تبلیغات

علل و پیامدهای موضعگیری اتحادیه ء اروپا بر علیه ترکیه

Article Image

b_300_300_16777215_10_images_turkyyy1.jpg

اساس نیوز ،دکتر جلال الدین سیدی:ترکیه درسال 1959 عضو جامعهء اقتصادی اروپا شد. در سال 1963 نیز در آنکارا با امضاء توافقنامه ئی با اتحادیهء اروپا قرار شد تا وقتی که جمیع شرایط لازم برای عضویت کامل ترکیه دراین اتحادیه فراهم گردد، طرفین بعنوان شریک با هم تعامل داشته باشند.

به هرصورت از هرمنظر که به موضوع نگاه شود ترکیه بیش ازنیم قرن است که در آرزوی الحاق به اتحادیهء اروپا بسر برده است. لیکن در طی این مدت برخورد اتحادیهء اروپا با ترکیه بیش از آن که به برخورد شریک با شریکی دیگر شباهت داشته باشد، بیشتر برخورد یک ارباب با رعیتش را در ذهن تداعی کرده است.

در حالی که همسایه های ترکیه مانند یونان (در سال 1981)، قسمت یونانی نشین قبرس(در سال 2004)، بلغارستان (درسال 2007)، و کشورهای تازه از بند کمونیسم رستهء اروپای شرقی که بعضا جمعیت کل کشورشان حتی از تعداد جمعیت شهرهای استانبول وآنکارا هم کمتر است، مدتها پیش به عضویت کامل اتحادیه اروپا پذیرفته شدند، ترکیه هنوز هم پشت درهای بستهء اتحادیه اروپا منتظر ایستاده است.

مضافا اینکه علی رغم اعمال اصلاحات متعددی که بطور فزاینده از جانب اتحادیه اروپا به ترکیه تحمیل شده است، ترکیه بجای اینکه سال به سال به عضویت کامل دراتحادیهء اروپا نزدیک تر شود، بالعکس  فاصله اش با آن بیشترهم شده است.  علی رغم برخوردهای ناصادقانهء اتحادیه اروپا، ترکیه جهت تطابق قوانین خود با استانداردهای این اتحادیه حاضر گردید از بسیاری پرنسیپ های مهم خود مانند اجرای حکم "قصاص" حتی درمورد قاتلین صرف نظرکرده وعلیرغم میل باطنی اش حکم اعدام را ملغی نماید. لغو این حکم مشمول حال تروریست هائی که دست شان به خون شهروندان ترکیه آلوده بود نیز می گردید. اما اینها نه توانست شرایط و نه دل اروپائی ها را نرم ترسازد.

تا صد سال پیش از این دولت ترکیه بر مساحتی بیش از کل کشورهای اتحادیهء اروپا حاکمیت داشت. اکنون بیش از پنجاه سال است که سعی در نشان دادن حُسن نیت خود به اروپائی ها و ورود به جمع آنها دارد. در این راستا حتی تلاش اتحادیهء اروپا برای ایجاد تغییرات ماهوی در جامعهء تُرک را هم به دیدهء اغماض نگریسته است.

   اما در گذر زمان بخوبی آشکار شد همانطور که از قبل نیزتوسط برخی تحلیل گران پیش بینی گردیده بود اتحادیهء اروپا به مثابهء "کلوپی مسیحی" هرگز ترکیه ئی مسلمان با هشتاد میلیون جمعیت را به جمع خود نخواهد پذیرفت. این موضع گیری اتحادیهء اروپا نه بخاطر ضعف های ترکیه، بلکه بخاطر ضعف های خودش می باشد. برای اینکه اتحادیه اروپا بتواند ترکیه را داخل سازمان خود نماید ،بایستی ترکیه یا کشوری مسلمان نباشد و یا اینکه هشتاد میلیون جمعیت نداشته باشد. حتی اگر چنین موضوعی امکان تحقق می داشت، باز هم پاک کردن تصویر تهدید آمیز یک "ترکیهء میراث دار عثمانی" از ذهن اروپائیان ممکن بنظر نمی رسد.

اخیرا بین اتحادیهء اروپا وترکیه لفّاظی ها و برخوردهای تندی صورت پذیرفت. لیکن این برخوردها صرفا ناشی از سیاست های حزب عدالت و توسعه ویا شخص رئیس جمهور آقای اردوغان نبوده است. در واقع برخوردهای آقای اردوغان نه باعث به تصویر کشیده شدن سیاست اتحادیه درقبال تُرک ها بلکه موجب کنار رفتن پرده ئی شد که روی تصویر ترسیم شدهء سیاست اتحادیه اروپا نسبت به ترکیه کشیده شده بود.

   روند این آشکار شدن ماهیت سیاست اروپا علیه ترکیه از 24 تیرماه 1395 که کودتای نافرجام در ترکیه به وقوع پیوست، سرعت بیشتری گرفت. به گونه ئی که سرعت پیشروی سیاست های ضد ترکیه ئی از تعلیق مذاکرات برای الحاق ترکیه به اتحادیه گرفته تا تحریم های تسلیحاتی آن چنان بود که نشان می داد اتحادیهء اروپا از قبل آمادگی روانی برای چنین رویاروئی با ترکیه را در خود بوجود آورده بوده است.

   به عبارت دیگر تغییرات بنیادین در رویکرد اتحادیهء اروپا علیه ترکیه در بازهء زمانی کوتاه نشان دهندهء این است که نگرش منفی  این اتحادیه به ترکیه از مدتها قبل شکل گرفته بوده است. تعلیق مذاکرات الحاق ترکیه توسط پارلمان اروپا و بلافاصله مطرح شدن تحریم تسلیحاتی ترکیه توسط مجلس اتریش و فراخوان به دیگر کشورهای اتحادیه جهت اتخاذ تصمیمات مشابه موجب ورود خدشه به چهرهء ناتو شده است.

این موضع گیری به معنی رویاروئی یک عضو ناتو علیه عضو دیگری از ناتو آن هم در شرایطی که با کشور دیگری که عضو ناتونیست در آستانهء درگیری های نظامی می باشد تلقی می گردد. این موضع گیری غیر دوستانه در جریان برداشتن سپر دفاعی هوائی و سامانهء موشکی پاتریوت از مرز بین ترکیه وسوریه هم خود را نشان داده بود. اینها همه مغایرتی آشکار با مادهء پنجم معاهدهء ناتو که در آن همهء اعضاء ملزم به حمایت از تک تک اعضای ناتو در جریان درگیری با کشورثالث هستند دارد.

  در اصل از همان ابتدای آغاز جنگ سوریه در سال 2011 ترکیه از طرف ناتو تنها گذاشته شده بود. جنبهء توصیه ئی داشتن تصمیمات پارلمان های اتحادیه اروپا و اتریش در اصل خصمانه بودن این تصمیمات خللی وارد نمی سازد. مهم این است که دیگر اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن برای ترکیه، طرف های مورد اعتمادی به شمار نمی آیند. این وضعیت باعث آشکار شدن بیش از پیش چهرهء واقعی اتحادیه اروپا شده است. برخوردهای خصمانهء اتحادیهء اروپا علیه ترکیه در این حد وسطح نیز محدود نخواهد ماند. از فشار های اقتصادی و تجاری تا فشارهای سیاسی ونظامی راه هائی است که اروپائی ها برای درمحاق قرار دادن ترکیه خواهند پیمود. از طرح دوباره وتصویب موضوع به اصطلاح نسل کشی ارامنه تا خروج احتمالی ترکیه از ناتو مواردی است که می توان در ادامهء این پروسه منتظر بوقوع پیوستن اش بود.

 

 

  برخوردهای صورت گرفته به هیچ وجه برخوردهائی نبوده که از یک مُتّفق یا شریک بتوان انتظار داشت. در واقع اتحادیه اروپا وایالات متحده هیچگاه ترکیه را در جایگاه یک متفق یا شریک هم طراز قرار ندادند.

   حمایت از پ.ی. د ومشارکت باآن وترجیح دادنش بر ترکیه در حالی که ین گروه تا دیروز حتی توان مقابله با معدودی داعشی را نیز نداشت و چنانچه کمک های انسان دوستانه ترکیه نبود، مدتها پیش نیست و نابود می شد گواه بی صداقتی غرب می باشد.

چنان که در جریان دموکراتیک سازی واصلاحات و همچنین مبارزهء دولت ترکیه بر علیه تروریست ها، غربی ها در طرف مقابل جای گرفته اند. غربی ها ترکیه را متهم به عدم تسریع در جریان دموکراتیزاسیون می نمایند، در حالی که باعث اصلی این عدم پیشرفت سریع، سنگ اندازی های خود غربیان در مسیر این حرکت می باشد. آنها با حمایت از تروریست ها و تامین کمک مادی و رسانه ئی لجستیک برای آنان باعث سکتهء روند دموکراتیزاسیون می شوند که بدون ازمیان برداشتن عنصر بازدارنده ومخرب تروریسم امکان به نتیجه رسیدن را ندارد. ترکیه سالهاست از این حمایت غرب از تروریسم در عذاب است.

کشورهای اتحادیهء اروپا در صدد اجبار ترکیه به تعدیل قوانین ضد تروریستی به نفع تروریست ها هستند. درحالی که خودشان در همراهی با ایالات متحده ودر راستای دکترین جنگ پیشگیرانه علیه تروریسم دوکشور افغانستان وعراق را به اشغال درآورده اند.

   مضافا اینکه در داخل کشورهای خودشان هم قوانینی که علیه تروریسم وضع می کنند سخت تر از آن است که ترکیه وضع کرده است. با این وجود فشارهای غیر معقول اتحادیه اروپا نه در راستای الحاق ترکیه بلکه تنها در راستای از سرگیری ادامهء مذاکره برای الحاق می باشد. حال آنکه برای الحاق ترکیه به اتحادیهء اروپا یا هر اتحادیهء دیگری پیش شرط اولیهء آن این است که کشوری به نام ترکیه وجود داشته باشد. تغییرات مورد نظر اتحادیهء اروپا در جهت تجزیه و فروپاشی ترکیه ارزیابی می شود.

   ترکیه حق دارد که بین ترجیح بقا یا رفاه، ابتدا بقا را ترجیح دهد. زیرا بقول عامیانه "اول وجود بعدا سجود" شرط است. وقتی که وجودی در بین نباشد سجود معنا وامکانی نخواهد داشت. شرط هائی که اتحادیهء اروپا پیش روی ترکیه گذاشته است بقای ترکیه را تهدید می کند. ذاتا از دولت هائی که با طرح پروژهء خاورمیانهء بزرگ/جدید در صدد تکه پارچه کردن ترکیه وکشورهای همسایه اش هستند انتظاری بیش از این هم نمی توان داشت. از همان ابتدا هم مشخص بود که روابط اتحادیه اروپا با ترکیه هرگز درصدد برداشتن گامی فراتر از همکاری و قرارداد گمرکی نبوده است.

 

  لیکن این همه رویکرد و نگرش از موضع بالا و سخن گفتن های از موضع اقتدار اتحادیه اروپا نسبت به ترکیه در شرایط فعلی عاری از جنبه های کمیک هم نیست. در حالی که خود کشورهای اتحادیه در بین خودشان اختلافات تاریخی دارند و از نظر اقتصادی مسائل لاینحلی که موجب رای به خروج انگلستان از اتحادیه شد، باعث تشجیع سایر دولت های به لحاظ اکونومیک ضعیفی چون ایتالیا و یونان هم برای خروج خواهد شد و در حالی که آلمان هم از چنین وضعیتی که باعث شده بار اقتصادی ضعف کشورهای دیگر را به دوش بشد ناراضی هست این از خود راضی بودن اتحادیه اروپا عجیب است.

    علاوه بر ان اتحادیه اروپا با پیروی بی قید وشرط از سیاست های ایالات متحده در خاورمیانه بصورت تابع این دولت درآمده و وارد باتلاقی در خاورمیانه شده است که باعث وبانی اش خودشان بوده اند. اتحادیه اروپا مدت هاست در این باتلاق دست وپا می زند و راهی آبرومندانه برای خروج از آن پیدا نمی کند. این درحالی است که اروپائی ها حتی از برکنار نمودن "اسد" در سوریه هم عاجز مانده اند. مضافا اینکه اکنون وجود داعش امنیت خود اروپا را هم بطور جدی تهدید می کند وخواب ازچشمان غربی ها ربوده است.

   چنانچه به این فاکتور ها احتمال عملی شدن باز گذاشتن در های ترکیه به روی خیل پناه جویای که قصد مهاجرت به اروپا را دارند ورئیس جمهور اردوغان هم به درستی به آن اشاره کرده را اضافه کنیم،آن وقت باید شاهد بود این بار ترکیه اتحادیه اروپا را به بد رفتاری واعمال خشونت علیه پناهجویان و زیر پا گذاشتن حقوق بشر متهم کند.

 در اینجا تنها یک عامل جدی را می توان برای این همه تکبر و خود بزرگ پنداری واقتدار اتحادیه اروپا در برخورد تحکم آمیز در مقابل ترکیه را مورد بررسی قرارداد. آنهم این است که اتحادیه اروپا گمان می کند ترکیه غیر از اتحادیهء اروپا جائی ندارد که برود و لذا الحاق به اتحادیه اروپا تنها گزینهء فراروی ترکیه است.

   از نظر غربی ها درمقابل ترکیه دیواری کشیده شده که هرچقدر از طرف غرب به ان فشار بیاید راهی برای عبور از آن دیوار و جلو رفتن برای ترکیه متصور نمی باشد. در حالی که فشار غرب به ترکیه باعث رانده شدن ترکیه به شرق خواهد شد. جائی که خاستگاه واقعی ترکیه بین کشورهای مسلمان وترک است. جائی که مسلمان بودن در آنجا ضعف و مایهء تحقیر حساب نمی شود. جائی که ایران و روسیه هم در آنجا حضور دارند و احتمالا از ترکیه استقبالی گرمتر از غربی ها خواهند کرد. اشارهء رئیس جمهوری ترکیه آقای اردوغان به امکان ورود ترکیه به پیمان شانگهای و بازدید غیر منتظره وزیرخارجه ترکیه اقای چاووش اوغلو از ایران و ملاقاتش با رئیس جمهوری جناب آقای روحانی گویای خیلی حرفهاست. حرف هائی که مطالعهء دقیق تر آن مفید خواهد بود.

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار