تبلیغات

جانشینی ابوبکر صدیق رضی الله عنه

Article Image
دیدگاه یک دانشمند مسیحی به مسأله‌ی:جانشینی ابوبکر صدیق رضی الله عنه

janeshiniپیغمبر صلى الله علیه وسلم در زمان حیات فرمانده ارتش مسلمانان – پیشوای نماز – حكمران و دادرس آن‌ها بود و پس از رحلت، چون پسری نداشت و كسی را هم به جانشینی تعیین نكرده بود، لذا اختلاف مهمی در این موضوع میان مهاجران و انصار پدید آمد، مهاجران می‌گفتند: ما ترك یار و دیار كردیم و با پیغمبر صلى الله علیه وسلم به مدینه آمدیم، سزاوارتر از دیگران هستیم و باید جانشین پیغمبر از ما باشد و خود پیغمبر صلى الله علیه وسلم از ما بوده است. اظهار انصار این بود كه: اگر همراهی و یاری ما نبود، اسلام پیشرفت نمی‌كرد.

در این ضمن ابوبكر حدیثی را كه از پیغمبر صلى الله علیه وسلم شنیده بود، برای انصار نقل كرد و آن حدیث این بود كه فرمانروای مسلمانان باید از قریش باشد.

انصار كه این را شنیدند، از ادعای خود چشم پوشیدند.

اما میان خود مهاجران اختلاف روی داد كه كدام یك از آنان خلیفه (جانشین) باشد و تدریجا كار دشوارتر می‌گشت، در این موقع عمر، كه از رجال بزرگ اسلام بود، با ابوبكر بیعت كرد، مردم هم از او پیروی نمودند؛ زیرا بیم داشتند مبادا عمر كه مرد سخت‌گیر نیرومندی است، به خلافت برسد و كار بر آنان دشوار شود، ولی همین كه عمر با ابوبكر بیعت نمود، مشكل آنان آسان گشت.

حال باید دید چرا با بودن علی و عباس و سایر نزدیكان پیغمبر صلى الله علیه وسلم، با ابوبكر بیعت كردند؟ پاسخ این پرسش را می‌توان در نكات زیر دریافت:

1- به طوری كه عمر و سایرین اظهار می‌داشتند، نظر مسلمانان بر این بود كه منصب و مقام ظاهری خلافت را با جاه و جلال نبوت نیامیزند و تیره‌ی بنی‌هاشم را در همان حدود نبوت معزز داشته، آلوده‌ی امور دنیوی نسازند و شاید در اجرای این نظر از خود پیغمبر صلى الله علیه وسلم پیروی نمودند كه خواهش عموی خود عباس را برای اشغال مقام رسمی رد كرد، به علاوه موقعی كه امام حسن با معاویه صلح كرد، به یاران و دوستان گفت:

«خداوند مقدر نفرموده كه خلافت و نبوت هر دو در خاندان ما باشد».

2- شاید علت دیگر برای انتخاب ابوبكر به خلافت و مقدم داشتن وی بر عمر و عثمان و طلحه و زبیر آن بود كه ابوبكر پیش از همه‌ی آنان اسلام آورده بود.

3- جهت دیگری كه از سایر جهات اقوى به نظر می‌رسد، موضوع سن و پیری است كه در میان اعراب چه پیش از اسلام و چه بعد از اسلام مورد توجه و احترام بسیار بوده است و كلمه‌ی شیخ (پیر) در زبان عربی به معنای آقا می‌باشد. این رسم از دیر زمان میان اعراب بوده كه اگر دو و یا چند نفر در همه چیز برابر می‌شدند، آن‌كه سالش از دیگران فزون‌تر بود، از آنان برتر می‌شد.

ابن اثیر در تاریخ خود می‌گوید: هنگام جنگ فجار (دوم) همه‌ی تیره‌های قریش گرد آمدند و حرب بن امیه را بر خود پیشوا ساخته، چه كه حرب نزدیك‌ترین افراد قوم به عبدمناف بود و در عین حال از نظر سال بر آنان فزونی داشت.

در مورد ابوبكر نیز باید تصدیق كرد كه از نظر سال و وجهه مقدم بر سایرین بود.

4- جهت چهارم كه از تمام این جهات مهم‌تر است، آن است كه پیغمبر صلى الله علیه وسلم در مرض موت، ابوبكر را به جای خود به مسجد فرستاد تا امام جماعت باشد و مسلمانان پشت سر او اقتدا كنند و در واقع با این اقدام به ابوبكر حق امامت را واگذارد.

ابوبكر بعد از بیعت این خطبه را اداء نمود و اگر در مفاد این خطبه دقت شود، سرّ پیشرفت اسلام و سرعت انتشار و حقایق عالی برجسته‌ی آن آیین مشكوف می‌گردد و اینك آن خطبه: (ترجمه)

«ای مردم! گر چه من بر شما فرمانروا شدم، ولی نیكوتر از شما نیستم، اگر نیك‌رفتار شدم، مرا یاری كنید و اگر رفتارم ناپسند بود، مرا به راه راست بیاورید. ای مردم! راستی، درستی و دروغ، نادرستی است. نیرومندترین شما پیش من ناتوان است تا حق مردم را از او بستانم و ناتوان‌ترین شما نزد من تواناست تا حقش را از دیگران بخواهم به یاری خداوند.

ای مردم! هیچ یك از شما نباید از جهاد دست بردارد، چه مردمانی كه از جهاد دست بردارند، خوار و بیچاره می‌شوند، تا آن‌جا كه من فرمانبردار خدا و پیغامبر هستم، از من فرمانبرداری كنید و اگر خدا را نافرمان شدم، از من پیروی نكنید».

جرجی زیدان( تاریخ تمدن اسلام، ص 40-41 )
ترجمه : علی جواهر کلام

تبلیغات

بزودی

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار