تبلیغات

نگاهی کوتاه به زندگانی مولانا محمدانور سیدزاده

Article Image
نگاهی کوتاه به زندگانی مولانا محمدانور سیدزاده

در روستای کلگ واجه از توابع گشت در خانه عارف و عالم بزرگ بلوچستان حضرت مولانا عبدالواحد سیدزاده، در سال ۱۳۲۶ هـ. ش کودکی به دنیا آمد که پدرش به اسم جدش محمد نور گذاشت.

دوران طفولیت خویش را در روستاهای کلگ واجه و گشت و جالق سپری نمود و دوران شیرخوارگیش تمام شده بود که مولانا شیخ الحدیث جهت ادامه تحصیل رهسپار کشور پاکستان شد.

در پنج سالگی حروف شناسی را از والدش فرا گرفت وچون به روخوانی قاعده بغدادی مشغول شد و استعداد فوق العاده ای داشت تا به سوره فیل رسید به روخوانی قران مجید نزد پدرش مشغول شد وهشت سال بیشتر نداشت که همراه خانواده اش به روستای زنگراپ (حق آباد) رفتند و در این سال مدیریت مدرسه دینی عین العلوم که بعد از ۶ سال از تحصیل مولانا حسین پور در پاکستان گذشته شده بود، به ایشان واگذار گردید.

در سن ۸ سالگی روخوانی قرآن را با توجه به این که سواد مدارس دولتی نداشت، ختم می نمایند و در محضر والدگرامی شان به خواندن کتاب های پنج کتاب و کلید بهشت مشغول می شوند.

علت تغییر نام ایشان:

اسم ایشان محمدنور بودند و اسم برادر بزرگ ایشان محمد انور؛ بعد از وفات برادر بزرگترشان، در زمان تحصیل در پاکستان بودند نامه ای از والدبزرگوارش دریافت می نماید که اسمش را از محمد نور به محمدانور تغییر دهند. بعد ازاین نامه، ایشان اسم خویش را در حوزه و بین خانواده به محمد انور تغییر می دهند.

علت نرفتن به مدارس دولتی:

ایشان برادر بزرگتری به نام محمد انور داشته اند که تا کلاس چهارم در دبستان دولتی گشت درس می خوانند، که برخورد خشونت آمیز و نامناسب معلم با ایشان، منجر به شکستن سر ایشان می گردد. همین امر باعث می گردد حضرت صاحب (رح ) از ورود ایشان به مدارس دولتی ممانعت به عمل می آورد.

چگونگی سواد آموزی ایشان:

ایشان سواد آموزی را نزد والد گرامیش فرا می گیرد. نامه هایی که از طرف شاگردان حضرت صاحب (رح) می رسد، گوشه و کنار و پشت آن ها خالی بود که ایشان از آن ها به عنوان جای مشق استفاده می نمودند.

مدارس مختلف تحصیل ایشان در ایران:

بعد ازاین که  خواندن ونوشتن و بعضی از دروس اولیه را در نزد والد گرامیش فرا می گیرند و در این ایام به گشت تشریف می آورند ودر مدرسه دینی عین العلوم، به کسب فیض از محضر شیخ الحدیث و سایر اساتید می پردازند.

در سال ۱۳۸۳هـ. ق بنا به مصلحت و مشوره مولانا شهداد، شیخ الحدیث به سرجو سراوان می روند وایشان هم با ایشان همراهی می نمایند و دوره چهارم عربی را در مدرسه مجمع العلوم می گذراند و کتاب شرح وقایه را در همان جا از شیخ الحدیث فرا می گیرند.

فراگیری علم فراتر از ایران:

بعد ازاین که حدود یک سال درسرجو به تحصیل مشغول می گردند، در سال ۱۳۸۵هـ. ق رهسپار کشور پاکستان می گردند و با مولوی عبدالرحیم حسین زهی در دار الهدی حبیب آباد رخت اقامت و تحصیل را می افکنند و شعبان و رمضان همان سال در رحیم یارخان جهت کسب علم تفسیر در محضر شیخ الحدیث والتفسیر مولانا عبدالغنی جاجروی زانوی تلمذ می زنند.

ورود به دارالعلوم کراچی:

ایشان بعد از اتمام دوره تفسیر، با راهنمایی بعضی از دوستان و وصف دارالعلوم کراچی در سال ۱۳۸۶ در این حوزه مشغول کسب علم می گردند ودروس زیر را نزد اساتید آن حوزه فرا گرفتند.

مشکوه ج۱مولانا محمدشفیع عثمانی

مشکوه ج۲ مولانا محمد تقی عثمانی

جلالین ج۱ مولانا غلام محمد

جلالین  ج۲ شیخ التفسیر مولانا شمس الحق استاد منطق و فلسفه

هدایه رابع مولانا محمد رفیع عثمانی.

شرکت در درس همکلاسی والدش:

بعد از این که دروس سال تحصیلی ۱۳۸۸هـ. ق به پایان می رسد، ایشان با همراهی عده ای از دوستانش راهی راولپندی می گردند و در مدرسه تعلیم القر ان، از محضر مولانا غلام الله که همکلاس حضرت صاحب بودند و هردو مجاز بیعت از مولانا حسین علی پنجابی  بودند – علم تفسیر را فرا می گیرند و در آزمون تفسیر شرکت می نمایند و مدرک آن را نیز کسب می نماید و سپس علم مباحثه را نیز در مولانا غلام الله با موفقیت به پایان می رسانند. و بعد از آن مدت کوتاهی به گجران واله می رود وعلم هئیت را فرا می گیرند.

ثبت نام در کلاس دوره حدیث:

ایشان با اولین شهید روحانی اهل سنت ایران، مولانا فیض محمد حسین بر در دارالعلوم همکلاس بودند؛ دوره حدیث را با هم ثبت نام کردند و این سال درس صحیح بخاری توسط شیخ الحدیث مولانا ظفر احمدعثمانی افتتاح گردید و جلد اول صحیح بخاری و موطا امام مالک با مفتی اعظم پاکستان مولانا محمدشفیع عثمانی و جلد دوم صحیح بخاری و جلد اول مسلم با مولانا اکبرعلی کیرانوی و شمائل ترمذی با مفتی محمد تقی عثمانی و… گذراندند و بعداز فراغت به شهرشان باز گشتند.

بر مسند تدریس:

بعد از فراغت از تحصیل، به عنوان مدرس به مدرسه دینی عین العلوم گشت وارد می شوند و چند مدتی در این مدرسه دینی مشغول خدمتگزاری می گردند ، و با توجه به مشغله بسیار حضرت صاحب (رح) و نیازداشتن به خدمتگزاری، ایشان به مدرسه دینی دارالفیوض حق آباد منتقل می گردند و تا پایان عمر مشغول خدمت به مسلمین و مردم منطقه می گردند.

مدیریت مدرسه دینی دارالفیوض:

ایشان در زمان حضرت صاحب (رح)، علاوه بر امور تدریس  و انجام دادن کارهای خانواده، امور داخلی مدرسه نیز برعهده داشتند و زمانی که حضرت صاحب (رح) بنا به کثرت مشغله و بیماری قادر به مدیریت مدرسه دینی نبودند، مدیریت مدرسه دینی را به مولانا سپردند و مولانا با جدیت تمام به فعالیت دینی مشغول شدند.

تصانیف:

مولانا علاوه بر این که مشغله کاری و فکری که داشتند، دست به قلم نیز بودند و دیوان شعری داشتند که حاوی مرثیه بزرگان وعلمای منطقه و نصحیت بود که کار حروف چینی آن انجام شده است.

هم چنین حالات والدش را گردآوری نموده بودند. ۱۵ سال قبل، وقتی نگارنده این سطور خدمت ایشان رسیدم، خیلی استقبال نمودند و تمام زحماتی که کشیده بودند، را به این جانب دادند والحمدلله آن چه این حقیر نیز جمع آوری نمودم، به این مجموعه اضافه نمودم وکار حروف چینی آن نیز انجام پذیرفته است و ان شاء الله به زودی در اختیار مشتاقان قرار می گیرد.

ایشان با همکلاسی و دوست گرانقدرش شهید مولوی فیض محمد حسین بر حواشی و توضیحاتی در زمان طلبگی نوشتند و در همان زمان نیز اشعاری در مدح بزرگان اسلام سرودند که در مجلات مختلف پاکستان چاپ ومنتشر گردید.

اخلاق و سعه صدر ایشان:

ایشان که در روستای دورافتاده و فاقد امکانات رفاهی مشغول به خدمت بودند. بعد از بیماری والد گرامیشان، مدیریت، تدریس، تامین مخارج مدرسه دینی و کار طبابت معنوی را انجام می دادند.

با توجه به مشغله کاری ای که داشتند، مهمانان زیادی همواره در منازل ایشان آمدند و ایشان برخوردی مناسب با آن ها داشتند و طوری با مهمانان وغریبه ها رفتار می کردند و احوال پرسی می نمودند که گویا سالیان مدیدی با ایشان آشنا بودند.

فروتنی ایشان نسبت به علما:

ایشان ارادت خاصی به علمای منطقه داشتند وهرگاه نگارنده پیش ایشان می رفت، حکایت و خاطره ای از مولانا حسین پور تعریف می کردند وهیچ گاه اسم ایشان را نمی بردند بلکه با القاب استاد، استادالعلما و شیخ الحدیث یا واجه از ایشان یاد می کردند.

هرگاه در حضور ایشان از احکام اسلامی سوال می شد، مختصر و مفید پاسخ می دادند و می فرمودند جهت کسب اطلاعات جامع تر به گشت بروید و از مولانا عبدالکریم بپرسید.

از مولانا محمد عمر و مولانا چابهاری بسیار یاد می کردند و به علت این که عالم هستند و با گشتیان وارث می باشند، می فرمودند به ملاقات ایشان بروید و از محضر این بزرگواران فیض ببرید.

رسیدگی به امور رفاهی منطقه:

روستای زنگراپ بعد از عمران و آبادی توسط حضرت صاحب (رح)، به حق آباد مسمی گردید. کوره دهی دور افتاده وعشایر گونه بود که فاقد امکانات رفاهی بود. مولانا علاوه بر گسترش مدرسه دینی دارالفیوض و ساخت و سازهای جدید وامکانات رفاهی از گسترش روستا وامکانات آن غافل نبودند وهرگاه به سوران یا سراوان می رفتند پیگیر امور رفاهی مردم روستا بودند که با یاری دیگر مسولین روستا توانستند امکانات اولیه روستا – مثل آب لوله کشی آشامیدنی، برق، خانه بهداشت و مدرسه – را فراهم نمودند.

وقت شناسی ایشان:

با توجه به این که ایشان زمانی هم که حضرت صاحب (رح) در قید حیات بودند امورمدرسه را برعهده داشتند؛ به کار معالجه بیماران که از اقصا نقاط استان پهناور سیستان و بلوچستان و استان های همجوار می آمدند، مشغول بودند و کار تدریس و رسیدگی به امور مدرسه را انجام می دادند و بر تمام امور خدماتی و رفاهی و مالی اشراف داشتند و خود اکثر مواقع به جمع آوری هزینه های مدرسه اقدام می نمودند.

مدرسه اجنه:

علاوه بر تربیت نسل انسانی ایشان مدرسه ای مخصوص اجنه داشتند که تدریس و امور اجنه می پرداختند و یکباری که بنده با دوست بزرگوارم آقای محمد اکرم حسین بر برای ملاقات ایشان رفته بودیم، من در مورد شاگردان جن حضرت صاحب (رح) از ایشان سوال کردم و ایشان مصاحبه ترتیب دانستند و من توانستم سوالاتی از درس اجنه و فعالیت های ایشان بپرسم.

وفات:

مولانا محمدانور سیدزاده، پس از یک عمر خدمت به اسلام و مسلمانان، شامگاه روز شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۵، بر اثر تصادف، جان به جان آفرین تسلیم کردند و مراسم تشییع جنازه ایشان روز یک شنبه ۱۷ مرداد، با حضور انبوه مردم و علما در شهر گشت، برگزار گردید و نماز جنازه ایشان به امامت حضرت شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید اقامه گردید و در قبرستان پشت مدرسه دینی، در جوار والدشان به خاک سپرده شدند./

محمدرفیع حسین بر

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار