تبلیغات

زندگینامه و شرح مقام و منزلت امام ابوداود(رح)

Article Image

b_0_0_0_10_images_hgff65.jpg

اساس نیوز :امام أبوداود رحمت الله علیه در قرن سوم هجری یعنی درعصر حکمرانی عباسیان می زیستند. ایشان در سال ۲۰۲هجری متولد و در سال ۲۷۵ هجری از دنیا رحلت کرده اند.

امام در عصری که عباسیان از نیرو و قوتی همه جانبه برخوردار بودند و همزمان در عصر ترقی و پیشرفت علم می زیست و شاهد ضعف حکومت های آنان هم بود.
او در عصری می زیست که مذاهب اربعه اهل سنت هم ظهور نمودند و در همه علوم پیشرفت های چشمگیری مشاهده می شد. علوم حدیث هم در این مقطع  پیشرفت قابل ملاحظه داشته و تدوین آن هم در همین عصر صورت گرفت و علماء  توانستند در این عصر کتابهای زیادی را به رشته تحریر در آورند . امام محمد بن جعفر کتانی در کتاب شان بنام “الرساله المستطرقه لبیان مشهور کتب السنه المشرقه” از تألیفات این عصر نام برده اند.
در آن عصر اعلام و مشاهیر اسلام مانند امام أحمد بن حنبل امام یحیی بن معین و امام بخاری و امام مسلم و امام نسائی و غیره علماء کرام رحمت الله علیهم زندگی کرده اند.
در همین عصر تصوف هم ظهور کرد و تعدادی از صالحین از زخارف دنیا دوری جسته و در طاعت و عبادت الله متعال مشغول شدند که از آن جمله صالحین می توان ازفضیل بن عیاض و معروف الکرخی و بشر الحافی و الحارث المحاسبی رحمت الله علیهم نام برد.
نام ایشان أبوداود سلیمان بن الأشعث بن إسحاق بن بشیر بن شداد بن عمرو الأزدی سجستانی است که بنام أبو داود مشهور هستند. کنیه الأزدی به الآزد منسوب می شود که قبیله ای معروفی در یمن می باشد. حافظ ابن حجر العسقلانی در کتاب تهذیب التهذیب گفته اند که جد امام أبو داود در جنگ صفین همراه علی رضی الله عنه یک جا بوده اند. علماء در تعیین و تحدید سجستان اختلاف دارند، طوری که ابن خلکان گفته اند که سجستان یا سجستانه استانی در بصره است و سمعانی گفته است که سجستان در بلادی که به کابل معروف است واقع شده و تاج الدین سبکی گفته اند که این اقلیم در حدود کشورهای هندوکش قرار دارد . شیخ عبدالعزیز محدث دهلوی گفته اند که سجستان نسبت اش به سیستان است که این استان معروفی در وسط سند و هرات در نزدیکی قندهار واقع شده است و فعلا در داخل حدود افغانستان می باشد .
امام أبو داود رحمه الله تعالی در بصره سکونت اختیار نموده اند و بارها به بغداد سفر نموده اند و برای طلب علم حدیث به مناطقی  زیادی همچون بلاد خراسان، مصر و حجاز سفر های داشته اند و زانوی تلمذ در محضر علماء بزرگ برزمین زده و از آنها علوم متداوله اسلامی را فرا گرفتند.
از مشهور ترین شیوخ ایشان از این علماء  می توان نام برد:
أحمد بن محمد بن حنبل  الشیبانی رحمه الله تعالی (أبو عبدالله المروزی بغدادی امام مشهور و صاحب مسند)
یحیی بن معین رحمه الله تعالی که از جمله ائمه بودند و در سال ۲۳۳ در مدینه منوره وفات کردند
إسحاق بن راهویه أبو یعقوب حنظلی رحمه الله تعالی و همچنین از بعضی از شیوخ امام بخاری و امام مسلم رحمهما الله تعالی هم فیض برده اند مانند امام احمد بن حنبل و عثمان بن دبی شیبه و قتیبه بن سعید رحمت الله علیهم.
شاگردان امام أبوداود رحمت الله علیه بسیار زیاد بوده اند  و امام ذهبی رحمت الله علیه فرموده اند که همین فخر به امام أبوداود کافیست که امام ترمذی و نسائی رحمت الله علیهما از جمله شاگردان شان بوده اند. و هکذا همین فضل برایش کافیست که شیخ خودش امام أحمد بن حنبل رحمه الله تعالی از ایشان حدیث روایت کرده اند.
امام أبوداود رحمه الله تعالی از جایگاه والایی درنزد علماء و عوام الناس برخوردار بودند و همه علماء او را می ستودند.  خود امام هم علم و علماء را بسیار معظم و مکرم می دانست و هرگز نمی خواست ذره ای اهانت به آنها صورت گیرد که موقف شان در این قصه قابل تقدیر است.
 امام خطابی رحمه الله تعالی از أبوبکر بن جابر رحمه الله تعالی خادم امام أبوداود رحمه الله روایت می کند که گفتند: همراه امام أبوداود رحمه الله در بغداد بودم، نماز مغرب را اداء نمودیم که دق الباب شد و فورا در را باز نمودم .دیدم که أمیر أبو أحمد الموفق عباسی اجازه داخل شدن می خواهد.
 نزد امام أبو داود رحمه الله تعالی رفتم و  او را خبر دادم. ایشان اجازه دادند، امیر داخل شده نشست. سپس امام أبو داود رحمه الله تعالی نزدش رفت و گفت: چه چیز سبب شد که أمیر در این وقت تشریف آورده اند؟ أمیر گفت، سه چیز، امام أبو داود رحمه الله تعالی فرمود: آنها چه هست؟ أمیر گفت: به بصره نقل کنید و آنجا را مکان اقامت قرار داده حلقه درس را دایر کنید تا طلبه علم از هر گوشه و کنار بسوی حلقه شما بشتابند.
أمام أبو داود رحمه الله تعالی گفت: این بود درخواست اولی شما، بیارید دومی را. أمیر الموفق گفت: برای فرزندانم کتاب سنن را روایت کنید و بیاموزانید. امام أبو داود رحمه الله فرمود: خوب بیارید طلب سومی را. أمیر گفت: به تنهایی برایشان سنن را روایت نموده و بیاموزانید نه در جمع سایر طلبه، چون هفرزندان خلفاء همرای عوام یکجا نمی نشینند.
 إمام أبو داود رحمه الله فرمودند: مگر این راهی بخود ندارد. زیرا فرزندان شما در هر سویه ای که باشند در طلب علم یکی اند و برتری ندارند. خادم امام در ادامه می گویند: بعد از آن فرزندان أمیر أبو أحمد الموفق عباسی رحمه الله نزد امام برای طلب علم می آمدند و در بین آنها و سایر مردم پرده گرفته می شد. پس از این قصه معلوم می شود که علمای ربانی امثال امام أبو داود رحمه الله این گونه بودند که ملوک برایشان می آمدند نه اینکه علماء برای آنها بروند و تملق کنند.
  همه علمای هم عصر امام ابوداود او را ستوده اند و به فضل و منزلتش اعتراف نموده اند .طوری که أبوبکر الخلال و حافظ موسی بن هارون گفته اند که امام أبو داود در دنیا برای حدیث خلق شده بود و در آخرت برای جنت و من بهتر از او ندیده ام. . حاکم نیشاپوری گفته اند که امام أبو داود امام أهل حدیث در عصرشان بودند. و هکذا امام ابن جوزی گفته اند که امام أبو داود عالم و عارف به علل حدیث بودند و شباهت زیادی به امام أحمد بن حنبل داشتند.  أبو عبدالله بن منده گفته اند: کسانی که ثابت را از معلول و خطأ را از از صواب تمیز دادند چهار کس اند: امام بخاری و مسلم و بعد از آنها امام أبو داود و نسائی. رحمت الله متعال بر تمامی این علماء باد.

در مورد اینکه امام داوود در کدام مذهب فقهی بودند، علماء اختلاف دارند. بعضی گفته اند حنبلی مذهب بودند و برخی به این باورند که ایشان در مذهب امام شافعی رحمه الله بودند. شیخ أبو اسحاق شیرازی ایشان را در کتاب طبقات الفقهاء از اصحاب أحمد بن حنبل شمرده است و همچنین قاضی ابن أبی یعلی در طبقات الحنابله همین اعتقاد را داشته است.
أما سید صدیق حسن خان در کتاب شان أبجد العلوم إمام بخاری و أبو داود و نسائی را شافعی مذهب خطاب نموده اند .شیخ طاهر الجزائری گفته اند که نزد من إمام بخاری و أبو داود مانند سایر ائمه نه مقلد شخص معینی بوده اند و نه مقلد ائمه اربعه بوده اند ولی میل شان به اقوال امامان شان می رود. و علماء مذهب حنفی و مذهب مالکی در طبقات خود از ایشان نام نبرده اند.
 علامه، محدث بزرگ شیخ محمد زکریا کاندهلوی صاحب أوجز المسالک گفته اند که اهل علم در باره مذهب ائمه حدیث اختلاف دارند، طوریکه برخی آنان را از مجتهدین شمرده اند و بعضی تمام آنها را مقلدین شمرده اند و به نظر من دراین زمینه تفصیلاتی وجود دارد: إمام أبو داود رحمه الله حنبلی بوده است و در مسلک حنابله متشدد بوده است مانند إمام طحاوی در مذهب حنفی. و هرکه در سنن أبو داود دقت کند به این حقیقت پی می برد.
علامه شیخ زکریا مثال های هم در زمینه آورده اند که شاهد این مدعایشان است و در ارتباط إمام بخاری رحمه الله گفته اند که ایشان مجتهد بوده اند و به مذهب معینی پابندی نداشتند و می توان از لابلای تألیفات ایشان این مساله را آشکار کرد.
امام أبو داود رحمه الله تألیفاتی زیادی از خود بجا گذاشته اند.
ایشان کتابی دارند بنام “مسائل الإمام أحمد”- که این کتاب طبق ابواب فقه ترتیب داده شده و در آن سوال های را که از امام شده و ایشان جواب داده اند آورده است و در مسائل فقهی بهترین کتاب می باشد.
کتاب دوم ایشان “المراسیل” نام دارد و کتابی دیگری شان بنام “الناسخ و المنسوخ” است و کتابی هم دارند بنام “الرد علی القدریه” .
 همچنین  کتابهای دیگر شان بنامهای “دلائل النبوه” و کتاب “فضائل الأنصار” و کتاب “أخبار الخوارج”  و کتاب “البعث و النشور” و کتاب “الدعاء” می باشد و از مشهورترین کتاب های ایشان کتاب السنن است. که به سنن ابو داود هم مشهور است که امام ابو داود بعد از تألیف آن را برای امام احمد برای مراجعه تقدیم نمودند که ایشان آن را بسیار ستود و این دلالت می کند که این کتاب پیش از سال ۲۴۱ (سالی که امام احمد وفات یافت) نوشته شده و دقیقا سی و چهار سال قبل از وفات خودش تکمیل شده است.
امام ابو داود در رساله شان فرموده اند که ایشان از رسول الله صلی الله علیه وسلم پنج هزار حدیث را روایت نموده اند و در کتاب سنن چهار هزار و هشتصد حدیث را ذکر کرده اند و در کتاب سنن شان ششصد حدیث مرسل هم ذکر شده است.
  امام سیوطی در کتاب تدریب الراوی هم فرموده اند که تعداد احادیث کتاب ابو داود چهار هزار و هشتصد حدیث است.  امام ابو داود سنن خود را به ابواب  کتابها تقسیم نموده است که تعداد کتابها به سی و پنج کتاب می رسد .
 باید یاد آور شد که تألیفات در علم حدیث همیشه زیر نام جامع و یا مسند و مانند آن می بود که اضافه بر احادیث احکام احادیث فضائل و قصه ها و مواعظ و آداب و تفسیر را ذکر می نمودند. تا اینکه امام ابو داود آمد و کتاب سنن را تصنیف نمودند و در آن احادیث احکام را با استقصاء و پژوهش زیبایی درج نمودند که این کتاب در نزد علماء حدیث و علماء أثر از جایگاه خاصی برخوردار بوده و محل اهتمام آنان بوده است.
 باید دانست که در کتاب السنن اصطلاحی خاصی وجود دارد که امام کتانی آنرا چنین شرح می کند که منظور از آن اصطلاح این است که کتاب بر ابواب فقهی ترتیب داده شده است. مثلا طهارت، نماز ،زکات، روزه و در آن چیزی از موقوف دیده نمی شود. چون در اصطلاح آنان موقوف سنت گفته نمی شود بلکه حدیث است. و از قول امام ابو داود نقل شده است  که در نامه ی عنوانی اهل مکه نوشته بود سبب نامگذاری کتابش به سنن آشکار می شود. ایشان در نامه شان یاد آور شده اند که او بجز احکام چیزی دیگری را در کتاب السنن نگنجانیده است . ایشان به صراحت گفته اند که او کتاب زهد و فضائل الأعمال و غیره را تصنیف نکرده بلکه فقط احادیث احکام را آورده است. پس ذکر احادیث احکام در کتاب السنن و تعلیق امام ابو داود و سخنانش در باره روایان که در آخر هر حدیث فرموده اند کتاب السنن را ویژه گی خاصی داده است.
واقعا امام ابو داود رحمه الله در ترتیب و تنظیم کتابش بر پایه ای ابواب فقه و بر مبنای مسائل شرعی از خود ابتکار نشان داده اند. که علامه کوثری در حاشیه ای شروط الأئمه از حازمی بر این مطلب اشاره نموده می گویند که امام ابو داود به جمع آوری احادیثی که فقهاء بر اساس آن استدلال نموده  و احکام را بالای آن بنا ساخته اند همت گماشته است.
و تمام علماء کتاب سنن امام ابو داود را ستوده اند و ازاین سهم و خدمت علمی ارزشمند ایشان قدردانی نموده اند .چنانچه امام غزالی در کتاب حجت الله البالغه گفته اند که سنن ابو داود برای یک مجتهد کافی است.  امام خطابی گفته اند که مانند سنن ابو داود کتابی در علم دین تألیف نشده است.
  شیخ الاسلام محیی الدین أبو زکریا یحیی بن شرف النووی شارح صحیح مسلم گفته اند که هرکه در فقه و مسائل اشتغال دارد باید کتاب سنن ابو داود را معتبر شمرده و شناخت عام و تام بآن داشته باشد. زیرا بیشترین احادیثی که به آن  استدلال می نمایند در سنن ابو داود به بسیار شکل درست آن وجود دارد و به بسیار آسانی قابل أخذ و فهم است.
علماء کرام راجع به جایگاه سنن ابو داود از نگاه تدریس و تحصیل علم اختلاف جزئی دارند . در این زمینه علامه شیخ محمد زکریا کاندهلوی گفته اند که به اولین چیزی که برای یک طالب علم حدیث ضرورت پیدا می کند، تحقیق مذاهب و انواع حدیث است. سپس دلائل آن بعدا طرق استنباط و سپس جمع روایات و هکذا احادیث ضعیف قرار دارد.. بدین ملحوظ باید در قدم اول جامع الترمذی را مطالعه نماید سپس سنن ابو داود را بیاموزد.  بعدا می تواند صحیح بخاری و صحیح مسلم و نسائی و ابن ماجه را بخواند، چون وظیفه امام ترمذی در کتاب جامع شان بیان مذاهب و انواع حدیث بوده و قصد امام ابو داود از تألیف سنن شان جمع آوری دلائل أئمه بوده است . اهتمام امام بخاری رحمه الله بیشتر در طرق استنباط بوده است، و توجه امام مسلم به جمع آوری روایات بیشتری بوده است.  امام نسائی به علل حدیث اشاره نموده اند و امام ابن ماجه احادیث صحیح و ضعیف را جمع آوری نموده اند. پس یک طالب علم حدیث در اول به جامع الترمذی و سپس به سنن ابو داود چنگ بزند.
و علامه محمد زکریا کاندهلوی در ارتباط به جایگاه سنن ابو داود از نگاه صحیح بودن آن در مقدمه کتاب لامع الدراری گفته اند که در نزد جمهور علماء  کتاب صحیح البخاری صحیح ترین کتاب بوده است و به تعقیت آن در مرتبه دوم صحیح مسلم قرار دارد و در نزد بنده سنن ابو داود در مرتبه سوم قرار دارد. باید گفت که صاحب کتاب مفتاح السعاده هم به همین نظر است و صاحب کتاب نیل الأمانی هم این مطلب را تایید می کند.
علماء کرام سنن ابو داود را شرح هم داده اند که می توان  تعدادی ازاین شروح را نام برد:
معالم السنن لأبی سلیمان حمد بن ابراهیم الخطابی
و کتاب العد المودود فی حواشی سنن أبی داود
و حافظ سیوطی هم آن را شرح داده و نام کتاب شان مرقاه الصعود إلی سنن أبی داود است و أبو الحسن محمد بن عبدالهادی سندی هم سنن ابو داود را شرح داده اند و کتاب شان بنام فتح الودود علی سنن أبی داود نام دارد .وی  به زبان اردو هم شرحی دارند بنام “الهدی المحمود فی ترجمه سنن أبی داود” که توسط مولوی وحید الزمان اللکنهؤی نوشته شده است. و علامه اشرف عظیم آبادی شرحی دارند بنام “عون المعبود شرح سنن أبی داود” که تلخیص کتاب “غایه المقصود” میباشد و بهمینترتیب چندین کتابی دیگر هم در شرح سنن ابو داود توسط علماء کرام تألیف شده است که از بعضی از آنها نام بردم.
بالاخره امام ابو داود رحمه الله در بصره در سال ۲۷۵ هجری در عمر ۷۳ سالگی وفات یافتند و او را در جوار قبر سفیان ثوری رحمه الله دفن نمودند – از رب الجلیل برای این عالم عالیقدر اسلام جنت فردوس را استدعا داریم.
وصلی الله علی نبینا محمد و علی آله وصحبه وسلم
تهیه وتنظیم: عبا اخوند محمدنژاد

اشتراک در تلگرام

تبلیغات

بزودی

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار