تبلیغات

مثنوی معنوی و جایگاه اصلاحی آن

Article Image
مثنوی معنوی و جایگاه اصلاحی آن

b41d8d9c0bacb6c29f3ee8fc7c80008fسرزمین ایران از دیرباز مهد علم، عرفان و ادب بوده است. از اینرو در طی قرون و اعصار، نام آوران بیشماری در عرصه علم، عرفان و ادب در دامن خود پرورش داده است. یکی از این بزرگان نام آور حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی است. او در ششم ربیع الاول سال ٦۰٤ هجری قمری در بلخ تولد یافت و در سال ٦۷۲ هجری قمری چشم از دنیا فرو بست. و از وی اثر گرانسنگی به نام مثنوی معنوی به جا ماند. پایگاه هدف محوری مثنوی، حفظ فرهنگ اصیل اسلامی است. اشعار و ابیات مولانا به مثابهء نردبانی است برای عروج انسان‌ها به آسمان، دوری از صنعت و آلایش در آن آشكار است و مملو از معانی گرم قرآنی، داستان‌های فرهنگی،  اخلاقی، معانی بدیع انسانی، عرفانی و… كه كار دریافت سریع این مفاهیم و مضامین را دشوار می كند.

از حالات مولوی چنین بر می‌آید که مولوی دارای طبعی پرجوش بوده و عشق و سوز مولا در تار و پود وجود او تنیده بوده است. در بدو امر علم ظاهری، شراره عقلانیت و حجاب‌های که در اثر محیط پیدا شده بود، آتش عشقش را مغلوب کرده بود. که ناگه به یک بار همه موانع دور گشته و سرا پا وجودش شور و عشق گردید؛ به علت نبود همدم و همراز زندگی برای وی مشکل شده بود.

مولانا تا زمانی که پس از شمس تبریزی با صلاح الدین  زرکوب و پس از وی با حسام الدین چلبی بر خورد نکرده بود، طبع بی‌قرار وی تسکین نمی‌یافت.  این سوز عشق بود که آتشکده قلبی او را آن چنان شعلور کرد بود که سکوت برای او غیر ممکن شده بود.

همه نغمه‌ها سروده شد او با این سوز و شوق، مثنوی نام دارد؛ این «کتاب» آئینه خیالات، حالات، اردات، تأثرات، مشاهدات و تجربه‌های مولوی است. این کتاب سرشار سوز، درد، ایمان و یقین صاحب آن است؛ ‌لذا همین علت محبوبیت بی نظیر و جهانی این کتاب قرار گرفته است.

عقل از منظر مولانا

رشد علمی مولانا به‌طور کلی در محیط علمی مکتب اشاعره انجام گرفته، خودش نیز مدرس ماهر معقولات بود. هنگامی که به مقام معرفت و عرفان و از قال به حال رسید، به‌نقاط ضعف فلسفه، کلام، اشتباهات قیاس و استدلال پی‌برده با قوت و صراحت از علم کلام انتقاد می‌کرد.

او چندین جا ثابت کرده که انسان علاوه بر داشتن حواس ظاهری، حواس‌های باطنی نیز دارد، که آن‌ها در مقابل حواس‌های ظاهری عمیق‌تر و دقیق‌تر هستند.

به نظر مولانا برای تردید چیزی این کافی نیست که آن چیز قابل رویت نبوده و وحواس ظاهری او را تصدیق نمی‌کند، بلکه نیروی باطن در عمق ظاهر؛ هم‌چون شفا در دارو نهفته است.

گذشته از حواس، او از عقل هم انتقاد می‌کند. به نظر او عقل در درک حقایق عالم الغیب، علوم و معارف انبـیـاء ناقص است. مولوی می‌گوید: من خودم این عقل دور اندیش را آزموده‌ام و به همین نتیجه دست یافته‌ام.

آزمودم عقل دور اندیش را /∗/ بعد از آن دیوانه سازم خویش را

به نظر مولانا؛ هم چنان که حواس تابع ومحکوم عقل است، روح بر عقل برتری وحاکمیت دارد.

دعوت به عشق

در قرن هفتم هجری قمری، هوای سرد علم کلام وعقلیت از شرق تا غرب جهان اسلام را فرا گرفته و حرات ایمانی قلوب را سرد کرده بود؛ این مولانا بود که ندای عشق را سر داد و به حدی این ندا را بلند کرد بود که بار دیگر جهان اسلام را با سرعتی برق آسا تحت سیطره عشق قرار داد.

مولانا می‌گوید: عقل هوشیار می‌باید به حیرانی عشق  قربان گردد؛ زیرا عقل ظن و قیاس محض و "عشق" مشاهده و عرفان است.

عالم دل

عشقی که مولانا با آن همه جوش وخروش به سوی آن فرا می‌خواند، بدون زنده دلی، بیداری و حرارت قلبی امکان پذیر نیست.

وی معتقد است: باغ‌های جهان مهمان چند روزی ما هستند؛ اما نخلستان قلب دائم جوان و بهار بی‌خزان است.

مقام انسانیت

در اثر استبداد پی در پی شاهان وجنگ‌های مسلسل، عموم مردم از زندگی بیزار و از آینده مأیوس شده و خود را با عینک خود بینی ذلیل می‌دانستند.گاهی انسان بر حیوانات و جمادات رشک و حسودی می‌ورزد؛ چون‌که وی  از گوهر ارزشمند انسانیت بی‌خبر است؛ این جا بود که مولانا با روش خویش این جنبه را اعتلاء داد و نغمه رفیع انسانیت را به گونه‌ای سرود که خود بشر از خواب بیدار و به مقامش آگاه گردید. این رجز مولانا ادبیات اسلامی را تحت تأثیر قرار داد و نیز به وسیله شاعری در تصوف فکرجدیدی  را إحیا نموددعوت به عمل

تصوف و تلقین مولانا، تبلیغ برای تعطل و رهبانیت نیست؛ بلکه او داعی و مبلغ عمل، جد و جهد، کسب و زندگی اجتماعی است. او رهبانیت و ترک دنیا را منافی با روح اسلام و تعلیمات نبوی می‌دانست.

مولانا بر این نظر است: اگر زندگی اجتماعی مطلوب نمی‌بود، پس دستورات به جمعه، جماعات و امر به معروف و نهی از منکر؟

توکل در عصر مولوی متراف با بی‌کاری بود، هر نوع احتیاط و یا تدبیر انتظام را منافی توکّل دانسته به چشم حقارت می‌نگریستند. مولانا بود که مفهوم شرعی توکّل را بیان و به کار و کاسبی ترغیب نمود و فضیلتش را نیز بیان کرده است.

گفت پیغمبر با آواز بلند /∗/ با توکل زانوی اشتر ببند

رمزالکاسب حبیب الله شنو /∗/ از توکل در کسب کاهل مشو

کوتاه سخن این‌که مولانا در مثنوی نه به رهبانیت مطلق دعوت می‌دهد نه به تظاهر محض، بلکه به شیوه‌ای میان افراط و تفریط که همان اعتدال باشد، فرا می‌خواند.

♦ محمد آصف حیدری

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار