تبلیغات

شان نزول کامل آیات سوره های جزء عم (سی)

Article Image

وااسلاماه.قرآنسبب نزول آیات سوره های جزء عم (سی)

سوره نَبَأ

این سوره مکی و ۴۰ آیه است

اسباب نزول: ﴿عَمَّ یَتَسَاءَلُونَ)

۱۱۶۳- ابن جریر و ابن ابوحاتم از حسن روایت کرده اند: چون پیامبر اکرم  مبعوث شد. عده‌ای از مردم به پرس و جو از همدیگر پرداختند. پس ﴿عَمَّ یَتَسَاءَلُونَ ﴿۱﴾ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ ﴿۲﴾ ﴾ نازل شد(۱)

سوره نازعات

این سوره مکی و ۴۶ آیه است

اسباب نزول آیه ۱۲: ﴿ قَالُوا تِلْکَ إِذًا کَرَّهٌ خَاسِرَهٌ ﴿۱۲﴾

۱۱۶۴- سعید بن منصور از محمد بن کعب روایت کرده است: چون این کلام خدای بزرگ ﴿یَقُولُونَ أَإِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِی الْحَافِرَهِ ﴾ (نازعات: ۱۰) «مى‏گویند: آیا ما به حال اول خود باز گردانده مى‏شویم؟» نازل شد. کفار قریش گفتند: اگر بعد از مرگ زنده شویم به شدت زیان خواهیم کرد. پس ﴿قَالُوا تِلْکَ إِذًا کَرَّهٌ خَاسِرَهٌ ﴿۱۲﴾ ﴾ نازل شد.

اسباب نزول آیه ۴۲ – ۴۴: ﴿یَسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَهِ أَیَّانَ مُرْسَاهَا ﴿۴۲﴾

۱۱۶۵- ک: حاکم و ابن جریر از عایشه روایت کرده اند: از رسول خدا  در مورد قیامت بسیار سؤال می‌شد. تا این که خدا آیه ﴿  یَسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَهِ أَیَّانَ مُرْسَاهَا ﴿۴۲﴾ فِیمَ أَنْتَ مِنْ ذِکْرَاهَا ﴿۴۳﴾ إِلَى رَبِّکَ مُنْتَهَاهَا ﴿۴۴﴾ ﴾ را نازل کرد. سپس سؤالات آن‌ها پایان یافت(۲)

۱۱۶۶- و ابن ابوحاتم از طریق جویبر از ضحاک از ابن عباس ب روایت کرده است: مشرکان مکه با استهزاء و تمسخر از رسول خدا سؤال کردند که قیامت چه وقت برپا می‌شود؟ پس آیه ﴿یَسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَهِ ﴾ تا آخر سوره نازل شد.

۱۱۶۷- ک: طبرانی و ابن جریر از طارق بن شهاب روایت می‌کنند: رسول خدا از قیامت بسیار یاد می‌کرد. تا ﴿فِیمَ أَنْتَ مِنْ ذِکْرَاهَا ﴿۴۳﴾ إِلَى رَبِّکَ مُنْتَهَاهَا ﴿۴۴﴾ ﴾ نازل شد(۳)

۱۱۶۸- ابن ابوحاتم از عروه نیز مانند این روایت کرده است.

سوره عبس

این سوره مکی و ۴۲ آیه است

اسباب نزول آیه ۱ – ۲: ﴿عَبَسَ وَتَوَلَّى﴾

۱۱۶۹- ترمذی و حاکم از عایشه روایت کرده اند: ابن ام مکتوم نابینا بود خدمت پیامبر اکرم  آمد و گفت: ای رسول خدا! مرا به راه راست راهنمایی کن تا رستگار شوم، در آن حال یکی از بزرگان قریش نزد پیامبر نشسته بود، پیامبر از ابن ام مکتوم رخ برتافت و روی به جانب آن بزرگ کرد و گفت: آیا به اهمیت و قوت سخنانم پی می‌بری؟ آن غافل با بی‌توجهی و غفلت گفت: نه، پس خدا آیه ﴿ عَبَسَ وَتَوَلَّى ﴿۱﴾ أَنْ جَاءَهُ الْأَعْمَى ﴿۲﴾ ﴾ را نازل کرد(۴)

۱۱۷۰- ابوی علی نیز مانند این روایت را از انس نقل کرده و نام آن مرد را ابی بن خلف گفته است( ۵)

اسباب نزول آیه ۱۷: ﴿قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَکْفَرَهُ ﴿۱۷﴾

۱۱۷۱- ک: ابن منذر از عکرمه روایت کرده است: وقتی عتبه پسر ابولهب گفت: من به خدای ستارگان ایمان ندارم. آیه ﴿ قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَکْفَرَهُ ﴿۱۷﴾ نازل شد.

سوره تکویر

این سوره مکی و ۲۹ آیه است

اسباب نزول آیه ۲۹: ﴿وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ ﴿۲۹﴾

۱۱۷۲- ابن جریر و ابن ابوحاتم از سلیمان بن موسی روایت کرده اند: چون خدا  آیه ﴿ لِمَنْ شَاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ ﴾ (تکویر: ۲۸) «براى کسى از شما که بخواهد راست کردار شود» را نازل کرد. ابوجهل گفت: این موضوع به اختیار ماست اگر بخواهیم راه مستقیم را پیش می‌گیریم و اگر نخواستیم به آن راه نمی‌رویم. پس آیه ﴿وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ ﴿۲۹﴾ ﴾ نازل شد(۶)

۱۱۷۳- ابن ابوحاتم از طریق بقیه از عمرو بن محمد از زید بن اسلم از ابوهریره  مثل وی روایت کرده است (۷)

۱۱۷۴- ک: ابن منذر از طریق سلیمان از قاسم بن مخیمره مانند این روایت کرده است(۸)

سوره انفطار

این سوره مکی و ۱۷ آیه است

اسباب نزول آیه ۶: ﴿ یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ ﴿۶﴾

۱۱۷۵- ابن ابوحاتم از عکرمه روایت کرده است: آیه ﴿ یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ﴾ در باره ابی بن خلف نازل شد.

سوره مطففین

این سوره مکی و ۳۶ آیه است

اسباب نزول: وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ ﴿۱﴾

۱۱۷۶- ک: نسائی و ابن ماجه به سند صحیح از ابن عباس ب روایت کرده اند: چون رسول خدا  به مدینه آمد مردم آن دیار هنگام پیمانه یا وزن کردن، حق دیگران را کم می‌کردند. پس خدای بزرگ ﴿وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ﴾را نازل کرد. بعد از نزول وحی وزن‌کردن و پیمانه‌کردن را کاملاً درست رعایت می‌کردند(۹)

سوره طارق

این سوره مکی و ۱۷ آیه است
اسباب نزول آیه ۵: ﴿إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَیْهَا حَافِظٌ ﴿۴﴾ ﴾

۱۱۷۷- ک: ابن ابوحاتم از عکرمه روایت کرده است: ابو اشد بر روی پوست دباغی شده می‌ایستاد و می‌گفت: ای گروه قریش، هرکس بتواند مرا از روی این چرم دور کند چنین و چنان چیزها را به او می‌دهم. بعد می‌گفت: محمد ادعا دارد که خازنان و مأمورین دوزخ نوزده نفرند من به تنهایی شما را از شر ده‌تای آن‌ها نجات می‌دهم و تمام شما مرا از شر نه‌تای آن‌ها نجات دهید. در باره او ﴿إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَیْهَا حَافِظٌ ﴿۴﴾ ﴾ نازل شد.

سوره اعلی

این سوره مکی و ۱۹ آیه است

اسباب نزول آیه ۶: ﴿وَالَّذِی أَخْرَجَ الْمَرْعَى ﴿۴ ﴾

۱۱۷۸- ک: طبرانی از ابن عباس ب روایت کرده است: هرگاه جبرئیل امین برای رسول خدا وحی می‌آورد او  از ترس این که مبادا فراموش کند قبل از رفتن جبرئیل آن آیات را تکرار می‌کرد. پس خدای بزرگ ﴿وَالَّذِی أَخْرَجَ الْمَرْعَى ﴿۴﴾﴾ را نازل کرد(۱۰)

در اسناد این حدیث جویبر اقرار دارد که جداً ضعیف است.

سوره غاشیه

این سوره مکی و ۲۶ آیه است

اسباب نزول آیه ۱۷: ﴿أَفَلَا یَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ﴾

۱۱۷۹- ک: ابن جریر و ابن ابوحاتم از قتاده روایت کرده اند: چون خدا نعمت‌های بهشت را ستود گمراهان تعجب کردند. پس آیه ﴿ أَفَلَا یَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ﴾ نازل شد.

سوره فجر

این سوره مکی و ۳۰ آیه است

اسباب نزول آیه ۲۷: ﴿یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ﴿۲۷﴾

۱۱۸۰- ک: ابن ابوحاتم از بریده روایت می‌کند: آیه ﴿ یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ﴿۲۷ ﴾ در شان حمزه  نازل شده است.

۱۱۸۱- و از طریق جویبر از ضحاک از ابن عباس ب روایت کرده است: رسول خدا فرمود: کیست چاه رومه را بخرد و با این عمل خود، هم آب شرین و گوارا بنوشد و هم مورد آمرزش و مغفرت خدا قرار بگیرد. عثمان  آن را خرید. سپس پیامبر بزرگوار گفت: آیا می‌توانی این چاه را محل آبخوری عمومی قرار بدهی؟ گفت: بله. آنگاه خدا  آیه ﴿ یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ﴿۲۷ ﴾ را در مورد عثمان نازل کرد(۱۱)

سوره لیل

این سوره مکی و ۲۱ آیه است

اسباب نزول آیه ۱: ﴿وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَى)

۱۱۸۲- ابن ابوحاتم و سایرین از طریق حکم بن ابان از عکرمه از ابن عباس ب روایت کرده اند: شاخه‌ای از درخت خرمای شخصی بر بالای خانه فقیری با خانواده پرجمعیت قرار گرفته بود، هروقت صاحب درخت خرما به قصد چیدن خرما به درخت بالا می‌رفت. گاه گاهی هنگام چیدن خرما چند دانه خرما به زمین می‌افتاد و کودکان مرد فقیر خرماها را برمی‌داشتند. آن مرد از درخت پایین می‌آمد و میوه را از دست کودکان می‌گرفت و اگر در دهان کودکی خرما می‌یافت انگشت خود را در دهان کودک کرده خرما را از دهانش بیرون می‌آورد. یک روز فقیر تهیدست از رفتار بد او پیش پیامبر  گله کرد. پیشوای عالم گفت: دنبال کار خود برو [تا من رسیدگی کنم]. پس رسول خدا  صاحب درخت را دید و گفت: آن درخت خرما را که شاخه‌اش بالای خانه فلانی کج شده است به من بده و در عوض نخلی در روضه رشوان نصیب تو باشد. گفت: من این درخت را به تو می‌دادم، اما از درختان فراوانی که دارم میوه هیچکدام لذت‌بخش‌تر و پسندیده‌تر از میوه این درخت نیست. و بعد از گفتن این سخن به راه خود رفت. مردی در آنجا بود که سخنان رسول خدا  و صاحب درخت خرما را می‌شنید، خدمت پیامبر شتافت و گفت: ای رسول خدا! اگر من آن درخت خرما را گرفتم آنچه را به او می‌دادی به من هم می‌بخشی؟ گفت: بله، مرد روان شد و صاحب درخت را پیدا کرد هردو ثروتمند و مالک باغ‌ها و درختان فراوان بودند. صاحب درخت خرما گفت: شنیدی، قرار شد محمد  عوض نخل من که شاخه‌اش بالای خانه فلان کج شده است یک نخل در بهشت به من بدهد. اما من گفتم: این درخت را به تو می‌دادم لیکن میوه این نخل مورد پسند من است، من درختان فراوان دارم میوه هیچکدام به شرینی این نیست. آن مرد گفت: نخلت را به من می‌فروشی؟ گفت: نه، مگر آن که عوضش پول زیادی بپردازی، گمان نکنم کسی حاضر شود آن مبلغ را بپردازد. گفت: قیمت این درخت چقدر است، گفت: چهل درخت خرما. گفت: قیمت زیادی گذاشتی و پس از چند لحظه سکوت گفت: اگر راست می‌گویی شاهد بیاور من در عوض این یک درخت چهل درخت می‌دهم. سپس نزدیکان خود را خواست و بر این معامله شاهد گرفت و خدمت رسول خدا شتافت و گفت: ای رسول خدا! همان نخل به ملکیت من درآمد، حال از آن شما باشد. پیامبر نزد تهیدست بینوا رفت و گفت: آن درخت خرما از آن خودت و خانواده‌ات شد تصاحبش نما. پس خدای بزرگ آیه ﴿وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَى ﴿۱﴾﴾ «سوگند به شب چون فرو پوشاند» را تا آخر سوره نازل کرد(۱۲)

ابن کثیر می‌گوید: این حدیث جداً غریب است.

اسباب نزول آیه ۵: ﴿فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى ﴿۵﴾

۱۱۸۳- حاکم از عامر بن عبدالله بن زبیر از پدرش روایت کرده است: ابوقحافه به ابوبکر  گفت: ای فرزند، می‌بینمت بردگان ناتوان را آزاد می‌کنی اگر مردان ورزیده و توانا را آزاد می‌کردی در کنارت استوار می‌ایستادند و از تو دفاع می‌کردند. ابوبکر صدیق گفت: مراد من تنها رضای خداست. پس ﴿فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى ﴿۵﴾﴾ تا آخر سوره نازل شد(۱۳)

اسباب نزول آیه ۱۷: ﴿وَسَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى ﴿۱۷﴾﴾

۱۱۸۴- ابن ابوحاتم از عروه روایت کرده است: ابوبکر  هفت برده را که همگی در راه خدا شکنجه می‌شدند آزاد کرد. در باره او خدای بزرگ ﴿ وَسَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى ﴿۱۷﴾﴾  ﴾ را تا آخر سوره نازل کرد.

اسباب نزول آیه ۱۹: ﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَهٍ تُجْزَى ﴿۱۹﴾﴾

۱۱۸۵- بزار از ابن زبیر  روایت کرده است: آیه ﴿  وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَهٍ تُجْزَى ﴿۱۹﴾﴾ تا آخر سوره در مورد ابوبکر نازل شد(۱۴)

سوره ضحی

این سوره مکی و ۱۱ آیه است

اسباب نزول آیه ۱ – ۵: ﴿ وَالضُّحَى ﴿۱﴾

۱۱۸۶- بخاری، مسلم و دیگران از جندب  روایت می‌کنند: پیامبر اکرم بیمار شد، یکی دو شب نتوانست برای نماز تهجد و عبادت شبانه برخیزد. زنی خدمت پیامبر رسید و گفت: ای محمد! شیطانت تو را ترک گفته است.پس آیه ﴿ وَالضُّحَى ﴿۱﴾ وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى ﴿۲﴾ مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى ﴿۳﴾﴾ نازل شد(۱۵)

۱۱۸۷- ک: سعید بن منصور و فریابی از جندب  روایت کرده اند: جبرئیل امین دیر به حضور پیامبر آمد. مشرکان گفتند: محمد را یارش ترک کرده است. پس این آیه نازل شد(۱۶)

۱۱۸۸- ک: حاکم از زید بن ارقم  روایت کرده است: رسول خدا  چند روز انتظار کشید و جبرئیل امین حضور آن حضرت نیامد. ام جمیل همسر ابولهب به پیامبر اکرم گفت: یار و همدمت تو را ترکت کرده و از تو بیزار شده است. پس ﴿ وَالضُّحَى ﴿۱﴾  ﴾ تا آخر سوره نازل شد.

۱۱۸۹- ک: طبرانی، ابن ابوشیبه در «مسند» خود، واحدی و دیگران به سندی که در آن شخص ناشناسی است از حفص بن سعید قرشی از مادرش و او نیز از مادرش خوله که خدمت‌گزار رسول خدا  بود روایت می‌کنند: بچه سگی وارد خانه پیامبر شده و به زیر تخت رفته و مرده بوده است. رسول خدا چهار روز در انتظار ماند وحی نیامد. گفت: ای خوله، در خانه فرستاده خدا چه رخ داده است که جبرئیل امین نمی‌آید. با خود گفتم: بهتر است خانه را مرتب و جارو کنم جارو را زیر تخت دراز کردم و لاشه بچه سگ را از آنجا بیرون آوردم. و رسول خدا در حالی که در میان پیراهن خود می‌لرزید آمد و هر وقت که وحی نازل می‌شد در آن حال اندام مبارک آن حضرت مرتعش می‌گردید. آنگاه خدای بزرگ ﴿ وَالضُّحَى ﴿۱﴾ وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى ﴿۲﴾ مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى ﴿۳﴾ وَلَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولَى ﴿۴﴾ وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى ﴿۵﴾ ﴾ را نازل کرد

حافظ ابن حجر گفته است: موضوع دیرآمدن جبرئیل به سبب بچه سگ مرده مشهور است، اما سبب نزول آیه‌بودنش غریب بلکه شاذ مردود است(۱۷)

۱۱۹۰- ک: ابن جریر از عبدالله بن شداد روایت کرده است: خدیجه  به رسول الله گفت: فکر می‌کنم خدایت از تو بیزار شده است. پس این آیه آیه نازل شد(۱۸)

۱۱۹۱- همچنان از قول عروه روایت می‌کند: جبریل امین بسیار دیر به حضور پیامبر گرامی نیامد و آن بزرگوار شدیداً بی‌تاب شد. ام المؤمنین خدیجه گفت: فکر می‌کنم پروردگارت از تو بیزار شده است که این همه بیتابی از تو دیده می‌شود. پس این آیه نازل شد.

هردو روایت مرسل و راویان آن‌ها ثقه و راستگو هستند.

حافظ ابن حجر می‌گوید: ظاهراً معلوم می‌شود که ام جمیل و خدیجه هردو این سخن را گفته اند. خدیجه ل اظهار همدردی و ام جمیل پیامبر را سرزنش کرده است(۱۹)

۱۱۹۲- طبرانی در «معجم اوسط» از ابن عباس ب روایت کرده است: رسول خدا فرمود: شهرها و سرزمین‌هایی را که امتم بعد از من فتح می‌کنند برایم آشکارا نشان داده شد و مشاهده آن‌ها خرسندم ساخت. پس خدای بزرگ ﴿ وَلَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولَى ﴿۴﴾ ﴾ را نازل کرد. اسناد این روایت حسن است.

۱۱۹۳- حاکم و بیهقی در «دلائل» و طبرانی و دیگران از ابن عباس ب روایت کرده اند: شهرها و دهاتی که یکی بعد از دیگر مغلوب مسلمانان گردیده و فتح می‌شدند آشکارا به پیامبر نشان داده شد. پیامبر از مشاهده آن‌ها بی‌نهایت خرسند گردید. پس خدا آیه ﴿ وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى ﴿۵﴾﴾ را نازل کرد(۲۰)

سوره شرح

این سوره مکی و ۸ آیه است

اسباب نزول: ﴿ أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ ﴿۱﴾

وقتی که مشرکان به دلیل فقر و تهیدستی مسلمانان را مورد سرزنش قرار دادند. این سوره نازل گردید.

۱۱۹۴- ک: ابن جریر از حسن  روایت کرده است: هنگامی که خدای بزرگ آیه ﴿ إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ﴿۶﴾﴾ را نازل کرد. رسول خدا گفت: شاد باشید که آرامش و راحت نصیب شما شد و هرگز یک سختی و بیچارگی نمی‌تواند دو راحتی و آسایش را مغلوب کند(۲۱)

سوره تین

این سوره مکی و ۸ آیه است

اسباب نزول آیه ۵: ﴿ ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ ﴿۵﴾

۱۱۹۵- ابن جریر از طریق عوفی از ابن عباس ب روایت کرده است: در زمان رسول خدا افرادی بودند که سن و سال‌شان بالا رفته پیر شده بودند، وقتی که به دلیل پیری عقل و اندیشه‌شان از بین رفت در باره آن‌ها از پیامبر  سؤال کردند. پس خدای بزرگ وحی فرستاد و آن‌ها را معذور داشت و فرمود اجر و پاداش اعمال خیری که در راه اسلام قبل از دست‌دادن عقل و خرد خود انجام داده اند نصیب آن‌هاست(۲۲)

سوره علق

این سوره مکی و ۱۹ آیه است

اسباب نزول آیه ۶: ﴿ کَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَى ﴿۶﴾

۱۱۹۶- ابن منذر از ابوهریره  روایت کرده است: ابوجهل گفت: آیا محمد پیش چشم شما صورت خود را بر زمین می‌زند؟ گفتند: بله، گفت: قسم به لات و عزی اگر من او را ببینم که این کار را انجام می‌دهد بر گردنش سوار می‌شوم و صورتش را به خاک می‌مالم. پس آیه ﴿ کَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَى ﴿۶﴾ ﴾ نازل شد

اسباب نزول آیه ۹ – ۱۶: ﴿ أَرَأَیْتَ الَّذِی یَنْهَى ﴿۹﴾ (۲۳)

۱۱۹۷- ک: ابن جریر از ابن عباس ب روایت کرده است: رسول الله  مشغول نمازخواندن بود که ابوجهل بن هشام آمد و آن بزرگوار را از نمازخواندن منع کرد. آنگاه خدا ﴿ أَرَأَیْتَ الَّذِی یَنْهَى ﴿۹﴾ عَبْدًا إِذَا صَلَّى ﴿۱۰﴾ أَرَأَیْتَ إِنْ کَانَ عَلَى الْهُدَى ﴿۱۱﴾ أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى ﴿۱۲﴾ أَرَأَیْتَ إِنْ کَذَّبَ وَتَوَلَّى ﴿۱۳﴾ أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى ﴿۱۴﴾ کَلَّا لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِیَهِ ﴿۱۵﴾ نَاصِیَهٍ کَاذِبَهٍ خَاطِئَهٍ ﴿۱۶﴾ ﴾ را نازل کرد(۲۴)

اسباب نزول آیه ۱۷ – ۱۸: ﴿ فَلْیَدْعُ نَادِیَهُ ﴿۱۷﴾

۱۱۹۸- ترمذی و دیگران از ابن عباس روایت کرده اند: نبی کریم  در حال نمازخواندن بود. ابوجهل آمد و گفت: آیا تو را از این کار منع نکرده بودم؟ پیامبر تهدیدش کرد. ابوجهل گفت: تو خوب می‌دانی که در این دیار اکثر انجمن‌ها و مجامع قوم و قبیله متعلق به من است. پس ﴿ فَلْیَدْعُ نَادِیَهُ ﴿۱۷﴾ سَنَدْعُ الزَّبَانِیَهَ ﴿۱۸﴾﴾نازل شد. ترمذی می‌گوید: این حدیث حسن صحیح است(۲۵)

سوره قدر

این سوره مکی و ۵ آیه است

اسباب نزول آیه ۱: ﴿ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ ﴿۱﴾ ﴾

۱۱۹۹- ک: ترمذی، حاکم و ابن جریر از حسن بن علی  روایت می‌کنند: پیامبر اکرم در عالم رؤیا بنی امیه را بالای مِنبَر خود دید، این رؤیا آن بزرگوار را دلتنگ و اندوهگین ساخت. پس ﴿ إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ ﴿۱﴾    ﴾ و ﴿ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ ﴿۱﴾ وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَهُ الْقَدْرِ ﴿۲﴾    …﴾ نازل شد. بعد از تو مِنبَر را بنی امیه تصاحب می‌کند.

قاسم حدانی [در اسناد این حدیث است] می‌گوید: مدت خلافت بنی امیه را محاسبه کردیم که هزار ماه بود نه کم و نه زیاد.

ترمذی می‌گوید: این روایت غریب است [تنها از همین وجه روایت شده].

مزی و ابن کثیر می‌گویند: این روایت جداً منکر است.

۱۲۰۰- ابن ابوحاتم و واحدی از مجاهد روایت کرده اند: پیامبر  به یاران خود گفت: مردی از بنی اسرائیل با لباس رزم هزار ماه در راه خدا جهاد کرده بود. این موضوع باعث تعجب مسلمانان شد. پس ﴿ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ ﴿۱﴾ وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَهُ الْقَدْرِ ﴿۲﴾ لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴿۳﴾﴾ نازل شد. هزار ماهی که این مرد جهاد مسلحانه کرده بود.

۱۲۰۱- ک: ابن جریر از مجاهد روایت کرده است: مردی از بنی اسرائیل هزار ماه شب‌ها تا صبح نماز می‌خواند و روزها تا بیگاه جهاد می‌کرد. پس آیه ﴿ لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴿۳﴾﴾ نازل شد. هزار ماهی که آن مرد به جهاد در راه خدا مشغول بود.

سوره زلزله

این سوره مدنی و ۸ آیه است

اسباب نزول آیه ۷ – ۸: ﴿ فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ ﴿۷﴾﴾

۱۲۰۲- ابن ابوحاتم از سعید بن جبیر روایت کرده است: چون خدای پاک آیه ﴿ وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا ﴿۸﴾   …﴾ (انسان: ۸) را نازل کرد. گروهی از مسلمان‌ها فکر کردند هرگاه در راه خدا چیز کم و اندک ببخشند پاداش داده نمی‌شوند. و عده‌ای دیگر می‌اندیشیدند به سبب ارتکاب گناهان کوچک، دروغ، چشم‌چرانی، غیبت و مانند این‌ها توبیخ و سرزنش نمی‌شوند و مدعی بودند خدا تنها به سبب گناهان کبیره آن‌ها را به دوزخ می‌اندازد و بس. پس ﴿ فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ ﴿۷﴾  وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ ﴿۸﴾  ﴾نازل شد.

سوره عادیات

این سوره مکی و ۱۱ آیه است

اسباب نزول: ﴿ وَالْعَادِیَاتِ ضَبْحًا ﴿۱﴾ 

۱۲۰۳- بزار، ابن ابوحاتم و حاکم از ابن عباس ب روایت کرده اند: رسول الله  یک دسته از سواران سپاه اسلام را به یکی از میدان‌های جهاد و پیکار فرستاد. یک ماه منتظر ماند از آن‌ها خبری نرسید. پس آیه ﴿ وَالْعَادِیَاتِ ضَبْحًا ﴿۱﴾   ﴾ نازل شد.

سوره تکاثر

این سوره مکی و ۸ آیه است

اسباب نزول آیه ۱ – ۴: ﴿ أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ ﴿۱﴾  ﴾.

۱۲۰۴- ابن ابوحاتم از ابن ریده روایت کرده است: دو قبیله از انصار، بنی حارثه و بنی حارث به یکدیگر فخر می‌فروختند و به زیادی اعضای قبیله‌شان می‌بالیدند. یکی از آن‌ها گفت: در بین شما مانند فلان و فلان افراد نامدار وجود دارند قبیله دیگر نیز به افراد خود می‌نازید. به زندگان افتخار می‌کردند و سپس گفتند: بیایید به قبرستان برویم، هر طایفه طرف قبرها اشاره می‌کرد و می‌گفت: در بین شما مثل فلان و فلان بود. پس ﴿ أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ ﴿۱﴾ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ ﴿۲﴾﴾ نازل شد(۲۶)

۱۲۰۵- ک: ابن جریر از علی  روایت کرده است: ما به عذاب قبر شک می‌کردیم، تا ﴿ أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ ﴿۱﴾ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ ﴿۲﴾ کَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿۳﴾ ﴾ در باره عذاب قبر نازل شد(۲۷)

سوره همزه

این سوره مکی و ۹ آیه است

اسباب نزول آیه ۱: ﴿ وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ ﴿۱﴾

۱۲۰۶- ک: ابن ابوحاتم از عثمان بن عمر روایت کرده است: ما همواره می‌شنیدیم که آیه ﴿ وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ ﴾ در باره ابی بن خلف نازل شده است(۲۷)

۱۲۰۷- ک: از سدی روایت می‌کند: این آیه در باره اخنس بن شریق نازل شده.

۱۲۰۸- ابن جریر از مردی از اهل رقه روایت می‌کند: در باره جمیل بن عامر جمحی نازل شده است(۲۸)

۱۲۰۹- ابن منذر از ابن اسحاق روایت کرده است: هرگاه امیه بن خلف پیامبر اکرم را می‌دید طعنه می‌زد و عیب‌جویی می‌کرد. پس ﴿ وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ ﴿۱﴾ تا آخر سوره نازل شد(۲۹)

سوره قریش

این سوره مکی و ۴ آیه است

اسباب نزول: ﴿ لِإِیلَافِ قُرَیْشٍ ﴿۱﴾

۱۲۱۰- حاکم و غیره از ام هانی ل دختر ابوطالب روایت کرده اند: رسول خدا  فرمود: خدا قریش را به هفت خصلت برتری داده است. حاکم در ادامه حدیث بیان داشته این سوره تنها در باره قریش نازل شده است.

سوره ماعون

این سوره مکی و ۷ آیه است

اسباب نزول آیه ۴ – ۷: ﴿ فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ ﴿۴﴾ ﴾

۱۲۱۱- ک: ابن منذر از علی بن ابوطلحه و او از ابن عباس روایت کرده است: ﴿ فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ ﴿۴﴾﴾ تا آخر در باره منافقان نازل شده است. آن‌ها چون به حضور مسلمانان می‌آمدند نماز ریایی می‌خواندند و چون از چشم مسلمانان دور می‌شدند نماز را ترک می‌کردند. و هم به مسلمانان چیزی را به عاریت نمی‌دادند(۳۰).

سوره کوثر

این سوره مکی و ۳ آیه است

اسباب نزول آیه ﴿ إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ ﴿۳﴾

۱۲۱۲- ک: بزار و غیره به سند صحیح از ابن عباس ب روایت کرده اند: کعب بن اشرف به مکه آمد. قریش گفت: تو بزرگ و سردار قوم خود هستی آیا این ستمکش بی‌فرزند و از قوم گسسته را نمی‌بینی، گمان می‌کند از ما بهتر است در حالی که ما خدمتگزار و سیراب‌کننده حاجیان و پرده‌داران کعبه هستیم. کعب گفت: شما از او برترید. پس ﴿ إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ ﴿۳﴾﴾ نازل شد(۳۱)

۱۲۱۳- ک: ابن ابوشیبه در «مصنف» و ابن منذر از عکرمه روایت کرده اند: هنگامی که به رسول الله  وحی نازل شد. قریش گفت: محمد در بین ما بی‌فرزند است.پس ﴿ إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ ﴿۳﴾ ﴾ نازل شد(۳۲).

۱۲۱۴- ابن ابوحاتم از سدی روایت کرده است: قریش کسی را که پسرانش فوت می‌شد ابتر و بی‌پسر می‌گفت. هنگامی که پسر رسول الله  از جهان رفت. عاصی بن وائل گفت: محمد ابتر و بی‌فرزند شد. پس این کلام خدا نازل شد(۳۳).

۱۲۱۵- بیهقی در «دلائل» از محمد بن علی  مانند این روایت کرده: نام پسر رسول خدا را قاسم گفته است(۳۴).

۱۲۱۶- و از مجاهد روایت می‌کند: این کلام خدا در مورد عاصی بن وائل نازل شده است که می‌گفت: من دشمن محمد هستم(۳۵).

۱۲۱۷- ک: طبرانی با سند ضعیف از ابوایوب  روایت کرده است: هنگامی که ابراهیم پسر رسول خدا فوت کرد، مشرکان باهم گفتند: این از دین برگشته امشب ابتر و بی‌فرزند شد. پس خدای بزرگ سوره کوثر را نازل کرد(۳۶).

۱۲۱۸- ابن جریر از سعید بن جبیر روایت کرده است: ﴿ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ ﴿۲﴾ در حدیبیه نازل شده است. در آن روز جبرئیل  خدمت پیامبر آمد و گفت: نماز بگزار و قربانی کن، پیامبر برخاست خطبه نماز عید را خواند و دو رکعت نماز ادا نمود و قربانی‌ها را سر برید(۳۷).

سیوطی صاحب می‌گوید: این روایت غریب است.

۱۲۱۹- ک: [ابن جریر] از شَمِر بن عطیه روایت کرده است: عقبه پسر ابومعیط می‌گفت: محمد ابتر و بی‌پسر است. پس ﴿ إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ ﴿۳﴾ در باره او نازل شد(۳۸).

۱۲۲۰- ابن منذر از ابن جریج روایت کرده است: چون ابراهیم پسر پیامبر اکرم  از جهان رفت. قریش گفتند: محمد ابتر و بی‌فرزند شد. این سخن مشرکان پیامبر را شدیداً خشمگین ساخت. پس ایزد توانا برای دل‌جویی و تعزیت او، آیه ﴿ إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ ﴿۱﴾را نازل کرد(۳۹).

سوره کافرون

این سوره مکی و ۶ آیه است

اسباب نزول سوره: ﴿ قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ ﴿۱﴾﴾

۱۲۲۱- طبرانی و ابن ابوحاتم از ابن عباس رض روایت کرده اند: قریش به رسول الله  گفت: به تو مال و ثروت فراوان می‌دهیم تا ثروتمندترین فرد مکه گردی، و هر زن و یا دختری را بخواهی به ازدواج تو درمی‌آوریم. به شرطی که به خدایان ما ناسزا نگویی و آن‌ها را به بدی یاد نکنی اگر این کار را نمی‌کنی، یک سال بت‌های ما را پرستش کن، پیامبر گفت: انتظار می‌کشم تا از پروردگارم چه دستور و هدایت می‌رسد. پس این سوره و آیه ﴿ قُلْ أَفَغَیْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّی أَعْبُدُ أَیُّهَا الْجَاهِلُونَ ﴿۶۴﴾  (زمر: ۶۴) «بگو: اى نادانان، آیا به من فرمان مى‏دهید که غیر خدا را بندگى کنم» نازل شد(۴۰).

۱۲۲۲- عبدالرزاق از وهب روایت کرده است: کفار قریش به نبی اکرم  گفتند: اگر دوست نداشته باشی تو یک سال از ما پیروی کن و ما یک سال از دین تو پیروی می‌کنیم. پس خدای بزرگ سوره کافرون را نازل کرد(۴۱).

۱۲۲۳- ک: ابن منذر از ابن جریج به همین معنی نقل کرده است.

۱۲۲۴- ابن ابوحاتم از سعید بن میناء روایت کرده است: ولید بن مغیره عاصی بن وائل، اسود بن مطلب و امیه بن خلف به دیدار پیامبر آمدند و گفتند: ای محمد! بیا بت‌ها ما را پرستش کن و ما خدای تو را پرستش می‌کنیم، ما و تو در تمام امور باهم شرکت می‌کنیم. پس سوره کافرون نازل شد(۴۲).

سوره نصر

این سوره مدنی و ۳ آیه است

اسباب نزول سوره: ﴿ إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ﴿۱﴾

۱۲۲۵- عبدالرزاق در «مصنف» از معمر از زهری روایت می‌کند: رسول خدا  هنگام فتح مکه وارد آن شهر شد خالد بن ولید  را [از جناح پایین مکه] فرستاد. و آن بزرگوار با سپاه تحت فرمان خود در آن قسمت با برخی از سپاه قریش مواجه شد و با آن‌ها به جنگ پرداخت و خدا  مشرکان را مغلوب و مسلمانان را پیروز کرد و در آن حال مسلمانان به دستور پیامبر سلاح خود را از گلوی شکست‌خوردگان برداشتند. و سپس آن‌ها دین اسلام را پذیرفتند. پس سوره نصر نازل شد(۴۳).

سوره مسد

این سوره مکی و ۵ آیه است

اسباب نزول سوره:﴿ تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ

۱۲۲۶- بخاری و غیره از ابن عباس ب روایت کرده اند: روزی رسول الله به کوه صفا رفت و با صدای بلند گفت: یا صباحاه – عرب زمانی این جمله را می‌گفت که دشمن به شکل غافلگیرانه بر او تهاجم می‌کرد، تا این که همه باخبر شوند و دست به مقابله بزنند – قریش به سوی پیامبر شتافتند. پیامبر خطاب به آن‌ها گفت: اگر به شما بگویم سپاه نیرومند دشمن سحرگاهان بر شما حمله می‌کند و یا بگویم در شامگاهان مورد تهاجم دشمن قرار خواهید گرفتید، آیا شما گفتارم را تصدیق می‌کنید؟ گفتند: بله، گفت: پس شما را آگاه می‌سازم که عذاب شدید و دردناک در پیشرو دارید. ابولهب گفت: تباه شوی! آیا برای همین ما را جمع کردی. بنابراین، خدا  ﴿ تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ ﴿۱﴾     ﴾ را تا آخر سوره نازل کرد(۴۴).

۱۲۲۷- ک: ابن جریر از طریق اسرائیل از ابواسحاق از یک نفر همدانی به نام یزید بن زید روایت کرده است: زن ابولهب در مسیر نبی کریم خار می‌انداخت. پس خدای بزرگ ﴿ تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ ﴿۱﴾ مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا کَسَبَ ﴿۲﴾ سَیَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ ﴿۳﴾ وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَهَ الْحَطَبِ ﴿۴﴾ ﴾ را نازل کرد(۴۵).

۱۲۲۸- ابن منذر از عکرمه مانند این روایت را نقل کرده است.

سوره اخلاص

این سوره مکی و ۴ آیه است

اسباب نزول سوره: ﴿ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾

۱۲۲۹- ترمذی، حاکم و ابن خزیمه از طریق ابوعالیه از ابی بن کعب  روایت کرده اند: مشرکان به پیامبر گفتند: اصل و تبار خدایت را برای ما بیان کن. پس خدا  ﴿ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾    ﴾ را تا آخر سوره نازل کرد(۴۶).

۱۲۳۰- طبرانی و ابن جریر مانند این حدیث را از جابر بن عبدالله  روایت کرده اند().

و از این روایت معلوم می‌شود که سوره مکی است.

۱۲۳۱- ابن ابوحاتم از ابن عباس ب روایت کرده است: عده‌ای از یهود به اتفاق کعب بن اشرف و حیی بن اخطب خدمت پیامبر آمدند و گفتند: ای محمد! خدایت را برای ما توصیف کن، پس خدای بزرگ سوره اخلاص را نازل کرد(۴۷).

۱۲۳۲- و ابن جریر از قتاده روایت کرده است(۴۸).

۱۲۳۳- و ابن منذر از سعید بن جبیر مانند این روایت را نقل کرده است(۴۹).

و از این روایت معلوم می‌شود سوره مدنی است.

۱۲۳۴- ک: ابن جریر از ابوعالیه روایت کرده است: رهبران احزاب در غزوه خندق به پیامبر خدا گفتند: اصل و تبار پروردگارت را برای ما بیان کن، پس جبرئیل  این سوره را به محضر پیامبر خدا آورد(۵۰).

مراد از مشرکان در حدیث ابی بن کعب همان کسانی هستند که در جنگ احزاب بر ضد مسلمانان صف‌آرایی داشتند. در نتیجه معلوم می‌شود این سوره مدنی است. همان طور که حدیث ابن عباس هم بر مدنی بودن سوره دلالت دارد. در این صورت تعارضی بین دو حدیث وجود ندارد.

۱۲۳۵- لیکن ابوشیخ در کتاب «عظمه» از طریق ابان از انس  روایت کرده است: یهود خیبر به حضور پیامبر اکرم  آمدند و گفتند: ای ابوالقاسم، خدا فرشتگان را از نور، آدم را از گل و لای بویناک، ابلیس را از شعله آتش، آسمان را از دود و زمین را از کف دریا آفریده است. ما را از خلقت خدایت آگاه بساز؟ پیامبر اکرم  در جواب آن‌ها هیچ نگفت تا این که خدای بزرگ جبرئیل  را با این سوره خدمت رسول خدا فرستاد.

سوره فلق

این سوره مکی و ۵ آیه است

اسباب نزول: ﴿ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ﴿۱﴾

سوره ناس

این سوره مکی و ۶ آیه است

اسباب نزول: ﴿ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ﴿۱﴾

۱۲۳۶- : بیهقی در «دلائل النبوه» از طریق کلبی از ابوصالح از ابن عباس رض روایت کرده است: زمانی رسول الله  سخت بیمار شد، دو فرشته آمد یکی بالای سر و دیگری نزدیک پاهای ایشان نشست، فرشته‌ای که کنار پاهایش ایشان بود خطاب به فرشته‌ای که کنار سر پیامبر بود گفت: در باره این چه فکر می‌کنی؟ گفت: جادو شده است، گفت: چه کسی جادویش کرده؟ گفت: لبید بن اعصم یهودی. گفت: آن جادو کجاست؟ گفت: در چاه فرزندان فلان زیر یک سنگ داخل کریه، بر سر آن چاه بروید و آب آن را بکشید و سنگ را بلند کنید و کریه را بگیرید و آتش بزنید. چون رسول خدا  شب را به صبح رساند عمار بن یاسر را با چند نفر به آنجا فرستاد. آن‌ها بر سر چاه رفتند ناگاه آب چاه را مثل آب حناء یافتند آب چاه را تخلیه کردند و سنگ را برداشتند و کریه را بیرون آورده سوزاندند در بین آن یک زه کمان بود که یازده گره داشت. پس این دو سوره نازل شد و پیامبر خدا شروع کرد به قراءت این دو سوره هرگاه آیتی را می‌خواند یک گره را باز می‌کرد(۵۱).

۱۲۳۷- برای این حدیث در صحیح بخاری شاهد است بدون این که معوذتین را سبب نزول این واقعه ذکر کند(۵۲). و شاهدی هم دارد که این دو سوره را سبب نزول این واقعه بیان کرده است:

۱۲۳۸- ابونعیم در «دلائل» از طریق ابوجعفر رازی از ربیع بن انس از انس بن مالک  روایت کرده است: یهود چیزی درست کرد و پیامبر از سبب آن شدیداً دردمند شد، یاران پیامبر به نزدش آمدند و گمان کردند پیامبر بیمار است. پس جبرئیل امین معوذتین را حضور مبارک آورد و برای حفظ جان رسول خدا  این دو سوره را قراءت کرد. سرور کائنات صحت و سالم از خانه بیرون آمد و به نزد یاران خود رفت(۵۳).

وَهَذَا آخِرُ الکتابِ وَالْحَمْدُ للّهِ عَلَى التَّمامِ وَصَلَى اللَّهُ عَلَى سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللّهِ عَلَیْهِ التَّحِیَّه وَالسَّلام

والسلام

پی نوشت:

 (۱)طبری ۳۵۹۹۷

 (۲)حاکم۲/ ۵۱۳ ،بزازر۲۲۷۹” کشف” وطبری۳۶۳۱۴ روایت کرده اند.حاکم و ذهبی این حدیث را صحیح می دانند.حاکم می گوید”ابن عیینه در اواخر عمرش این را بر قسم مرسل روایت می کرد”ابن ابو حاکم در”العلل” ۱۶۹۳آورده که ابوذرعه می گفت:”این حدیث مرسل است” اما هثیمی در”مجمع الزوائ د” ۷/۱۳۳ می گوید: “راوی های بزار راویی صحیح هستند”  عبدالرازق در “تفسیر قرآن” ۳۴۹۲ از عیینه از زهری از عروه به صورت مرسل روایت کرده است.”الکشاف” ۱۲۶۶ تخرج محقق

(۳) نسائی در تفسیر۶۶۵ طبری ۳۶۳۱۵ وطبرانی ۸۲۱۰ روایت کرده اند.تفسیر شوکانی ۲۸۲۴

 (۴) صحیح است.ترمذی۳۳۳۱ ابن حبان۵۳۵ حاکم۲/۵۱۴  وواحدی روایت کرده اند.حاکم می گوید:این حدیث به شرط بخاری ومسلم صحیح است اما گروهی از هشام بن عروه به قسم مرسل روایت کرده اند.ترمذی می گوید: (عده ای این را از هشام بن عروه از عروه بدون ذکر عایشه روایت کرده اند) ومالک۱/۲۰۳ نیز به قسم مرسل روایت کرده است. با این وصف دارای شواهد است از جمله حدیث بعدی”تفسیر شوکانی” ۲۸۲۷ تخرج محقق.

 (۵)طبری ۳۳۶۲۴از قتاده از انس روایت کرده اسناد آن حسن است(مسند ابویعلی ۵/۴۳۱ دارالمامون للتراث دمشق) عبدالرزاق (تفسیر قرآن) ۳۴۹۴ از قتاده بدون ذکر

انس روایت کرده است با این وصف به حدیق قبلی شاهد است

(۶) طبری ۳۶۵۴۹ و۳۶۵۵۰

(۷) (المنثور) ۶/۵۳۲

نسائی در(تفسیر)۶۷۴ابن ماجه۲۲۲۳ حاکم۲/۳۳ طبری۳۶۵۷۷ و واحدی ۸۴۸ روایت کرده اند.

 (۸) به(زاد المسیر) ۱۵۱۶ به تخرج محقق نگاه کنید

 (۹) اسناد این حسن است.حاکم وذهبی این را صحیح می دانند.سیوطی در(در المنثور)۶/۵۳۶صحیح می شمارد.(احکام قرآن) ابن عربی ۲۲۶۶ و(زاد المسیر) ۱۵۱۷ به تخریج محقق.

 (۱۰) طبرانی۱۲۶۴۹ دراین اسناد جوییره متروک واستادش ضحاک با ابن عبال ملاقات نکرده استپس خبر جدا ضعیف است.

 (۱۱) اسناد جدا ضعیف است زیرا جوییر بن سعید متروک وضحاک با ابن عباس ملاقات نکرده.ذکر نزول آیه  وهن است لیکن صحیح وثابت است که عثمان چاه رومه را خریده ومحل آب خوری وآبگیری همگانی قرار داده.

 (۱۲) ابن ابو حاتم چنانچه در تفسیر ابن کثیر به تفسیر همین آیه آمده و واحدی در(اسباب نزول) ۸۵۲ ودر (الوسیط)۴/۵۰۴ روایت کرده اند.احمد۳/۳۲۸ از جابر به همین معنی بدون ذکر نزول آیه روایت کرده است.هیثمی در(مجمع الزوائ د)۳/۱۲۷ می گوید: (این حدیث را احمد وبزار روایت کرده اند در این اسناد در خصوص عبدالله

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار