تبلیغات

رحمت در کتاب و سنت

Article Image

رحمت در کتاب و سنت

قانون محمد بزرگترین تشریع عادلانه است که هرگز پیش از آن جهان نتوانسته است مانند آن را بیافریند و در آینده نیز به ایجاد مانند آن قادر نخواهد بود.[۱]

در تورات چنین آمده است: ای ملتها! نزدیک شوید و گوش فرا دهید، ای مردم! به من گوش فرا دهید، تا زمین و هر آنچه در آن وجود دارد، جهان و هر آنچه بیرون می‌آورد، بشنوند، خدا بر امتها خشمگین است، از همۀ لشکرهایشان ناراضی است. از این رو ریختن خونشان را جایز دانسته است و آنان را به ذبح کردن دفع کرده است. پس کشتگانشان در خیابانها انداخته شوند و از لاشه‌شان بدبویی برانگیخته شود و از خونشان کوهها سرازیر شوند.[۲] این وضع آنان است، اما اسلام چیزی دیگر است.
ما نمی‌توانیم معنای واقعی رحمت از دیدگاه رسول خدا(ص) را درک نماییم مگر با مراجعه به منبع اصلی یعنی قرآن کریم که این معنی و مفهوم را در وی پدید آورده است.

نخستین چیزی که در قرآن کریم، – همان قانون مسلمانان و مهمترین منبع تشریعی اسلام – توجه ما را به خود جلب می‌کند، این است که تمام سوره‌های آن – به استثنای سوره توبه – با جمله بسم الله و دو صفت «رحمن و رحیم» آغاز می‌شوند و بر کسی مخفی نیست که آغاز شدن این سوره‌ها با این دو صفت بیانگر اهمیت رحمت در تشریع اسلامی است و نیز روشن است که این دو صفت «رحمن و رحیم » چقدر از نظر معنی با همدیگر نزدیک‌اند، هر چند که در این مورد تفصیلات زیادی در میان علما نقل شده و دیدگاههای مختلفی در تفاوت این دو واژه ذکر گردیده است. [۳]

ممکن بود که خداوند صفت دیگری از صفاتش از قبیل صفت «عظیم، حکیم، سمیع و یا بصیر» را با صفت رحمت جمع نماید و نیز این امکان وجود داشت که صفت دیگری را با صفت رحمت جمع کند که معنای دیگری داشته باشد تا توازن معنی در نزد قرائت کننده برقرار گردد تا صفت رحمت غالب نباشد؛ مانند این که صفت «جبار، منتقم و یا قهار» را در کنار صفت رحمت جمع می‌نمود. اما ذکر این دو صفت قریب المعنی در آغاز هر سوره در قرآن کریم بیانگر رویکردی بسیار واضح است؛ مبنی بر این که صفت رحمت بر تمام صفات دیگر تقدم و اولویت دارد و تعامل با صفت رحمت جزو صفات اساسی است که هرگز مضمحل نشده و در برابر دیگر اصول سقوط نمی کند.
مؤید این دیدگاه این است که ترتیب سوره‌های قرآن توقیفی است به این معنی که خداوند به پیامبرش وحی فرموده است که قرآن را به این نحوی که امروز در دسترس مسلمانان است، ترتیب دهد. در حالی که نزول آیات و سوره‌ها با این ترتیب مذکور نبوده‌اند. اما ما مشاهده می‌کنیم که نخستین سورۀ قرآن کریم سوره فاتحه است و این سوره مانند سایر سوره ها با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز شده است و همچنین این دو صفت در خود سوره فاتحه تکرار شده‌اند و مسلماً صدور چنین دیباچه‌ای برای قرآن کریم به مدلول واضح و روشنی اشاره دارد.
نیز سوره فاتحه، از سوره هایی است که واجب است فرد مسلمان آن را در تمام رکعات نماز قرائت کند، به این معنی که مسلمان در هر رکعت لفظ «رحمن و رحیم» را دو بار تلفظ کند، گویی مسلمان در هر رکعت چهار بار رحمت خداوند عزوجل را یادآوری می‌کند و در واقع در هفده رکعت نمازهای فرضی شصت و هشت مرتبه صفت رحمت را تکرار می‌کند که این امر بیانگر نهایت شکوه و عظمت صفت «رحمت» است.

لازم به یادآوری است که این بزرگداشت باشکوه از صفت «رحمت» فقط منحصر به آغاز قرآن و یا اوای سوره‌ها نیست؛ بلکه همین توازن به شکل قابل توجهی در تمام سوره ها حفظ شده است.
من صفت «رحمت» را با تمام مشتقات آن در کل قرآن کریم برشمردم و نیز دیگر صفات را از قبیل صف «حلم، عدل و ..» را بررسی کردم و به یک نکته عجیبی دست یافتم!
با وجودی که صفت رحمت در آغاز قرآن به تنهایی ذکر شده است، در عین حال تفاوت بزرگی با دیگر صفات اخلاقی نیز دارد؛ چنان که صفت رحمت با تمام مشتقات آن سیصد و پانزده مرتبه در قرآن ذکر شده اس، در حالی که صفت «صدق» صد و چهل و پنج مرتبه و صفت «صبر» نود مرتبه و صفت «عفو» چهل و سه مرتبه و صفت «کرم» چهل و دو مرتبه و صفت «امانت» چهل مرتبه و صفت «وفا» بیست و نه مرتبه ذکر گردیده‌اند. (به نمودار زیر توجه کنید)

به هیچ وجه نمیتوان این مطلب را یک امر تصادفی به حساب آورد و خداوند پاک و منزه است که اموری را بی هدف و بی رویه در کتابش ذکر نماید؛ زیرا قرآن کتاب حق است و باطل در آن راه ندارد و هر کلمه و هر حرف آن با مقدار و هدفی مشخص نازل شده است. خداوند متعال می‌فرماید: «‏لَا یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ‏» «فصلت/۴۲» (هیچ گونه باطلی ، از هیچ جهتی و نظری ، متوجّه قرآن نمی‌گردد. قرآن فرو فرستاده‌ی یزدان است که با حکمت و ستوده است. )
و اگر به دعاهای انبیا در قرآن کریم توجه نمایی متوجه می‌شوی که دعای رحمت با تمام دعاهای دیگر یکسان است.
چنان که حضرت آدم (ع) با همسرش حواء چنین دعا کردند: «‏قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ‏» «اعراف/۲۳» (گفتند : پروردگارا ! ما ( با نافرمانی از تو ) بر خویشتن ستم کرده‌ایم و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی از زیانکاران خواهیم بود)
حضرت نوح (ع) این گونه دعا کرد: «وَإِلَّا تَغْفِرْ لِی وَتَرْحَمْنِی أَکُنْ مِنَ الْخَاسِرِینَ» «هود/۴۷»  (اگر بر من نبخشائی و به من رحم ننمائی از زیانکاران خواهم بود)
دعای حضرت موسی (ع) : « أَنْتَ وَلِیُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَیْرُ الْغَافِرِینَ» «اعراف/۱۵۵»( تو سرپرست ما هستی . پس بر ما ببخشای و به ما رحم فرمای ، چرا که تو بهترین آمرزندگانی)
همچنین آیات مشابه بی شماری وجود دارد که حصر آن‌ها دشواری می‌کند و نیز بسیاری از احادیث وجود دارند که این آیات را برای ما تفسیر نموده و رحمت رب العالمین را توصیف می‌کنند.
حضرت ابوهریره روایت می‌کند که رسول خدا(ص) فرمود: «إِنَّ اللَّهَ کَتَبَ کِتَابًا قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ الخَلقَ، إِنَّ رَحْمَتِی سَبَقَتْ غَضَبِی ، فَهُوَ مَکتُوبٌ عِنْدَهُ فَوْقَ الْعَرْشِ ” «خداوند قبل از آن که مخلوقات را بیافریند کتابی نوشت به این مضمون که رحمت من بر خشمم سبقت گرفته است و این کتاب در بالای عرش نزد او نوشته و محفوظ است.»

بنابراین، این اعلامی صریح و روشن است مبنی بر این که صفت رحمت بر صفت غضب و صفت نرمی بر صفت سختی و خشونت مقدم است و این رحمت فقط مربوط به دنیا نیست؛ بلکه رحمت بزرگ و عظیم در روز رستاخیز خواهد بود و این چیزی است که رسول خدا(ص) به ما مژده داده است. چنان که فرموده است:
«إِنَّ اللّه  خَلَقَ یَومَ خَلَقَ السَّماواتِ وَالارضَ مِائَهَ رَحمَهٍ کُلُّ رَحمَهٍ طِباقُ ما بَینَ السَّماءِ و َالارضَ فَجَعَلَ مِنها فِى الارضِ رَحمَهً فَبِها تَعطِفُ الوالِدَهُ عَلى وُلدِها و َالوَحشُ و َالطَّیرُ بَعضُها عَلى بَعضٍ و َأَخَّرَ تِسعا و َتِسعینَ فَإِذا کانَ یَومُ القیامَهِ أَکمَلَها بِهذِهِ الرَّحمَهِ» « همانا خداوند روزی که آسمانها و زمین را آفرید، صد رحمت خلق نمود، هر رحمتی به اندازه آسمان و زمین بود و یک رحمت را در زمین قرار داد. با همین یک رحمت مادر بر فرزندش رحمت و مهرورزی می‌کند و حیوانات وحشی و پرندگان نسبت به همدیگر مهربان می‌شوند، و چون روز رستاخیز فرا می‌رسد، آنها را با این رحمت کامل می‌گرداند.»

بنابراین؛ این مطلب یک پندار جدید نیست، بلکه خداوند صفت رحمت را همزمان با آفرینش آسمانها و زمین آفریده است، یعنی آفرینش صفت رحمت مربوط به زمانی است که هنوز دستور خداوند به افعال و کردار بندگان صادر نشده است و حتی به قبل ار آفرینش انسانها باز می‌گردد و این بیانگر فضل بزرگ و جود و کرم وسیع الله است و نیز نص قرآن کریم به این مطلب اشاره می‌کند. چنان که خداوند می‌فرماید: «کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ »«انعام/۵۴» (خداوند شما ( از روی لطف ) بر خویشتن رحمت واجب نموده است)

بدین ترتیب این یک حقیقت انکارناپذیر است. امام طبری در تفسیر این آیه می‌فرماید: «خداوند حکم فرموده است که نسبت به بندگانش مهربان باشد، در کیفر آنان شتاب نکند و توبه و انابت آنان را بپذیرد و این امر از جانب خداوند متعال نوعی استمالت است از کسانی که از او روی برتافته‌اند تا با توبه و انابه به سوی او بازگردند.
با توجه با موارد مذکور خداوند به وضوح اعلام داشته است که هدف از بعثت پیامبر(ص) این بوده است که وی را مایۀ رحمت و گسترش مهرورزی برای همۀ عالمیان قرار دهد، چنان که می‌فرماید: «‏وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ‏»« انبیا/۱۰۷» (ما تو را جز به عنوان رحمت جهانیان نفرستاده‌ایم.)

بنابراین، مفهوم این آیه را با آنچه قبلاً ذکر کردیم در کنار هم قرار دهیم آن گاه است که به حقیقت اقوال و افعال رسول خدا(ص) پی می‌بریم که فقط برای ترسیخ مفهوم رحمت بوده است و در واقع افعال و کردار آن حضرت تطبیق عملی و منحصر به فرد این اخلاق عظیم و والا در همۀ سخنان و در یکایک حرکات وی بوده است.

تردیدی نیست که پیامبر(ص) فقط برای تحقق بخشیدن به این امر مبعوث شده است آن گونه که قرآن به آن اشاره می‌نماید و علامه ابن جریر طبری نیز این جانب را ترجیح داده‌اند که این رحمت شامل مؤمنین و کفار بوده است. چنان که پس از ذکر اختلاف علما در مورد این که آیا این رحمت ویژۀ مؤمنان است یا کفار  مؤمنان را شامل می‌گردد، می‌فرماید: «صائب ترین نظریه آن است که خداوند، پیامبرش را به عنوان رحمت برای همۀ جهانیان فرستاده است و مؤمن و کافر را شامل می‌گردد، و مؤمنان را به وسیلۀ وی هدایت نموده و به خاطر ایمان و عملشان به دستورات خداوند، آنان را وارد بهشت می‌گرداند و بلای زود هنگامی را که بر امتهای تکذیب‌گر گذشته فرود می‌آورد، از کفار امت وی به تأخیر می‌اندازد.

بنابراین، این دیدگاه تأکید دارد مبنی بر این که پیامبر (ص) فقط برای یک قوم مبعوث شده است؛ بلکه بر خلاف انبیای گذشته به سوی همۀ انسانها مبعوث شده است.
آن حضرت(ص) در حدیثی می‌فرماید: « در گذشته پیامبران به سوی قوم خاصی مبعوث شدند؛ اما من به سوی همۀ مردم مبعوث شده‌ام.»

بنابراین پیامبر(ص) در این حدیث تصریح دارد که به سوی همۀ مردم زمین فرستاده شده است و در پی آن نسبت به همۀ آنان مهربان و رحیم است.
ما در کنار هم گذاشتن همۀ این موارد در ذهن، به رفتار و سلوکیات رسول الله(ص) در زندگی‌اش پی برده و به درک واقعی اقوال و کردار وی می‌رسیم و از این اصول و مبادی است که موارد زیر استنباط می‌گردند:

خداوند رحمان و رحیم است و پیامبر(ص) نیز رحمتی برای همۀ جهانیان است. و همان رسالت در اصل و طبیعتش مایۀ رحمتی باری همۀ مردم است.

از این رهگذر است که گفتارهایش در باب رحمت از شمولیت و عمومیت تام برخوردارند و الفاظ مبارکش در عین اختصار، معانی بزرگی را در خود جای دادند و با وجود بکار گیری از ایجاز معجز همۀ موجوداتی را شامل می‌گردد که بر روی کرۀ خاکی زیست می‌کنند.
رسول خدا(ص) فرمود: «مَن لا یَرَحمُ، لا یُرحَمُ» : «هر کس، به دیگران، رحم نکند، خدا به او رحم نخواهد کرد.»
آن حضرت در این حدیث به صورت مطلق فرمود: هر کس بر بندگان رحم نکند، خداوند بر او رحم نمی‌کند.
و نیز فرمود: «ارحَمُوا مَن فِی الأرضِ یَرحَمکُم مَن فِی السَّمَاءِ» «بر اهل زمین رحم کنید تا اهل آسمان بر شما رحم کنند.»
همانا رحمتی که در اقوال و کردار رسول خدا(ص) پدیدار گشته است، رحمت و مهرورزی تکلفی نبود؛ بلکه رحمتی طبیعی بود که در تمام احوال، علی رغم اختلاف اوضاع و ظروف و تعدد مناسبات ملموس و مشهود بود.
از این جهت است که ما رحمت و عطوفتش را با بزرگ و کوچک، زن و مرد، دور و نزدیک، و بلکه با دوست و دشمن مشاهده می‌کنیم.
و حتی رحمت و مهرورزی وی از بشر فراتر رفته و حیوانات و چهارپایان و پرندگان و حشرات را نیز شامل می‌گردد.

ما مشاهده می‌کنیم که بر گربه‌ای رحم می‌کند و خبر می‌دهد که زنی در اثر سخت دلی بر یک گربه وارد دوزخ شده است و می‌فرماید: «زنی وارد دوزخ شده است به خاطر این که گربهای را حبس کرده تا اینکه از گرسنگی مرده است. نه به او غذا داده و نه او را آزاد گذاشته تا از حشرات تغذیه کند.»

و نیز در سیره نبوی، ملاحظه می‌کنیم که از زن بدکاری خبر می‌دهد که خداوند او را مورد مغفرت خود قرار داده است. چون قلبش به خاطر سگی به تپش درآمده است.
فرموه است: « بَیْنَما کَلْبٌ یُطیف بِرکِیَّهٍ قَدْ کَادَ یقْتُلُه الْعطَشُ إِذْ رأتْه بغِیٌّ مِنْ بَغَایا بَنِی إِسْرَائیل، فَنَزَعَتْ مُوقَهَا فاسْتَقت لَهُ بِه، فَسَقَتْهُ فَغُفِر لَهَا بِهِ» « در آن حال که سگی در کنار چاه آبی، دور می‌زد و نزدیک بود از شدت تشنگی بمیرد، زن فاحشه‌ای از بنی اسرائیل او را دید، لذا کفش‌اش را درآورد و به آن سگ آب داد. بخاطر این کار، مورد مغفرت قرار گرفت.»

این دو مثال ما را بر اختلاف معیارها و مقیاسهایی که در اذهانمان وجود دارد، از حقیقتی که در این دو قضیه وجود دارد، راهنمایی می‌کند؛ زیرا ممکن است کسی بگوید: چگونه ممکن است که سیراب کردن یک سگ با جنایت سنگین زنا برابری کند؟ آیا فاحشه‌ای که بدکاری و عمل فاحشه را شغل و حرفۀ خودش ساخته است مورد بخشش الله قرار می‌گیرد؟ آری، رحمت الهی بیکران است و خداوند بر رحم کنندگان رحم می‌کند و گناهان در برابر اقیانوس رحمت خداوند ناچیزند، اما خداوند فقط بر رحم کنندگان رحم می‌کند.

آری، اینها معیارهایی صحیح و موازینی دقیق هستند که به وسیلۀ اینها اعمال انسانها سنجیده می‌شود، از این جهت است که زنی به خاطر جور و جفا به گربه‌ای وارد دوزخ می‌شود و دیگری به خاطر ترحم بر سگی به بهشت می‌رود.

بنابراین، قضیه در اینجا به خاطر تبعاتی که از این داستان؛ مترتب شده است نیست؛ و چه بسا که این آثار و تبعات نسبت به حیوانی که در این داستان آمده ناچیز و محدود باشند، بلکه قضیۀ واقعی آن است که پشت این صحنه نهفته است، و آن عبارت از رحمت و مهرورزی ای است که در قلب انسان نهفته و در پرتو آن رفتارها و تصمیماتش شکل می‌گیرند.

رسول خدا(ص) بر حیوان بی زبانی که گرسنه شده یا چیزی برتر از توانش بر او حمل می‌شود، ترحم نموده و وقتی که از کنار شتر لاغری رد شده، از روی رحمت والایش فرمود: «اتَّقُوا اللَّهَ فِی هَذِهِ الْبَهَائِمِ الْمُعْجَمَهِ فَارْکَبُوهَا صَالِحَهً وَکُلُوهَا صَالِحَهً» « در مورد این حیوانات بی زبان از الله بترسید، با خوبی آنان را سوار شوید و با خوبی آنان را بخورید.»

بلکه بر حیوان به هنگام ذبحش ترحم نموده است؛ زیرا حتماً باید حیوان ذبح گردد و باید ذبح آنان رحیمانه صورت گیرد.
می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ کَتَبَ الْإِحْسَانَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ فَإِذَا قَتَلْتُمْ فَأَحْسِنُوا الْقِتْلَهَ وَإِذَا ذَبَحْتُمْ فَأَحْسِنُوا الذَّبْحَ وَلْیُحِدَّ أَحَدُکُمْ شَفْرَتَهُ فَلْیُرِحْ ذَبِیحَتَهُ» « خداوند احسان و خوشرفتاری را بر هر چیزی لازم کرده است، پس هرگاه کشتید، به خوبی بکشید و هرگاه ذبح کردید، به خوبی ذبح نمایید و هر کدامتان کاردش را تیز کند و مذبوحه اش را راحت کند.»

حتی رحمت و شفقتش گنجشکی را شامل می‌گردد که سود و فایده‌اش به اندازۀ حیوان نیست، به رحمتش نسبت به گنجشک بنگرید. آن حضرت فرمود: « مَنْ قَتَلَ عُصْفُورًا عَبَثًا عَجَّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى یَوْمَ الْقِیَامَهِ ، قَالَ : یَا رَبِّ إِنَّ فُلانًا قَتَلَنِی عَبَثًا وَلَمْ یَقْتُلْنِی لِمَنْفَعَهٍ » « هر کس گنجشکی را بیهوده و بدون آن که از آن سودی ببرد، بکشد، روز قیامت به بارگاه خداوند فریاد می‌زند و می‌گوید: ای خدا! فلانی مرا بیهوده و بی فایده کشت و مرا به خاطر سود و منفعتی نکشت.»

منظور ما در اینجا حصر این گونه موارد نیست، بلکه فقط این موارد جهت ذکر نمونه هایی از این باب است.
بالاتر از همۀ آنچه ذکر گردید، مناسب است که به این مطلب اشاره شود که رحمت و مهرورزی پیامبر(ص) اشیای بی روح را نیز شامل می‌گردد.

آن حضرت با کوه احد ابراز عاطفه نموده و از مردم خواسته است تا نسبت به آن در مورد حادثه‌ای که بر مسلمانان پدید آمد، فال بد نگیرند و نباید بی جهت و بدون جهت گناه آن را ناپسند بدانند.
روزی به احد اشاره نود و می‌فرماید: «هذا جَبَلٌ یحِبۀُنُا وَ نُحِبُّه» «این کوهی است که ما را دوست می‌دارد و ما نیز آن را دوست می‌داریم.»

این چه رحمت و شفقت و چه عاطفه و محبتی بود!
براستی که او به تمام حیات و هستی ترحم مینمود.
بر هر کس که وی را می‌شناخت یا نمی‌شناخت، ترحم می‌کرد.
او تطبیق عملی آن چیزی بود که خداوند از مخلوقاتش و برای مخلوقاتش می‌پسندید.

خداوند از آنان رحمت و شفقت را می‌پسندید و نیز برای آنان رحمت و شفقت را می‌خواست. و در حقیقت همین است رسالت اسلام و در واقع همین است رسول خدا(ص).
مردم به طور واقعی اسلام نمی‌فهمند، آنان اسلام را فقط در عبادات و حدود منحصر می‌دانند در صورتی که اسلام فقط این نیست.
و چنین نیست که هر کس به انجام عبادات و اقامۀ حدود مبادرت ورزید، سپس هر گونه فسادی را که در زمین مرتکب شود و به اهل آن ستم روا دارد و بر اهل آن ظلم و بی عدالتی نماید، وارد بهشت می‌شود.
بلکه اهل بهشت افراد مهربان و رحیمی‌اند که دارای قلبهایی نرم و احساساتی همراه با لطف باشند، و اهل دوزخ افراد سخت دل و قسی القلبی خواهند بود که دلهایشان سنگ و نفسهایشان متکبر شده و بر خلق خدا رحم نمی کنند و به حال آنان رأفت و لطف نشان نمی‌دهند.
این دو گروه از همدیگر بسیار فاصله دارند و فاصلۀ میان آنان به اندازه مسافت آسمان و زمین و حتی دورتر است.
این است تفاوت کسی که اسلام را فهمیده با کسی که سلام را نفهمیده است.

چه زیبا خداوند پیامبرش را خطاب نموده و می‌فرماید: «فَبِمَا رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ» «آل عمران/۱۵۹» « از پرتو رحمت الهی است که تو با آنان ( که سر از خطّ فرمان کشیده بودند ) نرمش نمودی . و اگر درشتخوی و سنگ‌دل بودی از پیرامون تو پراکنده می‌شدند»

هرگز پیامبر با نیروی قدرت و اسلحه مردم را به دور خود جمع نکرده بود، بلکه در حقیقت امر آن گونه است که پروردگارمان فرموده، سبب اصلی این تجمع، رحمت و مهرورزی‌ای است که در اثر آن قلب رسول خدا(ص) نرم شده بود، و به این شکل رحیمانه که به اوج خود رسیده بود، متبلور گشته بود.

این مطلب را با یکی از عبارات رأفت آمیز و مشفقانه و عواطف رحیمانۀ آن حضرت(ص) به پایان می رسانیم.

رسول خدا(ص) فرمود: «ما مِن مسلِمٍ یَغرِسُ غَرسا أو یَزرَعُ زَرعا ، فَیَأکُلُ مِنهُ طَیرٌ أو إنسانٌ أو بَهیمِهٌ ، إلاّ کانَ لَهُ بِه صَدَقهٌ» « هر مسلمانی که درختی، غرس نماید یا بذری بیفشاند و انسان، پرنده و یا حیوانی از آن بخورد، برایش صدقه محسوب می‌گردد.»

منبع: پیام آور رحمت(ص) / مؤلف: دکتر راغب الحنفی السرجانی / مترجم: محمد حنیف حسین زائی / انتشارات حافظ ابرو / چاپ اول ۱۳۹۳

***********************

[۱]: آدموند بیرک، فیلسوف انگلیسی، ر.ک. الاسلام و السیاسه و الحرکات الاجتماعیه، ترجمه: محروس سلیمان، مکتبه مدبولی، قاهره، چاپ اول، ۱۹۹۹م.

[۲]: تورات، سفر إشعیا، أصحاح ۳۴

[۳]: ر.ک.فتح البارئ، ۱۳/ ۳۵۸-۳۵۹

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار