌بخش برنامه‌های‌ پنجمین همایش سیره‌ی نبوی، سخنرانی شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید بود. مولانا عبدالحمید در جمع شرکت‌کنندگان همایش سیرت  اظهار داشتند: رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم بهترین نمونه و الگو برای آنانی‌ست که خداجو و‌ خداطلب هستند. رسیدن به خدا فقط با الگوگیری از رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم امکان‌پذیر است.

مدیریت دارالعلوم زاهدان با اشاره به تواضع و ساده‌زیستی رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم، گفتند: آن‌حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم برای خودشان هیچ امتیازی قایل نبودند؛ آن‌قدر ساده و بی‌تکلف زندگی می‌کردند که گاهی اوقات افراد تازه‌وارد ایشان را نمی‌شناختند.

امام‌جمعه‌ی اهل‌سنت زاهدان در پایان سخنانش شجاعت، استقامت، توکل، تقوا، انابت و تمام صفات آن‌حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم را نمونه و الگو معرفی کردند و تاکید کردند: همه ما باید دلداده و شیفته‌ی سیرت و سنت‌های رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم باشیم تا به موفقیت و کامیابی برسیم.

]]> http://www.nedayesunnat.com/%d9%87%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b3%db%8c%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%86%d8%a8%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%af.html/feed 0 http://www.nedayesunnat.com/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d9%85%d8%b5%db%8c%d8%a8%d8%aa%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%a2%d8%b2%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%87.html http://www.nedayesunnat.com/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d9%85%d8%b5%db%8c%d8%a8%d8%aa%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%a2%d8%b2%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%87.html#respond Thu, 11 Feb 2016 17:37:19 +0000 http://www.nedayesunnat.com/?p=2345 چه کسی در برابر انواع مصیبتها و آزمایش ها صبر کرده است؟sabr میخواهیم بدانیم چه کسی توانسته است همه ی انواع صبر را یکجا در خود جمع کند ودر برابرتمام ابتلائات و مصیبت هایی را که تصورش را بکنی بر اجتناب از گناهان و بر ادای طاعات و عبادات صبر نموده باشد؟ او پیامبر محبوب ما محمدصلی الله علیه وسلم است. او یتیم بود، چوپانی کرده و تنها کسی است که بیشتر از همه در دنیا در راه خدا به انواع و اقسام مصیبت ها و آزمایش ها مبتلا شده است،سپس شب و روز به سوی حق و یکتاپرستی دعوت میداد تا آنجا که خدیجه به او گفت:آیا اندکی نمی خوابی؟ او در جوابش فرمود:«مضی عهد النوم یا خدیجه» (دیگر وقت خواب سپری شده است ای خدیجه). هفت فرزندش وفات کردند که آخرین آنان ابراهیم بود و او را بسیار دوست میداشت، حتی از فرط خوشحالی به خانه های یارانش میرفت و میگفت«پسرم ابراهیم را دیده اید؟» تصور کن امروزه اگر مرد یا زنی یک فرزندش را از دست بدهد تمام عمرش را در فراق او بسر می برد. دو دخترش رقیه و ام کلثوم طلاق داده می شوند،آن دو در عقد عتبه و عتیه دو پسر ابولهب بودند،فقط نامزد بودند و ابولهب بعد از آن که پیامبرمبعوث شد به پسرانش فرمان داد تا آناه را طلاق بدهند و سپس همسر محبوبش یعنی خدیجه وفات میکند،خدایا این همه بلایا!دیگر چه؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم درمورد ناموس و شرفش مورد آزمایش قرار میگیرد. ببین این آزمایش چقدر سنگین است گفته میشود همسرش زنا کرده است، ما دایما این جمله را میشنویم که«هیچ دودی بدون آتش نیست»اما حادثه افک«دودی بدون آتش بود»از طرف پیامبرصلی الله علیه وسلم مورد آزار و اذیت و ضرب و شتم قرارمی گیرد و وقتی که به سجده می رود شکمبه ی شتر مرده ای روی سرش می اندازند،به طوری که نمی تواند سرش را بلند کند .در روز طائف با سنگ او را می زنند و به او ناسزا می گویند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم می فرمایند: “در راه الله ترسانیده شدم در حالیکه هیچ کسی ترسانیده نمی شد و در راه الله مورد اذیت و آزار قرار گرفتم درحالیکه هیچ کس مورد اذیت قرار نمی گرفت ، سی شب و روز بر من و بلال سپری می شد بدون غذایی که یک جاندار زنده می خورد مگر آنچه بلال در زیر بغل خود پنهان می کرد” . اواز شدت گرسنگی دو سنگ به شکم می بست،ماه ها سپری می شد بدون این که آتشی در خانه اش روشن شود، از شدت مریضی در اواخر عمرش نشسته نماز می خواند و به اندازه ی دو نفر بیمار می شد و تب می کرد عایشه می گوید: هیچ کس را ندیده ام که به اندازه ی رسول خدا صلی الله علیه وسلم در بیماری درد بکشد با این وجود چنین می فرمود: ( ستایش تو را نمی توانم برشمارم تو همان گونه ای که خود را ستوده ای.) «به روایت امام احمد ج ۶، ص ۵۸» وآن بخاطر انس بیش از اندازه با خدای عزوجل که او را از تمام دنیا بی نیاز می ساخت. به راستی که:« لقد کان لکم فی رسول الله وسوه حسنه » ( رسول الله الگو شایسته ی شماست) ( احزاب/ ۲۱)

*عمرو خالد  (اخلاق مومن)

ترجمه: سمیه اسکندری فر

]]> http://www.nedayesunnat.com/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d9%85%d8%b5%db%8c%d8%a8%d8%aa%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%a2%d8%b2%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%87.html/feed 0 http://www.nedayesunnat.com/%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af-%d9%88-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d8%b5%d9%84%db%8c-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87.html http://www.nedayesunnat.com/%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af-%d9%88-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d8%b5%d9%84%db%8c-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87.html#respond Thu, 03 Dec 2015 15:31:02 +0000 http://www.nedayesunnat.com/?p=1952 روش برخورد و رفتار پیامبر صلی الله علیه وسلم با مخالفان پیامبر صلی الله علیه وسلم با کفار عادلانه برخورد و رفتار می‌کرد و در راه اصلاح و دعوت آن‌ها از خود فداکاری نشان می‌داد و شکنجه و آزار آنان را تحمل می‌کرد و از بدی‌های آنان چشم می‌پوشید، چرا اینگونه رفتار نکند، در حالی که پروردگارش به او گفته است:
وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَهً لِّلْعَالَمِینَ ﴿الانبیاء-۱۰۷﴾ «ما تو را نفرستادیم جز رحمت»، برای چه کسانی؟ فقط برای مؤمنین؟! خیر. بلکه «برای همه جهانیان».
یهود به پیامبر صلی الله علیه وسلم ناسزا می‌گویند و به دشمنی و عداوت او مبادرت می‌ورزند. ولی با وجود آن نسبت به آنان مهربانی می‌کند.
حضرت عایشه رضی الله عنها می‌گوید: روزی یهود به خانه‌ی آنحضرت صلی الله علیه وسلم گذشتند و گفتند: «السام علیکم» یعنی مرگ بر شما. آنحضرت فرمود: «وعلیکم» وقتی عایشه این سخن آنان را شنید تحمل نکرد و گفت: مرگ بر شما و نفرین و خشم خدا بر شما باد. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: ای عایشه! آرام باش و از خشونت و ناسزاگویی پرهیز کن. عایشه گفت: مگر نشنیدی چه گفتند؟ آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: تو نیز شنیدی که من چه گفتم؟ من به آن‌ها جواب گفتم، پس دعای من در حق آن‌ها مستجاب می‌گردد، اما دعای آنان علیه من مورد اجابت قرار نمی‌گیرد.آری، چه انگیزه‌ای وجود دارد تا ناسزاگویی مقابله به مثل شود! مگر خداوند به او نگفته است «با مردم سخن نیک بگویید». پیامبر صلی الله علیه وسلم با اصحابش از غزوه‌ای برمی‌گشتند و در بیابانی که درختان انبوهی داشت، به استراحت پرداختند و اصحاب در زیر درختان این جنگل پراکنده شده و به استراحت پرداختند.
رسول خدا صلی الله علیه وسلم نیز زیر سایه درختی رفته و استراحت نمودند و شمشیرش را بر شاخه‌ای از درخت آویزان نمود و چادرش را پهن نمود و به خواب رفت. در این میان یکی از مشرکین آن‌ها را دنبال می‌کرد. وقتی دید که رسول خدا صلی الله علیه وسلم تنها است با آرامی نزد او آمد و شمشیرش را از شاخه‌ی درخت برداشت و با صدای بلند فریاد زد: ای محمد! چه کسی تو را از من بازمی‌دارد؟ رسول خدا صلی الله علیه وسلم بیدار شد در حالی که مرد بالای سرش ایستاده و شمشیر به دست دارد و مرگ بر او پرتو افکنده است.
رسول خدا صلی الله علیه وسلم تنها بود. و چیزی جز ازارش با او نبود. یارانش از وی متفرق شده و مشغول استراحت بودند. مرد در اوج قدرت و پیروزی به سر می‌برد و مرتب می‌گفت: چه کسی تو را از من بازمی‌دارد؟ چه کسی تو را از من نجات می‌دهد: رسول خدا صلی الله علیه وسلم با اطمینان گفت: الله! آن مرد لرزید و شمشیر از دستش افتاد. آنگاه رسول خدا برخاست و شمشیر را به دست گرفت و گفت: هان! بگو: چه کسی تو را از دست من بازمی‌دارد؟ آن شخص متغیر و سراسیمه شد و از رسول خدا معذرت‌خواهی نموده و طلب بخشش و ترحم می‌نمود و می‌گفت: کسی نیست، بهترین مواخذه‌کننده باش! رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم گفت: مسلمان می‌شوی؟ گفت: خیر، اما با قومی که با تو به جنگ و نبرد می‌پردازند همراهی نمی‌کنم.
لذا رسول خدا صلی الله علیه وسلم از او درگذر کرده و نسبت به او احسان نمود. این شخص سردار قومش بود و به سوی آن‌ها بازگشت و آن‌ها را به سوی اسلام دعوت نمود و همگی آنان مسلمان شدند.
آری، با مردم نیکی و خوشرفتاری کن تا دل‌هایشان را به دست آورده و آن‌ها را رام نمایی. اخلاق آنحضرت صلی الله علیه وسلم حتی با دشمنان سرسخت اسلام بزرگ‌منشانه بوده و با آن عادلانه رفتار می‌کرد به طوری که آن‌ها را جذب نموده و قلب‌هایشان را هدایت نمود و به وسیله‌ی آن‌ها کفر را نابود می‌ساخت. وقتی رسول خدا صلی الله علیه وسلم با دعوتش در بین مردم ظهور نمود قریش به هر طریق ممکن در مبارزه و نبرد با وی تلاش می‌کردند و یکی از روش‌های مبارزه با دعوت وی این بود که بزرگان آن‌ها گفتند: به سراغ مردی بروید که داناترین شما به سحر و پیشگویی باشد و او را پیش این مرد (پیامبر صلی الله علیه وسلم که باعث تفرقه و شکاف میان مردم و دین‌مان شده و از دین‌مان ایراد می‌گیرد، بفرستید تا با او صحبت کند و ببیند که به او چه جواب می‌دهد. همگی گفتند: ما کسی غیر از «عتبه بن ربیعه» را نمی‌شناسیم، بزرگان قریش گفتند: این کار توست ای ابو ولید.
عتبه که در میان قومش از وجاهت و سیادت برخوردار و بسیار بردبار بود. گفت: ای قریش! شما مناسب دانسته‌اید تا من نزد این شخص بروم و با او سخن بگویم و اموری را به او پیشنهاد کنم، شاید برخی از آن‌ها را بپذیرد آن‌ها گفتند: بله ای ابو ولید!
عتبه برخاست و نزد رسول خدا صلی الله علیه وسلم رفت و در حالی که آنحضرت در کمال آرامش نشسته بود، در جلویش ایستاد و گفت: ای محمد! تو بهتری یا عبدالله؟! رسول خدا به خاطر احترام پدرش عبدالله خاموش شد. بار دیگر گفت: تو بهتری یا عبدالمطلب؟ رسول خدا به خاطر احترام جدش عبدالمطلب ساکت ماندند. عتبه گفت: پس اگر تو تصور می‌کنی که این‌ها از تو بهترند، پس آن‌ها معبودانی را پرستش نمودند که تو از آن‌ها ایراد می‌گیری و اگر بر این باور هستی که تو از آنان بهتری پس سخن بگو تا من سخنت را بشنوم. قبل از این که رسول خدا صلی الله علیه وسلم پاسخی بدهد، عتبه به خشم درآمد و گفت: به خدا سوگند ما هرگز بره‌ای (جوانی) را شوم‌تر از تو میان قومش ندیده‌ایم! جمع ما را متفرق و افکارمان را پراکنده ساختی و از آیین ما ایراد می‌گیری و ما را در میان عرب‌ها شرمنده و رسوا ساختی، تا جایی که این خبر در همه جا پیچیده است که در میان قریش ساحر و غیبگویی وجود دارد به خدا قسم! ما در انتظار چیزی نیستیم جز این که صدایی همانند فریاد یک زن یاردار بشنویم و سپس شمشیر برداشته و بر همدیگر یورش ببریم و همدیگر را نابود سازیم!
عتبه بسیار خشمگین و ناراحت بود و رسول خدا در کمال ادب خاموش. آنگاه عتبه برخی پیشنهادات فریبنده را آغاز نمود تا رسول خدا از دعوتش بازآید. بنابراین، گفت: ای مرد! اگر قصد تو مال و سرمایه است، ما برای تو آنقدر سرمایه جمع می‌کنیم تا تو سرمایه‌دارترین فرد در میان قریش باشی، اگر به ریاست و پست و مقام تمایل داری، ما برتری تو را در میان خویش اعلام داشته و تو تا آخر عمر سرور ما خواهی بود. اگر تو دارای شهوت هستی و به زنان علاقه داری هرکدام از زنان قریش را که می‌خواهی انتخاب کن و ما حاضریم ده زن را به ازدواج تو درآوریم! و اگر شخصی که نزد تو می‌آید جنّی است که وقتی او را می‌بینی و نمی‌توانی آن را از خودت دفع نمایی، ما برایت دارویی طلب نموده و جهت بهبودی تو اموال خویش را صرف می‌نماییم، زیرا گاهی اشباح و ارواح آزاردهنده بر انسان غالب می‌شوند و می‌باید مورد معالجه و مداوا قرار گیرند. همواره عتبه با این اسلوب بد و نازیبا با رسول خدا صلی الله علیه وسلم سخن می‌گفت و پیشنهادهایش را به وی عرضه می‌کرد و در صدد فریب بود و رسول خدا در کمال آرامش خاموش بود. طرح‌های پیشنهادی ریاست، پادشاهی، مال، زن و علاج پایان یافت و عتبه خاموش شده و آرام گشت و منتظر جواب ماند. رسول خدا چشمش را به سوی عتبه بلند کرد و در کمال آرامش گفت: ای ابوولید! آیا سخنانت به پایان رسید؟ عتبه از این ادب پیامبر راستگو و امین تعجب نمود. بلکه به طور خلاصه گفت: بله. رسول خدا صلی الله علیه وسلم گفت: پس به من گوش فرا ده. عتبه گفت: بفرما. رسول خدا فرمود: ” حم ﴿۱﴾ تَنزِیلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿۲﴾کِتَابٌ فُصِّلَتْ آیَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لِّقَوْمٍ یَعْلَمُونَ ﴿۳﴾بَشِیرًا وَنَذِیرًا فَأَعْرَضَ أَکْثَرُهُمْ فَهُمْ لَا یَسْمَعُونَ ﴿۴﴾ -فصلت”یعنی: «حم. این کتاب از جانب خداوند بخشاینده و مهربان فرو فرستاده شده است. کتابی است که آیات آن واضح و روشن است در حالی که قرآنی به زبان عربی است برای قومی که نمی‌دانند. مژده‌دهنده و ترساننده است، پس اکثر مردم از آن روگردان شدند. پس این قوم نمی‌شنوند».
رسول خدا صلی الله علیه وسلم مشغول تلاوت این آیات بود و عتبه گوش می‌داد ناگهان عتبه بر زمین نشست، سپس بدنش به لرزه درآمد، دست‌هایش را به پشتش انداخت و بر آن‌ها تکیه زد و همواره گوش می‌داد و گوش می‌داد و رسول خدا تلاوت می‌کرد و تلاوت می‌کرد تا این که به این سخن خداوند رسید:“فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنذَرْتُکُمْ صَاعِقَهً مِّثْلَ صَاعِقَهِ عَادٍ وَثَمُود (فصلت-۱۳)”
یعنی: «ای پیامبر! اگر (اهل مکه از این کتاب) روی بگردانند، پس به آن‌ها بگو: من شما را از عقوبتی چون عقوبت عاد و ثمود می‌ترسانم». وقتی عتبه این تهدید عذاب را شنید لرزه بر اندام شد و پرید و دستش را بر دهان آنحضرت صلی الله علیه وسلم گذاشت تا از قرائت بازایستد. باز رسول خدا به تلاوت آیات ادامه داد تا این که به آیه سجده تلاوت رسید و سجده نمود و باز سرش را از سجده برداشته و به عتبه نگاه کرد و گفت: شنیدی ای ابو ولید؟ گفت: بله. آنگاه فرمود: حال تو بدانی و این آیات. عتبه برخاست و در حالی که آنان در شوق انتظار به سر می‌بردند نزد آنان رفت، آنان به همدیگر می‌گفتند: به خدا قسم! ابوولید به غیر از آن روحیه‌ای که رفته بود، نزدتان می‌آید. وقتی عتبه در جمع آنان نشست، آن‌ها پرسیدند: چه چیزی پشت سر گذاشتی؟ گفت: به خدا قسم! من چیزی مانند آن نشنیده‌ام. سوگند به خدا! آن نه شعر بود و نه سحر و نه کهانت.
ای قریش! از من اطاعت کنید و این امر را به من واگذار نمایید این مرد را به امر و کارش رها کنید، ای قوم! به خدا قسم! این سخنش را که من شنیدم خبر بزرگی در بر دارد. او خواند:حم ﴿۱﴾ تَنزِیلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿۲﴾ تا این که رسید: “فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنذَرْتُکُمْ صَاعِقَهً مِّثْلَ صَاعِقَهِ عَادٍ وَثَمُود”
آنگاه من دهانش را نگه داشتم و او را به صله‌ی رحم سوگند دادم تا از خواندن بازآید و قطعاً شما می‌دانید که اگر محمد چیزی بگوید دروغ نمی‌گوید، پس من می‌ترسم که بر شما عذاب فرود آید. سپس ابوولید اندکی خاموش شد و به فکر فرو رفت و قومش خاموش گشته و چشمانشان به او خیره شده بود، سپس گفت: به خدا قسم! در سخنش شیرینی بود و البته که بسیار مطبوع و دلپذیر بود. آری، او مانند درختی است که بالایش بسیار ثمردار و در پایینش میوه خیلی فراوان است. همانا او نابود نمی‌شود و او زیر دست خودش را درهم می‌شکند و چنین سخنی را بشر نمی‌تواند بگوید. این از دست انسانی ساخته نیست. آن‌ها گفتند: ای ابوولید! این شعر است شعر. ابوالولید گفت: به خدا سوگند! کسی از من در شعر داناتر نیست و من کسی را در رجز و قصیده و نه به اشعار جنیان کسی داناتر از خود سراغ دارم به خدا سوگند آنچه که او می‌گوید با هیچکدام از این‌ها شباهت ندارد و همواره عتبه در مورد رسول خدا با قومش بحث و مناقشه می‌کرد! آری، درست است که عتبه در دین اسلام داخل نشد، اما درونش به دین اسلام نرم گردید. پس ببین چگونه این اخلاق رفیع و این مهارت نیکوی شنیدن، در عتبه اثر گذاشت با وجود این که او از سرسخت‌ترین دشمنان بود.
روز دیگری قریش گرد هم آمدند و «حصین بن منذر خزاعی» پدر صحابی بزرگوار «عمران بن حصین» را به نمایندگی از طرف خود جهت گفتگو و مذاکره نزد رسول‌خدا و بازداشتن او از دعوتش فرستادند. ابوعمران نزد رسول خدا صلی الله علیه وسلم رفت، در حالی که اصحابش در پیرامون او نشسته بودند و آن جمله‌ای که قریش همواره بر زبان می‌آوردند گفت: تو جمع ما را پراکنده ساختی و افکار ما را متفرق نمودی. رسول خدا در کمال لطف و آرامش خاموش بود، تا این که از سخنانش فارغ شد، رسول خدا صلی الله علیه وسلم در کمال ادب و احترام گفت: ای ابوعمران! آیا سخنانت تمام شد؟ گفت: آری. آنحضرت فرمود: پس آنچه من از تو می‌پرسم جواب بده، ابوعمران گفت: بگو. گوشم به توست.
آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: ای ابوعمران! تو امروز چند معبود را می‌پرستی؟ گفت: هفت معبود! شش تا در زمین و یکی در آسمان! رسول خدا پرسید: به هنگام ترس و امید به کدام یکی رجوع می‌کنی؟ گفت: به آن که در آسمان است. باز آنحضرت صلی الله علیه وسلم در کمال لطف و آرامش گفت: ای حصین! اگر تو اسلام بیاوری من تو را دو کلمه یاد می‌دهم که به تو سود و فایده می‌دهند. حصین از جایش تکان نخورد و بلافاصله اسلام آورد و گفت: یا رسول الله! دو کلمه‌ای را که به من وعده داده‌ای، یاد بده! آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: بگو: «اللَّهُمَّ أَلْهِمْنِی رُشْدِی، وَأَعِذْنِی مِنْ شَرِّ نَفْسِی» «خدایا! رشد و هوشیاری امر را به من الهام کن و من را از شر نفسم نجات بده». آه! چه‌قدر این برخورد عالی و شدت تأثیر آن در مردم به هنگام مخالفت با آنان زیبا و جالب بوده است. در واقع این برخورد اسلامی، و شیوه دعوت با حکمت و بصیرت است که در دعوت کفار و جذب آنان به سوی خیر، مفید و سودمند واقع شده است.
یکی از جوانان جهت تحصیل به آلمان سفر کرده و در یک واحد آپارتمان سکونت نموده بود. روبروی خانه‌ی او یک جوان آلمانی سکونت داشت که در میان آن‌ها هیچگونه رابطه‌ای وجود نداشت. بلکه فقط همسایه بودند. اتفاقاً دانشجوی آلمانی به سفر رفت و توزیع‌کننده روزنامه‌ها، هر روز روزنامه‌ها را در کنار در منزل وی می‌گذاشت دوست جوان ما بر اثر انباشته‌شدن روزنامه‌های زیاد متوجه می‌شود و از حال همسایه‌اش جویا می‌شود. برایش معلوم می‌شود که او به سفر رفته است، از این جهت روزنامه‌ها را می‌پیچد و در یک قفسه مخصوص می‌گذارد و پیوسته هر روز آن‌ها را جمع کرده و مرتب می‌نماید.
پس از این که همسایه‌اش بعد از دو یا سه ماه برمی‌گردد به او سلام گفته و بازگشت وی را از سفر با سلامت تبریک عرض می‌نماید. سپس روزنامه‌ها را به او تقدیم می‌کند و باز به او می‌گوید: من گمان کردم شاید شما موضوعی را دنبال کرده یا در مسابقه‌ای اشتراک داشته‌اید، از این رو تصمیم گرفتم تا آن را از دست ندهد! همسایه آلمانی با تعجب به این رفتار انسانی او توجه نموده و می‌گوید: آیا در قبال این کار مزد یا پاداشی می‌خواهی؟ دوست ما می‌گوید: خیر، بلکه دین ما به ما دستور می‌دهد تا به همسایه نیکی و خوشرفتاری نماییم و شما همسایه من هستید، باید من با شما نیکی و خوشرفتاری کنم. سپس دوست ما با این همسایه به نیکی رفتار می‌کند، تا این که او به اسلام مشرف می‌شود.
سوگند به خدا! این است بهره و لذت حقیقی دنیا، و آن این که شما احساس نمایید در حساب با مردم راست هستید. شما با خاموشی به جا و مناسب در زندگی خویش، و به هرچیز حتی با اخلاق‌تان، خداوند را عبادت کنید. تعداد بی‌شماری از کفار هستند که دسته‌ای از مسلمانان با تعامل و برخورد غیر انسانی خویش مانع دخول آن‌ها در اسلام شده‌اند، به کارگران ستم نموده‌اند، در بازار آن‌ها را فریب داده‌اند و در همسایگی آنان را اذیت کرده‌اند! پس بشتاب و با تغییر رویه و تعامل اسلامی و انسانی و محبت‌آمیز با آنان رفتار نماییم.

* دکتر محمد العریفی  (از زندگی ات لذت ببر)
ترجمه: محمدحنیف حسن زایی

]]> http://www.nedayesunnat.com/%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af-%d9%88-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d8%b5%d9%84%db%8c-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87.html/feed 0 http://www.nedayesunnat.com/%d8%aa%d8%b1%da%a9-%d8%b3%d9%86%d8%aa-%db%8c%d8%b9%d9%86%db%8c-%d8%b0%d9%84%d8%aa%d8%8c%d9%85%d8%ad%d8%a8%d9%88%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b9-%d8%a7%d8%b2%d8%b3%d9%86.html http://www.nedayesunnat.com/%d8%aa%d8%b1%da%a9-%d8%b3%d9%86%d8%aa-%db%8c%d8%b9%d9%86%db%8c-%d8%b0%d9%84%d8%aa%d8%8c%d9%85%d8%ad%d8%a8%d9%88%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b9-%d8%a7%d8%b2%d8%b3%d9%86.html#respond Sun, 08 Nov 2015 19:45:31 +0000 http://www.nedayesunnat.com/?p=1786 ترک سنت یعنی ذلت،محبوبیت در اتباع ازسنت SUNNAT حضرات صحابه رضی الله عنهم اجمعین به سبب پیروی از سنت های حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم عزت و سربلندی خود را به دیگران قبولانیدند امروز ما به سبب ترس از حرفای مردم و مسخره کردن کشورهای غربی سنت ها را ترک می کنیم برای راضی کردن دشمنان اسلام ،از اخلاق، سیرت و حتی صورت خود می گذریم و از سرتا پا ادای آنها را درمی آوریم. مسلمانان که یک سوم از جمعیت جهان را تشکیل می دهند در نتیجه ترک سنت در ذلت زندگی می کنند در حالیکه تعداد زیاد مسلمانانی که امروز هستند قبلا هیچ وقت نبوده است، این قدر وسایل که امروز دارند پیش از این نداشته اند با وجد کثرت تعداد و وسایل گاهی اسراییل و گاهی کشور دیگر روزانه بر مسلمانان ستم روا می دارند، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرموده بودند: “زمانی خواهد آمد که شما از نظر تعداد بسیار زیاد خواهید بود اما مانند خس و خاشاک روان در سیلاب بی اراده و بی اختیار خواهید بود”، لذا به یاد داشته باشید هرگاه مسلمانان سنت را ترک کنند چیزی جز ذلت عایدشان نخواهد شد. یک اعتراض بعضی از مسلمانان می گویند که کفار و مشرکان در راس آنها آمریکا و کشورهای اروپایی با وجود ترک سنت باز هم پیشرفت می کنند؟ برادران شما صاحب ایمان هستید کلمه “محمد رسول الله” را خوانیده اید شما خود را با کافران مقایسه نکنید عزت و ترقی کافران فقط در همین دنیاست ، با نگاهی به تاریخ یکهزاروچهارصدساله اسلام زمانیکه مسلمانان به سنت های حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم عمل می کردند عزت،شوکت و اقتدار داشتند اما از وقتی که سنت ها را کنار گذاشتند شما می بینید که در چه وضعیتی هستندامروز تا وقتی که سر بر قدم های حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم نگذارید توسری خواهید خورد و به عزت و اقتدار دست نخواهید یافت. در رابطه با سنت سخنرانی ها می شود و جلسات گرفته می شود اما اینها چه تغییری در زندگی ما بوجود آورده اند؟ نتیجه گوش دادن به سخنرانی در موضوع سیرت باید این باشد که زندگی خود را بررسی کنیم به کدام سنت عمل می کنیم و به کدام سنت عمل نمی کنیم؟سنت هایی که نیاز به اندک توجه دارند توجه لازم را در خود پیدا کنیم و عهد کنیم به سنت هایی که می توانیم از همین حالا عمل کنیم و از همین امروز عمل بر این سنت ها را با اهمیت دانسته شروع کنیم. الله متعال در قرآن می فرماید:”فاتبعونی یحببکم الله – اگر شما از من اتباع کنید الله تعالی شما را محبوب خود خواهد کرد” ، اگر سنت نیز در کارهای کوچک لحاظ شود محبوبیت حاصل خواهد شد، وقتی که سراپا اتباع شوید محبوب کامل خواهید شد. کتاب اسوه پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم را که در موضوع سیرت وسنت نوشته شده مطالعه کنید و با عمل بر تک تک سنت ها، آن ها را وارد زندگی خود کنید آنگاه هر روزتان روز سیرت النبی خواهد بود، ان شاء الله خواهید دید چگونه نور سنت حاصل می شود. الله تعالی به همه ما توفیق عمل عطا فرماید.آمین.

*خطبه های اصلاحی تربیتی مولانا محمدتقی عثمانی

ترجمه: محمد عمر عیدی

]]> http://www.nedayesunnat.com/%d8%aa%d8%b1%da%a9-%d8%b3%d9%86%d8%aa-%db%8c%d8%b9%d9%86%db%8c-%d8%b0%d9%84%d8%aa%d8%8c%d9%85%d8%ad%d8%a8%d9%88%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b9-%d8%a7%d8%b2%d8%b3%d9%86.html/feed 0 http://www.nedayesunnat.com/%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d8%b5%d9%84%db%8c-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d9%88%d8%a2%d9%84%d9%87-%d9%88%d8%b3%d9%84%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%af.html http://www.nedayesunnat.com/%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d8%b5%d9%84%db%8c-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d9%88%d8%a2%d9%84%d9%87-%d9%88%d8%b3%d9%84%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%af.html#comments Mon, 02 Nov 2015 19:28:16 +0000 http://www.nedayesunnat.com/?p=1713   پیام پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به دختران ۷۶۲۸_۵۶۷۴۹

آیا پیام پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم ویژه مردان است؟
و آیا زنان هم مخاطب پیام پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم قرار می­گیرند؟
پیامبر اسلام همچون همه انبیاء با دو هدف، هدایت مردم را آغاز و دنبال کرد:
۱٫ آشنا ساختن مردم با معارف الهی.
۲٫ کامل کردن عقاید و اخلاق جامعه.

یعنی تعلیم کتاب و حکمت از یک سو، و تزکیه نفوس مردم از سوی دیگر؛ آن گونه که قرآن می­فرماید: (یعلّمهم الکتاب و الحکمه و یزکیهم) از این رو، می­توان رسالت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم را اینگونه بیان داشت که:
او برای تعلیم و تربیت و تزکیه آمد تا در بخش جامعه را به علوم الهی و صحیح رهنمون سازد و در بخش عملی، مردم را به طهارت روح برساند. مخاطب چنین حرکت هدایت بخش، جان انسان خواهد بود نه بدن او. از این رو، زن و مرد هر دو همسان هم، مخاطب «پیام پیامبر» خواهند بود.

محور تعلیم و تعلّم جان آدمی است نه بدن و نه مجموع جان و بدن. آنکه عالم می­شود، روح است و روح، نه مذکّر و نه مونّث است. پس، آنچه که به کمال آدمی باز می‌گردد؛ همچون: مسائل علمی، اعتقادی و اخلاقی، در آن میان مرد و زن تفاوتی نیست. امَا چون از مسائل اجرائی و تقسیم کار سخن به میان می­آید، به دلیل خصوصیات طبیعی و بدنی هر یک، وظایف مشترک و مختص وجود دارد؛ لیکن تفاوت وظایف، نقشی در میزان تکامل آن دو نخواهد داشت.

زن همچون مرد، تکامل پذیر است و قرآن هر گاه از ارزش­های والای انسانی سخن می­گوید، از «زنان» همسان مردان یاد می­کند بدان حد که هر دو می­توانند به مقامات انسانی و معنوی دست یابند. و مقاماتی همچون: اسلام، ایمان، طاعت، راستگویی، شکیبایی، خداترسی، روزه­داری، خویشتن داری و یاد خدا، برای هر زنی قابل دست یابی است. طبیعی است که عمل صالح او نیز همچون مرد، پیامد و ره آوردی این دنیوی و اخروی خواهد داشت :
( من عمل صالحاً من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینّه حیاه طیبه و لنجزینّهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون-)الآیه؛ هر مرد و زن که کاری نیکو انجام دهند، اگر ایمان آورده باشند، زندگی خوش و پاکیزه­ای به او خواهیم داد و پاداشی بهتر از کردارشان.
با این مقدمه به طرح «پیام پیامبر به دختران مسلمان»، در چند محور ذیل می‌پردازیم:
بر دختر بودن خود ببالید.
وقتی باور غالب جامعه، «زن» را مایه عار می­دانست و از «دختر» نفرت داشت و حتی آن را زنده به گور می­ساخت؛ در چنین محیطی، «اسلام» جایگاه انسانی زن را احیاء کرده و او را ریحانه؛ یعنی شاخه گلی ظریف می­نامد. یکی از ارمغان­های زیبای پیامبر، شخصیت دادن به دختر و زن می­باشد. بدان حد که پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم می­فرمود :
ـ دختران، خجسته­اند و دوست داشتنی.
ـ بهترین فرزندان شما، دخترانتان می‌باشند.
ـ از خوش قدمی زن، این است که نخستین فرزندش دختر باشد.
ـ دختر خوب، فرزندی است مهربان، مددکار، مونس، با برکت و دور کننده حسرت.
ـ کسی که دختر دارد، مشمول نصرت و مدد و برکت و آمرزش خدا خواهد بود.
چون به نبیّ خاتم بشارت دختر می­دادند، می‌فرمود: گلی است که خدا، روزیش می‌دهد و تامین او با خداست.
بر خود ببالید و از آن دسته دخترانی باشید که پیامبر درباره ایشان فرمود:
چه خوب فرزندانی ­اند دختران محجوب!

از فرصت­ها سود جویید.
فرصت جوانی، یک غنیمت زودگذر است. پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتیست. مصطفی فرمود: دنیا ساعتیست.
زندگی کوتاه‌تر از آن است که دست کم گرفته شود. پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمود :
در قیامت برای هر روز از ایام عمر بندگان، ۲۴ پرونده به تعداد ساعت های شبانه روز، گشوده می­شود؛
(بنده) پرونده‌ای را پر از روشنی و سرور می‌یابد و از دیدنش چنان شادی و فرح به وی دست می دهد که اگر بر دوزخیان تقسیم شود، احساس کردن رنج آتش را از آنان باز می دارد، و این ساعتی است که پروردگارش را در آن اطاعت کرده است.
سپس پرونده‌ای دیگر گشوده می‌شود و (بنده) آن را تاریک، بدبو و ترس آور می­بیند و از مشاهده­اش چنان بی تابی و ترس به وی دست می دهد که اگر بر بهشتیان تقسیم گردد، خوشی را از آنان باز ستاند، و این لحظه‌ای است که پروردگارش را در آن نافرمانی کرده است.
سپس پرونده‌ای دیگر برایش گشوده می‌شود و آن را تهی می‌بیند، نه چیزی در آن است که او را شادمان کند و نه چیزی که ناراحتش سازد، و این ساعتی است که خوابیده و یا به کارهای مباح دنیایی سرگرم بوده است؛ آنگاه به جهت از دست دادن این لحظه ها، احساس حسرت و تأسف به وی دست می دهد؛ چرا که می‌توانست آن را از نیکی‌های بی‌شمار پر سازد. و این سخن خداوند « آن(روز)، روز حسرت خوردن است.» بدین نکته اشاره دارد.
لحظات زندگی را جدّی بگیرید و فرصت جوانی را دریابید؛ «جوانی» یک نسیم رحمت است.آن گونه که پیامبر می فرمود :
«انّ لربّکم فی‌ایّام دهرکم نفحات ألا فتعرضوا لها؛ در ایّام زندگیتان نسیم‌های رحمتی می‌‌ورزد مراقب باشید خود را در معرض آن قرار دهید.»

حیا را پاس دارید.
«حیا» سرچشمه همه زیبایی­هاست و در فقدان حیا، هیچ کار زیبایی انجام نمی­شود و هیچ کار زشتی ترک نمی­شود.پیامبر(ص) می‌فرمود:
«الاسلام عریان فلباسه الحیاء؛ اسلام، عریان است و حیا، لباس آن است.»
حیا همان دگرگونی حال و انکسار و دوری گزینی از کار زشت است؛ به خصوص آنکه انسان احساس کند که ناظری او را می‌بیند. و آگاهی و نظارت خداوند، عامل برانگیختن حیا است. رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : «فاستحیوا الیوم أن یطَّلع الله علی شیء من أمرکم؛ شرم کنید امروز از اینکه خداوند از تمام امور شما، مطلع است.»
بزرگترین سرمایه دختر و زن مسلمان «حیا» است که ثمره آن، مهار شهوت و تضمین عفّت او خواهد بود.
درنگ در نوع برخورد موسی با دختر شعیب و شیوه راه رفتن این دختر که با حیا آمیخته بود، نیز برای شما الهام بخش است.

پوشش مناسب را انتخاب کنید.
پیامبر اسلام بر پوشش زن در مقابل نامحرم و دوری از جلوه گری و خود نمایی اصرار می ورزید و قرآن، همپای توصیه به مردان در دوری از چشم چرانی و رعایت پوشش بدن از نامحرم، به زنان نیز توصیه می کند که دیدگان خود را فرو خوابانند و عفّت پیشه کنند. به دو آیه ذیل دقت کنید:

۱٫ «ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مومنان بگو: پوشش های بلند (جلباب) خود را بر خویش فرو افکنند».

۲٫ «به زنان مؤمن بگو: دیدگان خود را فرو خوابانند و عفّت پیشه ساخته، دامن خود را از بیگانگان بپوشانند و زیور خویش را جز برای شوهران و سایر محارم، آشکار نکنند مگر آنچه پیدا است، و روسری‌های (خُمُر) خویش را به گریبان ها اندازند تا سر و گردن و سینه و گوش‌ها پوشیده باشد، و پاهایشان را به زمین نکوبند تا آنچه از زینت پنهان می‌کنند، معلوم شود».
درباره این دو آیه ، به چند نکته توجه کنید:

الف) جلباب، پوششی چادر مانند، گشاد و پارچه‌ای است و با روسری کوچک و خمار متفاوت است. جلباب همچون مقنعه ها و روسری های بزرگ، سر و همه بدن را می‌پوشانیده است.
و خداوند در آیه نخست با بیان «جلباب»، به پوشاندن سر و گردن و بدن زنان اشاره دارد.

ب) خُمُر، جمع خِمار و به معنای روسری و سر پوش است و خداوند در آیه دوم از دختران و زنان مؤمن خواسته است که به وسیله خمار، سینه و گریبان (جَیب) خود را بپوشانند. مرحوم طبرسی درباره این آیه می‌نویسد : زنان مدینه،اطراف روسری‌های خود را به پشت سر می‌انداختند و سینه، گردن و گوش‌های آنان آشکار می‌شد. بر اساس این آیه، موظف شدند اطراف روسری خود را به گریبان‌ها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد.
ابن عباس نیز درباره تفسیر این آیه می‌گوید : یعنی زن، مو، سینه، دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند.

ج) قرآن در پاسخ به ضرورت پوشش نیز چنین می فرماید که: )ذلک أدنی أن یعرفن فلا یُؤذَین(؛ بدین وسیله شناخته می شوند (که دارای اصالت خانوادگی اند) پس با آزار و تعقیب (هوسرانان) رو به رو نمی‌شوند.

د) پیامبر به اسماء فرمود :« اسماء! وقتی زن بالغ شد، شایسته نیست که (در برابر نامحرم) جز صورت و دست‌هایش دیده شوند».

ه) پوشش اسلامی به معنای زندانی کردن و قرار دادن شما پشت پرده و در نتیجه، عدم مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی نیست بلکه «پوشش» بدان معناست که شما به عنوان دختر و زنان مومن در معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشانید و به جلوه­گری و خودنمایی نپردازید و مشارکتتان در فعالیت­ها، بر اصول انسانی و اسلامی استوار باشد.
و. بسیاری از جامعه­شناسان، حجاب زن را مقتضای طبیعی جامعه بشری معرفی کرده‌اند. مونتسکیو می­نویسد:
«قوانین طبیعت حکم می­کند زن خوددار باشد؛ زیرا مرد، با تهوّر آفریده شده است و زن، نیروی خودداری بیش­تری دارد. بنابراین، تضادّ بین آنها را می­توان با «حجاب» از بین برد و بر اساس همین اصل، تمام ملل جهان معتقدند که زنان باید حیا و حجاب داشته باشند».

همواره دانش بجویید
همواره با دانش و علم مأنوس باشید؛ زیرا «خداوند درجه آنان که ایمان آوردند و آنان که از علم بهره­مند شدند، بالا می­برد». هیچ وقت از یاد گیری و دانش آموزی خسته نشوید و به فکر فارغ التحصیلی نیفتید. این توصیه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را همواره به یاد داشته باشید که می­فرمود:
«چهار چیز است که هر باهوش و خردمندی باید به آن پایبند باشد؛ شنیدن دانش ، حفظ کردن، نشردادن و عمل به دانش.»
هر ظرفی وقتی چیزی در آن می­گذارند، گنجایش خود را از دست می­دهد مگر ظرف دانش که با افزودن آن، گنجایشش بیش­تر می­شود.
پیامبر می­فرمود: «زنان انصار، خوب زنانی هستند! شرم، مانع فقاهت آنان در دین نمی­شود.»
بهترین مطالبی که شایسته است جوانان یاد بگیرند، چیزهایی است که در بزرگسالی مورد نیازشان باشد و بتوانند در زندگی اجتماعی از آموخته­های دوران جوانی خود، استفاده نمایند.

قدردان والدین خود باشید
در خوبی کردن، کرنش و فروتنی به پدر و مادر خود، کوتاهی نکنید؛ خوشا به حال کسی که پدر و مادرش را نیکی کند!
شخصی درباره دوست داشتنی­ترین کار از پیامبر سؤال کرد و آن حضرت نخ

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار