تبلیغات

افراط و تفريط در جشن ميلاد پيامبر – صلی الله علیه و سلم-

Article Image

هاشمی

جشن ميلاد پيامبر- صلی الله علیه و سلم- از افراط تا تفريط

نویسنده : دکتر سید احمد هاشمی

هر ساله با فرا رسيدن ماه ربيع الأول و به مناسبت ميلاد خاتم پيامبران صلی الله عليه و سلم، جشنها و مراسم مولود خوانی فراوانی در گوشه و کنار جهان اسلام برپا می گردد، اين جشن و شاديها که گهگاهی آميخته با برخی از منکرات و معاصی نيز هست، واکنشهای ضد و نقيضی را در ميان علماء و فقهای جهان اسلام در بر داشته است.

بعضی از علماء برپايی اين جشنها را مطلقاً نادرست و بدعت می دانند، و برخی ديگر به طور مشروط آنرا جايز می شمارند. نگارنده در اين مقاله در صدد آنست ديدگاههای دو گروه را مطرح کند، و پس از طرح ديدگاهها و مقايسه بين آنها، به قولی که به حقيقت نزديکتر است دست پيدا کند.

تاريخچه جشن ميلاد پيامبر خدا صلی الله عليه وسلم

شکی نيست که جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم در زمان رسول الله صلی الله عليه و سلم و صحابه و تابعين وجود نداشته است، از متون تاريخی چنين بر می آيد که چنين جشن هايی نخستين بار در زمان حکومت فاطميان (۲۹۷هـ- ۵۶۷هـ) در مصر رواج پيدا کرد. إمام مقريزي رحمه الله در كتاب “الخطط” ( ج۱/ ص ۴۹۰و مابعد) به جشن هايی اشاره کرده است که خلفای فاطمي در مصر آن را برگزار می کردند، و در اين زمينه به جشن هايی همچون جشن اول سال، جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه و سلم، جشن ميلاد علي بن أبي طالب رضي الله عنه، جشن ميلاد حسن و حسين رضي الله عنهما، جشن ميلاد فاطمة زهراء رضي الله عنها، جشن ميلاد خليفه ی وقت، جشن شب أول رجب، عيد فطر، عيد قربان، جشن غديرخم و جشن نوروز اشاره کرده است.

برخی هم آغاز پيدايش جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه و سلم را به اميری از امرای أربيل در عراق بنام “الملك المظفر أبو سعيد كوكْبُري ابن زين الدين علي بن تبكتكين”(وفات ۶۳۰هـ) در قرن هفتم هجری مرتبط می دانند، که وی به جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم اهميت زيادی می داد، و چنان آن را با شکوه برگزار می کرد که مردم زيادی از بغداد، سنجار، موصل و جزيره در آن شرکت می کردند. مقريزی در کتاب “السلوك لمعرفة دول الملوك” و امام ذهبی در کتاب “تاريخ الإسلام” وامام ابن کثير در “البداية والنهاية” و ديگران به اين مطلب اشاره کرده اند.

پس از اين مقدمه تاريخی حال به طرح ديدگاهها می پردازيم:

اول: ديدگاه مخالفان

از ديدگاه مخالفان، جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم نوعی بدعت در دين است، لذا اجرای آن چه با منکرات همراه باشد، چه نباشد، مطلقاً جايز نيست، مهمترين دلايل مخالفان در عدم جواز برپايی جشن مولود، از قرار زير است:

دليل اول: جشن ميلاد پيامبر در زمان رسول الله صلی الله عليه وسلم وصحابه وتابعين وجود نداشته است، وهر چه در زمان آن بزرگواران وجود نداشته، انجام آن بدعت است. شيخ أبو بكر جابر الجزائري در کتاب “الإنصاف فيما قيل في المولد من الغلو والإجحاف” می گويد: “كل ما لم يكن على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم وأصحابه ديناً، لم يكن لمن بعدهم ديناً. والمولد في عرف الناس اليوم لم يكن موجودا على عهد الرسول وأصحابه ولا على عهد أهل القرون المفضلة وإلى مطلع القرن السابع قرن الفتن والمحن ، فكيف يكون إذا دينا ؟ وإنما هو بدعة وضلالة”. يعنی هر چه در زمان رسول خدا و يارانش دين نبوده است، برای کسانی که بعد از آنها هم هستند، نمی تواند دين باشد، وجشن مولود که امروزه در نزد مردم رسم شده است در زمان رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وصحابه و مردمان سده های برتر و تا آغاز قرن هفتم که قرن فتنه ها و محنتها بوده، وجود نداشته است، پس چگونه می تواند اين امر دين باشد، پس (مولود) بدعت و گمراهی است.

دليل دوم: در بعضی کشورها جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم با بسياری از منکرات و گناهان همراه است، منکراتی ازقبيل: اختلاط زن و مرد، رقص مختلط، استفاده از آلات لهو و لعب، اسراف و تبذير، شرابخواری، سرقت، جيب بری، دعوا و کشمکش و غيره…که وجود اين منکرات در مولود منجر به تشديد تحريم آن می شود.

دليل سوم: در جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم ابيات وقصيده هايی خوانده می شود که گاهی يا شرک آميز است، يا در مدح پيامبر صلی الله عليه وسلم غلوآميز است، ويا با أصول ومبادی دين هماهنگی وتناسب ندارد. برای مثال بوصيری در قصيده بُردَة – که در مولود زياد خوانده می شود-، می گويد:

يا أكْرَمَ الرُّسْلِ مالِي مَنْ أَلوذُ به          سِواكَ عندَ حلولِ الحادِثِ العَمِمِ

يعنی: “ای گرامی ترين پيامبران! من جز تو کسی را ندارم که در هنگام آمدن حوادث فراگير به او پناه برم.” که چنين عبارتی در تضاد روشن با اعتقاد به توحيد است.

دليل چهارم: برپايی جشن ميلاد پيامبر موجب می شود که مردم به چشم يک عيد شرعی به آن نگاه کنند، در حالي که عيد شرعی فقط دو روز است: عيد فطر و عيد قربان.

دليل پنجم: برپايی جشن ميلاد پيامبر موجب می شود که مردم به چشم يک عبادت شرعی و وسيله ای برای تقرب به خدا به آن نگاه کنند.

از مهمترين علمايی که در گذشته چنين ديدگاهی داشته اند می توان به تاج الدين عمر بن علي بن الفاكهاني(۶۵۴هـ – ۷۳۴هـ)، و در عصر حاضر به علمايی همچون شيخ عبد الرحمن بن حسن آل الشيخ، شيخ عبد العزيز بن باز، شيخ حمود بن عبد الله التويجري، شيخ محمد صالح العثيمين، شيخ عبد الله بن جبرين، شيخ صالح بن فوزان الفوزان از علمای سعودی اشاره کرد.

به نظر می رسد آنچه سبب شده که مخالفانی همچون فاکهانی در کتاب (المورد في الكلام على عمل المولد) در قرن هفتم و هشتم مولود را بدعت بدانند، اين بوده است که منکرات و معاصی زيادی با مولود عجين شده بود، لذا آنها برای از بين بردن اين منکرات، چاره را در اين ديدند که اصل مولود را انکار کنند.

دوم: ديدگاه موافقان

شايد بتوان گفت که در ميان موافقان عالم معتبری پيدا نمی شود که مطلقا و بدون قيد و شرط، جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم را تجويز نمايد، و کمتر کسی نيز پيدا می شود که جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم را سنت بداند، بلکه غالب آنها قبول دارند که اين مراسم در زمان پيامبر صلی الله عليه وسلم و صحابه و تابعين و تا قرون سوم و چهارم وجود نداشته است، و بعدها پيدا شده است، و از اين جهت بدعت است، اما برای تجويز آن بدلايلی استدلال می کنند، که قابل تأمل و تدبر است.

موافقان جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم، برای دفاع از ديدگاه خود به دلايل زير اشاره می کنند:

دليل اول: جمهور علماء بر اين باورند که اولاً: در شرع مقدس اسلام، اصل در أشياء بر مبنای اباحه است، يعنی همه چيز مباح است مگر اينکه شرع آنرا تحريم کند، لذا کسی که چيزی را حلال می داند نياز به دليل ندارد، اما اگر کسی قائل به تحريم چيزی است، نياز به دليل يقينی و قطعی دارد، لذا قائل بودن به اباحه ی مولود تمسک به اصل است، و نياز به اثبات ندارد. ثانياً: هر عملی به صرف اينکه در زمان پيامبر صلی الله عليه وسلم وجود نداشته است، بدعتِ نکوهيده به حساب نمی آيد، علماء بدعت را بر دو نوع تقسيم می کنند و عدم تفاوت بين اين دو نوع، باعث اشتباهات بزرگی می شود، اين دو نوع عبارتند از: ۱- بدعت لغوی ۲-بدعت اصطلاحی يا شرعی.

بدعت لغوی يعنی صِرف نوآوری که در شرع مذموم نيست، اما بدعت اصطلاحی ومذموم را امام شاطبي در کتاب اعتصام چنين تعريف می کند: ((طريقة في الدين مُخترَعة تُضَاهِي الشرعيَّة يُقصَد بالسلوك عليها المبالغة في التعبد لله سبحانه. يعنی: بدعت راه وروشی در دين است که به تقليد از راه وروش شرعی اختراع شده است، ومنظور از أنجام آن، مبالغه درعبادت خداوند سبحان است.)) که با اين تعريف، تنها عبادات در زير بدعت وارد می شوند، اما عادات وارد نمی شوند.

ابن رجب حنبلی در کتاب (جامع العلوم والحكم) در تعريف بدعت شرعی يا اصطلاحی می گويد:(( المراد بالبدعة: ما أحدث مما لا أصل له في الشريعة يدل عليه ، وأما ما كان له أصل من الشرع يدل عليه فليس ببدعة شرعا ، وإن كان بدعة لغة) يعنی: منظور از بدعت آن چيزی است که تازه بوجود آمده، و در شريعت، اصلی که بر آن دلالت کند، وجود ندارد، اما آن چيزی که درشريعت، دارای اصلی باشد، که بر آن دلالت کند، شرعا بدعت نيست، گرچه لغتاً بدعت است.))

امام بيهقی در کتاب معرفة السنن والآثار از امام شافعی نقل می کند که گفت: (( المُحْدَثَاتُ مِنَ الأُمُورِ ضَرْبَانِ: مَا أُحْدِثَ يُخَالِفُ كِتَاباً، أَوْ سُنَّةً، أَوِ أَثَراً، أَوِ إِجْمَاعاً، فَهَذِهِ البِدْعَةُ ضَلاَلَةٌ، وَمَا أُحْدِثَ مِنَ الخَيْرِ لاَ خِلاَفَ فِيْهِ لِوَاحِدٍ مِنْ هَذَا، فَهَذِهِ مُحْدَثَةٌ غَيْرُ مَذْمُومَةٍ، قَدْ قَالَ عُمَرُ فِي قِيَامِ رَمَضَانَ: نِعْمَتِ البِدْعَةُ هَذِهِ، يَعْنِي: أَنَّهَا مُحْدَثَةٌ لَمْ تَكُنْ، وَإِذْ كَانَتْ فَلَيْسَ فِيْهَا رَدٌّ لِمَا مَضَى.”يعنی: نوآوريها (بدعتها) بر دو نوعند: نوآوريهايی که با قرآن وسنت و اثر و اجماع مخالف باشد، پس اين بدعت گمراهی است، و نوآوريهايی خوبی که با هيچ يک از اينها مخالفت و تضادی نداشته باشند، که اين بدعت مذموم و نکوهيده نيست. مانند نماز قيام رمضان که عمر رضي الله عنه گفت:”چه بدعت خوبی است”، يعنی اينکه (در زمان پيامبر) نبوده و بوجود آمده است، اما اگر (در زمان پيامبر) بوده، بنابه آنچه گذشت، مردود نيست.)) در اينجا منظور امام شافعی از نوع اول بدعت اصطلاحی و از نوع دوم بدعت لغوی است.

با توجه به تعاريف فوق، شروط لازم برای اينکه عملی بدعت و مذموم باشد و گمراهی به حساب آيد، از قرار زير است:

الف- آن عمل از اموری باشد که در دين وارد می شود، اما اگر از اعمال دنيوی باشد، بدعت محسوب نمی شود، بدليل حديث: “مَن أحدث في أمرنا هذا ما ليس منه فهو رَدٌّ”يعنی: کسی که در امر ما (دين ما) چيزی را نوآوری کند که جزء آن نيست، آن چيز مردود است. (بخاري ومسلم)

ب- ابتکاری و من درآوردی باشد، و اصلی در شرع نداشته باشد.

ج- مشابه آموزه های شرعی باشد؛ اما حقيقتاً چنين نباشد.

د- با نصی شرعی يا مقصدی از مقاصد شرع تضاد و تعارض داشته باشد.

در اينجا لازم است بين بدعت در عبادات از يک سو –که اصل در آنها منع و حرمت است- و بدعت در عادات و معاملات از سوی ديگر –که اصل در آنها جواز است- تفاوت قائل شد.

موافقان استدلال می کنند که اولاً: گرچه مرزبندی بين عادات و عبادات امری آسان نيست، ولی جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم را نمی توان قاطعانه جزء عبادات دانست که انجام آن، تشريع و نوآوری در دين محسوب شود، بلکه اين جشنها بيشتر در زير عادات و رسومی می گنجد، که مردم آن را اختراع کرده اند، و شرع آن را تجويز کرده است، بشرطی که در آن منکر و حرامی انجام نشود، و مردم اعتقادی به سنت بودن آن نداشته باشند، و اگر چنين شد، می توان آن را منع کرد. ثانياً: مولود بی اصل و اساس هم نيست، و -آنچنانکه در ادامه مقاله خواهد آمد- کسانی مانند امام ابن حجر عسقلانی (ت۸۵۲هـ) بعد از او امام سيوطی (ت۹۱۱هـ) برای مولود اصل شرعی تخريج کرده اند.

دليل دوم: درست است که صحابه رضوان الله عليهم برای مناسبت هايی چون ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم، هجرت پيامبر صلی الله عليه وسلم، وجنگ های پيامبر صلی الله عليه وسلم جشن نمی گرفتند، ولی تفاوت آنها با ما در اين بود که آنها همه اين حوادث را به طور زنده ديده بودند، ودر آن شرکت داشتند، ورسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در روح و روان آنها زنده بود.

سعد بن أبي وقاص می گويد: “ما جنگهای رسول خدا را آنچنان برای فرزندانمان نقل می کرديم، که سوره ای از قرآن را به آنها ياد می داديم”. سپس عصری آمد که اين معانی به فراموشی سپرده شد، ومردم احساس کردند که به احياء اين معانی نياز دارند، لذا چنين مراسمی را اختراع نمودند.

درست است که جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم با بسياری از منکرات وبدعتها آميخته شد، ولی وجود اين بدعتها ومنکرات باعث نمی شود که اصل قضيه زير سؤال برود، بلکه مولود بايد از منکرات پالايش شود، در عيد فطر و قربان هم مردم مرتکب بدعت ومنکرات می شوند.

موافقان اضافه می کنند: چه اشکالی دارد اگر از طريق سخنرانی، خواندن قصائد و اشعار، خواندن شمائل و سيره رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در خانه يا مساجد، از ماه ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم (ربيع الأول) استفاده بهينه شود، وبه عنوان ماهی برای يادآوری سيره رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ و تحريک احساسات مردم برای محبت بيشتر ايشان استفاده شود. اين عمل با کدامين مقاصد شرع در تضاد است؟ اين کار مثل اين است که مثلا در هفدهم ماه رمضان بمناسبت سالروز جنگ بدر برای مردم جنگ بدر توضيح داده شود، و سرود خوانده شود،(مطابقة الکلام لمقتضی الحال). آيا با اين کار خلاف شرعی صورت گرفته است؟

دليل سوم: درست است که بسياری از علماء بزرگ در گذشته تصريح کرده اند که برپايی جشن ميلاد پيامبر صلی الله عليه وسلم در زمان رسول الله صلی الله عليه وسلم وصحابه وتابعين وجود نداشته است، وبسياری از مخالفان مولود-مانند شيخ أبو بكر الجزائري وديگران- از أقوال اين بزرگان، به عنوان سند ودست آويزی برای تقويت نظر خود و رد مولود استفاده کرده اند، ولی با قدری دقت در اقوال اين بزرگان متوجه می شويم که منظور آنها، مخالفت با اصل مولود نيست، بلکه مخالفت آنها بيشتر با بدعتها و منکراتي است که به مرور زمان با اين جشنها آميخته شده است.

برای نمونه به نظر چند تن از آن بزرگواران که به موضع گيری قاطع در مقابل بدعت شهرت دارند، اشار ه می شود:

۱- ابن تيمية:

أحمد بن عبد الحليم الحراني الحنبلي الدمشقي(۶۶۱-۷۲۸هـ، ۱۲۶۳-۱۳۲۸م) رحمه الله که يکی از قاطع ترين علمای عصر خود در مقابله با بدعتهاست، نظر منصفانه ای در باره ی مولود دارد، وی دركتاب ” اقتضاء الصراط المستقيم مخالفة أصحاب الجحيم” در باره ی تقسيم بندی انواع عيدها چنين می گويد:”نوع دوم روزی است که در آن حادثه ای اتفاق افتاده است،(مناسبتی دارد) ولی اين امر نه باعث می شود که در آن روز عيد گرفته شود، و نه سلف چنين کاری می کردند، مانند جشن روز هيجدهم ذی الحجة”.

سپس می افزايد: ” واز اين قبيل است کارهايی که بعضی از مردم به تقليد از مسيحيان در ميلاد عيسى عليه السلام، و يا از باب محبت و بزرگداشت پيامبر صلی الله عليه و سلم اختراع کرده اند، که خداوند آنها را بخاطر اين محبت و اجتهاد، اجر و پاداش می دهد، و نه به خاطر بدعتها”.

سپس در ادامه می گويد:” بزرگداشت تولد پيامبر صلى الله عليه وسلم وعيد گرفتن آن، ممکن است بعضی از مردم آن را انجام دهند، و بخاطر حسن نيت و احترام پيامبر در آن اجر بزرگی باشد، ولی برای بعضی از مردم چيزهايی نيکوست، که برای مؤمن درستکار ناشايست است.” ا.هـ ملاحظه می شود که ابن تيمية با عيد قرار دادن روز ميلاد پيامبر مخالف است، و آن را خلاف منهج سلف می داند، ولی بطور قطعی آن را رد نکرده است، بلکه برای فاعل آن در صورت حسن نيت اجر و ثواب عظيم هم قائل شده است.

۲- ابن الحاج:

محمد بن محمد بن محمد،أبو عبد الله العبدري المالكي الفاسی(وفات۷۳۷ هـ =۱۳۳۶م) مالکی مذهب واز معاصران ابن تيمية واز علمايی است که در کتاب معروف خود بنام “مدخل الشرع الشريف” عليه تمامی بدعت های زمان خود اعلام جنگ نموده است، يکی از اين بدعتها، بدعت استفاده از آلات لهو ولعب در جشن مولود بود، وابن الحاج در اين کتاب آن را تقبيح می کند ومی گويد: “چه ربطی بين آلات لهو ولعب وبين تعظيم اين ماه بزرگ (ماه ربيع الأول) وجود دارد که خداوند متعال در آن با ميلاد سروَر اولين وآخرين بر ما منت نهاده است؟

پس لازم است در اين ماه به شکرانه خداوند بر اين نعمت بزرگ، عبادات وخيرات زياد شود. واگر پيامبر خدا در اين ماه بيشتر از ماههای ديگر عبادت نکرده است، بخاطر رحمت ورعايت حال امتش بوده است، چون گاهی ايشان از روی رحمت به امت، کاری را از ترس واجب شدن، ترک می کردند. آنچنان که خداوند متعال او را توصيف می کند: (بالمؤمنين رؤوف رحيم) يعنی نسبت به مؤمنين بسيار مهربان ودلسوز است.

لکن پيامبر صلی الله عليه وسلم به فضيلت اين ماه بزرگ اشاره فرموده اند، و در پاسخ مردی که در باره ی روزه ی روز دوشنبه از او سؤال کرد، فرمود: (ذلك يوم وُلِدتُ فيه) يعنی آن روز، روزيست که من در آن بدنيا آمده ام، لذا احترام اين روز متضمن احترام ماهی است که ايشان در آن به دنيا آمده اند. پس زيبنده است که اين ماه را احترام شايسته کنيم، و همانطور که خداوند ماههای پرفضيلت را برتری داده است، ما هم اين ماه را بزرگ بداريم”.

سپس در باره ی نحوه ی بزرگداشت اين ماه می گويد:”پس شايسته است وقتی اين ماه بزرگ فرا رسيد، مورد بزرگداشت و احترام وتعظيم شايسته قرار گيرد، اما با پيروی از رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، چرا که پيامبر اوقات بافضيلت را به نيکوکاری وخيرات اختصاص می داد. آيا نمی بينی که امام بخاری روايت کرده است که:” كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَجْوَدَ النَّاسِ بِالْخَيْرِ، وَكَانَ أَجْوَدُ مَا يَكُونُ فِي رَمَضَانَ ” يعنی: پيامبر صلی الله عليه وسلم در کار خير دست و دلبازترين مردم بود، ودر رمضان از همه ماهها دست ودلبازتر بود” پس ما هم مانند پيامبر صلی الله عليه وسلم تعظيم اوقات با فضيلت را به اندازه توان غنيمت بشمريم”.

سپس يک اشکال را مطرح می کند و به آن جواب می دهد ومی گويد:”اگر کسی بگويد: می دانيم که پيامبر صلی الله عليه وسلم در اوقات با فضيلت به اعمالی پايبندی داشته، اما در اين ماه مانند ماههای ديگر عمل خاصی را انجام نداده است؟؟!!” علت چه بوده است؟”

ابن الحاج در جواب مي گويد:”جواب اين است که علت اينکه پيامبر صلی الله عليه وسلم در اين ماه شريف بر عملی پايبندی نکرده، اين است که عادت آن بزرگوار اين بوده که می خواسته بر امتش آسان بگيرد، وبه آنها مرحمت نمايد، بويژه در مسائلی که به خودش مربوط می شود.”

ملاحظه می شود که ابن الحاج از ابن تيميه هم فراتر رفته، و نه تنها با بزرگداشت ماه ربيع الأول مخالف نيست، بلکه در چهار چوب شرع، به بزرگداشت اين ماه توصيه هم می کند، واز آن دفاع می نمايد.

۳- ابن حَجَر عَسْقلاني: شهاب الدين أبوالفضل أحمد بن علي العسقلاني الشافعي (۷۷۳هـ – ۸۵۲هـ، ۱۳۷۲م – ۱۴۴۸م)

شهرت ابن حجر بر کسی پوشيده نيست، وی با کتاب “فتح الباري در شرح صحيح بخاري” وبسياری از کتب حديث ورجال، نام خود را در ميان علمای برجسته ی تاريخ اسلام ماندگار ساخت.

جلال الدين سيوطي(وفات ۹۱۱هـ) در كتاب “الحاوي للفتاوى” نقل می کند که از شيخ الإسلام ابن حجر در باره جشن مولود سؤال شد وايشان در جواب چنين گفتند: ((أصل مولود بدعت است، و انجام آن از هيچکدام از سلف صالح قرون سه گانه نقل نشده است، ولی با اين وجود، هم دارای محاسن وهم دارای معايب است، پس هرکسی در انجام آن بدنبال محاسن آن باشد، واز معايب آن پرهيز کند، در آن صورت بدعتی نيکوست، وإلا نه.))

ابن حجر در ادامه، اصلی را برای مولود اثبات می کند ومی گويد:” بر من آشکار گشت تا بر اساس حديثی در صحيحين مولود را براصل ثابتی تخريج کنم، وآن حديث چنين است: (قَدِمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الْمَدِينَةَ، فَوَجَدَ الْيَهُودَ يَصُومُونَ يَوْمَ عَاشُورَاءَ، فَسُئِلُوا عَنْ ذَلِكَ؟ فَقَالُوا: هَذَا الْيَوْمُ الَّذِي أَظْهَرَ اللَّهُ فِيهِ مُوسَى وَبَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى فِرْعَوْنَ، فَنَحْنُ نَصُومُهُ تَعْظِيمًا لَهُ) يعنی: رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وارد مدينه شدند، ومشاهده کردند که يهود در روز عاشوراء روزه می گيرند. در اين باره از آنها سؤال شد، گفتند: اين روزی است که خداوند موسی وبنی اسرائيل را بر فرعون پيروز گرداند، لذا ما بخاطر بزرگداشت آنروز، روزه می گيريم”.

از اين حديث برداشت می شود که اگر خداوند در روز معينی نعمتی را به انسان ارزانی داشت، يا مصيبتی را دفع کرد، بايد شکر او را بجا آورد، وهر سال در همان روز آن شکر را تکرار کرد، شکر هم با عبادتهای مختلفی از قبيل سجده، روزه، صدقه، وتلاوت قرآن حاصل می شود. وچه نعمتی بزرگتر از نعمت ظهور اين پيامبر رحمت صلی الله عليه وسلم در اين روز است؟ واز اين جهت لازم است در تعيين روز دقت شود تا با داستان موسی در روز عاشوراء مطابقت داشته باشد. وکسی که باين امر توجه نکند، برايش مهم نيست که مولود را در چه روزی از ماه انجام دهد. حتی گروهی تا آنجا پيش رفته اند، که آنرا در هر روزی از روزهای سال قرار داده اند. که خود جای بحث دارد. اين از جهت اصل عمل مولود. اما کارهايی که در مولود انجام داده می شود، شايسته است منحصر به چيزهايی باشد که از آن معنای شکر فهميده شود، مانند تلاوت قرآن، دادن غذا، صدقه، خواندن مدايح نبوی، زهد تکان دهنده ی قلب، و انجام کارهای خير برای آخرت. اما کارهايی که بدنبال آن می آيد مانند سماع و لهو و غيره، پس شايسته است در باره ی آن چنين گفته شود: آنهايی که مباح هستند، بطوری که لازمه ی خوشحالی آن روزند، اشکالی ندارد، و آنهايی که حرام يا مکروه يا خلاف اولی هستند بايد از آن جلوگيری شود.”

امام سيوطی سپس در ادامه سخنان ابن حجر می گويد: ((من هم توانسته ام بر اصل ديگری آنرا تخريج کنم: وآن حديثی است که امام بيهقی از انس بن مالک رضی الله عنه روايت کرده است، که پيامبر خدا صلى الله عليه وسلم، بعد از نبوت برای خودش عقيقه داد، در حالی که روايت شده که پدر بزرگش در روز هفتم تولدش، بجای او عقيقه داده بود، وعقيقه دو بار تکرار نمی شود)).

سپس سيوطی نتيجه گيري می کند که کاری که پيامبر صلی الله عليه وسلم انجام دادند، از باب شکر خداوند بخاطر بوجود آوردن او، و تشريع برای امتش بوده است. پس برای ما هم مستحب است برای تولد او با گردهمايی و دادن غذا و شادی کردن شکر خود را اظهار نماييم.

نتيجه گيری:

پس از طرح ديدگاههای طرفين ومقايسه آنها، می توان چنين نتيجه گيری کرد که علت مخالفت گروه اول با اصل مولود، از دو حالت خارج نيست: يا آنها دايره ی بدعت را آن قدر گسترده تصور کرده اند، تا آنجا که هم عادات و هم عبادات را در زير آن گنجانده اند، و يا چنين نکرده اند، اما مولود را در دايره عبادات وارد کرده اند، و لذا حکم به بدعيَّت آن داده اند.

در حالی که گروه دوم معتقد است، مولود بيشتر در زير عادات می گنجد تا عبادات، و لذا بدعت در دين بحساب نمی آيد. علاوه بر اين، گروه دوم -آن طور که امام ابن حجر فرمود- مطلقا به جواز مولود اعتقاد ندارد بلکه برای آن شروطی را گذاشته است، که با رعايت آن، مولود کاملاً پالايش می شود.

اين شروط را می توان در چند بند زير خلاصه کرد:

۱- عاری از هر گونه بدعت و منکرات گفتاری و کرداری باشد.

۲- به عنوان سنتی از سنت های پيامبر صلی الله عليه وسلم به آن نگاه نشود.

۳- از آن به عنوان فرصتی برای معرفی سيره ی رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ و ياران بزرگوارش و انجام اعمال نيک استفاده شود.

کوته سخن اينکه شايسته نيست هر چيز جديدی که در سطح فردی و اجتماعی منشأ خير و برکت است، عجولانه به آن برچسپ بدعت زد، و حکم جهنمی بودن آن را صادر کرد، بلکه اولاً بايد نگاه کرد که آيا نصی از قرآن و سنت آنرا منع کرده است يا نه؟ و آيا در آن کار ضرری وجود دارد يا نه؟ اگر چنين نبود بر اساس اصل اباحه آنرا جايز می شماريم، زيرا مقرر شده که هر جا مصلحت باشد همانجا شرع خداست. و ثانياً هنگامی که بر آن چيز جديد، نامی گذاشته شد که شبيه نام دينی و شرعی است، شايسته است به محتوای آن چيز نگاه کنيم نه به قالب آن؛ چرا که چه بسا آن نام از باب تشبيه مجازی با آن چيز داده شده است، ونه از باب معنای حقيقی.

و سخن آخر اينکه اين مسئله يک بحث علمی، اجتهادی و اختلافی است، و همان طور که علمای بزرگی در جبهه ی مخالف قرار دارند، علمای بزرگی هم در جبهه ی موافق قرار دارند، و در بين علماء اين مقوله معروف است که: “لا إنكار في مسائل الخلاف” يا “لا إنكار في مسائل الاجتهاد”(در مسائل اجتهادی يا خلافی انکار وجود ندارد)، پس در مسائل اختلافی بين علماء شايسته نيست که گروهی گروه ديگر را تقبيح يا تکفير کند، و علت اين اختلاف بوجود آمده اين است که حيثيات و جوانب مسئله بر همگان روشن نيست، و گرنه اختلافی به وجود نمی آمد. لذا شايسته است طرفين در باره ی اين مسئله همديگر را معذور بدارند، و با کمال سعه ی صدر همديگر را تحمل کنند.

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار