تبلیغات

اسباب نزول آیات یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک و الیوم اکملت لکم دینکم

Article Image

اولا:

ابوشیخ از حسن بصری روایت کرده است: رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: خداوند تعالی مرا به رسالت مبعوث کرد و من در خود توانایی این کار را نمی‌دیدم، زیرا می‌دانستم مشرکان تکذیبم می‌کنند. پس خدای تعالی به من وحی کرد یا پیام او را به مردم برسانم و یا ناگزیر مورد خشم و عذاب الهی قرار گیرم. همین بود که خدا صلی الله علیه وسلم آیه «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ» را نازل کرد.

و حاکم و ترمذی از عایشه رضی الله عنها روایت کرده اند: نبی کریم تا نزول این آیه «وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ» با نگهبانان مسلح (اصحابش) حراست و پاسبانی می‌شد. پس از نزول این آیه پیامبر سرش را از خانه بیرون کرد و به محافظانش گفت: شما بازگردید که خدا خودش مرا نگاه می‌دارد.ترمذی ۳۰۴۶، حاکم ۲ / ۳۱۳٫

این حدیث دال بر این است که این آیه در شب و هنگامی که پیامبر صلی الله علیه وسلم در بستر بوده نازل شده است.

در این آیه الله تعالی به رسولش امر می کند که تمام رسالات از طرف خداوند را ابلاغ کند وبرای انجام رسالات خداوند قیام و کوشش کند وامام بخاری از حدیث سیده عائشه رضی الله تعالی عنها می آورد که هرکس ادعا کند که محمد صلی الله علیه وسلم چیزی از رسالت را کتمان کرده دروغ گفته است، ودر صحیحین آمده که اگر رسول الله می خواست آیه ای را کتمان کند این آیه را کتمان می کرد «وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِی فِی نَفْسِکَ مَا اللَّهُ مُبْدِیهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ» . از خدا پروا بدار و آنچه را که خدا آشکارکننده آن بود در دل خود نهان مى‏کردى و از مردم مى‏ترسیدى با آنکه خدا سزاوارتر بود که از او بترسى.

پس متوجه می شویم این آیه فقط در مورد این است که رسول الله چیزی از رسالت را کتمان نمی کند واگر چیزی از اوامر الهی را ابلاغ نکند رسالتش کامل نمی شود.

 لازمه ی حفظ قرآن، حفظ تمامی آیات و الفاظ و کلمات و حروف قرآن از دستبرد یا تغییر یا تحریف و تبدیل و حذف است، چطور می توان پنداشت که خداوند حفظ قرآن و احکام آنرا تضمین کرده باشد ولی توانایی محافظت آنرا در برابر دسته ای مرتد  نداشته باشد تا آنکه قرآن کنونی تغییر یافته باشد!! العیاذبالله از این اعتقاد باطل که ثابت کننده ی ضعف و ناتوانی برای خداوند توانمند است.

دوما:

پس از آنکه با یاری و توفیق پروردگار و امامت رسول خدا صلی الله علیه وسلم و همراهی یاران و اصحابش رضی الله عنهم اسلام به پیروزی بر مشرکان و استقرار کامل در سرزمین جزیرهالعرب، و پس از آنکه پیامبر صلی الله علیه وسلم در اواخر عمر مبارکشان به حج رفتند، در روز جمعه که مصادف بود با روز عرفه خداوند متعال آیه ی زیر را بر وی نازل فرمودند:

«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا»(مائده ۳).

یعنی:«امروز دین‌ شما را برایتان‌ کامل‌ گردانیدم» با غالب‌ ساختن‌ آن‌ بر همه‌ ادیان‌ و با کامل‌ ساختن‌ احکامی‌ که‌ مورد نیازتان‌ است‌؛ اعم‌ از حلال‌ و حرام‌ و غیره‌ «و نعمت‌ خود را بر شما تمام‌ گردانیدم» باکامل‌ ساختن‌ دین‌، فتح‌ مکه‌، سرکوب‌ کفار و نا امیدکردنشان‌ از غلبه‌ و پیروزی‌ بر شما «و دین‌ اسلام‌ را برای‌ شما پسندیدم» همین‌ دینی‌ را که‌ شما امروز برآنید، به‌ عنوان‌ دین‌ پسندیده‌ و آیین ‌برگزیده‌ خویش‌ تا واپسین‌ دم‌ از عمر دنیا برگزیدم‌.

با شنیدن این آیه، بعضی از صحابه به گریه افتادند؛ چرا که این آیه به گونه‌ای از پایان عمر پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر می‌داد. عمر نیز به گریه افتاد؛ وقتی از او پرسیدند که چرا گریه می‌کنی؟ گفت: همیشه بعد از این کمال، نقصان خواهد بود.السیره النبویه، ابوشهبه، ج ۲، ص ۵۷۵٫ ‏

ابن‌جریر می‌گوید: «رسول‌ خدا صلی الله علیه وسلم پس‌ از این‌ تاریخ‌، فقط هشتاد و یک‌ روز زنده‌ بودند، سپس ‌به‌سوی‌ رفیق‌ اعلی‌ شتافتند».

نکته:پیامبر صلی الله علیه وسلم  چهار روز در مکه اقامت گزید (شنبه تا چهارشنبه) و چاشت گاه روز پنجم (پنج‌شنبه) با تمامی مسلمانانی که در رکاب ایشان بودند، به سوی (منی) به راه افتاد و در آنجا اردو زد و نماز ظهر، عصر، مغرب، عشاء و فجر روز بعد را در همانجا برگزار نمود. و بعد از طلوع خورشید، دستور داد برای او خیمه‌ای در «نمره» بزنند و به راه افتاد. قریش فکر می‌کرد که آن حضرت کنار کوه «معشر الحرام» توقف خواهد کرد، اما پیامبر از آن گذشت تا اینکه به عرفه رسید و به خیمه‌ای که برای ایشان در نمره تدارک دیده بودند، فرود آمد. سپس وقتی که خورشید رو به زوال گذاشت، دستور داد تا شترش (قصوا) را آماده سازند. آن گاه به آخر دره عرفه آمد و به موعظه مردم پرداخت و فرمود: خون‌ها و مالهایتان بر یکدیگر مانند حرمت این روز در این ماه و در این شهر، حرام و محترم هستند و فرمود: خون‌هایی که در زمان جاهلیت ریخته شده است، بخشیده می‌شوند و اولین این خون‌ها، خون ابن ربیعه بن حارث است که شیرخواری در میان بنی سعد بود و بدست طایفه هذیل کشته شد. من آن را می‌بخشم؛ همچنین ربای زمان جاهلیت پرداخت نمی‌شود و اولین ربایی که بخشیده می‌شود، ربای مالهای عباس بن عبدالمطلب است و از خدا در مورد زنان بترسید؛ چون شما آنان را به امان خدا در اختیار گرفته و با نام خدا آنها را برای خود حلال نموده‌اید و شما نیز بر آنان حقوقی دارید. نباید به خانه شما کسی را اجازه بدهند که شما دوست ندارید. اگر چنین کردند، آنها را تنبیه نمایید ولی تنبیهی ملایم و خوراک و پوشاک آنها براساس عرف بر عهده ی شماست.

من در میان شما چیزی را می‌گذارم که تا بدان چنگ زده‌اید، گمراه نخواهید شد و آن کتاب خداست؛ پس فرمود: از شما در مورد من پرسیده می‌شود، شما چگونه پاسخ می‌دهید؟ گفتند: ما گواهی می‌دهیم که شما تبلیغ نمودید و نصیحت کردید و رسالت خود را ادا نمودید. آن گاه انگشت سبابه خود را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! گواه باش و این جمله را سه مرتبه تکرار نمود.صحیح السیره النبویه، ص ۶۶۱ – مسلم، کتاب الحج، شماره ۱۲۱۸٫ ‏

سپس اذان و اقامه گفت و نماز ظهر را اقامه کرد و بعد از اتمام نماز ظهر، اقامه گفت و بدون فاصله بین دو نماز، نماز عصر را برگزار نمود؛ سپس سوار بر ناقه خود، به موقف آمد و رو به قبله ایستاد و تا اینکه خورشید غروب کرد دعا نمود و در حالی که دستهایش را تا برابر سینه‌اش بلند کرده بود، می‌گفت: بار الها! تو سخنان مرا می‌شنوی و جایگاه مرا می‌بینی و از ظاهر و باطن من خبر داری، هیچ چیزی از امر من بر تو پوشیده نیست. من بیچاره و فقیر هستم. کمکم کن و پناهم ده به گناهانم اعتراف می‌کنم و از تو مانند یک مسکین سوال می‌نمایم و مانند یک مجرم زبون، فریاد بر می‌آورم و مانند یک ورشکسته ترسنده، تو را می‌خوانم. تسلیم تو هستم و چشمانم از ترس تو اشک می‌ریزند و جسم من در مقابل تو کرنش می‌کند و بینی من در مقابل تو به خاک می‌نشیند. بارالها! مرا از دعایت محروم مکن و با من مهربان و بخشنده باش ای بهترین کسی که از او خواسته می‌شود و ای بهترین عطا کننده!السیره النبویه، ندوی، ص ۳۸۹٫ 

در همین مکان این آیه بر پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم  نازل گردید:

«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا» (مائده، ۳)

 

نکته: آیه ی فوق تنها قسمتی از آیه ی ۳سوره مائده است، و اصل آیه چنین است:

«حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَهُ وَالْمَوْقُوذَهُ وَالْمُتَرَدِّیَهُ وَالنَّطِیحَهُ وَمَا أَکَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَکَّیْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِکُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن دِینِکُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَهٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ»

یعنی:گوشت مردار، و خون، و گوشت خوک، و حیواناتى که به غیر نام خدا ذبح شوند، و حیوانات خفه‏شده، و به زجر کشته شده، و آنها که بر اثر پرت‏شدن از بلندى بمیرند، و آنها که به ضرب شاخ حیوان دیگرى مرده باشند، و باقیمانده صید حیوان درنده -مگر آنکه (بموقع به آن حیوان برسید، و) آن را سرببرید- و حیواناتى که روى بتها (یا در برابر آنها) ذبح مى‏شوند، (همه) بر شما حرام شده است؛ و (همچنین) قسمت کردن گوشت حیوان به وسیله چوبه‏هاى تیر مخصوص بخت آزمایى؛ تمام این اعمال، فسق و گناه است -امروز، کافران از (زوال) آیین شما،مأیوس شدند؛ بنابر این، از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم- امّا آنها که در حال گرسنگى، دستشان به غذاى دیگرى نرسد، و متمایل به گناه نباشند، (مانعى ندارد که از گوشتهاى ممنوع بخورند؛) خداوند، آمرزنده و مهربان است.

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار