تبلیغات

مگر می شود که….!!!

Article Image

مگر می شود بعد از دیدن یک اتاق مرتب، دیدن چند خیابان مهندسی شده و بهم پیوسته، که در شهری قانون مند وجود دارد و باعث رفاه مردم است، یا دیدن مجموعه ای از مدار های الکتریکی که در یک موبایل قرار دارد،یک فیلم سینمایی که پایان شاد یا غمناکی دارد و…….. چنین گفت: کسی آنها را نساخته است و خود به خود بوجود آمده اند!!!!

یا اینکه یک قدم جلو تر بیاید و بگوید: بله کسی آنها را ساخته اما دلیل خاصی برای ساختنشان ندارد!!!!

هر آنکه از دیوانگی و لجاجت بدور است و با عینک بی غبار منطق قضایا را می نگرد خواهد گفت: بله هم سازندگانی دارند و هم  برای آنچه ساخته اند اهدافی ترسیم کرده اند.

این موضوع ساده را همه قبول دارند. ولی موضوع ساده ای دیگری وجود دارد که همه قبول ندارند!!

جهان هستی و هر چه در آن است همچون ستارگان و سیارگانی که بر مدار خود حرکت می کنند و به هم برخورد نمی کنند، آمدن شب و روز، نسبت دریا به خشکی در زمین، چیزی به اسم جو، نیروی جاذبه، نقش درختان و گیاهان در زمین، بخش های پیچیده اعضای بدن انسان ها و حیوانات، شکل زندگی مورچه ها، زنبور عسل و باقی حشرات و منافع آنها برای طبیعت ومثال هایی که اگر زده شود تا بی نهایت ادامه خواهد یافت.

آیا می شود گفت؟! نمونه های یاده شده و یاد نشده که در این دنیا وجود دارند و ساخته دست انسان ها نیستند مجموعه ای نامنظم و پیش پا افتاده هستند؟؟ یا بلکه برعکس، در اوج نظم و پیچیدگی قرار دارند و درصد ناشناخته های انسان به نسبت شناخته هایش در این میدان قابل مقایسه نیستند؟

مگر می شود گفت؟! همه اینها خود به خود بوجود آمده اند؟ اگر نه؟ پس سازنده اینها کیست؟ قطعا کسی وجود دارد مگر می شود برای مدار الکتریکی یا خیابانی در شهر یا یک فیلم سینمایی سازنده ای وجود داشته باشد ولی برای  این موجودات جاندار و بی جان گوناگون و شگفت انگیز سازنده ای نباشد.

مگر می شود گفت؟! در پشت ساختن یک میز که از چهار تکه چوب تشکیل می شود هدفی نهفته است ولی جهانی بدین عظمت و اوصاف بی هدف ساخته شده است؟! قطعا مهیا شدن چنین محیطی بی دلیل نیست.

ما به دنیا می آییم بزرگ تر می شویم کار می کنیم ازدواج کرده و بچه دار می شویم مراحلی دیگر را گذرانده و سپس می میریم.

اگر انسان تفکر کند خود به این نتیجه می رسد که مگر می شود؟! جهانی با این شرح و محیطی که این چنین آماده شده، فقط برای این باشد که انسان ها بیایند ۸۰،۶۰، ۱۲۰، حتی ۹۵۰ سال (که به نسبت عمر دنیا هم عدد بزرگی نیست)، زندگی کنند و بمیرند و چیزی در پشت این همه تشکیلاتی که مهیا شده نباشد، یعنی ما زندگی می کنیم که در نهایت بمیریم، یا چیزی باقی بگذاریم برای نفر بعدی، که او هم زندگی کند و بعد بمیرد و همینطور ادامه یابد و داستان به همین سادگی باشد؟!

اگر تنها هدف بالا بردن علم و رفاه و انسانیت است پس چرا خود پیر می شویم، چراتا ابد در دنیا زنده نیستیم تا از مدینه فاضله ای که خود نقشی در درست کردنش داشته ایم بهره ای ببریم و آنگاه که بعد از مرگ به پوچ تبدیل شدیم زحماتمان هیچ سودی برایمان نداشته باشد و مزدی از هیچ کس نتوانیم بگیریم؟!اگر هدف در دنیا تنها برقرار کردن عدل است چگونه می توانیم کسی که با یک دکمه هزاران نفر را کشته، هزار بار به قتل مجازات کنیم؟ یا حاکم ظالمی را که زور مان به او نمی رسد و چه بس ظلم ها به ما روا داشته را چگونه تنبیه کنیم ؟آیا می شود گفت؟؟ سیستم دنیا به گونه ای است که نمی شود مزد را به تمام و کمال گرفت و بدی هایی که انجام شده را به طور کامل استیفا کرد؟

چرا زندگی در دنیا اینگونه است ؟ چرا این همه شرایط مختلف را به ناچار تجربه می کنیم و ما در آن نقشی نداشته ایم؟ مگر جرم برخی چیست که در خانواده ای فقیر با ظاهر ی نا زیبا بدنیا آمدند و دیگری در بهترین شرایط زندگی می کند؟ جرم او چیست که از صبح تا شب کار می کند به خاطری پشیزی و دیگری بی آنکه زحمتی کشیده باشد از ارثی که پدرش باقی گذاشته بهره می برد و بر وی فخر می فروشد ؟پس استراحت گاه اصلی کجاست؟آن کجاست که هر کس به اندازه تلاشش از نعمت ها لذت می برد؟

فقر، ثروت، شادی و غم هایی که ناگاه حاصل می شود و دوام ندارند، ترس از دست دادن، حسرت بدست آوردن ، ظالم یا مظلوم ، زشت یا زیبا، با نسب عالی یا دون بودن، هم سطح و مساوی نبودن با دیگران و در مقایسه نگنجیدن و………..

اینکه هر امتیاز دنیایی مفسده و دردسر های خاص به خودش را دارد همچون جمال و شهرت و مقام و……

 اینکه انسان در مقابل پول و شهوت همچون درنده ای است که در بیابان به دنبال شکار می گردد و هیچگاه سیر نمی شود؟ او کی می تواند به اقناع برسد و آرامش یابد و گاها مجبور نباشد بین اینها و مسایل مهم زندگی اش از یکی بگذرد تا به دیگری برسد ؟

آیا می شود گفت؟؟ همه اینها حاکی از غیر اصلی بودن مکان است ،و ما محل تست برای ورود به مکان اصلی را با خود مکان اصلی اشتباه گرفته ایم؟ تست یعنی سنجیدن اشخاص با قرار دادن آنها در شرایط مختلف برای تعیین صلاحیت.

کسی وجود دارد که کتابی فرستاده و با معجزاتی که در کتابش هست( مثال: اینکه کسی نمی تواند مثل آن بیاورد چنان که شعرای فصیح عرب که در اوج بلاغت بودند نتوانستند، آن هم در حالی که با تمام وجود حرص شکست دادن پیامبر را داشتند وکتاب به زبان خودشان بود، اعجاز علمی که آرام آرام با پیشرفت علم آشکار می شود و….) ثابت می کند که این  کتاب مربوط می شود به همانی که جهان را ساخته و برای آن هدف برشمرده.

آیا می شود گفت؟؟ او همان کسی است که تکلیف ما را روشن می کند و محدودیت ها و گذرا بودن را به ابدیت و نامتناهی ها وصل می کند؟؟ برای اینکه به این مطلب برسیم چنان که خود او فرموده ،(وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ:ما قرآن را آسان ساخته ایم برای یادآوری، آیا پند پذیرنده و عبرت گیرنده ای هست.۱۷ قمر)، لازم است در گفته هایش تفکر کنیم بلکه گمشده ی خویش را بیابیم و راهیاب شویم.

برای آغاز این بررسی و اندیشه به برخی آیات مربوط به موضوع، نگاهی در حد ترجمه می اندازیم و تفکر و تحلیل را  به عهده خواننده بزرگوار می گذاریم تا بنا بر منطق و تجربیات خویش مطالب را مورد توجه قرار دهد.

۱-(اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ ۖ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا ۖ وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ ۚ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ: بدانید که زندگی دنیا تنها بازی، سرگرمی، آرایش و پیرایش، نازش در میان همدیگر، و مسابقه در افزایش اموال و اولاد است وبس. دنیا همچون باران است که گیاهان آن ، کشاورزان را به شگفت می آورد، سپس گیاهان رشد و نمو می کنند، بعد گیاهان را زرد و پژمرده خواهی دید، و آن گاه خرد و پرپر می گردند. در آخرت عذاب شدیدی( برای دنیا پرستان) و آمرزش و خشنودی خدا (برای خدا پرستان) .اصلا زندگی دنیا چیزی جر کالای فریب نیست.۲۰حدید)

۲-(بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْياوَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقي‏:بلکه (بنا به سرشت انسانی) زندگی دنیا را(که محسوس و نقد است، بر زندگی آخرت که نامحسوس و نسیه است) ترجیح می دهید و بر می گزینید در حالی که آخرت بهتر و پاینده تر است۱۶و۱۷ اعلی)

۳-(أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُون :   پس آیا گمان برده اید كه ما شما را بیهوده آفریده‏ایم(و حکمت و فلسفه ای در آفرینش شما نیست) و شما به سوى ما بازگردانده نمی شوید .۱۱۵ مومنون)

۴-(زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ: برای انسان ها محبت شهوات( و دلبستگی به امور مادی) جلوده داده شد، از قبیل عشق به زنان و فرزندان و ثروت هنگفت و آلاف و الوف طلا و نقره و اسبهای نشاندار( و مرکب های ممتاز) و چهارپایان و کشت و زرع. اینها کالای دنیای پست است و سرانجام نیک(تلاشگران در راه حق)در پیشگاه خدا است.۱۴ آل عمران)

۵-(وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ * الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ هُمُ الْمُهْتَدُونَ: وقطعا شما را با برخی از (امور همچون) ترس و گرسنگی و نقص در مال و جان و کمبود میوه ها ، آزمایش می کنیم و مژده بده شکیبایان را آن کسانی که هنگامی که بلایی بدانان می رسد می گویند: ما از آن  خداییم و به سوی او  باز می گردیم . آنان الطاف  رحمت و احسان و مغفرت شامل حالشان می گردد و مسلما از راه یافتگان( به جاده حق و سعادت) هستند.۱۵۵-۱۵۶-۱۵۷ بقره)

وترجمه ای زیبا از  آیه شماره ۵ و حسن ختام مطلب به زبان شعر

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک ………..دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم

ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست…… به هوای سر کویش پر و بالی بزنم

نویسنده: خالد کوهی نژاد

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار