تبلیغات

مناظره ،منافع و مضرات/فقط مناظره و دیگر هیچ(2)

Article Image

b_300_300_16777215_10_images_mona1.jpg

اساس نیوز،عبدالقیوم شکاری  : در بخش نخست یاداشتی که در هفته گذشته در رابطه با مناظره و مضرات آن بر وحدت و همدلی جامعه منتشر شد گفتیم که به دلایل مختلف فضای مناظره ای ایجاد شده در گروه ها و فضاهای اجتماعی در مسیر منافع و مصالح جامعه اسلامی قرار ندارد .

عوارضی مانند دور شدن قلبها از یکدیگر ،تقویت اختلافات موجود در جامعه و تحریک احساسات جامعه از مواردی بود که باعث شد ما را در آن یادداشت به سمت  این نتیجه گیری هدایت کند که تنها ثمره مذاکره خودنمایی است و دیگر هیچ !

حال در ادامه این مباحث در این مجال درباره واقعیت هایی که ضرورت برگزاری مناظره را نفی می کند بحث خواهیم کرد.

 استاد امجد آخوند نظری فرزند خلف استاد مرحوم یار محمد آخوند نظری  عالم سرشناس اهل سنت ترکمن در دیداری که اخیرا  با وی داشتیم، بر روی نکته جالبی تاکید داشت .وی می گفت لازم نیست تلاش کنیم به همه تفکرات منحرف و صاحبان این گونه انحرافات پاسخ دهیم .همین که خودمان بر منهج درست حرکت کرده جامعه را هم در این مسیر هدایت کنیم، بهترین راهکار برای مقابله با افراد و گروه های منحرف است .

متاسفانه در شرایط کنونی شاهد هستیم که در فضای مجازی و حقیقی برخی از فعالان حریصانه بدنبال برگزاری مناظره هستند.این مناظره یا بین فعالان شیعه و سنی و یا حتی در برخی از مواقع بین خود فعالان اهل سنت برگزار می شود .

بنظر می رسد افرادی که این رویه را به عنوان یک مسیر درست در جهت رسیدن به اهداف خود انتخاب کرده اند دو واقعیت را فراموش کرده اند :

الف : عدم تغییر نگاه افراد : یک واقعیت اساسی در رابطه با مناظره و نتایج حاصل از آن این است که در اکثریت قریب به اتفاق موارد دیدگاه های طرفین مناظره ،پس از پایان مذاکره با قبل از انجام آن هیچ تفاوتی نمی کند .به عبارت ساده تر مناظره تغییر خاصی در نگرش های افراد ایجاد نمی کند .بر این اساس علت تاکید برخی از افراد بر برگزاری مناظره در مسائل فقهی برای نگارنده این سطور مبهم است .شاید موافقان برگزاری مناظره بر این اعتقاد باشند که این کار در حوزه های اجتماعی و سیاسی رویه ای پذیرفته شده است .بنابر این از این رویه می توان در مسائل دینی و فقهی هم بهره گرفت .

  ایراد مدافعان این نگاه این است که تفاوت ماهوی مسائل دینی را از مسائل اجتماعی و سیاسی درک نکرده اند .مباحث فقهی و اختلاف نظرات موجود در مسائل دینی با مجادله لفظی در منظر عام کاهش پیدا نمی کند.بحث در باره مسائل حساس دینی باید در محیط هایی مثل مجامع فقهی برگزار شده و افرادی که دیدگاه کاملا تخصصی دارند،با هم در فضایی کاملا تخصصی در زمینه ابعاد مختلف مسائل به بحث و تبادل نظر بپردازند .دسن و مسائل دینی اجل از آن است که بخواهیم مانند سایر امور اجتماعی در فضای عمومی تکلیف آن را مشخص کنیم .

ب: ضرورت های تحمل تنوع عقاید : یکی از واقعیات دیگری که در این زمینه از اهمیت زیادی برخوردار است ، ضرورت تحمل عقاید مختلف در جامعه است .این ضرورت در یک دهه اخیر در جامعه اسلامی به فراموشی سپرده شده است .همین شرایط  باعث بروز اختلافات خونبار کنونی در بلاد اسلامی شده است .

  یکی از روندهای ناصوابی که در شرایط کنونی مانند موریانه ای به جان درخت تنومند امت اسلامی افتاده است، جا افتادن این برداشت است که باید عقیده مخالف را از جامعه حذف کرد.این یک برداشت خطرناک است .اینکه ما تلاش کنیم هر عقیده مخالف خود را حذف کنیم، نتیجه ای جز جنگ و خشونت برای ما در پی نخواهد داشت .

یک واقعیت عینی در جامعه اسلامی ما این است که تنوع نظرات موجود فقهی و نظری که در پیرامون ما ایجاد شده و به هیچ وجه قابل کتمان نیست .این تنوع و تکثر قابل رفع هم نیست .راهکار مدیریت این فضا هم چیزی جز قبول این شرایط و کنار آمدن با آن نیست .

اگر بخواهیم با ادبیاتی صریح تر در این زمینه اظهارنظر کنیم باید تاکید کنیم که امروز همانگونه که فعالان شیعه باید بپذیرند که اهل سنت بخش غیر قابل انکار جامعه اسلامی هستند ،فعالان اهل سنت هم باید با این واقعیت کنار بیایند که شیعیان جزوی از جامعه اسلامی هستند و در خیلی از مسائل با اهل سنت دارای منافع و دغدغه های مشترک هستند.بنابراین گام اول حیاتی پذیرش واقعیت حضور و فعالیت طرف مقابل است .

گام دوم بعد از پذیرش فلسفه وجودی طرف مقابل نهادینه شدن این واقعیت است که حال که وجود این تنوع را قبول کردیم ، در گام دوم باید یاد بگیریم که به عقاید و برداشت های یکدیگر احترام بگذاریم .این ضرورت یک رفتار کاملا متقابل است .به عبارت دیگر اهل سنت و شیعیان باید با درک حساسیت های یکدیگر از توهین و بی احترامی به مقدسات یکدیگر پرهیز نمایند .در زیر مجموعه این ضرورت دو رفتار عملیاتی باید نهادینه گردد:

ممکن است ما برخی از مراسم ها و فعالیت های طرف مقابل را قبول نداشته باشیم .در این شرایط مناسب ترین رفتار این است که بجای ایراد سخنرانی های آتشین در رد این رفتارها خودمان از انجام آنها خودداری کنیم .قطعا کسی ما را مجبور به انجام آن نخواهد کرد . ضرورت دوم این است که تلاش کنیم از تحمیل نظر و عقیده خود به طرف مقابل پرهیز نماییم.این ضرورت با توجه به رویه ای که در برخی از گروه های مجازی مشاهده شده است توصیه شده است .در برخی از اوقات مشاهده می شود که برخی از فعالان دینی به هر نحو تلاش می کنند طرف مقابل را مجبور به پذیرش عقیده خود نمایند .این رویه کاملا اشتباه بوده و در غالب موارد جواب عکس می دهد .

در نهایت دنیای اسلام همانگونه که جهان مسیحیت تنوع و تکثر ایجاد شده را پذیرفته و با آن کنار آمده است باید با تنوع ایجاد شده کنار آمده در مسیر تحمل عقاید مخالف حرکت نماید .این حرکت هم امری اختیاری نیست. بلکه جبر مصالح و منافع امت اسلامی راهی جز این فرارروی ما باز نمی گذارد .پس واقعیت وجودی طرف مقابل را بپذیریم و به عقیده و دیگاه متفاوت آنها از مسائل احترام بگذاریم .

 

 

 

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار