تبلیغات

نابرده رنج، گنج میسّر نمی‌شود(اندر فضیلت نماز شب)

Article Image
نابرده رنج، گنج میسّر نمی‌شود(اندر فضیلت نماز شب)

 نماز شب

نماز شب چیست؟ و چه وقتی باید انجام شود؟  پاداش نماز شب چه قدر است؟ 

 نماز شب و اسرار این عبادت عجیب و تأثیر آن بر زندگی انسان و در ارتباطش با خدای رحمان! 

خداوند عزوجل می‌فرماید: ﴿وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَکَ عَسَى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَحْمُودًا﴾ «و پاره‌ای از شب را به نماز خواندن زنده بدار. این نافله خاصّ توست. باشد که پروردگارت تو را به مقامی پسندیده برساند.» 

برخیز برادر عزیزم! منتظر چه هستی؟ «پس برخیز و نماز بخوان که این نافله خاصّ توست.» خداوند تبارک و تعالی به ما می‌آموزد که کسی که شب را به پا می‌خیزد با کسی که از آن غافل است هرگز برابر نیستند. 

خدای عزوجل می‌فرماید: ﴿أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّیْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَیَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ﴾ «آیا آن کس که در ساعات شب در حال سجده و قیام به عبادت مشغول است، و از آخرت بیمناک است و به رحمت پروردگارش امید بسته است، [با آن کس که چنین نیست] یکسان است؟ بگو: آیا آن‌هایی که می‌دانند با آن‌هایی که نمی‌دانند برابرند؟». به این حالت توجه کن: «در ساعات شب در حال سجده و قیام به عبادت مشغول است،». چه سعادتمند است آن کس که لذّت این لحظات را به ویژه در ثلث آخر شب احساس کند؛ آن هنگامی که خداوند سبحانه و تعالی آن گونه که شایستهٔ عظمت اوست نزول می‌کند و به آسمان دنیا می‌آید و می‌گوید: «آیا استغفار کننده‌ای هست تا او را بیامرزم؟ آیا توبه کننده‌ای هست تا توبهٔ او را بپذیرم...» هرکس که لذّت این لحظات را چشیده باشد می‌داند. آری، او از جمله کسانی است که می‌داند. 

 اما «آنان که نمی‌دانند»‌‌ همان کسانی هستند که در این زمان به تماشای تلویزیون می‌پردازند و یا سرگرم اینترنت شده‌اند. 

آیا سخن پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم -را شنیده‌ای که می‌فرماید: «ساعتی وجود دارد که اگر بنده مسلمان آن را دریابد و در آن حال چیزی از خداوند بطلبد قطعا خداوند خواسته‌اش را به او می‌دهد» «نسبت به آخرت هوشیار است و به رحمت پروردگارش امیدوار است.» 

 این‌‌ همان حالتی است که در هر زمان و مکان رو به سوی بهشت است... و این حالت تنها در قیام شبانه پیدا می‌شود... 

همهٔ کار‌هایش شگفت انگیز بود... 

دو نفر از صحابه بر حضرت عایشه وارد شدند و گفتند: ‌ای مادر مؤمنان! برای ما از شگفت انگیز‌ترین احوال پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم -سخن بگو. گفت: چه چیزی برایتان بگویم که همهٔ کار‌هایش شگفت انگیز بود. شبی آن حضرت- صلّی الله علیه وسلّم -با من به یک بستر آمد و در کنارم خوابید اما فرمود: «مرا بگذار تا ساعتی به عبادت پروردگارم بپردازم.» گفتم: در کنار تو بودن و محبّت تو را ترجیح می‌دهم. پس برخاست و نماز خواند و شروع به گریه کرد و همچنان نماز می‌خواند و گریه می‌کرد و قطره‌های اشکش بر روی حصیر می‌ریخت، تا آنکه بلال آمد تا برای نماز صبح بیدارش نماید. گفت:‌ ای رسول خدا- صلّی الله علیه وسلّم - چه چیزی شما را به گریه واداشته است حال آنکه خداوند گناهان گذشته و آیندهٔ شما را بخشیده است؟! آن حضرت- صلّی الله علیه وسلّم - فرمود: «وای بر تو ‌ای بلال، امشب آیه‌ای بر من نازل شد وای بر کسی که آن را نخواند و در آن نیندیشد.» سپس کلام خدای تبارک و تعالی را تلاوت نمود: «همانان که خدا را [در همه احوال] ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد مى کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین مى‏ اندیشند [که] پروردگارا این‌ها را بیهوده نیافریده‏‌اى منزّهى تو پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار.» سپس آن حضرت- صلّی الله علیه وسلّم -فرمود: «وای بر کسی که آن را بخواند و در آن تدبّر نکند.» 

 عبادتی شگفت‌انگیز است که تأثیر آن به همهٔ انسان‌ها می‌رسد. 

 برخیز و فقط به مدّت دو هفته آن را تجربه کن. خواهی دید که چگونه مشتاق قیام در شب و ایستادن در مقابل خدای تبارک و تعالی خواهی شد. و چگونه از نو متولد خواهی شد... سبحان الله. گویا که این نماز شب «عصایی سحرانگیز» است؛ به وسیلهٔ آن هر آنچه را می‌خواهی انجام بده!! شعار مؤمن اینکه رسول الله- صلّی الله علیه وسلّم -آن چنان در شب به قیام می‌ایستاد که پا‌هایش متورّم می‌شد. به او می‌گفتند: آیا خداوند گناهان گذشته و آیندهٔ تو را نبخشیده است!؟ پس آن حضرت- صلّی الله علیه وسلّم - می‌فرمود: «آیا بنده‌ای شکرگزار نباشم!؟» 

و از خستگی و زحمت فشار خود را به نوبت روی پای چپ و راستش می‌انداخت تا اندکی استراحت کند. پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم -از قیام شب لذّت می‌برد. چگونه لذّت نبرد حال آنکه در پیشگاه مولای خود قرار دارد؟ و در حقیقت این از نشانه‌های مؤمن است که بگوید: «آیا بنده‌ای شکرگزار نباشم!؟» 

 «تلاش کن تا [قیام در شب] نشانهٔ تو گردد. 

 از امور شگفت بر حال خود گریه کن.... 

 بخاری روایت می‌کند: رسول الله- صلّی الله علیه وسلّم -از بیماری رنج می‌برد، بنابراین یک یا دو شب نماز نخواند... آیا فهمیدی منظورم چیست؟ بخاری در صحیح خود آورده است: رسول الله یک یا دو شب را نماز شب نخواند، پس حال پیامبر این طور نبود، در حقیقت آن استثناء بود و طبق معمول ایشان هر شب بیدار می‌شد!!! یا الله!! ما کاملاً برعکس هستیم. ‌ای بیچاره! بر حال خود گریه کن و برای نزدیک شدن به خدا تصمیم قطعی بگیر و بر قیام شبانه حریص باش. 

بنگر! اکنون چه احساسی داری!؟ و به توجه آن حضرت- صلّی الله علیه وسلّم -نسبت به قیام شبانه و کاشتن بذر این خصلت در میان صحابه -رضوان الله علیهم- نگاه کن! 

روزی پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم -عبدالله بن عمرو بن عاص را دید، به او فرمود: «عبدالله! مانند فلانی نباش که شب‌ها بیدار می‌شد و سپس شب زنده داری‌اش را ترک نمود.» خودت را در مقام دوستی دیگر و به جای عبدالله قرار بده و احساس کن که نصیحت پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم - برای تو بوده است. به یاد آور روزهای رمضان را که تو بر شب زنده‌داری مراقبت می‌نمودی اما اکنون آن را ترک نموده‌ای. فرض کن که رسول خدا دربارهٔ تو صحبت می‌کند. اکنون که خود را در این جایگاه و مقابل پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم - قرار داده‌ای ببین احساست چیست؟ واقعاً جایگاه دشواری است. حال اینگونه تصوّر کن که اگر در شرایطی بهتر بودی و هر شب قیام می‌نمودی حالت چگونه خواهد بود. به میزان خشنودی پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم - نسبت به خودت نگاه کن! 

همّتی همچون همّت عبدالله بن عمر داشته باش که آن حضرت- صلّی الله علیه وسلّم - فرمود: «چه خوب بنده‌ای است عبدالله -ابن عمر- کاش شب‌ها قیام کند.» می‌گویند: پس عبدالله بن عمر بعد از آن، قیام در شب را ترک ننمود و جز اندکی نمی‌خوابید و زمانی که می‌فهمید که یک صحابی قیام شب را ترک نموده است ناراحت و خشمگین می‌شد. باید عبدالله بن عمر نمونهٔ والایی برای تو و برای همهٔ ما باشد. 

 برخیز و همچون او کمر همّت ببند و اکنون تصمیم بگیر و با همّتی والاو قلبی زنده این چند صفحه را پایان عهد خود با تنبلی و دوست داشتن خواب قرار بده!‌ عبدالله! کجایی که به امثال تو بسیار نیاز داریم. 

 بعد از این هیچ بهانه‌ای نخواهید داشت؛ 

 شبی پیامبر - صلّی الله علیه وسلّم- درب خانه من و فاطمه را زد و فرمود: ‌ آیا نماز نمی‌خوانید؟ علی در پاسخ گفت: ‌‌ای رسول خدا! اختیار ما در دست خداست، اگر بخواهد ما را از خواب بیدار می‌کند (واگر نخواهد بیدار نمی‌شویم) زمانی که این سخن را گفت پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم - با عصبانیت بازگشت و دیگر به سوی آنان برنگشت. علی می‌گوید سپس شنیدم که برگشته و دست بر ران خود می‌زند و این‌ آیه را تلاوت می‌کند: ﴿وَکَانَ الْإِنسَانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلًا﴾ «انسان همواره لجوج‌ترین موجود بوده است.» آیا این سخن همیشه بر زبان تو نیست که من هر روز هشدار بیداری را تنظیم می‌کنم ولی بیدار نمی‌شوم. چه کار کنم، واقعاً هر چه در توانم بوده است را انجام داده‌ام! پاسخی برایت سراغ ندارم جز آنچه که پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم - فرمود: «انسان همواره لجوج‌ترین موجود بوده است.» اینک زمان بهانه‌جویی به پایان رسید، از نو آغاز کن. 

اما در ارتباط با خانم‌ها

 یک شب پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم - از خواب بیدار شد، مشاهده کرد که همهٔ همسرانش در خواب هستند. آن حضرت- صلّی الله علیه وسلّم - فرمود: «چه کسی از خانم‌های خانه بیدار می‌شود؟ چه بسا که زنی پوشیده در دنیا، در قیامت برهنه و عریان باشد.» پیامبر ما محمّد همواره دوست داشت تا خانواده‌اش برای نماز شب بیدار شوند تا از برکت و سعادت بهترین و شیرین‌ترین اوقات بهره‌مند گردند اما آنان را در خواب دید. تلنگری که موجب شد خواب از چشم آنان بپرد این جمله بود: «چه بسا که زنی پوشیده در دنیا، در قیامت برهنه و عریان باشد.» 

 این جایگاه ویژهٔ خانم‌هاست. آری! امّا آیا عاقلانه است که تو کنار بنشینی و مضامینی که از نظر گذراندیم را‌‌ رها کنی و اطمینان داشته باشی که این جایگاه برای زنان است... مسلمانان بیدار شوید! 

حق داری، چرا که هنوز طعم آن را نچشیده‌ای.

بعد از آنکه رسول خدا- صلّی الله علیه وسلّم - از غزوهٔ ذات‌الرقاع راحت شد، مسلمانان در مکانی اقامت گزیدند تا استراحت کنند و پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم - یک نفر از اصحابش را برای نگهبانی انتخاب کرد. در میان آنان عمار بن یاسر و عباد بن بشر -رضوان الله علیهم جمیعا- نیز حضور داشتند. عباد از عمار خواست تا بخوابد و در ابتدای شب استراحت کند تا او به نگهبانی بپردازد. در تاریکی شب و در میان سکوت صخره‌ها، عباد به نماز ایستاد و در حالی که غرق تلاوت نماز بود و در فضای انس با خداوند، حلاوت ایستادن در مقابل الله را می‌چشید، ناگهان دشمن در تاریکی تیری به سویش پرتاب کرد و به بازویش اصابت کرد، پس عباد آن را جدا نموده و به نمازش ادامه داد، سپس تیری دیگر از سوی دشمن به سمت او نشانه رفت و او آن تیر را نیز بیرون آورد و همچنان به نمازش ادامه داد، سپس رکوع کرد و به سجده رفت. در این حال دستش را به سمت دوستش دراز کرد تا او را بیدار کند. عمار به خونی که از برادرش جاری شده بود نگاه کرد و گفت: چرا در اول نماز مرا بیدار نکردی؟ [پاسخ داد:] هرگز دوست نداشتم که نمازم را بشکنم و اگر اشتیاقم به حفاظت از مرزی که مأمور به حفظ آن گشته‌ام نبود، قطعاً مرگ را بر قطع آیاتی که در حال تلاوت آن بودم ترجیح می‌دادم. 

 این موقعیت را تصوّر کن! هیچ تأثیری در تو نگذاشت، این‌طور نیست!؟ در این باره حق داری؛ چرا که تو تاکنون هرگز آن موقعیّت را درک نکرده‌ای. امّا چه بسا معنایی را احساس کردی که هر یک از ما امّت  آن را فراموش کرده است و زمانی که با محبوبش ملاقات می‌کند و در مقابل او می‌ایستد آن را احساس نمی‌کند... با این حال در جستجوی نشانه‌های دوستی و رضایت اوست!

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار