تبلیغات

تخصصی،آموزشی – پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه نصرت العلوم نگین کویر

Article Image
تخصصی،آموزشی – پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه نصرت العلوم نگین کویرارزش علمتأثیراتی که گناه برجا می گذارد.پرسشی از خودجایزه های ربانیاحیاء شب قدر چگونه باشد؟دعا یا ذکری برای نجات از فقر و تنگدستیاهل فارس در مدرسۀ یاران پیامبرکلید عدالت

http://nosrat-aloloum.com مذهبي خبري Tue, 25 Oct 2016 06:29:09 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=4.5.7 http://nosrat-aloloum.com/?p=3414 http://nosrat-aloloum.com/?p=3414#respond Tue, 17 Nov 2015 01:00:43 +0000 http://nosrat-aloloum.com/?p=3414 ارزش علم

علمم
  ۱- علم دولتی است پاینده ،ثروتی است زاینده ، قدرتی است غلبه کننده ، حکمتی است ارزنده ، کتابی است هدایت کننده ، نوری است درخشنده ، رحمتی است در برگیرنده ، نیروی است افزاینده ، و  مرواریدی است زیبنده .

۲-کتاب بوستان مزینی است که گلهای آن از سینه بزرگان می رویند.

۳-  عمل نکردن به علم و دانش  در حکم شخم زدن و تخم نپاشیدن است .

۴- هر متاعی ممکن است دزد داشته باشد ، جز متاع دانش و خرد که از همه ی آفات مصون بوده و دارنده آن محبوب و عزیز است .

۵- علم مفید توشه ی مورد نیاز را برای سفر آخرت در اختیارتان قرار می دهد .

۶-  بدترین علم ها دانشی است که به آن عمل نگردد .

۷- همه چیز چون بسیار شود خوار و ارزان گردد ، مگر علم و دانش که هر چه بیشتر شود عزیزتر باشد .

۸- تنهایی جهنم است، اما با مطالعه، این جهنم تبدیل به بهشت می شود

۹- اگر دانش را به خاطر کسب درآمد فرا می گیرید به حق آنهایی که به خاطر خود ، علم و دانش اندوخته اند تجاوز کرده اید.

۱۰-  جمال و زیبایی با لباس نیست که تو خودت را با آن زینت می دهی بلکه به علم است که بر آن عامل باشی .

۱۱- علم به منزله مکتوب خداوند است به بشریت ، هر کس این مکتوب را دقیق تر بخواند و معانی حقیقی آن را بفهمد، به قدرت و عظمت و تد بیر قا در متعال بیشتر پی می برد .

۱۲-  کسی که در طلب علم باشد پس مسلماً بهشت در طلب اوست . و هرکس درطلب معصیت وگناه باشد پس دوزخ در طلب اوست .

۱۳- بزرگ قوم اگر علم و دانش نداشته باشد هنگامی که بزرگان وعالمان اطراف او را می گیرند کوچک وخوار است .و لی کوچک قوم اگر عالم باشد وقتی در محافل و مجالس ظاهر می شود بزرگ است .                                                                                                                                      ۱۴- هر ظرفی با ریختن چیزی در آن پر می شود ، جز ظرف علم که هر چه در آن جای میدهی وسعتش بیشتر می شود.

۱۵- اگر عالمان و دانشمندان و صاحبان قلم نبودند زنادقه وکافران بر منبره خطبه می خوانند .

]]> http://nosrat-aloloum.com/?feed=rss2&p=3414 0 http://nosrat-aloloum.com/?p=3388 http://nosrat-aloloum.com/?p=3388#respond Fri, 13 Nov 2015 06:00:14 +0000 http://nosrat-aloloum.com/?p=3388 بسم الله الرحمن الرحیم تأثیراتی که گناه برجا می گذارد.

 و

الحمد لله، والصلاة والسلام علی رسول الله، وعلی آله وصحبه، أما بعد:

گناه کردن باعث نزول عذاب الهی می شود و تنها راه نجات یافتن از آن توبه کردن است؛ الله جل و علا می فرماید: {وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ}[۱] ترجمه: (اگر به شما مصیبتی می رسد، به خاطر کارهایی است که می کنید و خدا بسیاری از گناهان را عفو می نماید).

این بلاها شامل بیماری ها، اختلالات، حادثه های بد، قتل و کشتار، فتنه ها و مسلط شدن دشمنان بر مسلمانان می شود؛ همچنین بلاهای طبیعی مانند: سیل، زلزله، طوفان، خشکسالی، قحطی، از بین رفتن منابع آبی، خشک شدن درختان و کم شدن ثمره ی آن ها را در می گیرد.

 الله تعالی قوم های پیشین مانند: قوم هود را با بادی بی برکت و بدون باران هلاک نمود. قوم صالح را با صدایی ترسناک نابود گرداند. قوم نوح، و فرعون و همراهانش را غرق کرد. این ها نمونه هایی از عذاب های الهی است که به دلیل اصرار بر گناه و معصیت، بر آنان نازل شد. و تمام این ها کم شدن رزق و روزی را در پی در دارد؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: “وإن الرجل لیحرم الرزق بالذنب یصیبه”[۲] یعنی: و همانا شخص به دلیل گناهی که مرتکب شده از رزق و روزی محروم می شود.

از جمله ی دیگر تأثیرات گناه، سنگدلی و سخت شدن قلب هاست به گونه ای که دیگر هنگام شنیدن پند و اندرز یا خواندن آیات هشدار دهنده و ترساننده هیچ واکنشی از خود نشان نداده و در غفلت به سر می برند تا جایی دیگر آنچه را که می شنود نپذیرفته و رد می کنند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: “إنَّ المؤمنَ إذا أذنبَ کانت نکتةٌ سوداءُ فی قلبِه فإن تاب ونزع واستغفرَ صقلَ قلبُه فإن زاد زادت فذلک الرَّانُ الذی ذکرَه اللهُ فی کتابِه (کَلَّا بَلْ رَانَ عَلَی قُلُوبِهِمْ مَا کَانُوا یَکْسِبُونَ)”[۳]. ترجمه: هر گاه بنده ی مؤمنی مرتکب گناه شود یک خال سیاه بر قلب او نقش می ‌بندد. اگر توبه کرد و از آن گناه خود را رهانید و در پیشگاه خداوند استغفار نمود، آن خال پاک خواهد شد؛ پس اگر بسیار گناه کند آن خال ها هم زیاد می شود، پس آن همان زنگ زدنی است که الله تعالی در کتابش می فرماید: {هرگز چنین نیست، بلکه بسب آنچه کرده اند بر دلهایشان زنگار بسته شده است}.

برخی از گناهان به دلیل اینکه بسیار زشت و پلیدند مجازات سختی برای مجرمین آن ها در دنیا در نظر گرفته شده است. مانند: کشتن شخص متأهلی که زنا کند و یا مسلمانی که کافر شود؛ قطع کردن دست دزد و راهزن؛ شلاق زدن شراب خوار و… این نوع مجازات برای دور کردن عواقب وخیمی که بر جامعه بر جای می گذارند در نظر گرفته شده است. زیرا ضررهای آن بر تمام جامعه را در بر می گیرد؛ الله تعالی می فرماید: {وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً} ترجمه: (خویشتن را از بلا و مصیبتی به دور دارید که تنها دامنگیر کسانی نمی‌ گردد که ستم می‌ کنند). یعنی: اگر جلو ستمکاران گرفته نشود، خشک و تر به گناه آنان می‌ سوزد. همچنین در حدیثی آمده: “إن الناس إذا رأو المنکر ولا یغیرونه أوشک أن یعمهم الله بعقابه”[۴] یعنی: همانا اگر مردم منکر و بدیی را ببینند ولی آن را تغییر ندهند – امر به معروف و نهی از منکر نکنند – نزدیک است که الله تعالی عذابش را شامل همه ی آنان – گناه کار و بی گناه – کند.

و الله تعالی می فرماید: {کَانُوا لَا یَتَنَاهَوْنَ عَنْ مُنْکَرٍ فَعَلُوهُ ۚ لَبِئْسَ مَا کَانُوا یَفْعَلُونَ}[۵] ترجمه: آنان از اعمال زشتی که انجام می ‌دادند دست نمی ‌کشیدند و همدیگر را از زشتی ها نهی نمی ‌کردند و پند نمی ‌دادند. و چه کار بدی می ‌کردند !

در حدیثی دیگر آمده است: “والذی نفسی بیده لتأمرن بالمعروف ولتنهون عن المنکر أو لیوشکن الله أن یبعث علیکم عقاباً من عنده، فتدعونه فلا یستجیب لکم”[۶] یعنی: سوگند به کسی که جانم در دست اوست، یا امر به معروف و نهی از منکر می کنید یا اینکه نزدیک است الله عزوجل، به سویتان عذابی را بفرستد که دیگر هرچه دعا کنید دعایتان مستجاب نمی شود.

همین طور که در این حدیث بیان شد از دیگر تأثیرات گناه، این است که عذاب الهی هم گناه کاران را دربر می گیرد و هم کسانی را که در برابرشان سکوت کرده اند و امر به معروف و نهی از منکر نمی کنند. همچنین دعای آنان نیز پذیرفته نمی شود.

پس تنها راه نجات از عذاب الهی توبه ی صادقانه به در گاه وی و امر به معروف و نهی از منکر است. الله جل و شأنه می فرماید: {فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّارًا﴿١٠﴾یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرَارًا﴿١١﴾وَیُمْدِدْکُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَیَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهَارًا}[۷] ترجمه: ‏و بدیشان گفته‌ام: از پروردگار خویش طلب آمرزش کنید که او بسیار آمرزنده است. اگر چنین کنید الله از آسمان باران های پر خیر و برکت را پیاپی می ‌باراند. و با اعطاء دارایی و فرزندان، به شما کمک می‌ کند و یاری می ‌دهد، و باغ های سرسبز و فراوان بهره ی شما می سازد، و رودبارهایی پر آب در اختیارتان می ‌گذارد.

در حدیثی آمده: “من رأی منکم منکراً فلیغیره بیده فإن لم یستطع فبلسانه فإن لم یستطع فبقلبه وذلک أضعف الإیمان”[۸] یعنی: کسی که از شما کار زشت و منکری را دید پس آنرا با دستش تغییر دهد، و اگر نتوانست با دست تغییر دهد آنرا با زبانش تغییر دهد، و اگر نتوانست با زبانش تغییر دهد پس آن زشتی و منکر را به دلش انکار نماید، و مرحله ی سـوم که انکار به دل باشد ضعیف ترین ایمان است.

 —————————————–

[۱] شوری:۳۰

[۲] روایت ابن ماجه، احمد و آلبانی آن را حسن دانسته است.

[۳] روایت ترمذی، ابن ماجه، احمد و آلبانی آن را حسن دانسته است.

[۴] روایت ابوداود، ترمذی، احمد و آلبانی آن را صحیح دانسته است.

[۵] مائده:۷۹

[۶] روایت ترمذی، احمد، که ترمذی و آلبانی آن را حسن دانسته اند.

[۷] نوح:۱۰-۱۲

[۸] روایت مسلم.

    منبع: islamtape

]]> http://nosrat-aloloum.com/?feed=rss2&p=3388 0 http://nosrat-aloloum.com/?p=3348 http://nosrat-aloloum.com/?p=3348#respond Tue, 25 Aug 2015 15:40:44 +0000 http://nosrat-aloloum.com/?p=3348 هدیه ای به بانوان محترم
دعوتگر معروف و معاصر، دکتر عائض قرنی می گوید:
چند شب پیش لحظاتی قبل از خواب، در رختخوابم

به چهره همسرم خیره شدم در حالی که او خواب بود در دل گفتم: بیچاره، بعد از اینکه سالها در بین خانواده اش زندگی کرده الان در کنار مرد غریبه ای خوابیده و خانه و کاشانه پدر و مادرش را ترک نموده و زندگی پرمهر و محبت خانواده اش را کنار گذاشته و پیش مردی آمده که به او امر و نهی می کند و بخاطر رضای الهی و دستور شریعت در خدمت او مصروف است. (سبحان الله!) بنابر این از خود پرسیدم: چگونه بعضی از مردها،همسرانشان را با تمام بی رحمی می زنند در حالی که او خانه و خانواده اش را به خاطر او ترک کرده و او را به عنوان همسفر زندگی برگزیده؟! چگونه بعضی از مردها، با دوستانشان به رستوران ها می روند و عیش و نوش می کنند و به کسی که در خانه است هیچ توجهی ندارند؟! چگونه وجدان بعضی از مردها می پذیرد که مدت زمان بیشتری را در خارج از خانه به دور از زن و فرزندانشان باشند؟! چگونه بعضی از مردها خانه را برای همسرش به زندانی تبدیل کرده و خودش نیز با وی انس نمی گیرد؟! چگونه بعضی از مردها، به خود اجازه می دهند که همسرشان در حالی شب به بستر خواب برود که از ناراحتی بغض گلویش را می فشارد؟! چگونه بعضی از مردها به مسافرت می روند و به سرنوشت همسر و فزندانشان هیچ توجهی ندارند؟! چگونه بعضی از مردها، با زن بیگانه شب را می گذارند در حالی که زن پاکدامنش در خانه منتظر اوست؟! چگونه بعضی از مردها از بار مسئولیت زندگی شانه خالی می کنند در حالی که طبق فرمایش رسو ل الله صلی الله علیه و سلم در مورد آن باز خواست می شود؟! چگونه بعضی از مردها، به خود اجازه می دهند که در خانه بنیشنند و از دسترنج همسرشان بخورند؟! با همسرانتان مهربان باشید. ]]> http://nosrat-aloloum.com/?feed=rss2&p=3348 0 http://nosrat-aloloum.com/?p=3321 http://nosrat-aloloum.com/?p=3321#respond Tue, 07 Jul 2015 06:58:05 +0000 http://nosrat-aloloum.com/?p=3321 جایزه های ربانی

index-90x90

جایزه ی اول – کار:برپا داشتن شب قدر.
جایزه:بخشش گناهان.
از ابو هریره روایت است که آن حضرت (ص) فرمود:((کسی که شب قدر را با
ایمان و نیت ثواب بر پا دارد گناهان گذشته او معاف می شوند.))

جایزه ی دوم – کار:نماز تراویح.
جایزه: بخشش گناهان.
از ابو هریره روایت است که رسول خدا(ص)فرمود:((کسی که ماه رمضان رابا
ایمان و به نیت ثواب بر پا دارد گناهان گذشته او معاف می شوند.)) علما می
گویند بر پا داشتتن رمضان یعنی نماز تراویح.

جایزه ی سوم- کار:روزه ماه رمضان.
جایزه: بخشش گناهان.
از ابو هریره روایت است که رسول خدا (ص)فرمود:((کسی که ماه رمضان را با
ایمان و به نیت ثواب روزه بگیرد گناهان گذ شته او بخشوده می شوند.))

جایزه ی چهارم– کار:وضو – و خواندن دو رکعت نماز.
مدت:۵ دقیقه.
جایزه:بخشش گناهان.
حمران،غلام حضرت عثمان می فرماید که حضرت عثمان را دیدم که ظرفی آب
خواست سه مرتبه بر دستهایش آب ریخت و آنها را شست سپس دست راست را
در کاسه برد و مضمضه و استنشاق کرد و سه مرتبه صورتش را شست و سه
مرتبه دستها را تا آرنج شست و سرش را مسح کرد و سپس پاها را سه مرتبه تا
شتالنگ شست و فرمود:رسول خدا (ص) فرموده است،کسی که مثل وضوی من
وضو بگیرد و سپس دو رکعت نماز بخواند خداوند گناهان گذ شته او را معاف
می کند.

جایزه ی ینجم– کار:برابرشدن «اللهم ربنا لک الحمد» تو با ملائکه.
مدت:۷ ثانیه.
جایزه:بخشش گناهان.
از ابو هریره روایت است که رسول خدا (ص) فرمود:چون امام «سمع الله لمن
حمده» گفت،بگویید:((اللهم ربنا لک الحمد)) کسی که قول او با قول ملائکه برابر
شد گناهان گذ شته او معاف می شوند.

جایزه ی ششم- کار:۱۲ رکعت نماز نافله.
مدت:۲۵ دقیقه- (تقسیم بر پنج نماز یومیه در طول ۲۴ ساعت).
جایزه:صاحب شدن خانه ای در بهشت.
ام حبیبه همسر گرامی رسول خدا(ص) فرمودند:از رسول خدا (ص) شنیدم که
فرمود:« هیچ بنده مسلمانی نیست که روزانه دوازده رکعت نماز(غیر از فرض)
ادا کند مگر اینکه خداوند برایش خانه ای در بهشت بنا می کند.»
نحوه خواند ن:
دو رکعت قبل از نماز فرض صبح ۲
چهار رکعت قبل از ظهر،ودو رکعت بعد ازآن ۶
دو رکعت بعد از مغرب ۲
دو رکعت بعد از عشا ۲
جمع کل ۱۲

جایزه ی هفتم- کار: حمد و استرجاع.
مدت:۴ثانیه.
جایزه: صاحب خانه شدن در بهشت +پاداش+خاتمه به خیر شدن.
ابی سنان می فرماید:پسرم سنان را دفن کردیم و آنجا ابو طلحه خولانی کنار قبر
حضور داشت.چون خواستم بیرون روم دستم را گرفت و گفت:ای ابا سنان آیا تو
را مژده ندهم؟ گفتم:آری،گفت:ضحاک بن عبدالرحمان بن عزب از ابو موسی
اشعری او مرا روایت کرده است که آن حضرت (ص) فرمود:((چون فرزند بنده
ای فوت شود خداوند به ملائکه می فرماید: پسر بنده ام را قبض روح کردید؟ می
گویند:آری،می فرماید:جگر گوشه اش را قبض روح کردید؟ می گویند:آری،می
فرماید:بنده ام چه گفت؟ می گویند:تورا حمدواسترجاع گفت(یعنی گفت:الحمدلله،ان
الله و انا الیه راجعون) خداوند می فرماید:خانه ای برای بنده ام در بهشت بنا کنید
و آنرا خانه حمد بنامید.))
ام سلمه می فرماید:رسول خدا (ص) فرمود:«به هر مسلمانی که مصیبتی رسید
باید آنچه خدا امر کرده بگوید(انا لله وانا الیه راجعون)،االلهم آجرنی فی مصیبتی و
اخلف لی خیراً منها) خداوند او را اجر می دهد و چیزی بهتر از آن به او خواهد
داد.

جایزه ی هشتم- کار: ساخت مسجد.
جایزه:صاحب خانه شدن در بهشت.
از عثمان بن عفان روایت است که:از رسول الله (ص) شنیدم که فرمود:((کسی که
بخاطر خدا مسجدی بنا کند،که از بنای آن رضایت خدا را در نظر داشته باشد
خداوند خانه ای برایش در بهشت بنا می کند)).
شاید بعضی از ما چنین گمان کنند و بگویند برایم ممکن نیست که مسجد
بسازم،من که قدرت ساخت ندارم، می گویم:تو باید در ساخت مسجد همکاری
داشته باشی ولو به چیز کمی،آن حضرت (ص) فرمود:((کسی که برای رضای
خدا مسجدی بنا کند حتی به مثل لانه پرنده یا کوچکتر از آن،خداوند بایش در
بهشت خانه ای بنا می کند.))

منتظر جایزه های ربانی دیگر باشید…

_____________________________
برگرفته از: کتاب هفتاد جایزه ی ربانی/ مترجم:محمد جمالزهی

]]> http://nosrat-aloloum.com/?feed=rss2&p=3321 0 http://nosrat-aloloum.com/?p=3314 http://nosrat-aloloum.com/?p=3314#respond Sun, 05 Jul 2015 07:48:56 +0000 http://nosrat-aloloum.com/?p=3314 احیاء شب قدر چگونه باشد؟

images (1)

بوسیله نماز یا قرائت قرآن یا (مرور) سیره نبوی و موعظه و سخنرانی و ارشاد، و برگزاری جشن و مراسم برای شب قدر در مسجد؟

اولا: رسول خدا صلی الله علیه وسلم در دهه آخر ماه رضمان تلاش بیشتری در نمازخواندن و قرئت قرآن و دعا خواندن می کردند که در دیگر روزهای سال چنین تلاشی نداشتند، چنانکه عایشه رضی الله عنها روایت کرده که پیامبر صلی الله علیه وسلم : « کان إذا دخل العشر الأواخر أحیا اللیل وأیقظ أهله وشد المئزر‏» (بخاری: ۲۰۲۴).

یعنی: هنگامیکه دهه آخر رمضان، فرا می رسید، رسول الله صلی الله علیه وسلم کمرش را محکم می بست (از همسران، دوری می گزید) و شب خود را با عبادت، زنده نگه می داشت و خانواده اش را نیز بیدار می کرد.

و در مسند امام احمد و صحیح مسلم آمده: «کان یجتهد فی العشر الأواخر مالا یجتهد فی غیرها».

یعنی: در دهه آخر ماه رمضان تلاش بیشتری را (در عبادت) می کردند که در دیگر روزهای سال چنین تلاشی نداشتند.

دوما: پیامبر صلی الله علیه وسلم بر قیام شب قدر از روی ایمان و نیت کسب ثواب، انگیزه و علاقه زیادی داشتند، چنانکه از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: ‏«من قام لیله القدر إیماناً واحتساباً غفر له ما تقدم من ذنبه». رواه الجماعه إلا ابن ماجه. ‏

‏یعنی: « کسی که ماه رمضان را با ایمان و به نیت کسب ثواب قیام (شب زنده داری) ‏کند؛ گناهان گذشته اش بخشیده می شود». ‏

سوما: از افضلترین دعاهایی که در شب قدر خوانده می شود، دعایی است که پیامبر صلی الله علیه وسلم به عایشه رضی الله عنها یاد دادند، چنانکه ترمذی از عایشه رضی الله عنها روایت کرده و حدیث را هم صحیح دانسته، که او گفت: گفتم: ای رسول خدا! اگر شب قدر را دانستم در آن چه (دعایی) بگویم؟ فرمود: « قُولی: اللهمَّ إنّک عفُوُّ تُحبُّ الْعَفْو فاعْف عَنی».‏ « بگو: خداوندا! تو بخشنده ای، عفو و بخشش را دوست داری؛ پس مرا مورد عفو و بخشش قرار بده».

چهارم: اما تخصیص شبی از رمضان به اینکه آن شب، شب قدر است! این (تعین و تخصیص) نیاز به دلیل دارد که چرا آن شب قدر است اما دیگر شبها نیست، اما شبهای فرد دهه آخر رمضان از دیگر شبها، و شب بیست و هفتم نیز از دیگر شبهای (فرد) احتمال اینکه شب قدر باشد بیشتر است؛ چنانچه احادیثی دلیل بر گفته هایی که ذکر کردیم وارد شده اند.

پنجم: اما بدعت نه در رمضان و نه در غیر آن جایز نیست، از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت شده که فرمودند: «من أحدث فی أمرنا ما لیس منه فهو ردّ». متفق علیه
«هر کس چیزی را در دین ما ایجاد کند که جزو آن نیست ، مردود است واز او پزیرفته نمی شود.

در روایت دیگر آمده است: «من عملَ عملاً لیس علیه أمرنا فهو ردّ».

«هرکس کاری کند که مطابق دین و سنت ما نباشد ،مردود است».

پس آنچه که در بعضی از شبهای رمضان بعنوان جشن و مراسم برگزار می شود، نمی دانیم که اصلی (در دین) داشته باشد، و بهترین هدایت، هدایت محمد صلی الله علیه وسلم است و بدترین اعمال بدعتها هستند.

وبالله التوفیق

]]> http://nosrat-aloloum.com/?feed=rss2&p=3314 0 http://nosrat-aloloum.com/?p=3308 http://nosrat-aloloum.com/?p=3308#respond Sat, 27 Jun 2015 08:17:25 +0000 http://nosrat-aloloum.com/?p=3308 دعا یا ذکری برای نجات از فقر و تنگدستی

haj-2-8کافیست تا دعا کننده با خلوص نیست متوجه بارگاه الهی شود و دستهایش را بالا برده و دعا کند که: بارالها! تنها تو رزاق و روزی دهنده مخلوقاتت هستی، پس مرا رزق و روزی حلال ده و مرا از فقر و تنگ دستی رهایی ده.. یا امثال این دعاها..

پس نیازی نیست که حتما سراغ دعاهای خاصی بگردید، زیرا خداوند متعال اجابت کننده دعاهاست و شما با هر زبان و عبارتی – که خالی از شرک و بدعت باشد – می توانید خود دعا کنید، پس خود را مقید و محدود نکنید.

خداوند متعال می فرماید: « وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ» (بقره ۱۸۶).

یعنی: و هرگاه بندگانم از تو درباره من سوال کنند، بگو من نزدیک هستم، ودعای دعا کننده را هرگاه مرا بخواند اجابت می کنم، پس باید فرمان مرا اجابت کنند و به من ایمان بیاورند تا راه یابند.

‏ علامه عبدالرحمن سعدی در تفسیر آیه می نویسد: «این پاسخ پرسشی است که بعضی از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وسلم) از او پرسیدند وگفتند: ای ‏پیامبر خدا! آیا پروردگار ما نزدیک است تا با او مناجات کرده و با او در گوشی ‏صحبت کنیم، یا دور است و باید او را صدا بزنیم؟ پس این آیه نازل شد: « وَإِذَا سَأَلَکَ ‏عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ»‏ .. پس هرکس که پروردگارش را با قلبی آگاه و حاضر و دعایی مشروع بخواند و مانعی برای پذیرفته شدن دعایش وجود نداشته باشد، مانند خوردن روزی حرام و امثال آن، خداوند وعده داده است که دعایش را اجابت کند، به ویژه وقتی که اسباب اجابت دعا را فراهم نماید، از قبیل استجابت خداو اطاعت از دستورهای او، و باز آمدن از آنچه که ما را از گفتن آن وانجام دادن آن نهی کرده است. و ایمان به خداوند نیز یکی از اسباب استجابت دعا می باشد. به همین جهت فرمود: « فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ» پس فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان بیاورند تا راه یابند و رشد را به دست آورند».

اما در مورد دعای خاصی برای نجات از فقر و تنگدستی از پیامبر صلی الله علیه وسلم سراغ نداریم که وارد شده باشد، اما ثابت شده که پیامبر صلی الله علیه وسلم این دعا را می خواندند:

« اللَّهُمَّ أَعُوْذُ بِکَ مِنَ الْکُفْرِ، وَالْفَقْرِ» أبو داود ۴/ ۳۲۴، وأحمد ۵/ ۴۲

«بار الها! از کفر به تو پناه می برم، از فقر به تو پناه می برم». شما می توانید این دعا را در سجده و یا در انتهای تشهد بخوانید.

البته پیامبر صلی الله علیه وسلم این دعا را بعنوان دعای صبحگاه و شامگاه می خواند:

«اللَّهُمَّ عَافِنِی فِی بَدَنِی اللَّهُمَّ عَافِنِی فِی سَمْعِی اللَّهُمَّ عَافِنِی فِی بَصَرِی، اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْکُفْرِ وَالْفَقْرِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ!»

«خدایا مرا عافیت ده در بدنم، خدایا مرا عافیت بده در شوایی ام، خدایا مرا عافیت ده در بینایی ام، خدایا پناه می‌برم به تو از کفر و فقر، خدایا پناه می‌برم به تو از عذاب قبر، نیست معبودی بحق مگر تو».

و هنگامی که رسول الله صلی الله علیه وسلم به رختخواب می‌رفتند، چنین دعا می‌فرمودند: «اللَّهُمَّ رَبَّ السَّمَواتِ وَرَبَّ الاَرْضِ وَرَبَّ الْعَرْشِ العَظِیمِ، رَبنَّاَ وَرَبَّ کُلِّ شَیءٍ، فَالِقِ الحَبِّ وَالنَّوَی وَمُنْزِلِ التَورَاهِ وَالإِنْجِیلِ وَالْفُرقَانِ، أَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ کُلِّ ذِی شَرٍ أَنْتَ آخِذّ بِنَا صِیَتِهِ، اللَّهُمَّ أَنْتَ الأَوَّلُ فَلَیْسَ قَبْلَکَ شَیٌ وَأَنْتَ الآخِرُ فَلَیْسَ بَعْدَکَ شَیءٌ وأَنْتَ الظَّاهِرُ فَلَیَسَ فَوَقکَ شَیءٌ وأَنْتَ البَاطِنُ فَلیَسَ دُونَکَ شَیءٌ، اِقْضِ عَنَّا الدَّینَ وأغْنِنَا مِنَ الفَقْرِ».

«خدایا! ای پروردگار آسمان‌ها و زمین، و ای پروردگار عرش عظیم، ای پروردگار ما و پروردگار همه چیز، شکافنده‌ی دانه و هسته و فرو فرستنده‌ی تورات و انجیل و قرآن! از شر هر شروری که پیشانیش به دست توست، به تو پناه می‌برم، خدایا! تو نخستینی، پیش از تو چیزی نیست، تو واپسینی، پس از تو چیزی نیست، تو آشکاری، فراتر از تو چیزی نیست و تو پنهانی فروتر از تو چیزی نیست، وام‌های ما را بپرداز و ما را از فقر دور بگردان».

و در حدیث‌ شریف‌ به‌ روایت‌ ابن‌ابی‌شیبه‌، مسلم‌ و ترمذی‌ از ابی‌هریره رضی الله عنه آمده‌ است‌ که‌ فرمود: فاطمه‌ رضی‌ الله عنها نزد رسول‌ خدا صلی الله علیه وسلم آمد واز ایشان‌ برای‌ خود خدمتکاری‌ می‌طلبید پس‌ به‌ او فرمودند: «قولی: اللهم‌ ربنا ورب‌کل‌ شی‌، منزل‌ التوراه‌ والإنجیل‌ والفرقان‌ فالق‌ الحب‌ والنوی‌، أعوذ بک‌ من‌ کل‌ شی‌ أنت ‌آخذ بناصیته‌، أنت‌ الأول‌ فلیس‌ قبلک‌ شیء‌ وأنت‌ الآخر فلیس‌ بعدک‌ شیء‌ وأنت‌ الظاهر فلیس‌ فوقک‌ شیء‌، وأنت‌ الباطن‌ فلیس‌ دونک‌ شیء‌، اقض‌ عنا الدین‌، واغننا من ‌الفقر»

یعنی: ای‌ فاطمه‌! بگو: بارخدایا! ای‌ پروردگار ما و پروردگار همه‌ چیز! ای ‌فرودآورنده‌ تورات‌ و انجیل‌ و فرقان‌! ای‌ شکافنده‌ دانه‌ها و هسته‌ها! پناه‌ می‌برم‌ به‌ تو از شر همه‌ چیزی‌ که‌ تو گیرنده‌ موی‌ پیشانی‌ آن‌ هستی‌ (یعنی‌ تحت‌ قبضه‌ وتصرف‌ توست) تویی‌ اول‌؛ پس‌ قبل‌ از تو چیزی‌ نیست‌ و تویی‌ آخر؛ پس‌ بعد از تو چیزی‌ نیست‌ و تویی‌ ظاهر؛ پس‌ فوق‌ تو چیزی‌ نیست‌ و تویی‌ باطن‌؛ پس‌ ورای‌ تو چیزی‌ نیست‌، بپرداز از ما وام‌ را و ما را از فقر بی‌نیاز کن‌.

نکته: حدیثی در فضیلت خواندن سوره واقعه وارد شده که هرکس شب آنرا بخواند از فقر و تنگدستی نجات می یابد، ولی این حدیث صحیح نیست:

در روایتی از ابن مسعود ‏رضی الله عنه است که گفت: «از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که ‏می‌فرمود: «کسی که سوره‌ی واقعه را در هر شب بخواند دچار فقر و ‏تنگدستی نمی‌شود».‏ “الاذکار نووی”

]]> http://nosrat-aloloum.com/?feed=rss2&p=3308 0 http://nosrat-aloloum.com/?p=3299 http://nosrat-aloloum.com/?p=3299#respond Sat, 20 Jun 2015 08:36:45 +0000 http://nosrat-aloloum.com/?p=3299 اهل فارس در مدرسۀ یاران پیامبر

aks (21)

نویسنده : عادل حیدری

آنگاه که پروردگار برای هدایت بشریت پیامبر خاتم را برگزید برای نصرت وی و رسالتش یارانی را نیز برای او اختیار نمود تا با جانفشانی کردن از رسالتش دفاع نمایند. پس از وفات رسول خدا بار هدایت جامعه و رهنمون ساختن بشریت بر عهده آنها قرار گرفت که خود سبب شد فرزندان مسلمان از جای جای عالم اسلامی به خدمت آنها درآیند و از دریای پهناور دانششان برای خود جرعه ای برگیرند و از میان نقاط مختلف عالم اسلامی منطقه فارس (ایران کنونی) بود که شاگردان بس فراوانی را در محضر یاران رسول خدا صلی الله علیه وسلم داشت که در این مجال مختصر إن شاء الله به بررسی چکیده ای از زندگی آنها خواهیم پرداخت:

۱سلیمان بن یسار (یکی از فقهای سبعه ی مدینه)

امام، فقیه ومفتی مدینه ابوایوب و در روایتی ابو عبدالرحمن و به نقلی دیگر ابو عبدالله المدنی غلام ام المؤمونین جویریه بنت حارث هلالی رضی الله عنها ؛ وبرادر عطاء بن یسار و عبدالملک و عبدالله ونیز گفته شده که وی غلام ام المؤمنین ام سلمه بوده است، ایشان در زمان خلافت عثمان رضی الله عنه بدنیا آمدند. امام ذهبی رحمه الله در سیر أعلام النبلاء می فرمایند: پدرش یسار از اهل فارس بوده است.

سلیمان در محضر بسیاری از یاران پیامبر دانش آموخت واز آنها سخنان گهربار رسول خدا صلی الله علیه وسلم را شنید که از جمله آنها می توان به: زیدبن ثابت، و إبن عباس و أبو هریره وحسان بن ثابت و جابر بن عبدالله و رافع بن خدیخ، وإبن عمر وعائشه و أم سلمه و میمونه، وأبو رافع غلام پیامبر صلی الله علیه وسلم و حمزه بن عمرو الأسلمی و مقداد بن عمرو رضی الله عنهم اجمعین اشاره کرد.

سلیمان جزو هفت فقیه مدینه به شمار می آمد که دانش یاران رسول خدا را به نسل بعد رساندند و دانشمندان اسلامی متفق القولند که ایشان از زمره دسته اول تابعین می باشد.

وی دریایی از دانش بود تا جایی که حسن بن محمد بن حنفیه در مورد وی می فرماید: «سلیمان بن یسار در نزد ما داناتر از سعید بن مسیب به شمار می آید» و عبدالله بن یزید لیثی نقل می کند شخصی به نزد سعید بن مسیب آمد تا سؤالی را از او بپرسد، سعید در جواب فرمود: «بسوی سلیمان بن یسار برو زیرا او داناترین کسی است که تا امروز زنده است.» و همچنین امام مالک رحمه الله می فرمود: «سلیمان بن یسار داناترین انسانها پس از سعید بن مسیب به شمار می آید و در بسیاری از اوقات وی هم رأی سعید بود و کسی جرأت مخالفت با سعید (را به سبب هیبت وی) نداشت».

از جمله خدمات سلیمان می توان به نظارت بر بازار مدینه اشاره نمود که این مسئولیت از طرف عمر بن عبدالعزیز استاندار مدینه در خلافت ولید بن عبدالملک به وی واگذار شد.

سلیمان رحمه الله درسال ۱۰۷ هجری چشم از جهان فرو بست.

۲نافع مولای إبن عمر:

امام، مفتی، دانشمند مدینه ابوعبدالله قرشی سپس عدوی وعمری غلام ابن عمر و راوی بیشتر روایتهای وی، ایشان در محضر بسیاری از یاران رسول خدا صلی الله علیه وسلم و همچنین بزرگان تابعین دانش آموخت و کلام نبوت را از زبانشان فرا گرفت که از جمله آنها می توان: إبن عمر وعائشه و أبو هریره و رافع بن خدیخ وأبوسعید خدری و أم سلمه و أبو لبابه بن عبدالمنذر و صفیه بنت أبو عبید همسر آقایش، وسالم وعبدالله وعبیدالله و زید، فرزندان سرور وآقایش ووجمعی دیگر را نام برد.

امام ذهبی در سیر اعلام النبلاء می فرماید: «پیرامون اصالت نافع دانشمندان اختلاف نموده اند برخی می گویند وی بربری بوده وگروهی دیگر او را نیشابوری می دانند و بعضی می گویند اصل وی از دیلم بوده وقولی نیز وجود دارد که از طالقان بوده است و برخی نیز اشاره می کنند که وی کابلی است اما آنچه از مجموع روایات حاصل می آید این است که وی از اهل فارس بوده است.»

در یکی از جنگهای اسلامی وی به غلامی عبدالله بن عمر رضی الله عنه در آمد. ایشان از بزرگان و صالحان تابعین محسوب می شود. بسیاری از دانشمندان اسلامی چون: امام زهری ایوب سختیانی وامام مالک رحمهم الله در محضر وی دانش آموختند. نافع دانشمندی مورد اعتماد محدثین است که خود بیشتر روایتهای ابن عمر رضی الله عنه را نقل می کند.

امام مالک رحمه الله در این مورد می فرماید: «اگر شنیدم نافع حدیثی را از ابن عمر نقل می کند دیگر برایم مهم نیست اگر آنرا از دیگری نشنوم». امام نسائی رحمه الله می فرماید: «بهترین شاگردان نافع در روایت حدیث به ترتیب: امام مالک،ایوب سختیانی، عبیدالله، یحیی بن سعید، ابن عون، صالح بن کیسان، موسی بن عقبه، ابن جریج، کثیر بن فرقد ولیث بن سعد می باشند».

امام بخاری رحمه الله می فرماید: «صحیح ترین سند روایت حدیث مالک از نافع از ابن عمر رضی الله عنه می باشد» نافع به درجه ای از دانش رسیده بود که مورد اعتماد واطمینان خلفاء خصوصا عمر بن عبدالعزیز رحمه الله بود چنانکه در روایتی آمده است که عبیدالله بن عمر می فرماید: عمربن عبدالعزیز نافع مولای ابن عمر را برای آموزاندن مسائل دین بسوی مصر فرستاد.

ایشان در سال ۱۱۹ هجری دار فانی را وداع گفتند.

۳رفیع بن مهران (ابوالعالیه ریاحی)

رفیع بن مهران، امام، قارئ، مفسر وحافظ معروف به ابوالعالیه ریاحی یکی از بزرگان تابعین است که غلام زنی از قبیله بنی تمیم بود.

وی در بلاد فارس بدنیا آمد و در آنجا پرورش یافت و در میان خاندانش رشد نمود دیری نپائید که سپاه پیروزمند اسلام درهای بلاد فارس را گشودند تا راه راست را بدانها بنمایانند ودر این میان رفیع بن مهران یکی از جوانانی بود که به اسارت گرفته شد وی پس از اسارت به اسلام گروید و به این شرف نائل شد که خلیفه رسول الله صلی الله علیه وسلم یعنی ابوبکر صدیق رضی الله عنه را اندکی قبل از وفاتش ملاقات کند و از محضر کسانی چون عمربن خطاب، علی بن ابیطالب، أبی بن کعب، وأبو ذر، وإبن مسعود، وعائشه، و أبو موسی، و أبو أیوب، و إبن عباس، و زید بن ثابت سخنان گهربار رسول الله صلی الله علیه وسلم را شنید و در همان اوان قرآن را حفظ نموده و بر ابی بن کعب قرائت نمود و نیز از خودش نقل می کنند که: قرآن را سه بار بر عمر بن خطاب رضی الله عنه خواندم.

دیری نگذشت که آوازه اش همه جا را فراگرفت.رفیع به درجه ای از علم ودانش رسید که حتی مورد تقدیر واحترام یاران پیامبر صلی الله علیه وسلم قرار گرفت ؛ ابی خلده از رفیع بن مهران نقل می کند: «هرگاه به نزد عبدالله بن عباس می آمدم مرا بر تخت می نشاند درحالی که قریشیان پائین نشده بودند وبر من حسادت می ورزیدند و چون ابن عباس به حسادت آنها پی برد فرمود: همانا علم به بزرگی انسان گرانمایه می افزاید وبردگان وغلامان را بر تخت می نشاند»

از خصوصیات ویژه ایشان تعلق شدید به قرآن بود که برنامه زندگی خویش را از آن دریافت می نمود واز دستوراتش سرپیچی نمی کرد و همیشه در قرآن تفکر می نمود واز دانش وحی خوشه ها بر می چید تا جایی که ابوبکر بن ابوداود می فرماید: «پس از یاران رسول خدا صلی الله علیه وسلم هیچ کس نسبت به قرآن آگاهتر از ابوالعالیه ریاحی (رفیع) نیست وپس از ایشان به ترتیب: سعید بن جبیر، سدی و سپس سفیان ثوری قرار دارند.»

ابوالعالیه رحمه الله مجاهدی خستگی ناپذیر بود که در پیکارهای بسیاری در جبهه حق قرار گرفت وبر علیه باطل جنگید تا جایی که کتب تاریخ نقل می کنند که: ایشان اولین کسی می باشند که در منطقه ماوراء النهر اذان گفتند.

نقل می کنند وی در آخر حیاتش به بیماری در درون پایش مبتلا شدن که پزشکان تشخص دادند بایستی قسمتی از پایش را قطع نمایند لهذا از او اجازه خواستند تا مقداری مخدرات به وی نوشانده تا احساس درد نکند اما رفیع به آنها فرمود: آیا چیزی بهتر از این را به شما توصیه نکنم.

گفتند: آری. رفیع گفت: یک قاری ماهر بیاورید تا قرآن را برایم تلاوت کند آنگاه که مشاهده نمودید چهره ام سرخ گشته وچشمانم نزدیک است از حدقه بیرون بیاید و چهره ام را بسوی آسمان دوخته ام این کار را بکنید و پزشکان نیز چنین کردند. پس از اینکه به هوش آمد به او گفتند: گویا به هنگام قطع پایت احساس درد نمی نمودی؟ رفیع فرمود: آرامش محبت خداوند مرا به خود مشغول نموده بود.

ابوالعالیه رحمه الله در ماه شوال سال ۹۳ هجری دار فانی را وداع گفت.

۴وهب بن منبه:

علامه امام وهب بن منبه بن کامن سیج بن ذی کبار در زمان خلافت عثمان رضی الله عنه در سال ۳۴ هجری دیده بدنیا آمد.

امام ذهبی در کتاب گرانسنگش سیراعلام النبلاء از امام احمد بن حنبل رحمه الله نقل می کند که ایشان فرمودند: «وهب از فرزندان فارس می باشد» و همچنین احمد بن محمد بن ازهر می گوید: از مسلمه بن همام بن مسلمه بن همام شنیدم که از اجدادش سخن می گفت وچنین می فرمود: «همام، وهب، عبدالله، معقل ومسلمه فرزندان منبه اصلشان از خراسان می باشد» و نیز امام ابن جوزی در کتاب المنتظم چنین می گوید: «او از فارس هایی بود که پادشاه ایران آنها را به یمن فرستاده بود» به همین دلیل به یمانی وصنعانی مشهور گشته است.

وهب بن منبه تابعی گرانقدری بود که چون کعب الاحبار شناخت فراوانی نسبت سخنان پیشینیان داشت و به تقوا وصلاح وعبادتش مشهور بود و پند واندرزها و سخنان حکمت آمیز فراوانی از وی نقل می شود.وهب بن منبه تعداد زیادی از یاران رسول خدا صلی الله علیه وسلم را دریافت وسخنان رسول خدا را از زبان بسیاری چون عباس و جابر ونعمان بن بشیر و معاذ بن جبل و أبی هریره شنید و از وی نیز تعداد بسیاری از تابعین احادیث رسول الله را شنیدند.

جعفر بن سلیمان از عبدالصمد بن معقل نقل می کند: چند ماه همراه عمویم وهب بودم ومشاهده نمودم که با وضوی نماز عشاء نماز صبح را بجای می آورد.

مثنی بن مصباح می گوید: وهب چهل سال هیچ ذی روحی را ناسزا نگفت.

وهب بن منبه رحمه الله در سال ۱۱۴ هجری وفات یافت.

۵طاووس بن کیسان:

فقیه الگو، دانشمند یمن ابوعبدالرحمن فارسی وی از فرزندان فارس های بود که پادشاه ایران آنها را به یمن فرستاده بود. ایشان سخنان رسول الله صلی الله علیه وسلم را از بسیاری از یاران رسول خدا چون زید بن ثابت و عائشه و أبو هریره و زید بن الأرقم و إبن عباس جابر و سراقه بن مالک، و صفوان بن أمیه، وإبن عمر، وعبدالله بن عمرو، و زیاد الأعجم، وحجرالمدری شنید و چنانچه کتب تاریخ نقل می کنند در محضر پنجاه صحابی دانش آموخت و از همنشینی با آنان قلبش بنور ایمان روشن شد و در مسیر دانش گام برداشت تاجایی که به طاووس فقهاء مشهور گشت.

طاووس از یاران رسول خدا آموخت که در بیان سخن حق فروگذاری نکند به همین جهت همواره حاکمان و امرای عصر خویش را نصیحت می کرد در حالیکه خود از نزدیک شدن به آنها اجتناب می نمود، ابن حجر در تهذیب التهذیب از سفیان بن عیینه چنین نقل می کند:

«متجنبوا السلطان ثلاثه: أبوذر فی زمانه وطاووس فی زمانه والثوری فی زمانه»

«پرهیز کنندگان از نزدیکی

تبلیغات

بزودی

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار