تبلیغات

دیدگاه سنت در مورد طب و پزشکی

Article Image

دیدگاه سنت در مورد طب و پزشکی

نویسنده: دکتر یوسف قرضاوی / مترجم: عبدالعزیز سلیمی

 چنانچه بخواهیم نمونه‌ای از اهتمام عام اسلام و توجه خاص رسول خدا(ص) به علومی که بر اساس «تجربه» استوارند را یادآوری نمائیم، دیدگاه قرآن و سنت در مورد طب و پزشکی بهترین مثال و نمونه خواهد بود.
در این رابطه بیان برخی از مهمترین اصول و قواعد اساسی که اسلام آنها را پایه‌ریزی نموده و اساس استواری را برای ساختن کاخ دانش سالم پزشکی آماده گردانیده است، ضروری است:

اول: به ارزش جسم و مسئولیت انسان در مقابل آن اشاره می‌نماید و می‌فرماید: «إن لبدنک علیک حقا»، «جسمت بر تو حقی دارد.» همچنان که انسان برای تأمین سلامتی به غذا و خواب و بهداشت و استراحت احتیاج دارد و مسئول است بطور شایسته آنها را فراهم نماید. از طرف دیگر انسان در مقابل بیماریهایی که عارض جسمش می‌شود، مکلف به تداوی و مراجعه به پزشک است.
و این بدان معناست که این مسئولیت مسئولیتی واجب و ضروری است و به هیچ وجه نباید مورد اهمال و بی‌توجهی قرار بگیرد، و حتی به خاطر مسئولیتهای دیگر از جمله مسئولیتهای عبادتی نباید سلامت جسمی را به خطر انداخت یا در صورت بیماری از مداوای خویشتن غفلت ورزید و این را احادیثی که اهل ایمان را به اعتدال فرامیخوانند و آن را روش و ادب اسلامی و سنت رسول خدا به شمار می‌آورند، مورد تأکید قرار داده است و رسول خدا فرموده است: «هر کس از راه و رسم من روی گردان شود ارتباطی با من ندارد.»
بر همین اساس اسلام باورهای زاهد نمایان و مرتاضان را که برای تقویت روح و جسم خویش را تعذیب مینمایند، باورهایی باطل و بیگانه با اسلام دانسته و معتقد است که ساختار و ماهیت انسان متشکل از روح و جسم در کنار یکدیگر است.

دوم: مشکل ایمان به «قضا و قدر» را که برخی تداوی مراجعه به پزشک را با آن در تضاد می‌بینند، حل و فصل نموده است. زیرا وقتی از رسول خدا سؤال می‌شود که: آیا داروهایی که برای مداوای بیماریها مصرف شوند، یا اسبابی که برای پیگیری از بیماریها بکار گرفته می‌شوند، چیزی از «تقدیر» خداوند را تغییر می‌دهند؟
رسول خدا در پاسخ به آن فرمود: «خودِ همینها بخشی از تقدیر خداوند هستند.»
رسول خدا با وضوح و روشنی تمام به این حقیقت اشاره می‌فرماید که تقدیر خداوند شامل همۀ « اسباب و مسببات» می‌شود و همچنان که اسباب و عواملی سبب ایجاد بیماریهایی می‌شوند، داروها و معالجه‌ها خود اسبابی برای برطرف گردانیدن آن بیماریها به شمار می‌روند و انسان اهل ایمان اندیشمند و آگاه کسی است که با استفاده از قدری از تقدیرات خداوند به رویارویی تقدیر دیگری از تقدیرات او برود.

سوم: گشودن پنجرۀ امیدواری بر روی هم پزشکان و هم بیماران در ارتباط با امکان معالجۀ همۀ انواع بیماریها یکی از رهنمودهای رسول خدا است و با این اصل بر روی یأس و ناامیدی خط بطلان و باور به وجود بیماریهای غیرقابل معالجه را باطل می‌شمارد. در این رابطه احادیث فراوانی روایت شده‌اند که تنها به برخی از آنها اشاره می‌نمائیم:
«خداوند هیچ بیماری را بدون درمان نیافریده است.»
«هر دردی را درمانی است، هرگاه دارویی درست تشخیص داده شود، به ارادۀ خداوند بیماری را شفا می‌دهد.»
روزی مردی عرب به حضور رسول خدا آمد و گفت: یا رسول الله به من اجازه‌ی تداوی می‌فرمایی؟ فرمود: آری، زیرا خداوند هیچ دردی را بدون درمان قرار نداده است و برخی آنها را می‌شناسند و برخی دیگر از آن بی‌خبرند.»
با اطمینان باید گفت: همۀ مواد دارویی در عرصۀ آفریده‌های خداوند وجود دارند و این کار متخصصان داروشناسی و داروسازی است که برای کشف آنها از هیچ تلاش کوتاهی نمایند و هیچگاه دچار یأس و ناامیدی نشوند.
امام شوکانی می‌فرماید: این حدیث بیانگر آن است که هیچ مانعی بر سر تلاش برای مداوای بیمایهایی که پزشکان آنها را غیرقابل معالجه می‌دانند، وجود ندارد.

چهارم: رسول خدا به یکی از قوانین خداوند که مسری بودن برخی از بیماریهاست اشاره نموده و می‌فرماید:
«همچنان که از جانوران درنده فرار می‌کنید از بیماران جذامی نیز پرهیز کنید.»
و از مبایعت و نهادن دست در دست بیماران جذامی خودداری می‌فرمود.
حتی به قضیه سرایت بیماری در میان حیوانات نیز اشاره فرموده که : «حیوانات بیمار و سالم را بر سر یک آبشخور با هم جمع نکنید.»
اما روایتی که می‌گوید: «عدوی و سرایت بیماری وجود ندارد.» بدین معناست که بیماریها در ذات خود هوش و اراده سرایت از یکی به دیگری را ندارند، بلکه بر اساس قوانین و مقدرات خداوند است که سرایت می‌نمایند.
همچنین رسول خدا اصل قرنینه و محدودیت بیماران را مورد تأکید قرار داده و راجع به بیماری فراگیر طاعون می‌فرماید: «چنانچه خبر داشتید در منطقه‌ای طاعون آمده، به آنجا سفر نکنید! و در صورتی که در محل سکونت شما طاعون شایع شد به منطقۀ دیگری نروید، تا خود و دیگران را در معرض ابتلا قرار ندهید!»

پنجم: رسول خدا با مدعیان طبابت و پزشکی کاهنان و ساحران و دیگر دکاندارانی که از طریق دعای دفع چشم‌زخم و مهرهۀ دفع جن و دلربایی – که در عصر جاهلیت بسیار رایج بود و بازار گرمی داشت – مقابله می‌فرمود و آنها را باطل و نادرست می‌شمرد و جزو شرک می‌دانست و جنگی همه جانبه را بر علیه آنها اعلان فرموده بود و تنها به دعاها و نوشته‌هایی اجازه داد که تنها نام خداوند و صفات او در آن وجود داشته باشد، زیرا چنین چیزی دعایی بیش نیست و دعا مشروع و مطلوب است.

ششم: رسول خدا از طریق ارشاد و راهنمایی مردم به طب علمی مبتنی بر دانش تجربی – نه بر اساس خرافات و ادعا- پیشگام و اسوه بودند.
رسول خدا به هنگام بیماری تداوی می‌فرمود و دیگران را به مراجعه به طبیب و پزشک دستور می‌داد و روزی طبیبی را برای معالجه أبی بن کعب فرستاد و آن طبیب یکی از رگهای او را قطع نمود و با آهن گداخته آن را داغ کرد.» و در واقع او را عمل جراحی نمود.
«همچنین برای معاینه و معالجه سعد بن ابی وقاص دستور فرمود که حارث بن کلده طبیب مشهور طایفه ثقیف را بر بالین او بیاورند.»
لازم به یادآوری است که مسلمان شدن حارث بن کلده به اثبات نرسیده است و علما بر اساس همین موضوع بر این باورند که در امور پزشکی هم می‌توان به اهل کفر مراجعه نمود. هر چند بهتر آن است پزشکان مسلمان به تداوی بیماران مسلمان اقدام نمایند، به ویژه در ارتباط با اموری مانند: روزه نگرفتن که نیاز به مجوز پزشک مسلمان دارد.
یکی از اصحاب رسول خدا زخمی برداشته و محل آن عفونت کردده بود. رسول خدا به دو نفر از طایفۀ أنمار فرمود: «کدامیک از شما در پزشکی مهارت بیشتری دارید؟» یکی از آنان گفت: یا رسول الله آیا پزشکی و طبابت برای بیمار فایده‌ای را دربردارد؟ او فرمود: «کسی که بیماری را قرار داده داروی آن را هم آفریده است.»
امام ابن القیم جوزی می‌گوید: بر اساس این روایت در همۀ علوم و فنون و صنایع بایستی به متخصصین و خبرگان مراجعه نمود، زیرا کار آنها صحیح‌تر و مطمئن‌تر است.

هفتم: از رسول خدا روایت شده: «هر کس پزشک نباشد و به کار طبابت بپردازد ضامن (شدت بیماری و مرگ بیماران) است.»
بدین وسیله رسول خدا بر سینۀ مدعیان طبابت که خود را پزشک و طبیب معرفی نمایند و از تخصص و مهارت کافی بی‌بهره‌اند دست رد نهاده و آنها را در برابر اشتباهات پزشکی خود مسئول دانسته است و منزلت والایی را برای اهل تخصص و خبرگان قائل شده، زیرا هر دانشی دارای متخصصان و مجرّبانی است و هر صنعتی را صنعت گرانی با تجربه است و هیچکس همچون آگاهان انسان را به (امور علمی ذهنی و …) آگاه نمی‌کنند.
در پرتو این اصول هفتگانه می‌توان به دیدگاه رسول خدا در مورد طبابت و پزشکی پی برد. دیدگاهی که قرنها بر رنسانس علمی فرب پیشی گرفته و بر اساس آن اصول نظری و عملی طبابت اسلامی قرار گرفته است. طبابتی که کتابهای دانشمندان آن قرنها مرجع و محوری برای تحقیقات دانشمندان اروپا و آمریکا و … بوده است و کافی است به کتابهایی مانند : «قانون» ابوعلی سینا و «حاوی» رازی و «کلیات» ابن رشد اشاره نمائیم.

*****************************

منبع: دانش و دینداری / مؤلف: دکتر یوسف قرضاوی / مترجم: عبدالعزیز سلیمی / انتشارات احسان

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار