تبلیغات

بحثي درباره ناسخ و منسوخ (بخش پایانی)

Article Image

ناصر سبحانی

بحثي درباره ناسخ و منسوخ

یک نمونه دیگر در سوره بقره مربوط به زن شوهر مرده است در آیه ۲۴۰ می فرماید: «والذین یتوفون منکم و یذرون ازواجا وصیة لأزواجهم متاعا إلی الحول غیر اخراج فإن خرجن فلا جناح علیکم فی ما فعلن فی انفسهن من معروف و الله عزیز حکیم» در آیه ۲۳۴ قبل از آن می فرماید: «والذین یتوفون منکم و یذرون ازواجا یتربصن بانفسهن اربعه اشهر و عشرا فاذا بلغن اجلهن فلا جناح علیکم فیما فعلن فی انفسهن بالمعروف و الله بما تعملون خبیر» در یک جا چهار ماه و ده روز مطرح شد و در جای دیگر یک سال ، اینجا فقها گفته اند آیه بعدی منسوخ است و آیه قبلی ناسخ است حتی در قرآن خلاف آن ترتیب است گویا ۲۳۴ بعداً نازل شده بعد از آیه ۲۴۰ که او را نسخ کرده چرا؟ چون گفته اند که آن یکی یک سال عده گذاشته برای زن شوهر مرده (ال الحول) و بماند بعد اگر بخواهد شوهر کند و آن یکی چهار ماه و ده روز پس این ناسخ است.

حالا این قضیه چه ربطی به آن زمینه ای که ما گفتیم (که نسخ بدان تعلق دارد) دارد ، چه شرایط و ظروفی اقتضا کرد که در آن ابتدا یک سال باشد بعد چهار ماه و ده روز شود و آیا این تکرار شدنی است آیا اجازه می دهند که بار دیگر به همان ترتیب باشد؟ اصلاً این ربط به ظروف و شرایط دارد تا نسخ در آن وارد شود؟ ، همانطور آیه وصیت نداشت و بعد تاریخ نزول دو آیه کجا معلوم است اصلاً می بینی که ترتیب خلاف آن است و بعد از آن چرا قابل جمع نیستند خیلی ساده قابل جمع هستند با یک دقت ، اصلاً هر یک مربوط به یک زمینه هستند چطور ، آیه ۲۴۰ بیان واجبی است بر شوهران و حقی بر زنان ، آیه ۲۳۴ واجبی است بر زنان شوهر مرده و حقی برای شوهران مرده ، یعنی عکس همدیگر.

توضیح: در آیه ۲۴۰ می فرماید: کسانی که می میرند (یعنی در آن حالت احتضار) و کسانی که از  شما (مردان) ازواجی (همسرانی) بعد از خود به جای می گذارند واجب است وصیت کنند برای همسرانشان (برای جفت هایشان) که چه (متاعا الی الحول غیر اخراج) اینجا فقها گفته اند که متاعاً (الی الحول غیر اخراج) یعنی نفقه و عده تا یکسال – مسکن که سه چیز است متاع – نفقه – الی الحول – عده – غیر اخراج – مسکن – ولی نه ، چون متاع اسم مصدر است به معنی تمتیع – مانند سلام – تسلیم ، کلام – تکلیم ، وداع – تودیع.

تمتیعاً الی الحول غیر اخراج که مفعول تمتیع غیر اخراج است واجب است که وصیت کنند که مضمون وصیت این باشد که زنان از غیر اخراج در مدت یک سال برخوردار گردانیده شوند (دقت کنید ، زنان از غیر اخراج در مدت یک سال برخوردار گردانیده شوند یعنی آن مرد وصیت کند که زن تا نهایت یک سال حق دارد که در این خانه بماند و اخراج نشود و حق دارد از طرف من غیر اخراج برای او) دقت کنید لفظی انتخاب شده که هدف مقصود بوده ، خداوند همینطور بدون نکته این را انتخاب نکرده  (غیر اخراج) وصیت می کنم که بعد از من زنم تا یک سال از عدم اخراج برخوردار باشد یعنی چه؟ یعنی از طرف ما ، از طرف وارثین من عدم اخراج صورت می گیرد ، اخراج نمی کنند نه یعنی که الزام می کنند که بماند ، می گویند ما اخراجت نمی کنیم حالا می ماند ، یا خودت می روی ، (فان خرجن فلا جناح علیکم) از طرف شما که غیر اخراج است حالا اگر خودشان بیرون رفتند گناهی بر شما نیست (فی ما فعلن فی انفسهن معروف) اینجا هم یک نقطه دقیق هست که معروف بدون (ال) گفته شده در آیه پیشین (المعروف) چرا؟ آیه پیشین قضیه ، قضیه عده است و بعد از عده مسأله ازدواج است (المعروف) آنجا مشخص است می فرماید دیگر اشکالی ندارد بروند ازدواج کنند مادامیکه با روش پسندیده باشد ولی اینجا مسأله این است که از این خانه بیرون می رود نه اینکه ازدواج می کند . چون ازدواجش بر گذشتنش از عده متوقف می شود ولی او شاید از اول از خانه بیرون برود (من معروف) اینجا یک چیز معین نیست یعنی به شرط اینکه مرتکب خلاف معروف نشوند هر مسکن و هر جایی را انتخاب کند بروند خانه پدر ، برادر ، خواهر و هر کسی هست ، هر معروفی که بعد از خروج از این خانه صورت می گیرد ، مسأله شوهر کردن نیست (والله عزیز حکیم) پس یک امر است نه سه امر – متاع – (نفقه) عده – مسکن در مدت یک سال حق دارد در این خانه بماند برای زن حق است که بماند ، برای شوهر واجب است که وصیت کند ولی زن می تواند از حق خود گذشت کند برود (و ان خرجن) فقها گفته اند این سه امر است و بعد (الی الحول) یا (اربعة شهر و عشرا) نسخ شده متاع هم با ارث نسخ شده – مسکن هم در موردش اختلاف صورت گرفته ، در بین امام ابوحنیفه و امام شافعی یکی گفته نسخ شده و یکی گفته نسخ نشده است ، تنها در فی ظلال بیان این است که نسخی نیست اما یک لفظ ذکر کرده در آن قسمت تفسیر که آن لفظ می بایست حفظ بشود ، یعنی اگر آن لفظ برداشته بشود دیگر همینطور می شود که من دارم می گویم که هیچ نسخی نیست (که الآن در یادم نیست)

و اما آن یکی که می فرماید: کسانی از شما که می میرند و بعد همسرانی بجای می گذارند ، همسرانشان چهار ماه و ده روز در انتظار قرار می گیرند و منتظر این بشوند که زمینه مساعد بشود برای شوهر کردن ، این هم یک نکته ای دارد که اصل این است که زن دارای شوهر باشد و القاء می کند که زن از همان روزهای نخستین در فکر شوهر کردن است ولی می فرماید: خودت را کنترل کن ، منتظر باش تا چهار ماه و ده روز بگذرد ، بعد از آن یعنی خیلی از زنهایی که بعد ازدواج نمی کنند دروغ می گویند ، با خودشان با مردم دروغ می گویند ، همانطور که بیوه می مانند شاید عده قلیلی باشند که راست می گویند نخواهند ازدواج کنند ولی اکثریت در رودربایستی می افتند ، حقیقتاً می خواهند شوهر کنند ولی چون رسم و عادت اینطور است که در بعضی از جاها شوهر نمی کنند همینطور می مانند ، اینجا می فرماید چهار ماه و ده روز می مانند تا اینکه رابطه روانی که در بین ایشان بوده کاملاً ریشه کن شود تا آمادگی ارتباط با شوهر دیگر را داشته باشد بعد (فاذا بلغن اجلهن) اینجا حتما باید آن چهار ماه و ده روز بگذرد مثل آن نیست که (فان خرجن) چون اینجا واجب است باید رعایت شود چون آنجا حق بود می توانست از حقش بگذرد وقتی که به اجل رسیدند یعنی چهار ماه و ده روز تمام شد (فلا جناح علیکم فیما فعلن فی انفسهن بالمعروف) دیگر جناحی بر شما نیست که آنچه در ارتباط با خود انجام می دهند که بالمعروف باشد ، که میروند ازدواج می کنند به شرط اینکه راهش و طریقش پسندیده و معروف باشد دیگر اشکالی نیست ، شما دیگر مسئولیتی ندارید تا چهار ماه و ده روز مسئول هستید که کنترل کنید ، زن شوهر مرده ازدواج نکند بعد از آن دیگر مسئولتی نیست. این دیگر چه اقتضایی هست که گفته شود اینجا نسخ صورت گرفته؟

استاد ناصر سبحانی (رحمة الله علیه)

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار