تبلیغات

هجدمین سالگرد شهادت فرمانده کل گردان های شهید عزالدین قسام

Article Image
۲۳ دی ۱۳۹۲

l19503556381_191

ملت فلسطین دیروز یکشنبه هیجدهمین سالگرد ترور مهندس یحیی عیاش برجسته ترین فرمانده گردان های شهید عز الدین قسام شاخه نظامی جنبش مقاومت اسلامی “حماس” را که رژیم صهیونیستی ۴ سال وی را تحت تعقیب قرار داده بود و در نهایت سازمان اطلاعات خارجی این رژیم “موساد” با منفجر کردن گوشی تلفن همراه وی، او را به شهادت رساند، گرامی می دارند.

رژیم صهیونیستی مهندس عیاش را به بمبگذاری در خودروها و ساخت بمب و دست داشتن در قتل دهها صهیونیست متهم کرده بود.

یحیی عیاش در چند سطر…

یحیی عبد اللطیف عیاش ملقب به مهندس فلسطینی یکی از بزرگترین فرماندهان گردان های شهید عزالدین قسام شاخه نظامی حماس بود. وی در روز یکشنبه ۶ مارس سال ۱۹۶۶ در شهرک رفات در استان سلفیت واقع در کرانه باختری به دنیا آمد و در سال ۱۹۹۳ مدرک کارشناسی مهندسی برق خود را از دانشگاه بیرزیت دریافت کرد. رژیم صهیونیستی وی را به دست داشتن در قتل دهها صهیونیست متهم کرد و نخستین بار رد پای وی در عملیات خودروی بمبگذاری شده در “رمات افعال” واقع در تل آویو پیدا شد و پس از آن، رژیم صهیونیستی از آوریل سال ۱۹۹۳ تا زمان ترور وی در بیت لاهیا واقع در شمال نوار غزه که در تاریخ ۵ ژآنویه سال ۱۹۹۵، این مهندس فلسطینی را تحت تعقیب قرارداده بود. در این حادثه، بمبی در تلفن همراه عیاش جاسازی شده بود که در اثر انفجار آن، وی به شهادت رسید. بیشتر فعالیت های عیاش در زمینه ساخت بمب با استفاده از مواد اولیه موجود در اراضی فلسطینی متمرکز شده بود و شیوه حملات شهادت طلبانه پس از جنایت رژیم صهیونیستی در حرم ابراهیمی در شهر الخلیل که در فوریه سال ۱۹۹۴ به وقوع پیوست وارد مراحل پیشرفته تری شد. جسد آن شهید بزرگوار بر روی دستان ۱۰۰ هزار شهروند فلسطینی در باریکه غزه تشییع و به خاک سپرده شد.

شرح حال

یحیی عیاش در شهرک رفات میان شهرهای نابلس، رام الله و قلقیلیه در یک خانواده مذهبی و ساده زیست و جهادی به دنیا آمد. خانواده وی در جریان انتفاضه ها و انقلاب های فلسطین علیه قیمومیت انگلیس از زمان وعده بالفور تا انقلاب بزرگ عربی در سال ۱۹۳۶ مشارکت داشتند. پدر وی عبد اللطیف ساطی عیاش کشاورز و سنگ تراش بود. وی غیر از یحیی دو پسر دیگر داشت: مرعی که در سال ۱۹۶۹ به دنیا آمد و یونس که در سال ۱۹۷۵ متولد شده بود. پدر عیاش درباره دوران کودکی وی می گوید که او کودکی آرام بود و علاقه زیادی به بازی کردن با کودکان هم محله ای خود نداشت.

یحیی از همان کلاس اول ابتدایی تا پایان دوره دبیرستان و اخذ مدرک دیپلم جزء نفرات برتر بود و همواره در طول این سال های تحصیل در رفات، زاویه و بدیا حائز رتبه نخست می شد. وی پس از اتمام دوره ابتدایی (کلاس ششم) وارد مدرسه راهنمایی زاویه و تا کلاس اول دبیرستان در آنجا بود تا اینکه به روستای بدیا نقل مکان کردند و وی کلاس های دوم و سوم دبیرستان را در آنجا ادامه داد و با معدل ۹۲٫۸ درصد مدرک پایان تحصیلات دبیرستان خود را اخذ کرد.

عیاش قرآن را به طور کامل حفظ کرده بود و به خاطر عملکرد ممتاز در تحصیل علوم دینی و تجوید قرآن کریم، تقدیرنامه ای از مدیریت اوقاف اسلامی قدس دریافت کرد و این گواهی هنوز در منزل پدر وی باقی است.

تحصیل

یحیی عیاش در ماه سپتامبر سال ۱۹۸۴ برای نام نویسی در دانشگاه بیرزیت به شهر رام الله منتقل شد و در ماه مارس سال ۱۹۹۳ مدرک مهندسی برق خود را از این دانشگاه دریافت کرد و به عبارت دیگر، مدت تحصیلات آکادمیک وی ۸ سال به طول انجامید که این مساله ناشی از اعتصاب ها و تعطیلی های مکرر دانشگاه بود. در ماه های دسامبر سال ۱۹۸۶ و ژانویه سال ۱۹۸۸، حاکم نظامی رژیم صهیونیستی احکام متعددی درباره تعطیلی درس و دانشگاه صادر کرد. با توجه به اینکه در زمان فارغ التحصیلی، یحیی عیاش تحت تعقیب سازمان اطلاعات و امنیت داخلی رژیم صهیونیستی “شاباک” قرار داشت و نظامیان صهیونیستی وی را به خاطر نقشی که در طراحی عملیات رمات افعال در تل آویو (در ماه نوامبر سال ۱۹۹۲) داشت، تحت پیگرد قرار داده بودند، وی نتوانست در مراسم فارغ التحصیلی شرکت کند و مدرک خود را تحویل بگیرد.

مهندس، حماس و شاخه نظامی آن

رابطه یحیی عیاش با انجمن اسلامی در ماه اکتبر سال ۱۹۸۴ در دانشگاه بیرزیت شکل گرفت. این انجمن به طور معمول مراسم آشنایی برای اعضای انجمن اسلامی و تمامی دانشجویان تازه وارد برگزار می کرد تا افرادی که موافق اصول و مبانی این انجمن باشند، به عضویت آن درآیند. در این مراسم که در مسجد بیرزیت در نزدیکی کوی قدیم دانشگاه برگزار شد، دانشجویان جدید و قدیم با هم آشنا شدند و شهید عیاش در آن زمان خودش را چنین معرفی کرد:« برادر دینی شما، یحیی عیاش از رفات ـ دانشجوی سال اول رشته مهندسی برق.»

در آغاز دومین سال تحصیلی (۱۹۸۵/۱۹۸۶) وی به صورت خودجوش به عضویت یکی از مجموعه های اخوان المسلمین در شهر رام الله درآمد و خودرویش را که پدرش برای او خریده بود، در خدمت انجمن اسلامی گذاشت. از آنجایی که وی معمولا به رفات رفت و آمد می کرد و نقش رهبری در زمینه فعالیت های انجمن اسلامی ایفا می نمود، گروه های فلسطینی از او به عنوان “شیخ اخوان در رفات” یاد می کردند و طی سال های ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۲ در تمامی مسائل مربوط به برنامه ها و مشکلات به او مراجعه می کردند.

سابقه نقش آفرینی مهندس یحیی عیاش در عملیات های نظامی به نخستین روزهای انتفاضه نخست و به ویژه سال های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ برمی گردد که وی توانست راهی برای برون رفت از بحران کمبود امکانات موجود و نایاب شدن مواد منفجره پیدا کند و پیشنهاد ساخت مواد اولیه از طریق مواد شیمیایی خام را داد که به وفور در داروخانه ها و مغازه های مواد بهداشتی پیدا می شدند. نخستین عملیات از طریق بمبگذاری در یک خودرو در رمات افعال واقع در تل آویو طراحی شد و پس از آن، روند تعقیب و گریز میان عیاش و رژیم صهیونیستی و سرویس های امنیتی و نظامی آن آغاز شد. رژیم صهیونیستی پس از شکنجه و بازجویی شدید از اعضای جنبش حماس که پس از عملیات مذکور بازداشت شده بودند، شاباک برای اولین بار نام یحیی عبد اللطیف عیاش را در لیست افراد تحت تعقیب قرار داد و از همین رو، شمار زیادی از نظامیان صهیونیستی و عناصر گارد مرزی به همراه افسران بازجویی شاباک به روستاهای سلفیت و منطقه بنی حسان حمله کردند تا زاهر جبارین و علی عاصی را که فکر می کردند یکی از آنها به معادلات شیمی دست یافته است، دستگیر کنند.

در ماه فوریه سال ۱۹۹۲ تیم ۴ نفره متشکل از مهندس یحیی عیاش، زاهر جباری، علی عثمان عاصی و عدنان مرعی به تجهیزات لازم برای انتقال مبارزات جهادی به مرحله اجرای عملیات های نظامی و تعیین اهداف دست یافتند. مهندس عیاش توانسته بود به هدف خود مبنی بر تبدیل مواد شیمیایی و خام به مواد منفجره دست پیدا کند.

روز یکشنبه ۲۵ آوریل سال ۱۹۹۳ آغاز روند تعقیب رسمی یحیی عیاش بود و بدین ترتیب، وی منزل خود را ترک کرده و به جمع دوستانش که در غارها و دل کوه ها زندگی می کردند، ملحق شد تا آنجا تبدیل به پایگاه عملیات های مقاومتی علیه نظامیان و گشتی های رژیم صهیونیستی شود. عصر آن روز شمار زیادی از نظامیان صهیونیستی و عناصر سازمان اطلاعات به منزل یحیی عیاش حمله کردند و ضمن تفتیش گسترده منزل او، خسارت های زیادی به اسباب و اثاثیه منزل او و برخی وسایل شخصی اش وارد کردند. افسران شاباک همچنین تصویر شهید جواد ابو سلمیه را که در منزل مهندس عیاش بود، شکستند و یکی از آنها خطاب به پدر عیاش گفت:« یحیی باید خودش را تسلیم کند، و گر نه جانش را از دست خواهد داد و این خانه را روی سرتان خراب خواهیم کرد.»

آغاز کار مهندس عیاش، انفجار اتوبوس ها با بمب های نزدیک به ۴۰ کیلوگرمی بود که برای افزایش تاثیر و قدرت انفجار، ۴ کپسول گاز نیز به بمب ها بسته می شد. بر اساس نقشه طراحی شده، یحیی عیاش با همکاری ابو سلام، بمب ها را در یک مینی بوس مدل “وان ـ فولکس واگن” جاسازی کرد. این مینی بوس پلاک زرد رنگی داشت که یکی از اعضای حماس عصر روز جمعه برابر با ۲۰ نوامبر سال ۱۹۹۲ آنرا از شهر تل آویو پیدا کرده بود. از همین رو، تاریخ مذکور سرآغاز داستان عشق مهندس عیاش با اتوبوس های صهیونیستی به شمار می رود و آلکس فیشمان تحلیلگر برجسته اسرائیلی در ماه اکتبر سال ۱۹۹۴ در مقاله مفصل خود در روزنامه معاریو با عنوان “اعرف عدوک: المهندس هو المطلوب الأول” (دشمنت را بشناس: مهندس مرد شماره یک تحت تعقیب” به این مساله اذعان کرد.

مهمترین عملیات هایی که عیاش آنها را طراحی کرد:

عملیات شهادت طلبانه خودروی بمب گذاری شده در العفوله در تاریخ ۶ آوریل سال ۱۹۹۴ که مجری آن رائد زکارنه بود و منجر به هلاکت ۸ صهیونیست و زخمی شدن دست کم ۳۰ نفر دیگر شد، نخستین واکنش به جنایت رژیم صهیونیستی در به خاک و خون کشیدن نمازگزاران حرم ابراهیمی در شهر الخلیل بود. در این لحظه که راس ساعت ۱۲:۳۰ ظهر روز چهارشنبه روی داد، رائد زکارنه خودروی بمب گذاری شده را به پایانه مرکزی اتوبوس ها در شهر العفوله رساند و پشت سر اتوبوس خط “۳۴۸” حرکت کرد. وقتی اتوبوس مذکور به نزدیکی ایستگاه اتوبوس رسید و در جلویش را باز کرد تا مسافران پیاده شوند، زکارنه خودروی بمب گذاری شده را در فاصله دو متری جلوی اتوبوس نگه داشت و در عرض چند ثانیه صدای انفجار مهیبی به گوش رسید و تکه پاره های خودروی مذکور صدها متر به اطراف پرتاب شد. این انفجار باعث شکسته شدن تمامی شیشه های اتوبوس و آتش گرفتن اسکلت آن شد و تمامی مسافران مجروح شدند. به دنبال این حادثه، تیم های امداد و نجات و آمبولانس ها خود را به محل وقوع حادثه رساندند و بالگردها برای انتقال مجروحان به بیمارستان در نزدیکی این محل فرود آمدند.

عملیات شهر الخضیره

این عملیات در تاریخ ۱۳ آوریل سال ۱۹۹۴ و در داخل کمربند سبز امنیتی به وقوع پیوست. مجری این عملیات “عمار عمارنه” بود که بمب بسته شده به بدن خود را در داخل اتوبوس منفجر کرد و باعث هلاکت ۷ صهیونیست و زخمی شدن دهها نفر دیگر شد. مهندس یحیی عیاش نقشه این عملیات را طوری طراحی کرده بود که در جریان آن باید دو بمب منفجر می شد: یکی همان بمبی که به بدن فرد شهادت طلب بسته شده بود و دیگری بمبی که در یک چمدان مسافرتی کوچک شبیه چمدان های مورد استفاده نظامیان ارتش صهیونیستی در اردوگاه ها و سفرها، جاسازی شده بود. محل اجرای عملیات دوم مقبره شهرک یعبد تعیین شده بود. عمار عمارنه پس از بستن یک بمب به بدن خود، بمب دوم را در داخل کیف مشکی به پایانه مرکزی اتوبوس ها در شهر الخضیره انتقال داد و منتظر شد تا اتوبوس شماره ۸۲۰ از راه برسد. این اتوبوس در خط العفوله ـ الخضیره ـ تل آویو کار می کرد.

صبح روز چهارشنبه ۱۳ آوریل سال ۱۹۹۴ و راس ساعت ۸:۵۰ صبح، زمانی که رژیم صهیونیستی سرگرم مراسم عید استقلال و سالگرد هلاکت نظامیان خود بود، اتوبوس مذکور در ایستگاه توقف کرد تا مسافران خود را پیاده و مسافران جدید را سوار کند. در این لحظه، عمار کیف حاوی بمب را در ایستگاه جا گذاشت و از در پشتی سوار اتوبوس شد. چند ثانیه بعد، بمب هایی که به بدن عمار عمارنه بسته شده بود، منجر شدند و منجر به هلاکت دست کم ۵ نفر از جمله ۳ نظامی صهیونیستی و زخمی شدن ۳۲ نفر دیگر از جمله ۱۸ نظامی شد. در پی این عملیات، سازمان شاباک با همکاری یگان چتربازها و یگان ویژه دست به بازداشت های گسترده زد و ۵۰۰ شهروند فلسطینی را بازداشت کرد که در میان، امام جماعت های مساجد، دانشجویان و شخصیت های دانشگاهی دیده می شدند.

انفجار اتوبوس در خیابان دیزنگوف در تل آویو

مجری عملیات انفجار در داخل اتوبوس مسافربری در خیابان دیزنگوف در شهر تل آویو، صالح نزال از مبارزان گردان های شهید عزالدین قسام بود که در تاریخ ۱۹ اکتبر سال ۱۹۹۴ آنرا اجرا کرد و باعث کشته شدن ۲۲ نفر و زخمی شدن دست کم ۴۰ نفر دیگر شد.

بر اساس نقشه از قبل طراحی شده، یکی از گروه های پشتیبانی زمینه ورود صالح نزال به شهر قلقیلیه را فراهم کرد. وی چهارشنبه شب در منزل خانواده خود ماند و صبح خودش را به پایانه مرکزی اتوبوس ها رساند و منتظر اتوبوس شماره “۹۰” متعلق به شرکت “دان” ماند که در خط شماره ۵ کار می کرد. این اتوبوس از شهرک حولون در جنوب تل آویو راه می افتاد و با عبور از میدان دیزنگوف در پایان به منطقه هتل ها در هرتزلیا می رسید. نزال حوالی ساعت ۸:۵۵ صبح روز چهارشنبه ۱۹ اکتبر سال ۱۹۹۴ سوار اتوبوس زیبای شهادت شد. اتوبوس به راه خود ادامه داد و نزال در صندلی شماره ۶ پشت سر راننده نشست. چند دقیقه بعد، اتوبوس به میدان دیزنگوف رسید. وقتی اتوبوس دیگری به اتوبوس شماره ۹۰ نزدیک شد و دقیقا در مجاورت آن قرار گرفت، نزال بمب ها را منفجر کرد تا اتوبوس به آهن پاره شود و سقف آن به طور کلی به هوا پرتاب شود و تکه های آن در فاصله ۵۰ متری پخش شدند. البته مغازه ها، انبارها و قهوه خانه ها هم از این انفجار در امان نماندند و خسارت های سنگینی به منطقه محل وقوع حادثه وارد آمد و دود بلندی به ارتفاع ۶ متر به آسمان بلند شد. این عملیات با خسارت های جانی سنگین (۲۲ کشته و ۴۷ مجروح) و خسارت های مادی (۷ میلیون شیکلی برابر با دو میلیون و ۳۰۰ هزار دلاری) شوک بزرگی را به صهیونیست ها وارد کرد و آنها از ترس به خیابان ها ریختند و شعارهایی علیه عرب ها و جنبش حماس سر دادند و خواستار برکناری اسحاق رابین و محاکمه فرماندهان نظامی و امنیتی وقت به خاطر کوتاهی در انجام مسئولیت خود شدند.

رابین که به محض شنیدن این خبر سفر خود به انگلیس را کنسل کرده و به تل آویو بازگشته بود، در صدد تشکیل جلسه ای فوری با فرماندهان سرویس های امنیتی و پس از آن برگزاری جلسه فوق العاده هیات دولت به منظور اتخاذ اقدامات لازم علیه حماس برآمد و صراحتا اعلام کرد: به کسانی که نظامیان صهیونیست را ربوده و اقدام به بمب گذاری کرده اند می گویم که ما دیر یا زود شما را بازداشت خواهیم کرد.

همچنین در رفات، زادگاه مهندس، فرماندهان رژیم صهیونیستی همراه با شمار زیادی از نظامیان ارتش، عناصر گارد مرزی، یگان های عرب نما و افسران سازمان شاباک راهی کوه ها و مناطق مجاور این روستا شدند. نظامیان صهیونیست در دومین روز از عملیات قهرمانانه تل آویو در ورودی این روستا ایست بازرسی نظامی ایجاد کردند و توانستند تحرکات شهروندان را از همین نقطه تحت نظر بگیرند. گزارش های محرمانه یگان های عرب نما نشان از احتمال حضور مهندس در منزلش داشت و از همین رو، شماری از یگان چتربازان روز شنبه مصادف با ۲۹ اکتبر سال ۱۹۹۴ به منزل وی یورش برده و اقدام به بازرسی دقیق و گسترده آن کردند و طی آن تمامی اثاث منزل را شکسته و به هم ریختند و در جریان عملیات بازرسی تمامی کسانی را که به همکاری با مهندس متهم بودند، بازداشت کردند؛ حتی کسانی که به طور تصادفی و بدون هماهنگی قبلی با مهندس دیدار کرده بودند. شاباک اذعان کرد کسب اطلاعات و معلومات مفید در مورد پرونده مهندس عیاش مرهون موافقت کابینه امنیتی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی به ریاست اسحاق رابین با آزار و شکنجه بازداشت شدگان جنبش مقاومت اسلامی “حماس” بود که دلایل زیادی درباره داشتن اطلاعات محرمانه در مورد مهندس علیه آنها وجود داشت.

بر اساس اخبار و گزارش های رسانه های خبری صهیونیستی، شکنجه بدنی تاثیر زیادی در اعترافات بازداشت شدگان داشت و این اعترافات در نهایت به بازداشت دیگر افراد از جمله ۴۳ عضو گروه های نظارت، خدمات و پشتیبانی که به شیوه های مختلف در مناطق شمالی کرانه باختری در خدمت مهندس بودند، منجر شد و مقامات نظامی رژیم صهیونیستی اعتراف کردند که دامنه عملیات ها برای بازداشت یا قتل یحیی عیاش به مناطق اشغالی ۴۸ نیز کشیده شده است؛ زیرا شایعاتی در سرزمین های اشغالی درباره اینکه مهندس در لباس خاخامی یهودی در این منطقه مخفی شده است، منتشر شده بود.

عملیات های متفرقه

ـ انفجار اتوبوس حامل نظامیان نیروی هوایی رژیم صهیونیستی در قدس طی روز ۱۵ دسامبر سال ۱۹۹۴ که مجری این عملیات اسامه راضی، پلیس فلسطینی و عضو مخفی گروه های وابسته به گردان های قسام بود.

ـ دو مبارز فلسطینی از جنبش جهاد اسلامی روز ۲۲ ژانویه سال ۱۹۹۵ در پادگان نظامی صهیونیستی در منطقه بیت لید در نزدیکی نتانیا دست به عملیات شهادت طلبانه زدند که این عملیات منجر به هلاکت ۳۳ نظامی صهیونیست و زخمی شدن ۴۰ تن دیگر شد. این عملیات در نوع خود بی نظیر بود و منابع نظامی صهیونیستی اعلام کردند که تحقیقات به عمل آمده صراحتا نشان می دهد که اثر انگشت مهندس یحیی عیاش بر روی بمب های منفجر شده در این عملیات بوده است.

ـ یک مبارز دیگر فلسطینی که بمبی را زیر لباس های خود در داخل اتوبوس جاسازی کرده بود، روز ۲۴ جولای سال ۱۹۹۵ در رامات گان در نزدیکی تل آویو دست به عملیات شهادت طلبانه زد که طی آن ۶ صهیونیست به هلاکت رسیده و ۳۳ نفر دیگر زخمی شدند.

ـ عملیات شهادت طلبانه ای که در تاریخ ۲۱ آگوست سال ۱۹۹۵ اتوبوسی مسافربری را در محله رامات در اشکول واقع در شهر اشغالی قدس هدف قرار داد و منجر به هلاکت ۵ صهیونیست و مجروح شدن بیش از ۱۰۰ نفر دیگر شد.

مرحله تعقیب و گریز

نام عیاش در سال ۱۹۹۳ و پس از آنکه سرویس های امنیتی رژیم صهیونیستی اعلام کردند که این جوان فلسطینی مهندس و طراح بمب ها و خودروهای بمب گذاری شده است، درخشیدن گرفت و بدین ترتیب، رژیم صهیونیستی به شدت وی را زیر نظر گرفت و هر روزه به منظور دستگیری وی به روستای محل زندگی او و منازل دوستان و نزدیکانش حمله می کرد، اما پس از تشدید عملیات تعقیب و گریز در کرانه باختری، عیاش تصمیم گرفت برای پنهان شدن از چشم صهیونیست ها و آموزش مبارزان قسام در زمینه ساخت مواد منفجره راهی باریکه غزه شود.

ژنرال گدعون عیزرا نایب رئیس سابق شاباک در جریان مصاحبه با روزنامه معاریو، یحیی عیاش را فردی عجیب توصیف کرد و گفت:« موفقیت عیاش در فرار از دست عناصر رژیم صهیونیستی و مخفی ماندن از چشم آنها باعث شد که نگرانی عجیبی سراسر وجود نیروهای امنیتی را در بر بگیرد؛ چرا که تمامی سازمان های اطلاعاتی در پی بازداشت وی بودند؛ گویی که وی به تنهایی تمامی این سازمان ها را به چالش کشیده باشد. سازمان های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی جلسات متعدد و بی شماری را برای طراحی نقشه ای به منظور ترور عیاش تشکیل داده اند.. من از او بدم می آید، اما مجبور به تمجید از قدرت و توانایی او هستم.

ضربه روحی و معنوی ناشی از ناتوانی ارتش و سرویس های امنیتی رژیم صهیونیستی در کنترل تحرکات مهندس عیاش؛ به ویژه پس از انتقال وی به باریکه غزه، آنها را به شدت تحت فشار گذاشته بود. پس از این مرحله، همسر و پسر عیاش نیز به او پیوستند و حتی مادر عیاش نیز به صورت مخفیانه به نوار غزه سفر کرده و با پسرش دیدار کرده بود؛ بدون اینکه ارتش و سرویس های امنیتی رژیم اشغالگر قدس که به صورت مداوم تحرکات خانواده عیاش را زیر نظر گرفته بودند و حتی علیه آنها کمین کرده بودند، بویی از این مساله ببرند.

فرماندهان نهادهای مختلف نظامی رژیم صهیونیستی به مواجه شدن خود با مشکلات و چالش های جدی برای پیدا کردن مهندس یحیی عیاش اشاره کرده اند. ژنرال امنون شاحک رئیس ستاد کل ارتش صهیونیستی و ژنرال ایلان بیران فرمانده منطقه مرکزی ارتش صهیونیستی و به ویژه کرانه باختری، در دو موقعیت مختلف اذعان کرده اند که در پیدا کردن جای یحیی عیاش ناتوان مانده بودند. ژنرال شاحک پس از دیدار با کمسیون امنیت و سیاست خارجی کنست صهیونیستی نیز تاکید کرده بود که «یحیی عیاش ملقب به مهندس فلسطینی، من دقیقا نمی دانم که او کجاست؟ ما مدت زیادی است که سعی در پیدا کردن او داریم.. و به عملیات های خود برای دستگیری وی ادامه می دهیم.» وی افزوده بود:« نظامیان صهیونیستی همه جا در جستجوی عیاش هستند و هر زمان جای او را پیدا کنند، بلافاصله دستگیرش می کنند.» ژنرال بیران نیز در گفتگوی مطبوعاتی تاکید کرده بود که «ما باید مهندس عیاش را پیدا کنیم، اما هنوز نتوانسته ایم این هدف خود را محقق کنیم. با این وجود، به تلاش های خود برای پیدا کردن عیاش ادامه خواهیم داد. به نظر من، او در منطقه مرکزی نیست. ما با مشکلات زیادی مواجه هستیم، اما باید به تلاش های خود ادامه دهیم.»

بیران سرویس های امنیتی را مسئول این شکست دانست و تاکید کرد که سرویس های امنیتی از مقابله با عملیات ها و طرح های عیاش ناتوان هستند. وی در همین راستا توصیه کرده بود که «اکنون، سرویس های امنیتی باید از خودشان در مقابل عملیات های شهادت طلبانه عیاش دفاع کنند و انتظار عملیات های بیشتر را هم داشته باشند.»

داستان ترور

یحیی عیاش در روز جمعه ۵ ژانویه سال ۱۹۹۵ و ۴ سال پس از آنکه اسحاق رابین نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی، مساله ترور وی را در راس اولویت های سیاسی و امنیتی دولت خود قرار داد، ترور شد. در آن زمان، سازمان اطلاعات و امنیت داخلی رژیم صهیونیستی “شاباک” ماده منفجره ای به وزن ۵۰ گرم در تلفن همراه عیاش که آنرا از دوستش اسامه گرفته بود و اسامه هم آنرا از دایی خود تحویل گرفته بود، عیاش را ترور کرد. دایی اسامه دوست عیاش تنها کسی بود که از مخفی شدن مهندس فلسطینی در منزل اسامه خبر داشت. وی گاهی مواقع گوشی تلفن همراه را از اسامه می گرفت و بعد از مدتی به او بر می گرداند و از همین رو، عیاش به این مساله شک کرده بود که مبادا یهودی ها داخل آن دستگاه شنود کار گذاشته باشند، لذا آنرا باز کرد، اما چیزی در داخلش پیدا نکرد. صبح روز جمعه ۵/۱/۱۹۹۵ منتظر تماس تلفنی پدرش بود و تلفن منزل دوستش قطع بود و از همین رو، پدرش با تلفن همراه عیاش تماس گرفت، اما چند ثانیه بعد، تلفن همراه مهندس فلسطین با استفاده از سیستم کنترل از راه دور و توسط هواپیمای صهیونیستی که در آسمان منطقه در حال پرواز بود، منفجر شد و باعث تکه تکه شدن بدن عیاش، قطع گردن و پاره پاره شدن قسمت راست صورتش شد.

ژنرال گیون و دستیارانش نقشه مفصلی را برای ترور مهندس یحیی عیاش طراحی کرده بودند. در آن زمان وی برای نظارت مستقیم بر روند اجرای عملیات ضد صهیونیستی به شهرک نیسانیت واقع در نزدیکی بیت لاهیا نقل مکان کرده بود و در آن اتاق فرماندهی امنیتی با تجهیزات فنی بالا داشت. اما رئیس سازمان شاباک با همکاری کارشناسان و متخصصان فنی، باتری ویژه ای را در بخش فنی موساد برای تلفن همراه عیاش ساخته بودند که در واقع حجم باتری نصف باتری اصلی بود و بقیه آنرا ۴۰ الی ۵۰ گرم مواد منفجره تشکیل می داد. کمال حماد دایی اسامه حماد دوست عیاش در اواخر ماه دسامبر گوشی عیاش را از طریق اسامه گرفته و به دست عناصر موساد رسانده بود. حماد معمولا به شهرک محل اقامت عیاش رفت و آمد می کرد و روز قبل از حادثه وقتی که عیاش راس ساعت ۴:۳۰ دقیقه به منزل اسامه رفت او در صدد اجرای نقشه ترور برآمد. مهندس فلسطین پس از خواندن نماز صبح روز ۵/۱/۱۹۹۵ خوابیده بود. به گفته اسامه حماد، قرار بود پدر عیاش حوالی ساعت ۸ از طریق تلفن ثابت منزل وی با پسرش تماس بگیرد، اما ناگهان تماس تلفنی عجیبی با وی برقرار شد و کمال حماد راس ساعت ۸ از خواهرزاده اش خواست دستگاه تلفن همراه عیاش را روشن کند؛ چرا که کسی می خواهد با او تماس بگیرد. پس از آن خط تلفن ثابت قطع شد و حوالی ساعت ۹ پدر عیاش با استفاده از تلفن همراه وی با پسرش تماس گرفت و همسر اسامه گوشی را به وی که کنار مهندس عیاش در یک اتاق خوابیده بود، داد. اسامه مهندس را بیدار کرد و گوشی تلفن همراه را به او داد و تقریبا پس از ۱۵ ثانیه در حالی که اسامه در حال خروج از اتاق بود تا مهندس با پدرش تنها صحبت کند، صدای انفجار شنیده شد. اسامه به اتاق برگشت و دید که دست مهندس از بدنش آویزان شده است و دود تمام اتاق را گرفته است. پس از آن مشخص شد که مهندس شهید شده است.

در لحظه عملیات ترور، یک بالگرد نیروی هوایی رژیم صهیونیستی بر فراز منزل مذکور در پرواز بود و به نظر می رسد که این بالگرد حامل افسر صهیونیستی مسئول انفجار باتری بمب گذاری شده در گوشی همراه یحیی عیاش با استفاده از سیستم کنترل از راه دور بود. این افسر شاباک به محض اینکه از طریق سیستم های شنود، صدای عیاش را روی خط شنید که به پدرش می گفت:« حالت چطور است پدر جان، مواظب سلامتی خودت باش و زیاد با تلفن همراه صحبت نکن» دکمه دستگاه کنترل از راه دور را فشار داد تا بمب منفجر شود.

جسد یحیی عیاش به بیمارستان شفاء انتقال داده شد و تعدادی از رهبران حماس برای دیدن آن به بیمارستان آمدند. از جمله این افراد می تواند به فایض ابو شماله دوست دوران دانشگاه مهندس اشاره کرد. وی می گفت که سمت راست صورت مهندس (از گوش تا نیمه های صورت) کاملا تکه تکه شده بود و دستش نیز همین وضعیت را داشت، اما بقیه بدنش تقریبا سالم بود. پیکر مهندس فلسطین بر روی دستان صد هزار شهروند فلسطینی ساکن غزه تشییع و به خاک سپرده شد.

واکنش ها

پس از اعلام خبر شهادت یحیی عیاش، اعتصاب سراسری شهر قدس و اطراف آنرا فرا گرفت و تصاویر یحیی عیاش در خیابان ها نقش بست. در همین راستا، درگیری های شدیدی میان تظاهرکنندگان فلسطینی و نظامیان صهیونیستی روی داد. شهر رام الله نیز صبح روز شنبه شاهد اعتصاب سراسری و برگزاری راهپیمایی باشکوه با حضور بیش از ۳۰ هزار نفر از شهروندان فلسطینی بود که شعارهای اسلامی و ملی گرایانه سر داده بودند و پرچم های رژیم صهیونیستی را به آتش می کشیدند. در این راهپیمایی، علاوه بر جنبش حماس، دیگر گروه های فلسطینی نیز مشارکت داشتند و شهردار رام الله نیز به همراه تعداد زیادی از رهبران و اعضای گروه ها و احزاب سیاسی و افسران پلیس فلسطین در جمع تظاهرکنندگان حضور پیدا کرده بود. در جریان این راهپیمایی، رهبران جنبش های فتح، حزب مردم، جبهه خلق، جبهه دموکراتیک، جنبش جهاد اسلامی و انجمن اسلامی دانشگاه بیرزیت سخنرانی کردند و سخنرانی جنبش حماس نیز توسط شیخ حسن یوسف صورت گرفت. در همین راستا، پس از نماز ظهر روز شنبه، راهپیمایی باشکوهی از مسجد جدید اریحا آغاز شد و راهپیمایان که اعضا و فعالان و طرفداران تمامی گروه ها در میان آنها دیده می شدند، به سمت مرکز شهر حرکت کردند. بدین ترتیب، بیش از ۲ هزار تظاهر کننده فلسطینی در مقابل شهرداری اریحا تجمع کردند و در آنجا پرچم های رژیم صهیونیستی به آتش کشیده شد و نمایندگان گروه های فلسطینی به ایراد سخنرانی پرداختند.

شهر نابلس نیز در ماتم و عزا فرو رفته بود و تمامی مغازه های این شهر و حومه آن تعطیل شده بود. راهپیمایی های مردمی در جای جای این شهر برگزار و اقدامات رژیم صهیونیستی محکوم شد و راهپیمایان فلسطینی خواستار گرفته شدن انتقام خون شهید عیاش شدند. صدای دلنشین قرآن از بلندگوهای تمامی مساجد پخش می شد و بیانیه هایی که به مناسبت شهادت مهندس جنبش اسلامی منتشر شده بودند، خواستار حضور مردم در مقر جمعیت خیریه همبستگی برای عرض تسلیت بودند. در آن روز شبکه های تلویزیونی فلسطین نیز برنامه های خود را قطع کردند و به جای آن تلاوت قرآن، سرود های اسلامی و ملی و بیانیه های تسلیت پخش می کردند و برخی از آنها فیلم عمر مختار را پخش می کردند. شورای دانشجویی دانشگاه ملی نجاح با هماهنگی مدیریت دانشگاه کلاس های درس را تعطیل کرده بود و راهپیمایی بزرگ ۳ هزار نفری در مراسم نمادین تشییع جنازه عیاش شرکت کردند. آنها تابوتی را روی دستان خود گرفته بودند که پرچم فلسطین بر روی آن نقش بسته بود و شرکت کنندگان در راهپیمایی با عبور از خیابان های نابلس، شعارهای اسلامی سر می دادند.

به محض انتشار خبر شهادت مهندس یحیی عیاش، هزاران نفر از اهالی استان طولکرم نیز راهپیمایی باشکوهی در خیابان های این شهر و اردوگاه طولکرم به راه انداختند و شعارهایی در حمایت از جنبش مقاومت اسلامی “حماس” و گردان های شهید عزالدین قسام شاخه نظامی این جنبش سر دادند و رژیم صهیونیستی و مذاکرات سازش را محکوم کردند. آنها با شهید عیاش عهد بستند که راه جهاد را تا اخراج تمامی اشغالگران صهیونیست از خاک فلسطین ادامه دهند. تظاهرکنندگان به سمت خیابان اصلی طولکرم ـ نابلس که محور اصلی گشت زنی گشتی های مشترک فلسطینی و اسرائیلی به شمار می رفت، حرکت کرده و آنجا را بستند. شهروندان فلسطینی سپس به سمت مرکز شهر حرکت کردند و شیخ محمود حصری امام مسجد روضه به مناسبت شهادت مهندس عیاش سخنرانی کرد و تاکید نمود که «ملت فلسطین همگی یحیی عیاش هستند.» سخنرانی های دیگری نیز از سوی نمایندگان جبهه دموکراتیک، جبهه خلق و حزب مردم و نیز استاندار طولکرم ایراد شد.

در شهر مجاور یعنی قلقیلیه نیز اعتصاب سراسری همه جا را فرا گرفت و راهپیمایی مردمی از مقابل منزل شهید ابو علی به سمت مرکز شهر به راه افتاد. دهها هزار نفر از اهالی این شهر و روستاهای مجاور راس ساعت یک بعد از ظهر به این راهپیمایی ملحق شدند. در این راهپیمایی که در جریان آن مراسم نمادین تشییع جنازه شهید یحیی عیاش برگزار شد، تمامی موسساد اسلامی و ملی و نهادهای وابسته به تشکیلات خودگردان فلسطین و نیز گروه های پیش آهنگی مشارکت داشتند و جنازه نمادین شهید عیاش را با آرم ها و دسته های گل تزیین کرده بودند. جنبش حماس مجلس ترحیمی را برای شهید در مقر غرفه بازرگانی ترتیب داده بود. روستاهای اطراف شهر قلقیلیه نیز شاهد درگیری شدید تظاهر کنندگان با نظامیان صهیونیستی بودند. در روستای حبله که در منطقه “ج” واقع شده است، درگیری هایی میان گارد مرزی و شهروندان فلسطینی درگرفت و به دنبال آن، نظامیان رژیم صهیونیستی قانون منع آمد و شد در این منطقه به مورد اجرا گذاشتند.

در شهر الخلیل نیز به نشانه عزاداری و سوگواری اعلام اعتصاب سراسری شده بود و سیستم حمل و نقل عمومی به حالت تعطیل درآمده بود. دانشجویان به صورت منظم در سر کلاس هایشان حاضر نمی شدند و شعارهای تسلیت به مناسبت شهادت مهندس عیاش در جای جای شهر و دیوارهای منازل و مغازه ها دیده می شد. علاوه بر این، پرچم های سیاه نیز بر بالای بام خانه ها افراشته شده بود. فعالان جنبش حماس نیز در جریان مانور نظامی اعلام بسیج عمومی کرده و تاکید نموده بودند که انتقام خون شهید عیاش را خواهند گرفت. در شهر بیت لحم و مناطق مجاور آن نیز شعارهای متعددی به مناسبت شهادت یحیی عیاش دیده می شد. بسیاری از کارشناسان و ناظران تاکید داشتند که شهر بیت لحم چنین اعتصاب قاطعانه ای را به خود ندیده بود؛ به طوری که تمامی فروشندگان و شهروندان مدتی طولانی به این اعتصاب پایبند بودند.

در شهر جنین هم، تشکل های ملی و اسلامی راهپیمایی های باشکوهی برگزار کرده و به تشییع نمادین جسد شهید عیاش طی روزهای شنبه و یکشنبه پرداختند. در راهپیمایی اول که نزدیک به ۱۰ هزار شهروند فلسطینی در آن حضور داشتند، شرکت کنندگان با در دست داشتن پلاکاردها و پرچم های مختلف و با عبور از خیابان ها و محله های مختلف شهر جنین و اردوگاه آوارگان، شعارهایی در محکومیت رژیم صهیونیستی و عملیات ترور سر دادند به هنگام رسیدن آنها به وسط شهر، شیخ خالد سلیمان، شیخ جمال عبد السلام و نمایندگان جبهه خلق و جبهه دموکراتیک به ایراد سخنرانی پرداختند و ضمن تمجید از شهید عیاش و رشادت های وی، وعده پایبندی به ارزش های ترویج داده شده از سوی وی را دادند. راهپیمایی های دیگری نیز با مشارکت صدها نفر از دانش آموزان مدارس جنین و اردوگاه آوارگان برگزار شد و آنها با سر دادن شعارهایی علیه رژیم صهیونیستی و محکوم کردن جنایت آن، پیمان وفاداری به مهندس عیاش بستند. در همین حال، احزاب و گروه های ملی و اسلامی و کمیته شهرداری جنین مجلس ترحیمی را به مدت دو روز در تالار شهرداری بر پا کرده بودند.

باریکه غزه نیز در آن روزها به صحنه اعتصاب سراسری و تعطیلی تمامی فعالیت ها تبدیل شده بود و ضمن پخش قرآن از بلندگوهای مساجد، فعالیت های آموزشی دانشگاه اسلامی به حالت تعطیل درآمده بود و شورای دانشجویی مراسمی را با حضور نمایندگان تمامی انجمن های دانشجویی برگزار کرد. علاء الدین اسعد صفطاوی از چهره های رسانه ای درباره احساسات حاکم بر باریکه غزه در آن زمان گفته است که «افکار عمومی فلسطین با شنیدن خبر شهادت ژنرال اسلامگرا “یحیی عیاش” به شدت شوکه شدند و این مساله برای ملت ما آسان نبود که خبر شهادت این قهرمانش را دریافت کند. او شخصیتی ملی و بزرگ بود و یک فرد عادی نبود.»

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار