تبلیغات

نظر عمر بن عبدالعزیز درباره اعتراف گرفتن از کسی به وسیله شکنجه و عذاب

Article Image

کَتَبَ عُمَرُ بْنُ عَبْدِ الْعَزِیزِ إِلَى عَبْدِ الْحَمِیدِ قَالَ: جَاءَنِی کِتَابُکَ تَذْکُرُ أَنَّ قِبَلَکَ قَوْمًا مِنَ الْعُمَّالِ قَدِ اخْتَانُوا مَالًا فَهُوَ عِنْدَهُمْ، وَتَسْتَأْذِنُنِی فِی أَنْ أَبْسُطَ یَدَکَ عَلَیْهِمْ، فَالْعَجَبُ مِنْکَ فِی اسْتِئْمَارِکَ إِیَّایَ فِی عَذَابِ بِشَرٍ، کَأَنِّی جُنَّهٌ لَکَ، وَکَأَنَّ رِضَائِی عَنْکَ یُنْجِیکَ مِنْ سَخَطِ اللهِ، فَإِذَا جَاءَکَ کِتَابِی هَذَا فَانْظُرْ مَنْ أَقَرَّ مِنْهُمْ بِشَیْءٍ فَخُذْهُ بِالَّذِی أَقَرَّ بِهِ عَلَى نَفْسِهِ، وَمَنْ أَنْکَرَ فَاسْتَحْلِفْهُ وَخَلِّ سَبِیلَهُ، فَلَعَمْرِی (ویم الله) لَأَنْ یَلْقَوُا اللهَ بِخِیَانَاتِهِمْ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنَ أَنْ أَلْقَى اللهَ بِدِمَائِهِمْ، وَالسَّلَامُ ”  

عمر بن عبدالعزیز نامه ای به عبدالحمید نوشت: نامه تو به دستم رسید که در آن ذکر کردی در برابر تو کارگرانی هستند که در مالی که نزدشان بوده است، خیانت نموده اند و از من اجازه می گیری که دستت را به سویشان دراز نمایی (شکنجه شان دهی). پس از تو تعجب می کنم که درباره عذاب بشری از من دستور می خواهی، مثل اینکه من سپری هستم برای تو و مثل اینکه رضایت من از تو، تو را از خشم الله نجات می دهد. پس وقتی این نامه من به دست تو رسید بنگر هر یک از آن ها به چیزی اقرار کرد پس او را به اندازه آنچه بدان اقرار کرده است، عقوبت ده و هرکس انکار کرد پس او را سوگند ده و رهایش کن، به جان خودم (سوگند به الله) اینکه با خیانات خود، الله را ملاقات نمایند نزد من محبوبتر است از اینکه من با خون ایشان به ملاقات الله بروم.

(حلیه الأولیاء وطبقات الأصفیاء، دار الکتاب العربی، بیروت، ۱۹۷۴م، ۵/۲۷۵ – سیره عمر بن عبد العزیز على ما رواه الإمام مالک بن أنس وأصحابه بیروت، لبنان، ۱۹۸۴م، ص ۶۱)

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار