تبلیغات

خلاصه تفسیر سوره اسراء ،کهف و طه شب شانزدهم رمضان۹۵

Article Image
به اشتراک بزارید!

سوره بنی اسرائیل بیان نشان دادن بزرگترین معجزه است ، آن هم معراج که مرحله ی اول از بیت الله(مسجدالحرام) تا مسجدالاقصی ، اسراء است و از مسجدالاقصی تا بالای آسمان هفتم و از بالای آسمان هفتم از سدره المنتهی به بالا الی ماشاءالله (لَقَدْ رَأَى مِنْ آیَاتِ رَبِّهِ الْکُبْرَى) آیات و نشانه های بزرگ الله متعال را ، آن حضرت (ص) شب معراج دیدند.  

شیخ حسین علی (رح) می فرماید: مراد از (لَقَدْ رَأَى مِنْ آیَاتِ رَبِّهِ الْکُبْرَى) هلاکت منکرین توحید ، رسالت ، قرآن و قیامت  می باشد.

اما بقیه ی مفسرین  به مشاهده ی حالات اهل بهشت و اهل دوزخ تفسیر نمودند ،چنانچه آن حضرت(ص) رفتند بهشت را مشاهده فرمودند و شب معراج یک قصری آن حضرت را به تعجب انداخت و سوال کرد این ساختمان و قصر مال کیست؟ فرشته ها جواب دادند: که این قصر حضرت عمر (رض) است.

روایت بخاری : آن حضرت صلی الله علیه و سلم می فرماید : من می خواستم بروم داخل این قصر را ببینم چون ظاهر این قصر چنان زیبا و مجلّل بود و در داخل چه امکانات و تجهیزاتی دارد؟ حضرت فرمود : آن لحظه یاد غیرت حضرت عمر (رض)  افتادم و من از رفتن به داخل آن خودداری کردم ،حضرت عمر (رض) فرمود : ای رسول خدا من را درباره ی تو غیرت می گیرد؟

بنابراین حضرت عمر (رض) آن فردی بود که به ازواج مطهرات پیامبر فرمود : ای همسران پیغمبر حجاب بزنید و مسئله به جایی رسید که مطابق این پیشنهاد حضرت عمر آیه نازل شد : (یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ)

آن حضرت صلی الله علیه و سلم شب معراج در بهشت ورود پیدا کرد و فرمود : من صدای کفش های حضرت بلال را در جنت شنیدم ، خوشبحال این چنین انسانی که زنده اند روی زمین و آن ها را پیشاپیش پیغمبر در جنت می بیند ، حضرت فرمود: بلال چه می کنی؟ حضرت بلال فرمود : ای رسول خدا ، من چنان عملی که بگم داشته باشم ندارم ، فقط بعد از اینکه وضو بگیرم دو رکعت نماز تحیه الوضو دائماً می خوانم.

زمین پروش دهنده تمام انبیاء بود ، همه انبیاء روی زمین قدم زدند و تبلیغ کردند و زمین به این شرف مشرّف گشت و دارای ارزش شد ، اما آسمان های هفتگانه از قدوم انبیاء محروم بودند و سال های سال در انتظار بودند که آیا می شود پیغمبر آخرالزمان ، خاتم النبیین قدم بر ما بگذارد ، بعد از انتظار سال ها ، قرن ها و زمانه ای خیلی طولانی که آسمان و زمین خلق شده بود پیامبر اسلام با همراهی جبرئیل از بیت المقدس تا سدره المنتهی بر آسمان های هفتگانه قدم گذاشت و عروج کرد و بالا رفت  و از سدره المنتهی پیامبر تنها بالا رفت.

چو تیغ لا به دست آری، بیا تنها چه غم داری

مجو از غیرِ حق یاری که لا فتاح الاهو

هوالاول هوالآخر ظهور آمد تجلی او

به ذات خود هویدا حق که لا فی الکون الاهو

پیامبر صلی الله علیه و سلم وقتی به معراج رسید آیات و نشانی های بزرگ پروردگار را دید (اَلتَّحِیّاتُ لِلّهِ وَ اَلصَّلَواتُ وَاَلطَّیِّباتُ) تمام عبادات قولی و بدنی و مالی برای رضای الله است جواب آمد : (اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا اَلنَّبِیُّ وَ رَحمَتُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ) سلام و رحمت و برکات الله بر تو ای محمد (ص) باد حضرت فرمود : (السَّلاَمُ عَلَیْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِینَ) سلام بر ما و بر بندگان نیک و صالح الله باد ، جبرئیل فرمود : (أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ) من جبرئیل گواهی می دهم که نیست هیچ ذاتی لایق عبادت جزء از الله و گواهی می دهم که محمد بنده و رسول خداست.

(لَقَدْ رَأَى مِنْ آیَاتِ رَبِّهِ الْکُبْرَى) یک تفسیر و توضیح این است که مراد از آیه (الْکُبْرَى)  یعنی دیدار پروردگار آن حضرت را حاصل شد ، اما چرا موسی را حاصل نشد چون موسی در عالم این دنیا بود ، اما محمد رسول الله (ص) در عالم دیگری قرار داشت و چنان صلاحیت و استعدادی به او داده شد که با رب ملاقات کند اما بدون رویت چون قانون این است وَمَا کَانَ لِبَشَرٍ أَن یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیاً أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولاً فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ مَا یَشَاءُ إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکِیمٌ [الشورى : ۵۱] اصول و قانون است زمانیکه کلام باشد کلام (ورا حجاب) می باشد و رویت بدون کلام حاصل می شود.

این معجزه عظیم را آن حضرت (ص) وقتی آمد اعلام کردند که بر معراج رفتند ، ابوجهل گفت : الان اینطور صحبت میکنی و به خانه صدیق رفت و گفت : صدیق بیا که دوست تو چه می گوید؟ ابوبکر گفت چه می گوید؟ ابوجهل گفت که رسول الله فرموده : من از  مکه تا بیت المقدس که ۴۰ روز راه است امشب رفتم و همین شب بالای هفت آسمان رفتم و همین شب برگشتم ، صدیق فرمود: اگر تو از زبان رسول الله شنیده ای من تصدیق می کنم.

وَالَّذِی جَاء بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ [الزمر : ۳۳] آن شخصی که صداقت را با خود آورد و کسی که تصدیق او را کرد از متقین و پرهیزگارلن است.

مصداق و نمونه  اول متقین ابوبکر صدیق را قرآن معرفی می کند (أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ) اینها متقین هستند.

مشرکین گفتند: اگر تو واقعاً بیت المقدس رفتی ، بگو بیت المقدس چند در و پنجره دارد؟ حضرت ناراحت شد ؛ زمان طول نکشید رب کائنات بیت المقدس را جلوی چشمان پیغمبر آورد و پیغمبر با شمردن در و پنجره جواب آنها را داد.

مجاهدین اسلام در ایران در دوره ی خلافت فاروق اعظم رضی الله تعالی عنه وقتی لشکر اسلام به کوه نهاوند رسید ، دشمنان می خواستند از سر قلّه ی کوه  بر مجاهدین حمله کنند و آن لحظه حضرت عمر فاروق روز جمعه بر منبر ایستاده بود و در حال خطبه خواندن بود ، یک دفعه الله متعال میدان جنگ را پیش روی حضرت عمر ظاهر کرد ، حضرت عمر دید که دشمن می خواهد از بالای کوه حمله کند ، از روی منبر صدا زد (یا ساریهُ إلی الجَبَلِ) ای فرمانده کوه را بگیر، بلافاصله فرمانده لشکر متوجه شد و صدای حضرت عمر فاروق را شنید و دستور داد که مجاهدین کوه نهاوند را بگیرند و زمان طول نکشید که آن سرزمین فتح شد و مجاهدین غالب آمدند و دشمن شکست خورد.

بنابراین این ها نسبت های حضرت عمر با پیغمبر بود که پیغمبر فرمود: (لَو کَانَ بَعدِی نَبِیٌّ لَکَانَ عُمَرُ بنِ الخَطَّاب)

ترجمه و تفسیر: حضرت شیخ التفسیر و الحدیث مولانا محمد عثمان حفظه الله تعالی

منبع: الخلیل آنلاین

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار